Browsing Category

کلتور و ادب

انسانیت

خوشا که آدم دا شت روی ا نسانیت از ا ین چو یک رو تیره دل تا بان شد به گفته ها مقدور نیست ا نسان شد خم افسراز بار آن بپای طفلان شد زذات ا نسان بوده که جهدی بر جهل درند ه خو خود…

زبان دری / مصطفی عمرزی

زبان دری مصطفی عمرزی کم نیستند مواردی که از تلویحات مغرضانه، بالاخره به توهین و چاپ کتاب مبدل شده اند. بخش عمده ی چنین مواردی، صرف افغان ستیزی های وقیحانه شده است. از همان اوان…

غزل/ حیات الله بخشی

غزل حیات الله بخشی كسي باشد به او گوید چسان است دو چشمانش سیه ابرو کمان است کسی باشد به آن سیمین بناگوش  ز ما گوید قدش سرو روان است کسی باشد به آن نیکو خصایل ز ما گوید چرا…

غزل/ حیات الله بخشی

غزل حیات الله بخشی شود آيا كه ز من گاه سخن یاد کنی به وفا گاه سخن گاه ز من یاد کنی شود آیا که به هنگام گل و لاله ز من چو نشینی به چمن، صحن چمن یاد کنی شود آیا که به ایام خوش…

دریغا…/ حیات الله بخشی

دریغا... حیات الله بخشی دریغا ساز و سامانم نمانده  توانی بر دل و جانم نمانده  از آن روزی که من گشتم گرفتار به عشقش ساز و سامانم نمانده چو مرغ نیمه جان از پا فتادم توان آه و…

غزل / حیات الله بخشی

غزل حیات الله بخشی  عاشقان بیمی ندارند از بلا باورم کن آ و بنگر کربلا تا به کویت آمدم من پُر صدا خوش نصیبم تا شنیدم صد بلا سرو پستی می کند با قد تو چشم بد دور باد ای بالا…

غزل / حیات الله بخشی

غزل حیات الله بخشی گرفتارم گرفتار محبت سزاوارم سزاوار محبت به بازاری که یوسف می فروشند خریدارم خریدار محبت چو منصورم ولی با این تفاوت سر دارم سر دارِ محبت سزای من نمی دانم…

غزل / حیات الله بخشی

غزل حیات الله بخشی باشد به دلم داغ تمنات، دگر هیچ در سر بودم غصه و سودات، دگر هیچ ای کاش دهی بهر دوای دل عاشق یک بوسه از آن لعل شکرخات، دگر هیچ از درد دلم گر که بپرسد بگویید…

غزل / حیات الله بخشی

غزل حیات الله بخشی کُشتی ما را، این قدر ها ناز چیست؟ همچو من صد کشته داری، راز چیست؟ از وفا دم می زنی ای بی وفا! با رقیبان ارتباطت باز چیست؟ گر شوی محمود بختم ای صنم! می شوم…