پرینا / مصطفی عمرزی

پرینا

(shweta tiwari)

مصطفی «عمرزی»

ساعاتی پس از تحول نو، هموطنان زیادی در صف های طولانی در عقب دکان های سلمانی در انتظار تراشیدن ریش ها و مو های اجباری بودند. قیود مذهبی 5 ساله که بر اثر فقدان فرهنگ سازی های موثر، مردم را خسته کرده بودند، با حذف یکی دیگر از ظاهرسازی های سیاسی به تاریخ رفت.

در چهارراهی که به نام افغانستان مسمی کرده اند، این که اقبال مردم ما از گزند حوادث در امان می ماند یا نه، در قرینه های سیاسی، با داعش و مفتخواران دیگر که هرکدام با دست آویز تکفیر و ارتداد، بیشتر از عدم توانایی حکایت می کنند، زیرا توان قناعت و تسخیر افکار را ندارند، مردم را مشوش ساخته اند.

خیلی زود، شهر های تاریک، هرچند در هرج و مرج نو، اما روشن شدند. آزادی ها، معنی زنده گی، آراسته گی و نعماتی را محسوس و ملموس می کردند که از هفت ثور، بیش از دو دهه از مردم گرفته بودند.

می پذیریم که کشتی آرامش مردم ما به ساحل مقصود نرسید و در دریای طوفانی، تهدید می شود، اما در جزایر مسرت، لنگر هایی انداخته است که خاطرات خوش میلیون ها افغانی اند که با رژیم های ایدیالوژیک، در یکی در اختناق کمونیستی، در دیگری با آنارشیزم تنظیمی و در نمونه ی بعد با فاشیزم مذهبی، از درک معنی کامل زنده گی محروم شده بودند. هرچند سایه ی جنگ تحمیلی، این نحوست، مردم را رنج می دهد، اما در رگ های حیات افغانان، خون جریان دارد.

کابلبانک، قبل از آن که از لوث فساد سقوط کند، در شمار نهاد های غیر دولتی، سهولت ها و مسرت های زیادی به مردم بخشیده بود. ابتکار مسوولان این بانک، پای ستاره گان و هنرمندانی را به افغانستان کشید که فقط در پرده های تلویزیون ها و سینما ها، لحظه ها و لمحه های خوش افغانان را تمثیل می کردند.

تولسی و پرینا، دو نام هنری هنرمندان مشهور هندی اند. در سریال «زمانی خشو هم عروس بود»، تولسی، پیشتر از پرینا، به خانه های افغانان می آید، اما پرینا (شویتا تیواری) با سفر به افغانستان، مردم را به فراسوی مرز های کشاند که در عادت تعدی و تجاوز، از هشت ثور تا آن روز ها، خارجی را به معنی متجاوزی شوروی، پاکستانی یا صورت دیگری تجربه کرده بودند.

برنامه های جوایز کابلبانک، با رنگارنگی، حضور نه فقط هموطنان هنرمند، افغانانی که به یاد وطن و فرهنگ آن، روح افغانی را زنده نگه داشته بودند، بل با ستاره گان خارجی، جزو سالیان خوش اخیر اند. تماشای رو به روی هنرمندانی که روی پرده های سینما و تلویزیون، افغانان را جذب می کردند، مردم ما را در آرامش های روانی، کمک کرده است.

با حضور جامعه ی جهانی در افغانستان، بازگشت شمار زیادی از افغانان بی طرف، نخبه و آگاه که در راس آنان، اعلی حضرت شاه محمد ظاهر (رح) قرار داشت، میزان جاذبه ی میهن و بازگشت را آن قدر نیرومند ساختند که از این حیث، شاید بی جا نباشد که گونه ای اطمینان قلبی و روحی، در کنار امیدواری ها برای بازسازی و ثبات، سرمایه های زیاد غیر دولتی افغانان و خارجیان را برای افغانستان به ارمغان آورد.

 در کشور جنگ زده ی ما، حضور پرینا ها، سونونگم ها و ستاره گانی که در دنیای شادی و مسرت، مردم را از غم ها بی غم می سازند، می توانست تصویر افغانستان جنگ زده را راحت تر از تمام برنامه های تبلیغاتی، رسانه یی و دولتی، متحول سازد.

بسامد سهل به افغانستان، در سالیان نخستین و میانه ی حاکمیت کرزی، مردم را آرامش می بخشید. این که پس از سال ها، میزان آرامش، می تواند با اطمینان قلبی ستاره گانی توام شود که در شمار سینماگر و آوازخوان، همان قدر که نیازمند امنیت اند، ایجاب می کند در محیطی به شادمانی های مردم بیافزایند که فرهنگ های بسترساز، با تامین امنیت روانی از اضطراب آنان می کاهند.

نگرانی های ما با اضطراب ناشی از شرایط، بیشتر به واکنش های منطقی می انجامند که ناگزیر برای دفاع از شئونات، امنیت، منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی، چرخه ی نقد را بیشتر بچرخانیم، اما بایسته است یادمان نرود، فرهنگ ناشی از استمرار نقد ناراض، می تواند در تار جلوه دادن فضا، مردم را از آرامش ها و ثباتی دور کند که در حداقل های شرایط نو، در خوشی ها و مسرت ها، امیدوار شده بودند در نقش گام های هنر و هنرور، در کنار تحمیلات جنگ و نابسمانی ها، اما زنده گی را با تمام معانی آن پی گیری کنند.

حالا که پافشاری این مقال برای حک کردن خاطرات خوش در اصرار قلمپردازی روتین شد، خدا کند خوشی های مردم ما با حقی که از زنده گی طلب دارند، با حضور ستاره گان و هنرمندانی تازه شود که سال ها پس از بانگ نفرت، نفرین، تکفیر و ارتداد، آنان را در افغانستان خودشان به نام نامی ملت صبور، با عزت و سربلند افغان، اما رنجدیده، غم رسیده و افگار، خوشحال و شادمان کرده بودند.

پرینا در هندوستان در آرامش های یک کشور خودکفا، مقتدر و آزاد، زنده گی آرام دارد. افغانان ما نیز به یاد خاطرات خوش سالیان اخیر، امیدوار و دست به دعایند که در بستر چند سده ی پسین، در پُرشکوه ترین تواریخ حماسه، احیای مملکت، دست آورد های مدنی، رشد چشمگیر اجتماع زنان و مردان افغان، از مواهبی محروم نشوند که با چهره های تخویف جهل و جهالت، در پی حذف زنده گی در افغانستان برآمده اند.

در کنار مصایب عظیم در نزدیکی عوامل منفور، فاصله ی ما با تحجر و مدنیت، به اندازه ی چند وجب است.

از خاطرات خوش، یاد کنیم! این فرهنگ سازی، مردم را به ارزش کیفی دست آورد هایی معتقد می سازد که عوامل منفور جهالت، برای حذف آن ها، خوب می دانند، فقط مردمان محروم اند که برای وعده های کذاب، به زنده گی پشت می کنند.

شرح تصاویر:

پرینا یا شویتا تیواری در کابل و هند. در تصاویری، پرینا با انجنیر احمد ذکی قیس (فلمساز افغان) و انجنیر نور الله سیفی (مدیر مارکیتنگ کابلبانک و از تصویربرداران افغان) دیده می شود. او در کابل بر اثر دعوت کابلبانک، برای افغانان، برنامه هایی اجرا کرده بود.

Categories: سینما او فلم,صفحه دري,کالمونه,مصطفی عمرزی