“مشکلات کمبود آب در شهر کابل واهمیت احیای کاریزها درافغانستان”

0 230

کاندید اکادمیسین سیستانی                                                               ۱۶/۱۰/۲۰۱۸

معرفی یک اثرعلمی قابل توجه:

“مشکلات کمبود آب در شهر کابل واهمیت احیای کاریزها درافغانستان”

(از داکترعبدالحنان روستائی)

 

چندی قبل نویسنده ارجمند آقای داکترحنان روستائی یک نسخه ازاین اثر گرانسنگ را  لطف کرده برای من فرستادند که بدین مناسبت برایشان تبریک میگویم.

کتاب درکاغذ مرغوب جلا دار وپر بها با حروف زیبا وادبیات عالی و روان باعکس های رنگه از منابع آبی وسرچشمه های رودخانه کابل وهلمند ولوگر وپروان وشبکه های کاریزدرافغانستان، در ۲۰۲ صفحه درسال ۲۰۱۸ (۱۳۹۷ش)، در آلمان بچاپ رسیده است. صفحات کتاب برخلاف متون ادبی  وتاریخی،  دردو ستون به شیوۀ مجلات تفریحی چاپ  شده است که خواندنش برای من خالی از اشکال نبود.

مطالعه کتاب را ازتقریظ  خوب داکتر سید عبدالله کاظم شروع نمودم وهنوز به بخش دوم کتاب یعنی ضرورت احیای کاریزها درافغانستان نرسیده بودم که سرافتادم به شفاخانه کشید وکار مطالعه بخش دوم وابراز نظر براین اثر به تأخیر افتاد.

باید اعتراف کنم که هرقدر سعی نمایم تا تقریظی درخورارزش این کتاب بنویسم،هرگز در حدی نخواهد بود که حق نویسنده ومولف  گرامی آن را اداء کرده بتواند.

کتاب،برمحور یک موضوعی حیاتی وبسیار ضروری برای میلیونها باشنده کابل  می چرخد که به هیچ صورتی کس نمیتواند از کنار آن بی تفاوت بگذرد و  اندر اوصاف کتاب وموضوع آن حرفی نداشته باشد.

سخن برسر آب ومشکلات  کمبود آن  است، که یکی از دغدغه های اساسی جامعه  ودولت افغانستان بشمار میرود. آب نوشیدنی، مثل تنفس هوا برای زنده ماندن انسان وحیوان ونبات وبقای جامعه یک ضرورت حتمی وحیاتی است. بدون آب ، زندگی ناممکن است وبه همین خاطراست که کارشناسان سازمان ملل ، پیش بینی کرده اند که جنگ آینده درمیان ملل، جنگ برسر اب خواهد بود، نه برسر انرژی!

مولف نیز به اهمیت این ماده حیاتی توجه را تمرکزداده ومینویسد:”آب، پیش شرط اساسی ولازمی برای حیات در روی زمین است.کمبود این مادۀ حیاتی باعث معضلات بزرگ طبیعی واحتماعی شده ونابسامانی های اقتصادی را در قبال دارد.“(صفحه چهارم پشتی کتاب)

در پشتی کتاب جملاتی ثبت شده که نشان میدهد:نویسنده  کتاب داکتر روستائی، از شخصیتهای تحصیل کرده در رشتۀ های جیولوجی،پترولوژی، پالیئونتولوژی وجیوفزیک در پوهنتونهای کابل، وهانورآلمان می باشند. وی دکتورای خود را در علوم طبیعی از پوهنتون ارلنگن – نیورنبرگ آلمان گرفته و به حیث کارمند سروی جیولوجی درآلمان مشغول خدمت شده است. او همچنان در عرصه های مواد رادیواکتیف(یورانیم وتشعشات ناشی از آن)، استخراج زغال سنگ ونمکها، وتحقیقات جیوفزیکی برای تثبیت مواد منفلقه ومنفجره ناشی از جنگ جهانی دوم تحقیقات نموده است.نامبرده مشاور وزارت صیانت از طبیعت، محیط زیست وامنیت ریکتورهای اتمی درآلمان بوده، در رابطه با بستن معادن یورانیم وخطرات آلودگی های مواد رادیواکتیف، وهمچنان در بخش صیانت از آب،خاک،ومحیط زیست،فعالیت درساحات ملکیت دولت، تفحص واکتشاف معادن جامد منجمله فلزات رنگه،فلزات الکترونیک،فلزات نادره وهایدروکاربن ها در آلمان،امریکای لاتین وافریقا تحقیقات وفعالیت کرده است.او تا کنون چند کتاب درمورد افغانستان نوشته است  وطراح چند پروژه برای باز سازی (منجمله پروژه احیاء آبیاری و زراعت درنیمروز) نیز میباشد.

شخصیتی با این ابعاد تحصیل وتخصص وتجربه عملی، یک سرمایه ملی است که وقتی طرحی یا نظری برای رفع  مشکلات جامعه افغانستان ابراز میکند، مسئولین دولتی می باید آنرا با خوشحالی وقدردانی استقبال کنند ودر پی چاره جوئی وتحقق آن نظریات وپیشنهادات برایند.

یکی از طرح های قابل توجه داکتر روستایی، مشکلات کمبود آب در شهر کابل وراه های حل آن است.نویسنده پیرامون اهمیت قضیه چنین اذعان میکند:«آب اساس حیات است که برای پیشرفت جوامع بشری از جمله افغانستان، مخصوصاً شهرکابل، اهمیت فراوان دارد. تغییرات اقلیم،خشک سالهای اخیر،افزایش نفوس واستفاده فراوان وبی رویه[نادرست] از منابع آبهای رویزمینی ومخصوصاً آبهای زیرزمینی، بخاطر نوشیدن، زراعت، صنعت ومقاصد دیگر،باعث فروکاست سطح آبهای زیرزمینی وخشکیدن بیشتر از 50 درصد چاه ها، ارهتها وکاریزها گردیده [است]. مضاف برین بنابر بی توجهی های مردم وحکومت، منابع آبهای رویزمینی وزیر زمینی شهر کابل براثر نفوذ فضلا بها والحاق انواع کثافات با مواد کیماوی وبیولوجیک آلوده وموجب مریضی مختلفی گردیده اند.ازاین رهگذر برای باشندگان شهرکابل مشکلات عدیده بروز کرده ودامنه آن بیشتر توسعه می باید.» (ص۹)

نویسنده مینویسد: «برای کاهش  مشکلات کمبود آب درشهر کابل، اقدامات زودرس مانند اعمار بند”شاه توت” درتنگی سیدان واعمار آبشارها بالای رودخانه کابل برای تغذیه آبهای زیر زمینی در مواسم فراوانی آب ،جلوگیری از ضایعات آب ومدیریت سالم این منابع ضرور پنداشته می شود. چون این اقدامات ضرورت روبه افزایش آب را در پایتخت به تنهایی حل نمیتوانند،ازین روبا اقدامات دیر رس میتوان در آینده برمشکلات  قلت آب در شهر کابل غلبه کرد. برای جلوگیری ازاین فاجعه باید آبهای رویزمینی دربندهای آبگردان ذخیره وآبهای زیر زمینی به وسیله آنها تغذیه شوند تا چاه ها، ارهتها وبالخاصه کاریزهادوباره احیا گردد.»۲۱۲۲)

نویسنده ، برنامه دولت را برای رسانیدن آب از لوگر،غیر علمی وغیر کافی دانسته با ارائه دلایل موجه علاوه میکند که منابع آب درشمال کابل قرار دارند نه در جنوب آن که باید مورد استفاده قرارگیرند.

مولف اعمار بند«شاه توت» در”تنگی سیدان” را از جمله اقدامات زود رس دانسته در مورد تنگی سیدان وموقعیت بند”شاه توت” اطلاعات دقیقی میدهد:«تنگی سیدان، درقسمت جنوبغرب کابل قرار دارد وانجام درۀ باریک آونی است که ازدامنه های شرقی شرق کوه های پغمان وجلگه های جنوبی کوه بابا در شمال «کوه قلندر» آغازگردیده،بعد از گذر از منطقۀ “سیاه خاک”و”کوتۀ عشرو” از منطقۀ پل سرخ درغرب میدان شهر دریک منحنی به تنگی للندر(لعل اندر)  رسیده به حوزۀ فرواقتاده کابل می رسد. کمترین عرض این دره در منطقۀ “شاه توت” که درجنوب شرقی “تنگی سیدان” قرار داردسنجش شده (شکل 1-44).

“منطقۀ شاه توت، در بین شاخه هایی از سلسله های سیاه کوه  وکوه خواجه گلباران درجنوب وکوه سنگ ریخته وکوه برج سرخ درشمال احاطه گردیده وامکانات اعماریک سد آبگردان را به خوبی آماده کرده. منطقه شاه توت نسبت به حوزۀ فروافتاده کابل دارای ارتفاع بیشتر بوده وبا استفاده ازاین سرکوب طبیعی امکان آن موجود است تا به بخش های وسیع حوزۀ کابل آب رسانده شود. حجم آبی که درمنطقۀ تنگی سیدان به داخل رودخانه از سال ۱۹۶۱ تا۱۹۸۰ اندازه گیری شده، بین ۱۳، ۱ تا۹۶، ۷ مترمکعب در یک ثانیه نوسان میکند.متخصصان امریکایی با ارقام دست داشته وارقامی که از طریق یک مودل حاصل کرده اند، حجم آبی را که درمنطقه تنگی سیدان جریان میکند، بین سالهای ۱۹۶۱ و۱۹۸۰ از۰،۳ تا ۲، ۱۷ مترمکعب دریک ثانیه محاسبه کرده اند. به این ترتیب حد اوسط جریان آب در منطقۀ سیدان سالانه حدود۱۰۰ میلیون مترمکعب آب می باشد.گفته شده که مصرف این پروژه به ۲۳۵ میلیون دالرپیش بینی شده که از جانب دولت هند پرداخت واعمارمیگردد…. با اعمار این بندوبا احیای سیستم آبیاری عنعنه ئی وتوسعه وانکشاف شبکه های مدرن آبیاری نه تنها مشکل کمبود آب نوشیدنی تا حدودی مرفوع میگردد، بلکه کابل عزیز سرسبزی گذشته اش را بازخواهد یافت.»(ص۹۸)

نویسنده در رابطه به کاسۀ بند وچگونگی وضعیت جیالوجیکی به یک نکته مهمی اشاره نموده  میگوید:«کاسۀ بند دربین احجار آهکی  متحوله قرار داشته که درزهای های بیشماری را دارا بوده  وبه زاویۀ ۳۰ درجه از درۀ اصلی قرار دارند که امکان ضیاع آب هم درکاسه بند وهم جناح های آن موجود است[۶،ص۵۷]. قبل از کاسۀ اصلی، باید بند کوچکتری(پیش بند) آعمارگردد تا از انتقال ریگ وجغله ولای به کاسۀ اصلی جلوگیری نماید، درغیر آن کاسۀ اصلی با مرور زمان از این رسوبات پرشده وظرفیت ذخیرۀ آن کاهش می یابد، چنانکه این اشتباه در دراعمار بند کجکی وبند دهله صورت گرفته است.»( ص۱۰۰)

داکتر روستائی، با توجه به پلان هفت سالۀ زمان جمهوریت داودخان متذکرمیشود که ” مطالعات دقیق ومفصل بند ذخیرۀ “شاه توت” در “تنگی سیدان” وبند ذخیرۀ لوگر در پلان هفت سالۀ زمان محمد داود برای تهیه آب به منظور انکشاف آبیاری، صنایع و رفع ضرورت آب نوشیدنی درنظرگرفته شده بود. علاوه براین در پلان هفت ساله زمان محمد داود، بند ذخیرۀ بالای رود خانه های پنجشیر وغوربند جهت تولید برق برای آن مناطق وشهرکابل نیز در نظرگرفته شده بود که باید دوباره روی دست گرفته شوند.»(همانجا)

نویسنده به اعمار آبشارها در مسیر رودخانه کابل نیز توصیه  های دارد وپس از برشمردن فواید این آبشارها،به بررسی یک سلسله اقدامات دیر رس پرداخته پیشنهادات جالب ومفیدی به دولتمداران کابل میکند که از هر لحاظ سودمند اند.(صفحات۱۰۳-۱۰۸)

خلاصه ،مولف در بخش اول کتاب،به منابع آبهای رویزمینی وزیر زمینی درکابل وعلل آلودگی آنها با دقت پرداخته ،عوامل کمبود آب، منجمله موقعیت افغانستان در کمر بند خشک زمین،تغییرات اقلیم وکاهش بارندگی،ازدیاد نفوس،استفاده بی رویه وعدم مدیریت سالم از این منابع،برشمرده شده، مخصوصاً کابل که همین حالا به آب زیاد نیازمند است واین نیاز روز تا روز بیشتر ومنابع آب کمتر شده میرود.ازاین رو راه های حل برای بهبود تأمین آب نوشیدنی و آب به منظور زراعت ارائه گردیده است.

بخش دوم کتاب:

در بخش دوم از کاریزها به عنوان یک صنعت مؤثر باستانی برای تدارک آب نوشیدنی وابیاری  یادشده  وازمناطقی که در آنها صنعت کاریز کنی معمول بوده، بحث بعمل آمده است.

نویسنده در باره کاریزها مینویسد:”کاریز ها درافغانستان پیشینه  تاریخی دارند. اینها نشان دهنده یک هنر قدیم این سرزمین اند که برای استفاده از آبهای زیر زمینی در هم آهنگی با طبیعت تکامل یافته ومورد استفاده قرار گرفته اند. لاکن براثر جنگها، خشک سالیها، استفاده بی رویه به کمک چاه های عمیق وواتر پمپها درمناطق استفاده از کاریزها ومصیبت های دیگر، اکثر کاریزها خشک شده ویا براثر عدم مراقبت از فعالیت بازمانده اند. در گذشت درافغانستان با استفاده ازحدود ۷ هزار کاریز بین ۱۶۰ تا ۱۷۰ هزار هکتار زمین آبیاری می شد ومیلیونها نفر از آب نوشیدنی پاک استفاده میکرد. با پاک کاری ومراقبت از کاریزها امکان احیای آنها هم درکابل وهم در ولایات مملکت میسر است. با بکاربرد میتودهای جدید علمی وتخنیکی که مصارف زیاد نمی خواهند، بهره دهی کاریزها بالا رفته ومشکل لای روبی وپاک کاری آنها به حد اقل کاهش می یابد. احیای کاریزها که نقش کلیدی وموثری در نظام اقتصادی وحیات اجتماعی کشور دارند، موجب شگوفائی اقتصاد زراعتی وایجاد کار وفعالیت های متعدد وآرامش مردم میگردد.”( ص۲۲)

مولف در رابطه به موجودیت کاریزهای فعال وغیرفعال درپایان دهه ۱۹۶۰ یعنی زمانی که تغییرات اقلیم هنوز محسوس نبود واستفاده از چاه های عمیق با واتر پمپ به ندرت دیده میشد، نقشه[هوائی] کاریزهای که فعال بوده اند، در شکل ذیل نشان داده  است- (شکل۲-۱۲)

    

(شکل ۲۱۲) (رنگ سرخ) کاریزهای خشک شده و(رنگ سبز)کاریزهای فعال، در جنوب وغرب وشرق افغانستان

نویسنده علاوه میکند که :”درسال های۲۰۱۰ تا۲۰۱۳ پوهنتون کنزاس به فرمایش اردوی امریکا ،۵۵۰۰ کاریز را از روی نقشه های (GoogleEarth) در ولایات فراه، نیمروز،هلمند، قندهار، ارزگان، زابل، غزنی، پکتیکا، پکتیا، وخوست مطالعه کرده وموقعیت آنها را روی نقشه آورده . از روی مطالعات [۳۱ّ] درتمامی ولایات اخیرالذکر،ُ صرف ۶۲۰ کاریز فعال بوده وباقی آنها خشکیده اند.کاریزهای که برنگ سبز نشانی شده اند از برکت بندهای ابگردان کجکی ودهله ونهرهای که از آنها کشیده شده اند، فعال مانده اند(صص۱۴۸-۱۴۹).”

داکترروستائی،در مورد موقعیت شبکۀ کاریزها میگویدکه: “بطورعموم کاریزهادردامنه غربی، جنوبی، وشرقی هندوکش وشاخه های آن حفر شده اند. ازاین رو ساحه گسترش کاریزها درافغانستان از انتهای شمال غرب مملکت شروع شده در یک منحنی بزرگ به موازات کوه ها، از مناطق جنوب گذشته،به طرف شرق امتداد می یابد…. یک دانشمند امریکائی درسال ۲۰۱۵ ساحات گسترش کاریز را در افغانستان ونوار مرزی آن با پاکستان، ایران وازبکستان روی نقشه نشانی کرده که با “نمای عمومی نقشه کاریزها درافغانستان”(شکل ۱۲-۲) زیاد شباهت دارد.”(ص۱۵۰)

مولف راه های حل احیای مجدد کاریزها را نیز از یاد نبرده و برای حفظ ونگهداری این میراث کهن کشاورزی واهمیت اقتصادی آن تاکید ورزیده است.

دراینجا شایسته یاد آوری میدانم که کتاب علاوه برمطالب وموضوعات دلچسپ خود، با سبک وشیوۀ  بسیارگیرا  و رسا به رشته تحریر در آمده که انسان از خواندنش لذت می برد وهرجمله آن از دیگری بهتر ودلپذیرتراست وگاه آدم را درنمونه  برداری وگزینش جمله یا عبارت دچار وسواس میکند، که آن جمله بهتراست یا این یکی؟

برای داکتر روستائی عزیز توفیق بیشتردر تالیف ونگارش آثاری ازاین دست آرزو میکنم.             

پایان

Comments
Loading...