زبان دری / مصطفی عمرزی

زبان دری مصطفی عمرزی کم نیستند مواردی که از تلویحات مغرضانه، بالاخره به توهین و چاپ کتاب مبدل شده اند. بخش عمده ی چنین مواردی، صرف افغان ستیزی های وقیحانه شده است. از همان اوان ایجاد حکومت موقت، فشار مضاعف خارجی، مسوولان را به ناگزیری…

حماسه ی رادمردان نامعلوم / مصطفی عمرزی

حماسه ی رادمردان نامعلوم مصطفی عمرزی «ما با استفاده از منابع معتبر، به ویژه نقل قول های شفاهی از حاجی غلام رسول خان که در تاریخ ثبت شده است و دیگر شاهدان حال در رابطه به مسالهء ملیت امیر حبیب الله، تحلیل و تحقیق هایی داشتیم، زیرا این…

هر دم از این باغ / مصطفی عمرزی

هر دم از این باغ مصطفی عمرزی اگر زمان را اشتباه نکرده باشم، فکر کنم دو سال قبل بود که یک تجمع بسیار کوچک با شکل و شمایل روحانیت ولایت فقیه، در ولایت بامیان شعار می دادند: «هزاره، هویت تحمیلی است!» در همان زمان، نخستین تنقیدی که بر این…

در پشت حصار / مصطفی عمرزی

حصار اتحاد شوروی، اگر یک مرزبندی ستمبار سیاسی بود، اما تعمیم مفاهیم انسان محور آن، هرچند در بند فرهنگ روس، به خصوص کشور های آسیای میانه را از قرون وسطا بیرون می کند. بقایای امارات فرتوت و منحط که خود باعث تعدی و تسلط روسان شدند، پس از سقوط…

آرمان شهر کاذب / مصطفی عمرزی

آرمان شهر کاذب مصطفی عمرزی شکست توهم اشتراکات فرهنگی، زمانی تشدید می شود که از واحد های سیاسی، عبور می کنیم. به گونه ی مثال، نوع برخورد زشت با مهاجران افغان در ایران، بدون تفکیک این که بعضی به اصطلاح فارسی زبان اند و به تشیع باور دارند،…

غزل/ حیات الله بخشی

غزل حیات الله بخشی كسي باشد به او گوید چسان است دو چشمانش سیه ابرو کمان است کسی باشد به آن سیمین بناگوش  ز ما گوید قدش سرو روان است کسی باشد به آن نیکو خصایل ز ما گوید چرا با ما گران است کسی باشد که اوصافش سراپا ز ما گوید همه رشک…

غزل/ حیات الله بخشی

غزل حیات الله بخشی شود آيا كه ز من گاه سخن یاد کنی به وفا گاه سخن گاه ز من یاد کنی شود آیا که به هنگام گل و لاله ز من چو نشینی به چمن، صحن چمن یاد کنی شود آیا که به ایام خوش و وقت نشاط ز من غرقه به دریای محن یاد کنی شود آیا ز من…

دریغا…/ حیات الله بخشی

دریغا... حیات الله بخشی دریغا ساز و سامانم نمانده  توانی بر دل و جانم نمانده  از آن روزی که من گشتم گرفتار به عشقش ساز و سامانم نمانده چو مرغ نیمه جان از پا فتادم توان آه و افغانم نمانده چرا پنهان کنم دردم که چیزی به آشکارا و…

دزد ناشی که به کاهدان زده بود / مصطفی عمرزی

دزد ناشی که به کاهدان زده بود مصطفی عمرزی «دزد ناشی که به کاهدان زده بود»، نام یک اثر معروف مهدی سهیلی، طنزنویس برجسته ی ایرانی، به زبان دری است. در این داستان، دزد(شخصیت تعریف شده ی بد) پس از مرارت های زیاد، بالاخره به جایی می رسد که…

غزل / حیات الله بخشی

غزل حیات الله بخشی  عاشقان بیمی ندارند از بلا باورم کن آ و بنگر کربلا تا به کویت آمدم من پُر صدا خوش نصیبم تا شنیدم صد بلا سرو پستی می کند با قد تو چشم بد دور باد ای بالا بلا تا به وصلش دست یابم بی درنگ چاره کن با سحر و جادو ای ملا…