چهار تراش / مصطفی عمرزی

چهار تراش

مصطفی «عمرزی»

خدا می داند چند بار دیگر البسه ی سیاسی را به تن ما کنند؟ دشمنی با ریش، لنگی و پیراهن- تنبان، کودتاچیان هفت ثور را با چالش این عناصر مواجه کرد. هشت ثور، پیروزی لوازم بالا نیز بود. این تضاد تاکنون نیز باقی مانده و معلوم نیست کدام طرف پیروز می شود. یکی مدعی ست که عناصر محلی خوب اند و دیگری استدلال می کند خیلی زحمت دارد. بنابراین زحمت پیرایش آن ها را برعهد می گیرد.

در کشور همسایه ی ما در جمهوری اسلامی ایران نیز مسابقه ی سنتی و مدرنی در جریان است. از زمان کشف حجاب در سلطنت پهلوی اول، نوع دیگری از خوداختیاری پوشش رونما شد. هرچند این اختیار فرامرزی می شود و هیچ تفاوتی از جامعه ی غربی نداشت، اما تحولی که با ابتکار روحانیون «انقلاب اسلامی» نام گرفت، خوداختیاری قبلی را از رسمیت انداخت.

ایدیالوژیک بودن، منطق مقطعه یی دارد. دشواری نظام هایی که ایدیالوژیک اند این است که با تحول و تغییر که یک اصل بشری و طبیعی است، سازگاری ندارند. در ایران کنونی، بدنه ی بزرگ ایدیالوژی انقلابیون، غیر قابل فهم شده است. نسلی که بیشتر جوان می باشد، با خودش درگیر می شود که کدام راه سهولت دارد؟ آنان نمی خواهند از مسیر جنگ با عراق، انقلاب یا ایده هایی بروند که تنقید سیاسی، فرهنگی و اجتماعی سوالات زیادی را به میان آورده است. جنگ ایران و عراق، نه فقط حماسه تلقی نمی شود، بل فکر می کنند با اشتباهات آخوند ها، خسارات جبران ناپذیری را متحمل شده اند.

با انقلاب اسلامی، هرچند شگوفایی روستایی رونما می شود، اما محدودیت های فکری و عدم پذیرش خوداختیاری مردم برای پوشش، صورت جامعه را با پوششی ستر کرد که با طرز فکر متفاوت، در همه جا در حال تراش خوردن است.

اعتراضات زنان و دختران ایرانی بر ضد حجاب اجباری، الگو ها و سمبول هایی شدند که با پوشش خبری وسیع پنهان نماندند. حرف در این نیست که حجاب خوب است یا بدحجابی؟ تحلیل رفتار شناسی و روان شناسی مردم به پرسش های زیادی پاسخ می گوید. نوع پوشش حجاب در کشور های مختلف اسلامی، صرف نظر از این که طیفی از زنان و دختران مسلمان، اصلاً به آن اهمیتی نمی دهند، در هاله ی فرهنگ های محلی نیز قرار دارد.

در افغانستان ما، زنان و دختران کوچی، ترجیح می دهند با لباس های گشاد و زیبای افغانی، سراسر کشور را درنوردند. من به یاد دارم که این خوداختیاری با مشخصه ی سنتی، حتی طالبان را که در قسمت پوشش اناث سختگیری می کردند، به بی اعتنایی می کشاند. آنان نه چادری بر سر می کنند، نه برقع می شناسند و نه به حجابی تن می دهند که با تکه های سیاه از فرهنگ کشور های عرب است.

در تاجیکستان برای تفکیک حجاب که سوا از فرهنگ های دیگران باشد، اناث تاجیکستان را تشویق کردند حجاب را با لباس های سنتی مراعات کنند؛ عیناً شبیه اناث روستایی ما که کوچیان به نماینده گی از آنان با لباس های محلی به همه جا می روند.

مُدل ایران با دست بالای سیاست گذاری های خارجی در منطقه، مثالی ست که چه گونه عدم درک رفتارشناسی و روان شناسی مردمی که در دهکده ی کوچک جهانی، هرچه را سهل آفرین باشد می پسندند، مهم می باشد.

گل شیفته فراهانی که از سوپر استار های سینمای ایران بود با نمایش فوق العاده ی برهنه گی از بدنش اش در اروپا، رژیم ایران را به چالش کشید. این شوک برای ما غیر طبیعی نبود. تعداد کثیری از مهاجران افغان که از ایران بازگشته اند، روایت های واقعی دشواری هایی را تعریف می کنند که رژیم های ایدیالوژیک با طرد اصل تحول و تغییر، مردم را عقده مند کرده اند. شمار زیادی از بازگشت کننده گان افغان از ایران، حتی درگیر چالش خوداختیاری پوشش اند.

به اساس تایید مقامات وزارت صحت عامه و مسوولان امنیتی، عقده های جنسی، در انحراف اجتماعی بسیاری از افغانان مهاجر در این کنش تاثیر گذاشته است. چنانی که بیشترین معتادان ما از ایران اند، بیشترین گروه آغشته به فساد، فحشا و تن فروشی نیز به جمهوری اسلامی ایران تعلق می گیرند.

 گلشیفته در مصاحبه ای از بی زاری اش از پوشش رسمی لباس زنان ایران گفت. ایران قبل از انقلاب اسلامی، همانند افغانستان قبل از هفت ثور است. هرچند مُدل، ساختار و زعمات ها با تفاوت های کلی از هم فرق می شوند، زیرا رهبران افغان تا ریاست جمهوری شهید محمد داوود، نه تجمل پرست بودند، نه دور از مردم و نه دنبال اهدافی می گشتند که برخلاف ما، مُدل ایرانی را با تعمیم ذهنیت های فحشا معروف می کرد.

 داماد آخرین شاه ایران، جنرال زاهدی، که در خنثی سازی کودتای معروف محمد مصدق در دهه ی سی مهم شمرده می شود، با حصر منطقه ی معروف «شهرنو» در ایران، از سیاست های رسمی حمایت از فحشا حکایت می کرد.

تصاویر خوداختیاری پوشش قبل از انقلاب و بعد از انقلاب ایران، مُهری ست بر این ادعا که حتی با تقدس دینیات نیز نمی توان جلو تحول و تغییر را گرفت. باید برای تمام مسایل، پاسخ های درخور ارایه کرد. با هر گامی که به جلو می رویم، دنیایی رونما می شودکه در گذشته وجود نداشت.

اعتراضات جاده یی زنان و دختران ایران، بر اساس منطق تحول و تغییر است. آنان دوست دارند با مُدلی زنده گی کنند که بیش از همه سهولت های شان را تامین می کند. تماشای تصاویر قبل و بعد از انقلاب زنان و دختران در ایران، مساوی به هم می شود. هرچند پوشش رسمی جمهوری اسلامی وضاحت دارد، اما شبیه چهار تراشی ست که پس از چهل سال، به اندازه ی زیاد تراش می خورد.

شرح تصاویر:

زنان و دختران ایران قبل و بعد از انقلاب.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

Categories: اجتماعي سیاسي,صفحه دري,کالمونه,مصطفی عمرزی