نذرانه / حیات الله بخشی

نذرانه حیات الله بخشی به محفل ساقی ما باده در پیمانه می ریزد ز بهر خدمت یاران، عرق از شانه می ریزد ببین مه از کدام سمتی نمایان گشته است امشب که ساقی بی تعلل، باده در پیمانه می ریزد اگر زاهد ببیند چشم مست ساقی ما را  ز دستش وقت دیدن،…

عجز / حیات الله بخشی

عجز حیات الله بخشی تا صمدم کند نگه، کی صنمت نهم جبین تا تو صنم عدم شوی تا عدمت نهم جبین سجده ی دل به شوق اگر راه بر آستان کشد گریه ز انفعال کنم در حرمت نهم جبین سایه ی هیبتت ربود عقل و دل و دیده ی من چیست گناه من که من در قدمت نهم…

شکوه / حیات الله بخشی

شکوه حیات الله بخشی طالع اگر ندارم، بختم چرا گران است بختم اگر نسازد، طالع چرا چنان است گردون سفله ی دون، مهری به ما ندارد واحسرتا از این دون، با ما چرا گران است با اهل علم و دانش، گردون نکرده سازش زین رو دوای عشرت در کام سفله گان…

در رثای مادر / حیات الله بخشی

در رثای مادر حیات الله بخشی نشد تا در عزایت مادرا من گریه می کردم نشد تاپیش پایت مادرا من گریه می کردم نشد تا حجم درد و غصه و اندوه هجرانت نشسته بی نهایت مادرا من گریه می کردم نشد تا در نبودت ناله کرده هم گریبان را گرفته از برایت…

قبرستان / مصطفی عمرزی

قبرستان مصطفی عمرزی با هزاران درود و رحمت بر جامعه ی روشنفکری ایران، که کسی همانند زنده یاد استاد ناصر پورپیرار، از چکاد آن، ما را هشدار می دهد: هرچند همسایه ی غربی در تولید ایسم فارسی، غرض سیاسی دارد، اما اگر از مدرک سال ها رنج و تلاش…

عذاب وجدان / مصطفی عمرزی

عذاب وجدان (معرفی کتاب «آغاز یک پایان») مصطفی عمرزی حکومت منحوس مسعود- ربانی، الحق که در تاریخ افغانستان، به نام «سقوی دوم»، مشهور است. متاسفانه این حکومت ننگین که انتقام گیری روس ها از افغان ها بود، نه فقط با ساخت و ساز خارجی ها به میان…

سهم زنان افغان در فرهنگ های خوب / مصطفی عمرزی

سهم زنان افغان در فرهنگ های خوب مصطفی عمرزی جبر زمان باعث شده است با مراجعه به تاریخ، بیشترین درخشش را در نام هایی بیابیم که در وجود مردان، خلاصه می شوند. با ظهور اسلام و پرتو آن در سرزمین های ما که با موهبت الهی قرآن، به همراه بود، روزنه…

هديه برای شهدا / حیات الله بخشی

هديه برای شهدا حیات الله بخشی نام نیکويت بلند است اي شهيد  اجر عقبايت دو چند است ای شهید نام نامی ات به هر جا با درود کس نگیرد ناپسند است ای شهید در نبودت خصم تو مسرور لیک دوستانت مستمند است ای شهید جان خود دادی به حفظ میهنت دیگران…

غزل / حیات الله بخشی

غزل حیات الله بخشی كس نیست چو من عاشق خونین جگر امروز  نالان و فغان خسته و با چشم تر امروز رفتست ز دل صبر و شکیبایی و طاقت  تا رفت ز بر، دلبر شیرین شکر امروز  با قهر و عتاب آمد و با ناز و ادا رفت  یعنی که گذشت از سر من یک خطر امروز…

غزل / حیات الله بخشی

غزل حیات الله بخشی سرو از قدت نموده اقتباس  گل نیز هم از جمالت اختلاس  ثقل نازش واگذار بر دوش من  وقتی عکسش می گرفتی ای عکاس  بدر حُسنش بسکه پرتو افگن است  ماه گویم یا چه ناید در قیاس گر خراج وصل باشد نقد جان  شکر دارم آن به جای…