مکثی بر بُعد ادبی محمدرسول پشتون

کاندید اکادمیسین سیستانی

0 75

  ۲۳/۲/۲۰۱۰

                 

 

محمدرسول پشتون (۱۲۷۹-۱۳۶۱ش)

مرحوم محمدرسول پشتون (بنیان گذار نهضت ویش زلمیان ) شخصیت سیاسی مشهوری است که از سال۱۳۳۱ تا ۱۳۴۲ را در زندان گذشتانده است.در بارۀ او ومبارزات سیاسی اش آثاری زیادی نوشته شده است که در رسانه های چاپی وانترنتی موجود اند، دراینجا هدف من مکث بربُعد ادبی وفرهنگی این شخصیت منوراست.

چندی قبل وبسایت «پشتون ملی اینداره» را بازنمودم، در صفحه اول این وبسایت پارچه شعری بس عالی که با نازک خیالی وتشبیهات وترکیبات زیبای شعری بیان شده بود، توجهم را بخود جلب نمود. با خواندن این شعر من متوجه بُعد دیگرمرحوم پشتون یعنی بُعد ادبی وفرهنگی او شدم. آنرا یک بار با هم میخوانیم وبعد به تبصره ام ادامه میدهم.

هم بحر هم طوفان یم

نه پوهېږم چې انسان یم که ملکه که پېریان یم          په جلي قـلم لیکلی پر خلقـت باندې عنوان یم

یا چمن یـمه شین سوی یا خــزان یمه پرېوتی           یا وږمه یمـه د ګلو یا په خــپــلــه ګلستان یم

یا د یـار د مخ آئینه یم یـا په خپلـه جانانه یم            د هر ګوښې ننداره یـم په ډولو ډولو عیان یم

نه هـغـه یـم نه دغـه، هسي خـوشي بهانه یم            ګورئ څه یم لا به څه سم چې دټولو داستان یم

نه سور ګل یم غـوړېدلی نه نسیم یم الــوتـلی           چې په بوی باندې یې پایم د هغه باغ باغبان یم

نه ډېــوه یــمه لګېږم نه پـتـڼ یم چې کـړېږم           د آشنا د مخ شغـله یم پــرېـوتلی پر جهان یم

نه هنداره د ښایست یم نه په خپله نمایښت یم           یو تعمیر یمه جوړ سوی چې د بله څخه بیان یم

چې په غشو یې د سترګو زخمي کړی یم د درګو        دهغو وینو سېلاب یم چې هم بحر هم طوفان یم

(محمدرسول پښتون کابل مجله – ۱۳۲۱ ش)

این شعربا تشبیهات وترکیبات بکر و کلمات زیبا یکجا شده و به تمام معنا هنرمندانه ومملو ازنازک خیالی شاعرانه ارائه شده است.بکلام دیگرشعر هم از لحاظ شکل وهم ازلحاظ مضمون خود کم نظیر است. من خود شاعر نیستم ودر شعر وشاعری نیز دسترسی ندارم ولی از خواندن و شنیدن اشعارخوب لذت می برم ، بخصوص اشعاری که هم از لحاظ ترکیب کلمات زیبایی داشته باشد وهم معنا را با رسائی حمل کند ، از خواندنش احساس خوبی بمن دست میدهد. گاهی از طریق رسانه های تصویری وگوش دادن به آواز هنرمندان می بینم که برخی ازاشعار پشتو دارای چنان مضمون عالی وپیام پرجاذبه است که مو براندام آدمی راست میکند. مثل شعر[پاڅیږه وطنه!] با آواز امرخیل ، برای هرشنونده با احساس ومیهن دوست چون نفس مسیحا روح بخشا است.

قبل از این، وقتی ازمرحوم پشتون ذکری به میان می آمد، درذهنم یک شخصیت سیاسی مجسم میشد که درضدیت با نظام حاکمه افغانستان سالها زندانی بوده وشکنجه ها دیده است و جنبش ویش زلمیان رادر قندهار بنیاد گذاشته بود، ولی با دیدن این شعر دلنشین می بینم که مرحوم محمدرسول پشتون علاوه بربُعد سیاسی بُعد دیگری یعنی بُعد معنوی و ذوق ادبی نیز داشته و درشعر وشاعری استعداد وتوانائی فوق العاده ای داشته است. از روی همین شعرمرحوم پشتون میتوان گفت که آن مرحوم درعرصۀ ادب وسخن آفرینی از شاعران مشهورعصرخود چون: بینوا وگل پاچا الفت وخادم ورشتین وغیره اگر پیشتر نبوده باشد، عقب ترکه به هیچ عنوانی نبوده است.

 تعجب می کنم که شاعری با چنین  استعداد شعری وداشتن اشعارزیبا وپردازهای شورانگیز چرا مورد استقبال وتأمل و تقلید شاعران وسخنواران پشتوزبان دیگر روزگارش قرارنگرفته است؟ آیا بخاطر نام شاعر [که منحیث یک شخصیت سیاسی همواره مغضوب نظام حاکمه بوده است]، از تبصره وتحلیل وتقلید آن دریغ کرده اند؟

این بُعد از شخصیت مرحوم محمدرسول پشتون نیزقابل تأمل وبحث وفحص است ومی باید شاعران وادیبان زبان پشتو بر این بعد شخصیت وی نیز مکث نمایند وآنطوری که حق او ست او را به جوانان وعلاقمندان شعر اومعرفی کنند. آنطور که از سوانحش برمی اید پشتون درسن شش سالگی درحدود پنجهزار قطعه  شعرپشتو ودری را به تشویق  مادرخود حفظ  کرده بود وآنها را درمحافل ومجالسی ادبی که نایب الحکومه قندهارسردارعثمان خان  در آن حضورداشت با فصاحت از برمیخواند ومورد تحسین اهل مجلس قرارمیگرفت.

دراخیر لیست اثار قلمی مرحوم پشتون گفته میشودکه «پشتون در پهلوی اینکه یک مبارز ملی بود و در راه رسیدن به ا رمانهای ملی، محرومیت و زندانها را متقبل شد، از اصول خویش هیچگاه عدول نکرد، بعضا به اشعار و نظم هم پناه میبرد. او با داشتن یک حافظه قوی تحت مراقبت مادرش توانست تا در سن شش سالگی در حدود پنج هزار قطعه اشعار پشتو و دری را حفظ کنند. اشعار را چنان زیبا و دلپذیر قرائت میکردند که اکثرا به دربار نایب الحکومگی قندهار به حضور نایب الحکومه سردار محمدعثمان که شخص شان هم شاعر خوبی بودند، به معیت والد بزرگش دعوت گردیده و شعرسرایی میکردند. مرحوم پشتون به تحصیلات خود تحت مراقبت والدینش و بعدا هم تحت نظر علمای شهیر قندهار ادامه داده که با قوانين شرع و ایده های علمی اسلامی معرفت تام حاصل و قرا ن را هم حفظ نمودند.»

آثار و تالیفات مرحوم پشتون:

«قسمت زیاد زندگی شخصیت مبارز ملی و اجتماعی محمدرسول خان پشتون در فعالیت های سیاسی و زندانها سپری گردیده است. گرچه عاشق سرسخت تعلیم وتحصیل بودند و همیشه درین باره سخن میگفتند، اما به نوشتن ا ثار زیادی وقت پیدا نکرد. به ا ثار و تالیفات نوشته شدۀ مرحوم پشتون صاحب ذیلا اشاره میگردد:

خلص تاریخچۀ جوانان بیدار، ناچاپ.

– ترجمۀ عقاید ابوشکور سالمی به دری، ناچاپ.

اندیشه ها: حاوی مقالات سیاسی، فلسفی، اجتماعی، اخلاقی و ده ها وجایز، ناچاپ.

– تلخیص تاریخچۀ جهان، ناچاپ.

– تلخیصات در شش جلد.

رسالۀ نهضت نسوان عصر امانی.

مالیخولیای من: ناچاپ.

این کتاب نمایانگر افکار فلسفی مرحوم پشتون بود که به امر رییس وقت مطبعۀ دولتی بدون کدام دلیل! از چاپ باز ماند و برای مدتی مفقود گردید. چند روز بعد از وفات پشتون نسخه اصلی این کتاب یکجا با کتابهای مهم دیگر و نوشته ها و اسناد توسط بدمعاشان «خاد» در طی یک تلاشی نیمه شب هراس افگن از منزل مرحوم پشتون بیرون برده شده و برای همیش مفقودالاثر گردیدند. پشتون علاقه مند بیحد مطالعه بودندو همیشه در دوران مطالعه، تفکرات، تبصره ها و نقدهای خویش را در کتابچه های کوچکی که هریکی در حدود سه تا چهارصد صفحه داشت ، مینوشتند. مجموعه بزرگی این کتابچه ها که طی سالهای متمادی جمع ا وری گردیده بودند، نیز توسط بدمعاشان ”خاد“ به یغما برده شد.

– مقالات، نثر و اشعار متعدد در مجلۀ کابل، انگار، طلوع افغان، کاروان، افغانملت و جراید دیگر چاپ و به نشر رسیده اند.

– مقالات، نثر و اشعار متعدد در مجلۀ کابل، انگار، طلوع افغان، کاروان، افغانملت و جراید دیگر چاپ و به نشر رسیده اند.پشتون به تاریخ ۱۳سرطان سال ۱۳۶۱ شمسی برابربا چهارم جولای سال ۱۹۸۱ میلادی به عمر ۸۲سالگی در شهر کابل داعی اجل را لبیک گفت و در شهدای صالحین کابل دفن گردید. خداوندج مغفرت شان نمایند.»(رک: pashtoon.net)

من  دو نمونه دیگرشعر مرحوم پشتون را که توسط فرزند برومند شان نصیرپشتون خطاطی شده نیز ازوبسایت (پشتون ملی اینداره) کاپی گرفته اینجا میگذارم تا اهل شعر وادبیات پشتو نظری به آنها بیندازند و سوز وگداز درونی شاعر را حس کنند.

روح  وروان مرحوم محمدرسول پشتون که زندگی خود را وقف مبارزه برای تحقق عدالت درجامعه افغانی نمود، شاد ویادشان همواره گرامی باد.   پایان

Comments
Loading...