قشرآگاه وطن، افغانستان را دریابید!

0 70

-کاندید اکادمیسن سیستاني

کشورما افغانستان روزگار سختی را میگذراند، ودر حالیکه نه از یک حکومت قوی و نه از یک وحدت ملی بهترمانند چهل سال گذشته برخوردار است، از یک طرف با تشدید عملیات انتحاری طالبان برمحلات مزدحم شهرکابل و ولایات کشور، از طرف دیگر با شدت حملات توپخانه نظامیان پاکستان برولایت کنر، واز سویی با رقابت های انتخاباتی روبرو است که وقت وانرژی بسیار زیاد نیروهای امنیتی ودفاعی کشور را می بلعد. این مشکلات در کنار عدم توجه امریکا به تعهدات پیمان امنیتی خود با دولت افغانستان و کنارآمدن با طالبان وپاکستان اوضاع وشرایطی را برکشور تحمیل کرده که امنیت و سلامت مردم و تمامیت ارضی کشور را با خطر مواجه نموده است.

یکی از دشمنان بنیادی و تاریخی افغانستان، پاکستان و سازمان استخباراتی آنکشور (آی اس آی) است که اززمان جمهوریت داودخان تا امروز از هیچگونه خرابکاری وضربه زدن به پیکر اقتصادی و اجتماعی و نظامی افغانستان دریغ نورزیده و برعکس تا توانسته بر قدرت نظامی خود افزوده است.

متاسفانه قشرآگاه کشور شامل دانشمندان، قلم بدستان وصاحب نظران وتحلیلگران ورهبران احزاب سیاسی افغان حتی در مسئلۀ تجاوز پاکستان به خاک افغانستان بسیارکم سهم میگیرند.گوئی که این مسئله مهم را پائین تر از شأن علمی و سیاسی وفرهنگی وروشنفکری خود می پندارند،لهذا بدان دلچسپی نشان نمیدهند، ووقتی خدای نخواسته بخشی ازکشور به اشغال بیگانه در آید، آنگاه جلسه وکنفرانس تدویر میکنند وداد سخن میدهند ولی باید دانست که آنگاه دیگر دیر شده وکنفرانس ومیتنگ شان بی وقت وبی اثر خواهد بود.

این عدم علاقمندی وتحرک به موقع در مسایل ملی از سوی نویسندگان وخبره گان وصاحب نظران مملکت در داخل وخارج،به این معنی نیست که آنها وطن خود را دوست ندارند و یا خدای نخواسته به تجاوز بیگانه برکشورخوشحال استند، بلکه ما طوری تربیت وبزرگ شده ایم که متاسفانه حس میهن پرستی و روحیه ملت خواهی در وجود همه در حد لازم رشد نکرده وریشه نگرفته و ضعیف است و به همین علت منافع خصوصی وشخصی را بر منافع ملی وعلیای کشور ترجیح میدهیم.غم وطن ودرد مملکت را درد خود نمیدانیم وعواقب ناگوار راکت پرانی وفیرتوپ های مسلسل دشمن را بریک گوشۀ دور افتادۀ کشور، مصیبت وماتم خود نمی شماریم ویک نوعی فرهنگ «بمه چی؟» در میان ما رواج یافته است.

روحیه وطن پرستی ومردم دوستی وبشرخواهی را باید از دوران کودکی به کودکان آموخت ودرمدرسه و مکتب وپوهنتون رشد وتقویت داد و از طریق رسانه های جمعی درگوش جان مردم فروچکاند.

باید کانونهای تعلیمی وتحصیلی وپوهنتون ها را به گهوارۀ وطن پرستی مبدل ساخت. همین پوهنتون کابل در دهۀ ۶۰قرن گذشته بمثابۀ قلب پرتپش جنبش های سیاسی درحرکت بود وتحولات سالهای بعدی، پیامد جنب وجوش همان دوره است.

پوهنتون های امروزی افغانستان که باید مثل گذشته بحیث مغز متفکر وقلب پرتپش جامعه خود عمل کنند، در برابرحوادث جاری و تجاوزات آشکار پاکستان بر ولایات کنر ونورستان چنان بی تفاوت وبی حرکت مانده اند که هیچ واکنش مدنی مبتنی بروطن دوستی وتقبیح تجاوز همسایگان بر مادروطن از سوی محصلان پوهنتونها ونویسندگان واهل مطبوعات و ژورنالیستان هوشیار وآگاه وطن دیده نمیشود و یا کمتر دیده میشود.(شاید حملات انتحاری دلیل عدم تظاهرات شمرده شود، اما چگونه است که بخاطر تغییر مسیر لین برق از بامیان تظاهراتی به اشتراک بیش ازنیم میلیون نفردر کابل برگذار شد ؟)

در حال حاضر که کشور از سوی گروه های افراطی طالبان وداعش در همنوائی با گروهای تنظیمی مافیائی ، بسوی نابودی سوق داده میشود،وپاکستان هم با حملات توپخانه ای خود ولایت کنر را زیر آتش راکت ګرفته است،هر اقدام دیگر رقبای انتخاباتی در مقایسه با تجاوزات علنی پاکستان در درجه دوم اهمیت قرار میگیرد. زیرا وظیفۀ اصلی همه وطن پرستان واز جمله کاندیدان ریاست جمهوری دفاع از تمامیت ارضی وحراست از نوامیس ملی است. برآنهاست تا تمام فهم و خرد سیاسی خود را بکار گیرند وتجاوزات علنی پاکستان را بر جغرافیای سیاسی افغانستان عقیم سازند و اهداف تجاوز کارانه پاکستان وسازمانهای جاسوسی وایادی آن را با شهامت مثل اقای امرالله صالح محکوم وافشا نمایند و روحیه وحدت ملی را در مردم تقویت بخشند تا هم نقش وطن پرستانۀ خود را در دفاع از مادر وطن ایفا کنند و هم از سقوط گوشه ای از وطن در چنگ دشمن جلوگیری نمایند.
پایان ۵/ ۹ / ۲۰۱۹

Comments
Loading...