مسافرت ۵۷ سال قبل شاه و ملکۀ افغانستان به امریکا

ملالی موسی نظام

0 69

     ۲۵/۰۷/۲۰۲۰

واشنگتن دی سی 1963

دیدار شاه از پایتخت ایالات متحده در سپتمبر ۱۹۶۳ با هیجان والایی استقبال گردید، زمانیکه وی با جان اف. کنیدی در لیموزین ریاست جمهوری از بین جمیعت عبور می نمودند، بیرق های افغانستان شاه را از جانب مردم امریکا صمیمانه استقبال مینمود. شاه و ملکه درین مسافرت هم چنان از مرکز اسلامی، موزیم ملی آرت و قبرستان ملی آرلنگتن باز دید خواهند نمود.

“ویکی پیدیا”

گرچه افغانستان در گذشته با داشتن موقف خاص بیطرفی و عدم انسلاک با مقایسه با ممالک همسایه مانند پاکستان و ایران، جایگاه متفاوتی داشت و وابستگی ای که ممالک متذکره به انواع مختلفۀ پیمان های دفاعی و نظرداشت منافع مشترک با ممالک غربی و امریکا داشتند، باید ایجاب قدرمندی و طرز پیش آمد بهتری را در پذیرفتن زعمای آن کشور ها مینمود، ولی با مشاهدۀ ویدیویی از مسافرت سال ۱۹۶۳ اعلیحضرت محمد ظاهر شاه و ملکه حمیرا به امریکا جریان دیگری را متوجه می شویم. هر باری با مشاهدۀ این ویدیوی با ارزش که گوشه ای از یک دوره و مقطع تاریخ درخشان یک افغانستان غیر منسلک، آزاد و با صلح و سلم را تداعی می نماید، به یاد شعر پر بار مرحوم عبد الرحمن پژواک می افتم که با حسرت و افسوس می فرمایند:

یاد ایامی که ما هم آسمانی داشتیم       مهر و ماهی داشتیم و اخترانی داشتیم

البته روابط کشور ها و ایجاب پالیسی مهمان نوازی و پذیرایی رسمی که جزئی از پروتوکول های حساب شدِۀ هر مملکت بوده و سیاست روزی با تغییرات مناسبات میتواند حتی عند الموقع از اوج به حضیض هم تنزل نماید، ولی با مشاهدۀ این ویدیوی تاریخی می بینیم که در پهلوی تشریفات معموله، رنگ روشنی از احترام و باورمندی بر شخصیت اعلیحضرت شاه افغانستان و ملکۀ وی، چه از جانب رئیس جمهور جان اف. کندی، خانم اول امریکا ژآکلین کندی، حتی مأمورین عالیرتبۀ دولتی و پارلمان و البته مردم امریکا به وضاحت آشکار می باشد. بیانیه های دو رئیس دولت هم گرچه تشریفات معموله را در خود مضمر داشته است، ولی با آن هــم نکاتی قابـــل قدر خطاب به زعیم ملی مردم

افغانستان برازندگی نحوۀ اداره و پیش آمد وی را با ملتش توضیح می نماید. جریان آغاز مسافرت به ایالات متحدۀ امریکا از اخبار چنین بیان گردیده است:

 امروز ۵ سپتمبر ۱۹۶۳، هلی کوپتری شاه و ملکۀ افغانستان، اعلیحضرت محمد ظاهر شاه و ملکه حمیرا را به سطح زمین «قصر سفید» برای یک مسافرت رسمی به ایالات متحدۀ امریکا پیاده می نماید. جمیعت بزرگی از شدت باران به چتری ها پناه برده اند و لی از دیدار مهمانان منصرف نگردیده اند.

پذیرایی شاهانه از شاه و ملکۀ افغانستان در محفل قصر سفید از جانب رئیس جمهور جان اف. کندی و خواهر  وی که مهماندار اعلیحضرت و ملکه حمیرا بود.

به خلاصه ای از نکات مهم هردو بیانیه نظری می اندازیم:

۱- رئیس جمهور جان اف. کنیدی: “جلالتمآبان، جای بسیار خوشی است که از جانب خودم و مردمم برای اولین بار شما را در ایالات متحده پذیرایی می نماییم. شما رهبری مملکت تان را به اساس تعهد به اصل آزادی به مردم تان برای مدت مدیدی داشته اید. گرچه امریکا با افغانستان را بعد مسافه، تاریخ و عنعنات از هم جدا می نماید ،اما در حقیقت ما هر دو برای تأمین حریت سرزمین، آزادی مردم خویش و امیدواری در آینده، وجه مشترکی داریم. ما کوشش می نماییم تا شما را در پلان های تان حتی المقدور همراهی نماییم. اطمینان میدهم که بعد از ختم باران خواهید دید که مردم امریکا قلباً آرزوی پذیرایی و استقبال از شما را داشته اند”.

۲ – اعلیحضرت هم بصورت خلاصه چنین فرمودند: “جلالتمآب رئیس جمهور، از پذیرایی گرم و کلمات دوستانۀ شما که نسبت به من و کشور من اظهار داشتید، کمال امتنان دارم. من آرزوی ملاقات با جلالت مأب شما و دیدن این دیموکراسی بزرگ و آشنایی با جنبه های مختلفۀ دیموکراسی شما را در دل داشته ام. هر چند شرائط جغرافیایی ما را هزاران میل از هم دورساخته، ولی عشق به آزادی و عقیده به کرامت انسانی این فاصله را از بین برده و را بطۀ نا گسستنی را بین ملت های ما بوجود آورده  که ما را به هم نزدیک می سازد.

درین فرصت که در کشور زیبای شما قدم می گذارم، مسرت دارم که بهترین تمنیات قلبی خودم و مردم افغانستان را به شما و ملت نجیب تان ابراز نمایم. یکبار دیگر از پذیراییی گرم شما تشکر میکنم”.

درین مسافرت و پذیرایی صمیانه و عالی مقامات امریکایی و مردم آن، از علیاحضرت ملکۀ معظمۀ افغانستان هم قدرمندی و استقبال گوناگون صورت گرفت. در عکس فوق ملکه حمیرا را حین نوازش دو کودک امریکایی  به استقبال وی پرداخته اند مشاهده می نمایید. دخترک امریکایی از ملکۀ افغانستان می پرسد که برعکس دیگر ملکه هایی که وی عکس های شان را مشاهده نموده است، چرا وی تاجی بسر ندارد. علیاحضرت جواب میدهد که:

“وی ملکۀ یک کشور فقیر و مردم آن است و تاجی ندارد که بسر نماید”. یک نکته درین معنی گفتیم و همین باشد! امروز در افغانستان از تهداب ویران و آشفته، پول های کمکی و متعلق به پروژه های اقتصادی و اعمار مجدد متعلق به مردم افغانستان، از عرصۀ ۱۸ سال به این طرف، به شاخی باد گردیده و زندگی های نهایت شاهانه ای را برای یک اقلیت مفسد تدارک دیده است گرچه تاجی در کار نیست ولی هزاران چند قیمت آن برای محدودی چپاولکر میسر می باشد .

جریان مسافرت اعلیحضرت محمد ظاهر شاه را درین سفر تاریخی البته همه علاقمندان این وبسایت ملی مشاهده نموده اند، ولی آنچه را بعد از گذشت ۵۷ سال چه در احوال مملکت ویران و چه در اوضاع ملت نالان مشاهده می نماییم، همانا آغاز سقوط یک مملکت آزاد، غیر وابسته و یک آزادی و صلح و صفای عمومی بود  با قیودی  بر دست و پای مردم کشور و گیر و گرفت ها و تشدد و استبداد حکومات، بعد از سقوط عصر شاهی تحمیل گردید، خواب راحت برای همیش از چشم ملت افغان ناپدید شد. کودتای «سردار محمد داود» با انتخاب همکاری علنی وی با حزب پرچم وابسته به مسکو برای ابتیاع قدرت و جنایاتی  به اساس پلان شوروی بر قتل و حبس مأمورین عالیرتبه، مخصوصاً جنرالان اردوی ملی افغانستان به امر رهبر کودتا وارد آمد، قدرتمندی اردو و پلیس را دهه ها صادقانه برای حفظ ناموس وطن تربیت و باور داشتند، از ریشه خشک نمود و مقدرات افغانستان غیر منسلک و آزاد در چنگ عده ای کودتاچی پایین سویه و وابسته به غیر، راه لغزنده و خونینی را در تشکیل آیندۀ وطن پیش گرفت. همان بود  آنانی  کودتای مقدماتی اول را برای انحراف سیاست دولت از سایۀ منحوس و مخوف اتحاد شوروی وقت به سمت ممالک عربی و جهان غرب، سازمان دهی داده بودند و با بیانیه های میان تهی و وعده های فریبنده با عدم وجود قانونیت، از حالت وعده و وعید هرگز فرا تر نرفت، بل برعکس، عملاً افغانستان را به آشفته حالی و سقوط و مردم مظلوم آنرا به مصائب بیشمار بدون شک تا امروز، مبتلا نمودند، عاملین همه جریانات تاریکی هستند که به چشم سر مشاهده می گردد.

 حکومات بعدی هر کدام با اشکال گوناگون آن نشیب غیر قابل توقف را شدت بخشیدند و آرمان های ملت شریف  با توصل به رویا های قدرت طلبانۀ یک عنصر خود خواه متزلزل گردیده بود، با ناکامی از هم پاشید و اساسات نو پای یک حکومت مردم، برای مردم و از مردم  به همت اعلیحضرت محمد ظاهر شاه به تدریج شکل می گرفت، به رویایی دست نیافتنی مبدل گردید .

بلی حقیقیت تلخ و عریان همان است  شاعر و دانشمند درد کشیده ای افغان، مرحوم عبد الرحمن پژواک بیان داشته، یعنی  آن آسمان صافی  داشتیم و ملت افغان در زیر آن با امنیت و عدم وابستگی به غیر، چهار دهۀ سلطنت اعلیحضرت محمد ظاهر شاه را در صلح و سلم در هر گوشه ای از سرزمین خود سپری می نمودند و با حفظ کرامت انسانی، مال، جان و ناموس شان از تعرض محفوظ بود، با اخترانی  در آسمان صاف و زیبای آن با مهر درخشان و ماه تابان امید می آفریدند و آرزو خلق می نمودند، دیگر نیست  نیست.

 امروز بعد از بالا و پایینی های بی ثبات، افغانستان دو رهبره، دولتی به ظاهر مستقل است و زعمای آن هنوز هم به مسافرت های حسن نیت«!»، با اهداف و منافع سیاسی و اقتصادی، به اینطرف و آنطرف گیتی میروند ، ولی با وجود یک لشکر پاچا عبدالرحمن را  گویا به «معیت» آنان بی جهت و بدون ضرورت و البته به منظور فرار از وظیفه و تفریح و تبدیل هوا و مصارف کمر شکن راهی ممالک دوست «؟» میگردند، دیگر نمیشود گفت زعمای افغانستان نمایندۀ یک دولت غیر منسلک و آزاد استند پشتیبانی از آزادی و حفظ و حمایۀ کرامت انسانی در درجۀ اول وظایف خدمت به مردم افغانستان قرار دارد و در آسمان آن مهر و ماهی پرتو صلح و سلم را بی دریغ  ارزانی میدارد. هیهات!

پایان

Comments
Loading...