مکثی برمقالۀ [اشرف غنی]« به ‌دنبال اقتدار داودخانی »

0 66

کاندید اکادمیسین سیستانی

 ۱۰/۰۲/۲۰۱۹

 

مکثی  برمقالۀ [اشرف غنی]« به ‌دنبال اقتدار داودخانی »

(روزنامه راه مدنیت/۱۷دلو ۱۳۹۶)

(نویسنده:سید امین بهراد)

 

رئیس جمهور اشرف غنی و رئیس جمهور شهید داود خان

 

 این مقاله برای من از این لحاظ دلچسپ است که دیده  میشود در عنوان آن “داودخان” به مثابۀ  الگوی اقتدار و دسپلین تجلی یافته است. از نظرمن داود خان زعیمی بود که با درایت تصمیم میگرفت و باقاطعیت عمل میکرد وبا چنین قاطعیتی بود که پلانهای توسعه اقتصادی واعمار بند های آب برای تولید انرژی و توسعه کشاورزی، در وقت وزمانش به پایه تکمیل میرسید.این داود خان بود که تصمیم گرفت به زنان ، این  نیمی از جامعه افغانستان حق  تحصیل وحق کار بدهد تا درعمران و ترقی کشور شلن درکنار مردان سهم بگیرند و از حق وحقوقی برخوردار باشندکه مردان از آن برخوردار بودند. از همین خاطر است که مردم افغانستان داودخان را به حیث رهبر توانا و یک خدمتگار صادق وطن می شناسند.

اما نویسنده ازشباهت  کاری  اشرف غنی با داودخان نام می برد بدون آنکه مشخص کند کدام کار اشرف غنی شبیه با کار داودخان است ؟ فقط در لفافه  میگوید که اشرف غنی نباید همان راهی را تعقیب کند که داودخان میرفت و سرانجام دولتش با سقوط مواجه گردید پس اگراشرف غنی میخواهد سقوط نکند و برنامه های اصلاحی اش ناکام نشود، باید از عجله کار نگیرد ودست به کارهای شبیه داودخان نزند!

 

نویسنده مقاله راه مدنیت، مینویسد:

«کشور ما از پتانشیل‌های قویی اقتصادی و اجتماعی برخوردار بوده است، اما ضعف مدیریت مرکزی در قرون معاصر، هرگز اجازة انکشاف و توسعه را به ما نداده است. در دوره‌هایی که فرصت‌های سیاسی و اجتماعی برای مدیران رهبری جامعه فراهم بوده، بی‌کفایتی‌ها و عدم درایت آن‌ها موجب شده تا این فرصت‌ها هدر برود. و برعکس زمانی که رهبری سیاسی کشور تلاش کرده کاری انجام دهد، عوامل متعدد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دست‌اش را کوتاه کرده است.

در تاریخ سیاسی قرون معاصر به‌خصوص در یک قرن اخیر سه بار تلاش شده که بحث Nation State با تقویت ساختارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شکل بگیرد، ولی هر بار عوامل مختلف این تلاش‌ها را بی‌نتیجه و منفی پس داده است.

مهم‌ترین تلاش‌های که در عصر داوود خان (از صدارت تا ریاست جمهوری) صورت گرفت -با وجود زمان نسبتن طولانی- اما مشخص است که چه عواملی این تلاش‌ها را نقش بر آب کرد.

بار اول امیر شیرعلی خان (۱۸۶۸ الی ۱۸۷۸) یک سلسله اصلاحات و تلاش‌های را به تأسی از هدایات سید جمال‌الدین حسینی (افغانی) روی دست گرفت، اما بنا بر یک سلسله ملاحظات سیاسی و حضور قدرت‌مند بریتانیای کبیر، نتوانست به آروزها و ریفارم‌های خود دست یابد.

بعد از آن شاه امان‌الله فقید (۱۹۱۹-۱۹۲۹) دست به اصلاحات گسترده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی زد، ولی عوامل سنتی و بازدارندۀ پیشرفت نه تنها اجازه نداد که اصلاحات به جایی برسد که  او را مجبور به ترک قدرت نیز کرد.

بعد از آن، در شرایطی که کشور‌های منطقه و همسایه افغانستان هرچند حرکت‌های نوسانی را در انکشاف و توسعه تجربه می‌کردند با آن هم آرام آرام راه ترقی و پیشرفت را پیمودند. در حالی‌که افغانستان همچنان در حالت ایستایی و توقف محض است.

بار دیگر سرفصل آغاز اصلاحات و نظریات اصلاحی بعد از صدارت محمدداوود خان کلید می‌خورد. داوودخان در زمان صدارتش برنامه‌های اصلاحیِ زیادی را در دستور کار خود قرار داد، تا حدی که این اصلاحات او را کمک می‌کند تا محبوبیت زیادی در میان روشنفکران و سیاست‌مداران وقت و مردم افغانستان کسب کند.این محبوبیت کمک زیادی می‌کند تا در سال ۱۳۵۲ صرف با تلفات نُه تن، آرام‌ترین کودتای سیاسی منطقه در کشور ما به‌ دست داوودخان رقم بخورد.

داوودخان پس از به قدرت رسیدن، اصلاحات اقتصادی و سیاسیِ را که در زمان صدارتش انجام داده بود، به شدت و قاطعیت پی‌گری کرد. او که تا آن زمان سه پلان پنج‌ساله را تا حدی موفقانه به انجام رسانیده بود، توانست وضعیت اقتصادی کشور را دچار تغییر کند و به رشد ۶/۲ برساند.

به این ترتیب او برای اکمال پلان پنج‌ساله چهارمش که بخشی از آن را نیز انجام داده بود توفیق نیافت.

در شرایط نوین نیز ما چیزی در حدود ۱۳سال از طلایی‌ترین عصرهای نوسازی و بازسازی کشور را به تعبیر تیمور شاران (نویسنده کتاب دولت شبکه ‌یی) بر اثر اعمال سیاست‌های «ارباب رعیتی» از داست دادیم.اگر تلاش‌ها و کمک‌های جامعه جهانی را از کنار کارهای حامد کرزی جدا بسازیم ۱۳ سال حکومت وی برای افغانستان هیچ چیزی در پی نداشته است؛ جز اینکه یک ساختار (جنگسالاری ] و مافیایی سیاسی و اقتصادی را به ما تحویل داده است.

اکنون رییس‌جمهور غنی که وارث حکومت معیوب با ساختار سیاسی مافیایی است نیز با موانع زیادی مواجه است. در نتیجه فرصت‌های اصلاحات یا از ایشان گرفته شده و یا هم بسیار محدود گردیده.مشابهت‌های زیادی در برنامه‌های رییس‌جمهور غنی و سردار داوودخان وجود دارد. رهبری سیاسی امروزی ما با همان چالش‌هایی مواجه است که داوودخان در زمان خودش مواجه بود. در عین زمان نوع تعریف برنامه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آقای غنی نیز با برنامه‌های داوود خان همخوانیِ نزدیک دارد

لب ولباب مقاله در سطور بالا بازتاب یافته است.ولی در آخیر، پیام مقاله به اشرف غنی اینست که:

رهبران ملی در افغانستان کمتر مجال بروز و اقتدار داشته ‌اند. با توجه به اینکه برخی از برنامه‌های اقتصادی و سیاسی رییس‌ جمهور غنی در تعارض مستقیم با منافع اقتصادی کشورهای همسایه هم قرار دارد، باید راه را طوری رفت که این بار سبوتاژهای سیاسی، مانع برنامه‌های توسعه‌ یی و انکشافی ما نگردد و دست‌کم بتوانیم برنامه‌های موجود را به ملت افغانستان تحویل بدهیم. به زبان ساده یعنی فرصت داشته باشیم تا درک درست و شعور سیاسی لازم برای مردم ایجاد شود. آنگاه مردم خود مالک برنامه‌های ‌شان می‌شوند.

با دقت درسطوراخیر مقاله میتوان به هدف نویسنده پی برد که به چه منظوری این مقاله به نگارش آمده است. آنطورکه من درک میکنم نویسنده به اشرف غنی توصیه میکند که بدنبال اقتدار گرائی داودخانی نباشد و در برکناری ارباب اقتدار(سران جهادی)  و اعمار بندهای  آب از عجله نکند تا مبادا همسایه ها از آو آزرده شوند و او را با سرنوشت امان الله خان و داودخان مواجه کنند. بنابرین باید انتظار بکشد تا مردم خود به اهمیت اصلاحات اقتصادی واجتماعی وسیاسی پی ببرند  وخود راه  تعالی خود را باز یابند.

اما داکتر صاحب کاظم در فیسبوک خود براین مقاله چنین تبصره کرده اند: “جای شک نیست که اشرف شخص دانشمند وصاحب نظردر امور کشور است وآرزو مند صلح و ارامش وارتقای زندگی مردم  افغانستان میباشدولی تا رسیدن به جایگاه  شاه امان الله غازی و شهید داودخان راه بسیاری درازی در پیش رو دارد وشرایط جاری افغانستان نیز از جوانب مختلف با دوره های قبلی  بسیار متفاوت است. اگر چه بعضی سهولت ها از نظر حمایت بین المللی موجود است. مشکلات فراوان درنظم وثبات داخلی بخصوص درکشمکش قومی فعلا افغانستان را در یک حالت حساس وخطیر قرار داده که بیرون کردن کشور از این حالت کار ساده نیست.لذا باید انتظار کشید و دید که داکتر اشرف چگونه آنچه را در نظر دارد درعمل میتواند پیاده کند…. ” (منبع فیسبوک)

 

       برخی کارنامه های اشرف غنی از نظر من:

 

اول– تا آنجا که میدیای جهانی  از اجراآت اشرف غنی روزمره گزارش میدهند، اشرف غنی دانشمند وطندوستی است با پلان وبرنامه های انکشافی برای وطن ودر انجام پلانهایش از عجله کار نگرفته است. یک نمونه از حوصله مندی اشرف غنی تحمل وصبراو در برابرکلان کارهای ماموران بلند رتبه دولتی اوست . عطامحمد نور والی بلخ در بلند پروازهای کودکانه اش، باری ورقه استعفای خود را به رئیس جمهور پیش کرده بود، ولی رئیس جمهور آنرا منظور نکرد و نزد خود نگهداشت.بعد ازسه سال یکه تازی وادعاهای خود مختاری در بلخ ، بالاخره استعفای اورا منظورکرد واز وظیفه سبکدوش شناخته شد، اما همین عطا نور تا شش ماه دیگر حاضر به ترک چوکی ولایت نبود وهر روز دردفتر ولایت کنفرانس های وسخنرانی های اعتراضی علیه رئیس جمهور تدویر میکرد ورئیس جمهور را اخطار میداد که او را از ارگ ریاست جمهوری بیرون خواهد انداخت، اما اشرف غنی در برابر این والی که سخنان پوک وکلان میزد، عکس العملی نشان نداد تا آنکه خود عطامحمدنور خود کسی را بحیث والی بجای خود تعیین کرد و بعد از دفتر ولایت بلخ کنار رفت. درهمان وقت شنیده میشد که عطامحمدنور پنجاه میلیون دالرمالیات  دولت را از دارائی های بی حساب خود نپرداخته است و اشرف غنی میتوانست، این موضوع را به ادارات قضائی بسپرد تا به عنوانی کسی که پول دولت را اختلاس نموده، برایش دوسیه بسازد، ولی اشرف غنی این کار را نکرد.

در همان زمانی که عطامحمدنور حاضرنبود از تخت ولایت بلخ پائین آید، حادثۀ دلخراش حمله  انتحاری برهوتل انترکانتی ننتل درشب  رخ داد وحدود ۲۰ نفر از مهمانان خارجی وکدرهای دولتی در آن جانهای خود را از دست دادند، وبالاخره معلوم گردید که رئیس شرکت محافظین آن هوتل که از رفقای نزدیک عطا نور بوده با چند نفر از بلند پایگان پولیس وزارت داخله در راهنمائی افراد انتحاری دست داشتند. محکمه متهمین را بجای اعدام، هریک را به۳۰ سال زندان محکوم کرده است.

دوم– بغاوت  قوماندان رازق قندهاری به حمایت از عطامحمد نور حرکت دیگری غیرقانونی بود که اشرف غنی را اخطار داد که اگر فرمان موقوفی عطا محمد نور را باطل نسازد،  اوهم منبعد از فرامین رئیس جمهور اطاعت نخواهد کرد. وقتی از وی پرسیدند که ترا هم همین رئیس جمهور مقررنموده ومیتواند برطرف نماید، قوماندان رازق به رسانه ها گفت که مرا مردم مقررکرده اند وتا مردم نخواهد رئیس جمهور نمیتواند مرا موقوف نماید؟! اما اشرف غنی بازهم از تحمل کار گرفت و سخنان  قوماندان امنیه قندهار را جدی نگرفت و در صدد موقوفی وی نگردید تا آنکه برسربرخورد  با نیروهای سرحدی پاکستان که مصروف نصب سیم خاردار برخط دیورند و دراثر یک پلان استخبارات پاکستان در قندهار بدست یک طالب شهید گردید و رئیس جمهور هدایت داد تا جسد او را درمحوطۀ خرقه شریف قندهار مطابق نقشه و پلان خود مردم قندهار از بودیجه دولت اعمار کنند.

سوم– قضیه ایشچی وجنرال دوستم چنان خجالت بار بود که کشورهای اروپائی وحتی امریکا از اشرف غنی خواستند تا موضوع تجاوز جنسی رشید دوستم معاون اول خود را برایشچی بطورجدی مورد پیگرد قانونی وقضائی قراردهد. دوستم افراد خود را به پولیس تسلیم نمود وخود به بهانه تداوی به ترکیه رفت وپس ازمدت یکسال با وساطت   ترکیه اجازه بازگشتش میسرگردید.

چهارم– دستگیری چند جنگسالار گروه های مسلح غیر مسئول از قبیل نظام الدین جوزجانی وعلیپورهزاره ازمیدان  وردک ویکی دونفر از اروزگان و قندوز وافشای لیست پانزده گروه آدم ربائی واختطاف گر ودزدان حرفه ای وتروریست از طرف وزیرداخله امرالله صالح، نباید به حساب اصلاحات تندروانه اشرف غنی  محاسبه شود واو را در اجرای وظایف دولت که تامین امنیت شهروندان از وظایف تاخیر ناپذیر هردولتی است، برحذر داشت.

پنجم– اما آنچه بروجهه ملی وسیاسی اشرف غنی افزوده است،کارها دیگری است که نویسنده مقاله بطورمستقیم به آنها اشاره نکرده است، وبطورملفوف آنها را از جمله دنباله روی اقتدار گرایانه داودخانی نامیده است.حالانکه برداشتن گام های مفید در راه رفاه مردم   وحفظ منافع ملی به معنای اقتدار گرائی نیست، بلک اجرای کارهای مفید به نفع ملت و برای ترقی وتعالی کشوراز وظایف هردولت وهرحکومتی است که وعده خدمتگزاری به مردم خود داده اند.

ششم– برخی از کارکردهای اشرف غنی، در تحت شرایط وامکانات ملی وبین المللی انجام گرفته است که در زمان داودخان انجام آن ممکن نبود، مثلاً افتتاح پایپ لاین تاپی (ترکمنستان- افغانستان- پاکستان- هند) در سال ۲۰۱۵، از طرح به عمل رسید. افتتاح لوله گاز تاپی از ترکمنستان از طریق افغانستان به پاکستان وهندوستان یکی از اقدامات کم نظیراقتصادی  برای مردم افغانستان است. پایپ لاین تاپی نقش مهمی در ثبات و امنیت افغانستان بازی میکند و امکانات توسعه را در کشورهای جنوب آسیا که به شدت به انرژی نیاز دارند به بار می‌آورد.

پایپ لاین تاپی ۱٫۰۷۸ مایل طول دارد که ۳۳ میلیون متر‌مکعب گاز طبیعی را از ترکمنستان از طریق افغانستان- پاکستان به هند انتقال می‌دهد. افتتاح پایپ لاین تاپی موجی از استقبال افغان‌ها را در قبال داشت. آن‌ها در کابل، ننگرهار، قندهار و هرات از افتتاح پروژه تاپی طی مراسم‌هایی استقبال کردند. از دیدگاه رییس‌جمهور غنی نیز با عملی شدن تاپی، نقش افغانستان به‌عنوان مسیر کلیدی در آسیا به حقیقت بدل می‌شود.(8صبح)

هفتم– وصل کردن افغانستان به بندر تجارتی چاه بهار ایران بحیث بدیلی برای ترانزیت مال التجاره افغانی از کراچی پاکستان . در زمان داودخان، هنوز پروژه بندرتجارتی چاه بهارایران، مطرح نشده بود تا افغانستان وهندوستان بعوض پاکستان، به ایران رجوع کنند وامتیاز تجارت ترانزیتی آن را کسب کنند.

تجارت افغانستان مخصوصاً تجارت ترانزیتی با کشورهای همسایه همواره با مشکلات جدی روبرو بوده و به بهانه های مختلف خسارات هنگفتی به اقتصاد کشور وارد میشود. بنابراین افغانستان نیاز دارد تا در جستجوی راه های بدیل باشد، وابستگی و آسیب پذیری خود را از مسیر یک یا دو کشور همسایه، کاهش دهد.

 برای نیل به چنین اهدافی اشرف غنی در سال ٢٠١٧م دو دهلیزهوایی برای انتقال سریع امتعه صادراتی افغانستان درشهرهای کابل و کندهار به قصد اروپا گشود. پس از گشایش دهلیزهوایی افغانستان – کشورهای آسیایی و اروپایی، تا اکنون۵۴۰۰ تُن محصولات و تولیدات افغانستان  شامل: میوۀ تازه و خشک، گیاه هینگ، صنایع دستی، قالین، پوست قره‌ قول و زعفران به خارج صادر شده است. سومین دهلیزهوایی افغانستان – اروپا، روز در شهر مزارشریف گشایش یافت.در نخستین پرواز از طریق این دهلیز، پنج تن میوۀ خشک به بریتانیا صادرشد. (رادیو صدای امریکا،۱۹جدی۱۳۹۷)

وزارت زراعت افغانستان روز۶دسمبراعلام کرد که ظرف یک ماه گذشته، بیش از پنجصد تن جلغوزه به چین صادر کرده وانتظار می‌رود تا پایان سال۲۰۱۸، این صادرات به بیش از یک هزار تن برسد.صادرات جلغوزه به چین، پس از گشایش دهلیز هوایی تجارتی رونق یافت. به گفته وزارت زراعت افغانستان، بازار جلغوزه در کشورهای هند، امارات متحده عربی و برخی از کشورهای اروپایی نیز گرم است. (رادیودری صدای امریکا، ۱۶قوس۱۳۹۷(۹ دسمبر۲۰۱۸)

بازکردن راه تجارتی لاجورد با همکاری با ترکمنستان، آذربایجان، گرجستان و ترکیه است که به منظور کاهش موانع ترانزیتی و تجارتی و توسعه عملیات مشترک گمرکی بین کشورهای فوق الذکر،دسترسی به بنادر بحری جهت کاهش وابستگی افغانستان به کشور های همسایه، فوق العاده مهم است.این دهلیز ترانزیتی از بنادر آقینه ولایت فاریاب و تورغندی ولایت هرات شروع و از طریق بندر ترکمن باشی ترکمنستان ادامه یافته و با گذشتن از بحیره خزر به باکو پایتخت آذربایجان و سپس به تفلیس پایتخت گرجستان تا بنادر پوتی و باتومی بحیره سیاه و در ضمن از شهر قارص به بنادر استانبول ترکیه و در نهایت به اروپا منتهی میشود.

 ( http://www.acci.org.af/da/articles/890-n.html)

هشتم– چیزدیگری که بروجه ملی وبین المللی اشرف غنی افزوده است، اینست که با وجود مانع تراشی های رئیس اجرائیه وقلدر نمائی های سران جمعیت وشورای نظار درتطبیق برنامه های مبارزه با فساد اداری، او اولین شخصیت سیاسی افغان بعد از۲۰۱۴ است که توجه خود را علاوه بر ایجاد راه های جدید ترانزیتی،بر مدیریت آبهای سرکش کشور وساخت وسازبندهای برق وبهره برداری از آب درانکشاف امورکشاورزی معطوف نموده است.

 اقدامات اشرف غنی در جهت مدیریت آبهای  رودخانه های کشور با اکمال بند سلما در هرات وآغاز  فاز سوم بندکمالخان درنیمروز  بر رودخانه هلمند ونصب توربین های تولید انرژی در بند کجکی و امضای قرارداد بند بخش اباد فراه با یک کمپنی ایتالوی،توسعه بند سروبی و تکمیل بند پروان   ومهارکردن آب رودخانه کنر وکابل وتلاش برای مدیرت این ثروتهای طبیعی  تا کنون قسما موفق آمیز بوده وهمان نقشه  راهی است که داودخان در پیش گرفته بود و اشرف غنی میخواهد حتی المقدور آن را طی کند.

پایان قسمت اول

در بحث بعدی تفاوتها ولتمدرای  این دو رئیس جمهور را بررسی خواهیم کرد.

 

Comments
Loading...