مجوز های مفت / مصطفی عمرزی

مجوز های مفت

مصطفی عمرزی

بخشی از کار رسانه یی، فرهنگی و سیاسی در حاکمیت حامد کرزی، بررسی سلیقه یی معضلاتی بود که حتی گاه برای اغراض شخصی، صورت مساله را تحریف می کرد. دیدیم که بار ها از جریان بسیار مذهبی طالبان، چهره ی قومی ارایه دادند. مخالفان مسلح و دشواری های ناشی از حملات و انفجارات به گونه ای به تصویر کشیده شده اند که یقین است، اگر جلو آن ها سد نشود، بحران متداوم می شوند.

خصومت های ایجاد شده که امروزه جامعه ی افغان ها و منافع افغانستان را با جریان های مسلح به چالش می کشند، در نوع دیگری که به نام کار مدنی عنوان می شوند، بر اثر صدای یورش ها و ویرانگری مخالفان مسلح، اکثراً اغماض شده اند.

با تعهد به نسخه های مدنی وارداتی که هرگز به درستی تعریف نکردیم، فرصت های زیادی ایجاد کردیم دشمنان داخلی که همیشه ادای روشنفکر، فرهنگی و حزبی می کنند، با در اختیارگیری وسایل ارتباط همه گانی، ذهنیت هایی ایجاد کنند که از یک سو با پرداختن به مقال مخالفان مسلح، مساله را یک بُعدی وانموده و از سوی دیگر، مخالفان  دیگر که زیر نقاب کار فرهنگی و رسانه یی کار می کنند، جبهاتی بسازند که شدت فشار آن ها در هنگامه های انتخابات، حس می شود.

چرا غافل مانده ایم تا شماری با ظاهر شهری و ادعای فرهنگی و روشنفکری، آسیب هایی بر ملت وارد کنند که اگر هراس از مخالفان مسلح  نباشد، گاه وقاحت را به اوج توهین می رسانند یا افغانستان را  بُرش هایی از کشور های همسایه می شمارند.

در قانون اساسی افغانستان به صراحت قید است که هیچ حزبی با نام و عملکرد قومی، ایجاد شده نمی تواند، اما افراد معلوم الحالی که همه از معاضدت آنان با ملت آگاهی دارند، با نام «شورای سراسری تاجکان»، فعالیت سیاسی می کنند. به نام کار در چهارچوب مدنی، رسانه یی و فرهنگی، به وحدت فکری مردم آسیب می زنند و ما هم مفت و رایگان اجازه دادیم هر غلطی که می خواهند انجام دهند.

در کشوری که پیرامون وحدت ملی، تمامیت ارضی و منافع ملی، چند گانه گی فکری وجود داشته باشد، چیزی که آینده ندارد، اهم مسایل ملی است. برای دولتمردان، مسوولان و زعمایی که در این آشفته بازار، در فکر ایجاد تاسیسات و زیر بنا ها و عمرانات اند، توصیه می کنیم، برای وحدت فکری نیز طرح و اجندا بسازند. جامعه ی ما به باسازی و عمران مادی و معنوی نیاز دارد. عدم موازنه ی معنویات در برابر مادیات، مسوولین را همیشه غافلگیر می سازد که می بینند دست آورد هایی که باوجود  نواقص، قابل ملاحظه اند، در اندیشه ی جمعی جا نمی یابند.

برنامه های معنوی دولت (فرهنگی، رسانه یی، نشراتی، هنری و امثالهم) به تناسب کار ها و ادعایی که در جانب مادیات صورت گرفته اند، زیر صفر قرار دارند. در اداره ی ائتلافی افغانستان، اشغال پُست هایی فرهنگی، بیشتر به منظور حفظ موقعیت و یا بسط مفاهیم افغان ستیز صورت می گیرند.

مخالفان داخلی از هیچ فرصتی ابا نمی ورزند. استفاده ی عمدی معادل ترمینالوژی ملی در ادبیات دری، توجیه خیانت های تنظیمی، تدویر جلسات و برنامه هایی که بر حفظ جعلیات عمق تاریخی از قبیل آریانایی، خراسانی و فارسی تاکید می کنند، در محور دولت طرح و تحفظ می شوند. در واقع کمبود فرهنگ سازی هایی که می توانستند به باور ملی مبدل شوند، دست آورد های دولتی را زیر سوال می برند.

مجوز های مفت که تا حد سوژه یی ساختن مفاهیم ملی به تمام جریان رسانه یی سرایت کردند، اقبال بد دیگر بود تا در جای باور های ملی، به ذهنیت های عصبیت قومی مبدل شوند.

ما در یک واحد سیاسی مسجل که وارد عصر دیگری از تعقل شده است، نیازمند کار های گسترده ی فرهنگی استیم. در حالی که شدت جنگ، از جاذبه ی زنده گی می کاهد و رشد غیر متوازن منطقه یی ایجاد شده است، فرهنگ سازی از این حیث که به کشور خویش همانند ملکیت هایی که داریم بنگریم، برخلاف با تشتت رسانه یی، مردم را به چهار سو می کشاند.

 مهاجرت یا فرار میلیونی اخیر که بیشتر به سمت اروپا نشانه رفت و هزاران هموطن را آسیب زد، نیز گونه ای از ناتوانی دولتی را آشکار می کند. فرهنگ سازی های نه فقط کم، بل هیچ، مردم را در گرماگرم تحریک جمعی از این خرد دور می کردند که هیچ جایی در دنیا، به کل مردم یک کشور پناه نمی دهند.

در حالی که بخش کوچکی از نیاز های معنوی مردم از رهگذر مسوولیت های وجدانی هموطنان قلم به دست و افغان هایی مرفوع می شود که آسیب های خلای فکری را می دانند، هنوز باور های جدی دولتی خلق نشده اند تا مردم را در جهت حفظ خانمان ملی روشن تر کنند. موضوعاتی به اهمیت هویت ملی، کشور و منافع در گرو تحلیل ها، تفسیر ها و تعبیر های افراد و اشخاصی مانده اند که اگر هم اولویت ها را رعایت کنند، آن ها را به نفع قوم و منطقه جهت می دهند.

گونه ای از رقابت های ناسالم تمام ما را تشویق می کند فرصت ها را به نام قوم و منطقه مصادره کنیم. این حقیقت، منوط به ستیز سیاسی نیز می شود. فشار های مضاعف برای حذف یا تضعیف اکثریت، ناگزیر می کنند برای تحفظ خویش پاسخ دهیم. اگر ناگزیری های تحمیلی سیاسی، اوقات ما را هدر ندهند، اهم کار فرهنگی به معنی تامین نیاز های معنوی مردم، به خرد جمعی تحفظ ملی می انجامد.

با گذار از حاکمیت های ایدیالوژیک، سقوط ما در آنارشیسم سیاسی، بُرنده گی عداوت را متوجه ارزش های ملی کرد. با مجوز های مفت و رایگانی که بخشیده ایم، باور های سنتی نیز به گونه ای تنقید شده اند که کارایی آن ها نادیده گرفته می شوند و بدتر از همه، نسخه های توریدی در تور تکفیر گیر مانده اند.

شرح تصویر:

نمونه ای از فرهنگ سازی های مخرب که با مجوز های مفت و رایگان رسانه یی اغماض کردیم تا به وحدت ملی مردم ما حمله کنند. با دقت در تصویر متوجه می شوید که عوامل مزدور با یک مدیریت واحد، به همه حمله می کنند. با ایجاد صفحه ای به نام «پشتون های خاین»، به پشتون ها حمله می کنند و با صفحه ای به نام «پنجشیری های خاین»، به تاجکان و اقوام دیگر توهین کرده اند. ردیابی عوامل سفله از سوی هموطنان ما به صد ها نمونه ی دیگر می رسد. متاسفانه در 17 سال اخیر، به تمام نمونه های این فرهنگ سازی های مخرب، مجوز دادند و بدتر از همه آن ها را توجیه کردند. تاثیر این کنش ها، زمانی بیشتر می شود که مردم بر اثر مشکلات، دهن به اعتراض می گشایند. بنابراین از هر سوژه ای برای بیان نفرت خویش استفاده می کنند. این وضعیت شرم آور به کمیدی ای نیز شبیه شده است که با سوژه یی شدن هویت و منافع ملی، سال های اخیر را باوجود کثرت کار خصوصی فرهنگی، از رهگذر محتوا و پیام، بسیار میان تهی و پوچ معرفی کنند.

 ادعای دست آورد های رسانه یی، آزادی بیان و فکر بسیار مطرح می شود، اما میزان سنجش آن ها آشکار کرده است که برخلاف موثریت، بیشتر زیانبار بوده اند. چند دسته گی فکری جامعه ی مدعی روشنفکری و تحصیل کرده، از علایم واضح زیان های مجوز های مفت کمیت رسانه یی است.

Categories: اجتماعي سیاسي,صفحه دري,کالمونه,مصطفی عمرزی

خپل نظر ولیکۍ

Your email address will not be published.