مناسبات افغانستان و روسیه کدام سو میروند؟ /غوث جانباز

0 416

ruusia afghanistan flag

پس از تغییر اهداف مأموریت نظامی و سیاسی کشورهای عضو پیمان ناتو در افغانستان، برخی از دول منطقه نیز مجبور شدند تغییراتی را در موضعگیری های خویش بیاورند. تا جائیکه دیده میشود پروسۀ تحول مواضع رسمی کشورها هنوز خاتمه نیافته و در حال تکوین و تدوین است. 
در میان کشورهای منطقه، یکی از دولت های که موضعگیری آن در ارتباط به مسایل افغانستان دلچسپ، مهم و در خور توجه میباشد، موضع دولت فدراسیون روسیه است. 
انکشاف اوضاع در داخل افغانستان و اطراف آن طی سالهای اخیر نشان میدهد که مقامات روسیه و مخصوصاً وزارت امور خارجۀ آن کدام موضعی معینی در قبال افغانستان نداشته و همیشه سعی نموده موضعگیری خود را موازی با تحولات و تغییرات در افغانستان و پیرامون آن شکل داده، با در نظر داشت امکانات خویش، عیار و تدوین نماید. 
در عین حال، ناظرین و صاحب نظران مسایل روابط بین المللی یک نوع دوگانگی را در پالیسی روسیه راجع به افغانستان ملاحظه مینمایند. طوری به نظر میرسد که ادارات مختلف فدراسیون روسیه با هم دیگر در یک نوع تضاد قرار داشته و هنوز نمیتوانند ستراتیژی منظم، مدون، پیش بینی شده و واحد را در مورد افغانستان برگزینند و متعاقباً برای تطبیق ستراتیژی مذکور پالیسی های کوچک (تکتیک های) خود را عیار بسازند. 
دوگانگی مذکور منجمله در رابطه به حضور قوای خارجی ( عمدتاً امریکا و انگلستان ) در افغانستان نیز بخوبی مشاهده میشد. روسیه از یک سو حمایت خود را از حضور نظامیان ائتلاف بین المللی به رهبری ناتو در افغانستان ابراز میداشت، اما از جانب دیگر ادارات متنفذ روسیه از قبیل وزارت امور خارجه، ” ادارۀ فدرالی کنترول بر دوران مواد مخدر “، نظامیان، استخبارات… وقتاً فوقتاً نگرانی و نارضایتی خود را از فعالیت های ناتو بیان میدارند. مقامات فوق الذکر روسیه کشورهای ائتلاف بین المللی را به عدم اتمام مسوولانۀ مأموریت نظامی در افغانستان، افزایش کشت، تولید و ترافیک مواد مخدر در افغانستان، افزایش تندروی مذهبی در آنجا… حین حضور قوای خارجی، متهم نموده، خروج نظامیان غرب را از افغانستان اقدام عجولانه میخوانند. 
مقامات روسی ناخُشنودی ” نرم ” خود را در رابطه به انعقاد توافقنامه های ” همکاری ستراتیژیک ” و ” امنیتی ” میان افغانستان و امریکا خاطر نشان ساختند، ولی در کُل بیشتر از تقریر کم و بیش پُر سر وصدای موضعی معتدل خویش پیش نرفتند. 
پس از ختم مرحلۀ اشتراک در جنگها و عودت قسمت عمدۀ نظامیان غربی از افغانستان، فدراسیون روسیه احساس کرد که اوضاع در آنسوی سرحدات جنوبی ” سازمان کشورهای مستقل مشترک المنافع ” ( سازمان مذکور از کشورهای اتحاد شوروی سابق ترکیب یافته است ) میتواند متدرجآ به وخامت بگراید. بدتر از همه آنکه اوجگیری و شدت ناامنی های احتمالی در افغانستان قادر اند به مرور زمان به دولت های نو ظهوری آسیای میانه ( ترکمنستان، ازبکستان و تاجکستان ) رخنه نماید و آنها را بی ثبات بسازد. 
صرف نظر از تنوع نظریات، عدم موجودیت یک موضعگیری تدوین یافته در رابطه به افغانستان و اعلامیه های متضادی که از طرف مقامات روسیه گاه و بیگاه منتشر میشود، قابل تذکر است که روسیه در اخیر ۲۰۰۱ مأموریت نظامی غرب را به رهبری ایالات متحدۀ امریکا در سطح شورای امنیت ملل متحد تأئید نموده و همکاری های معینی را در ترکیب ائتلاف بین المللی در تشریک مساعی” علیه تروریزم ” مبذول داشت. 
عده ای از آگاهان مسایل سیاسی در داخل فدراسیون روسیه و همچنان بیرون از آن معتقد استند که عدم موجودیت ستراتیژی واحد و تنظیم یافته در استقامت افغانستان، بیشتر ماهیت ظاهری داشته، در حقیقت معنی و مفهوم معکوس دارد. یعنی طرزالعمل کنونی حکومت روسیه در استقامت افغانستان در حقیقت امر ستراتیژی واقعی روسیه میباشد. برخی از عناصر این ستراتیژی را میتوان قرار ذیل برشمرد: 
– روسیه بهیچوجه علاقمند نیست از مسایل سیاسی افغانستان در سطح منطقوی و بین المللی به دور بماند، معکوساً میکوشد تا یکی از بازیگران مهم آن باقی بماند؛ 
– روسیه میکوشد روشی متوازن با امکانات سیاسی و اقصادی خویش در مسایل افغانستان اختیار نماید و نمی خواهد بیش از حد در حوادث آن ذیدخل گردد؛ 
– روسیه در شرایط نامطلوب کنونی ( الی تأمین ثبات قابل پیش بینی در افغانستان ) از همکاری و تأمین روابط طویل المدت اقتصادی وغیره با افغانستان خودداری خواهد کرد؛
– اشتراک روسیه در مسایل افغانستان عمدتاً بر محور علایق دو جانبۀ سیاسی، معنوی و تا حدودی فرهنگی متمرکز خواهد بود؛ 
– روسیه تلاش میکند تا از آنچه در افغانستان میگذرد حد اکثر برای منافع طویل المدت و علیای فدراسیون روسیه در سطوح منطقوی و بین المللی استفاده نماید؛ 
– در صورت ضرورت تضاد در نظریات میان ادارات مختلف فدراسیون روسیه از قبیل: وزارت امور خارجه، ادارۀ فدرالی کنترول بر دوران مواد مخدر، استخبارات… در رابطه به مسایل افغانستان حفظ و شدید تر خواهد شد؛ 
– کارشناسان مسایل بین المللی و جامعۀ عظیمی افغانستان شناسان روسیه نیز افکار نهایت متفرق و متناقض در رابطه به انکشاف اوضاع در افغانستان دارند؛ 
– رسانه ها به نوبۀ خود طی سالیان متمادی ( حداقل از سال ۱۹۹۱ بدینسو ) تصویری نچندان مطلوبی را از حوادث افغانستان در اذهان عامۀ مردم و سیاسیون روسیه تداعی و خلق نموده اند. 
تصویر افغانستان در رسانه های صوتی، تصویری و نوشتاری غالباً مرتبط به حوادث تروریستی، عملیات نظامی قوای خارجی یا افغان علیه مخالفین مسلح، کشت، تولید و دوران غیر قانونی مواد مخدر، احتمال رخنۀ تندروان مذهبی به کشورهای همسرحد با فدراسیون روسیه و واقعات از همین دست متمرکز بوده و هنوز هم است.
در میان نخبه گان سیاسی و برخی از ژورنالیستان سرشناس روسیه هر چه بیشتر شنیده میشود که گویا ” افغانستان دیگر جغرافیای سیاسی و نفوذی امریکا بوده ” و ما را نباید به آن کاری باشد. 
به احتمال قوی عوامل و دلایل فوق الذکر و تجارب گذشته ( حضور ده سالۀ قوای شوروی در افغانستا ) باعث شده باشند تا رهبری فدراسیون روسیه در مباحث مربوط به افغانستان و مخصوصاً اشتراک مستقیم فزیکی در آن از خود ارادۀ سیاسی نشان نداده و بیشتر خوددارانه عمل کند. 
با این همه فدراسیون روسیه و متحدین کلیدی آن در ” سازمان کشورهای مستقل مشترک امنافع ” پیوسته کوشیده اند افغانستان را از دید خویش دور نسازند، و چگونگی انکشاف اوضاع را در آنجا زیر نظر داشته باشند. افزون بر آن افغانستان همواره به اجلاس سران ” سازمان همکاری شانهای ” به حیث ناظر دعوت میشود، در گردهمایی سازمان دیگر منطقوی ” سازمان معاهدۀ امنیت دسته جمعی ” ( روسیه در این سازمان نقش کلیدی را بازی میکند) اوضاع سیاسی- نظامی افغانستان پیوسته و همه جانبه مورد غور و ارزیابی قرار میگیرد. 
در اوضاع و احوالی متحول بین المللی کنونی، به تشنج گرائیدن روابط فدراسیون روسیه با ناتو و در کُل با غرب، دولت فدراسیون روسیه به نظر اینجانب در قبال افغانستان در برابر اانجام اهداف و وظایف آتی قرار دارد: 
– حفظ موقف متوازن در مسایل مربوط به افغانستان، چه در سطح منطقوی و چه هم در سطح بین المللی؛ 
– حفظ نفوذ عنعنوی خویش در دولت های پسا اتحادشوری، در آسیای میانه؛ 
– تقویه و حمایت همه جانبه از آنعده سازمانها و نهاد های بین المللی و منطقوی که آهنگ اصلی را در آنها خود فدراسیون روسیه یا جمهوری مردم چین مینوازد؛ 
– دفع رخنۀ احتمالی داعشی ها، طالبها و مجاهد های تند رو از قلمرو افغانستان به کشورهای آسیای میانه، حمایت و پشتیبانی همه جانبۀ نظامی از دول حوزۀ مذکور.
– ادامۀ همکاری های قسمی و مشروط با غرب ( با ناتو ) بخاطر دفع امکان رخنۀ افراطیون به آسیای میانه؛ 
– حفظ همکاری های دو جانبه حداقل در سطح کنونی با حکومت جدید در افغانستان، در صورت امکان افزایش آن. 
روی کار آمدن حکومت جدید در افغانستان و اقدامات نخستین آن در عرصۀ سیاست بین المللی به وضاحت نشان میدهد که فدراسیون روسیه بیرون از حلقاتی قرار گرفته است که رهبری منتخب افغانستان برای خود در ساحۀ سیاست خارجی تعیین نموده است. در صورتیکه طرفین از خود ابتکارات نوین و جوابگوی مقتضیات معاصر هر دو کشور نشان ندهند … مناسبات میان دو دولت به احتمال قوی حداقل در حدود کنونی باقی خواهند ماند. 

نویسنده: غوث جانباز، 

مشاور اسبق حقوقی سفارت افغانستان در مسکو

ادرس صفحه انګلیسی ما:

www.dawatmedia.com

Leave A Reply

Your email address will not be published.