شاه امان الله از چشم چند صاحب نظر

0 115

-کاندید اکادمیسین سیستانی 

۲/ ۹ /  ۲۰۱۹

بمناسبت صدمین سال تجلیل از استقلال کشور:

شاه امان الله از چشم چند صاحب نظر

شاه امان الله، در شیفتگی به استقلال و آزادی این میهن، سرآمد همه سرداران و سالاران آزادی کشور ماست. این سرزمین یاد و نام شاه امان الله را همچنان با افتخار و سربلندی، تا سرمدی، تا جاویدانه،  بلند نگه خواهد داشت. او فرزند راستین این آب و خاک بود، عاشقی سینه چاک به میهن و مردم.“( داکترسپنتا، سابق وزیر امور خارجه افغانستان)

درکودکی از ریش سفیدان محل خود در نیمروز راجع به شاه امان الله  وعزم راسخ اوبرای کسب  استقلال کشور تعریف های شنیده بودم ولی در دوران مکتب تا فاکولته درهیچ کتاب درسی وغیردرسی  و در هیچ کنفرانس وسخنرانی من چیزی در مورد کارنامه های امان الله خان نخواندم ونشنیدم. در دوره جمهوریت نام امان الله خان بمناسبت استقلال افغانستان در روزنامه ها برزبان قلمها جاری شد. پس ازکودتای ثور در ۱۳۵۷ نام  شاه امان الله در سخنرانیها بیشتریاد میشد و رهبران جناح پرچم خود را ادامه دهندگان راه  مشروطیت دوم وانمود میکردند، شاید میخواستند از محبوبیت آن شاه  بحیث بنیان گذار دوستی افغان و شوروی در۱۹۲۱برای حضور قشون سرخ در کشور استفاده کنند.

با چاپ مجدد تاریخ غبار(افغانستان درمسیرتاریخ) در خارج از کشور و ورود آن به کابل مردم با خواندن آن به کارنامه ها وبرنامه های اصلاحی شاه امان الله آشنائی پیدا کردند وکم کم در دل تحول طلبان وترقی پسندان مهرومحبت آن شاه متجدد وآزادی خواه جا گرفته رفت. در دهه هشتاد قرن بیستم بود که من با کارنامه های شاه امان الله وعشق آتشین او به استقلال وتعالی مردم افغانستان آشنا شدم  ونفرت شدید او نسبت به استعمار انگلیس  را درک ومحبت واحترام او را در دلم جادادم  وسعی نمودم بیشتر او را ارج بگزارم .

نادرشاه و برادرانش درمدت ۴۰سلطنت خود، تلاش کردند تا نام ونشان شاه امان الله غازی را از صفحات تاریخ محو و نابود کنند، ولی با وجود سوختاندن تمام کتب درسی عهد امانی  که در آنها نام وکارنامه های آن زعیم ملی وجود داشت،یکجا با قصر زرنگار که در آن اعلامیه برسمیت شناختن استقلال افغانستان قرائت شده بود در آتش سوختند، اما نتوانستند که نام آن شاه میهن پرست را از ذهن وقلب مردم افغانستان پاک کنند. زیرا نام امان الله  با نام استقلال کشورعجین شده است و تا استقلال پا برجا باشد، نام او نیز پابر جا خواهد بود. وهیچکسی نمیتواند ذره یی از محبوبیت آن شخصیت ملی را از قلب و ذهن  مردم حق شناس افغان کم کند.

میرغلام محمدغبار با نوشتن کتاب «افغانستان درمسیرتاریخ»، علامه  حبیبی با نوشتن کتاب «جنبش مشروطیت درافغانستان»، فیض محمدکاتب با نوشتن کتاب «تذکرالانقلاب»، داکتر سید عبدالله کاظم با تالیف «زنان افغان در زیرفشارعنعنه وتجدد» ، داکترعبدالرحمن زمانی با نوشتن کتاب «بازنگری دورۀ امانی وتوطئه های انگلیس برضد حکومت امانی» و آقای پیکار پامیر با نوشتن کتاب «ظهور وسقوط ‏اعلیحضرت امان الله خان» ،داکتر حشمت با نگاشتن کتاب«از‎ ‎جنبش‎ ‎مشروطه‎ ‎تا‎ ‎دولت‎ ‎مشروطه»، وجنرال یارمحمدخان وزیری با نوشتن ‏کتاب« د افغانستان د خپلواکۍ تاریخ »،ریه تالی استوارت با نگاشتن کتاب “آتش درافغانستان“،فضل غنی مجددی با نوشتن کتاب”افغانستان در عصراعلیحضرت امان الله خان“واینجانب کاندید اکادمیسین محمد‏اعظم سیستانی با نوشتن  کتابهای:‏

۱- «علامه محمود طرزی، شاه امان الله وروحانیت متنفذ» ،

 ‏‏۲- «دفاع از شاه امان الله و استقلال ، وجیبۀ ملی ماست»،

 ۳- «دفاع ‏از ارزشهای ملی ، وظیفۀ عناصرملی است»،

 ۴-«حبیب الله کی بود، ‏عیاری از خراسان یا دزدی از کلکان؟»

۵-« زعمای بزرگ وکارهای سترگ در تاریخ افغانستان معاصر»،یادش راجاویدان ساخته ایم.

این درحالی است که اکثریت نویسندگان ومحققان افغانستان درچهاردهه  اخیر در داخل وخارج کشور به پیشواز جشن استقلال سیاسی افغانستان با نگاشتن مقالات  و تدویرمحافلی ازاستقلال ومحصل آن شاه امان الله به نیکوئی یاد کرده اند. وهمه رسانه های جمعی اعم ازنوشتاری وشنیداری ودیداری تا رسانه های مجازی(انترنتی) در مورد کارنامه های  سیاسی واجتماعی واقتصادی شاه امان الله نشرات قابل توجهی کرده اند که همه نمایانگر احساس عمیق مردم ما نسبت به استقلال وجایگاه سیاسی و اجتماعی واستقلال طلبی شاه امان الله  می باشد.

آقای داکتر سید عبدالله کاظم،درآخرین مقاله محققانه خویش پیرامون متارکه جنگ استقلال ،وموافقت شاه امان الله برای قبول آن (باوجود مخالفت های رجال نظامی وملکی وروحانی جبهه جنوبی) شهامت وعزم متین شاه  امان الله را درانتخاب راه حل سیاسی نسبت به راه نظامی در برابر مخالفان می ستاید و مینویسد:« با ذکر فرامین فوق و شرحی که درمقالۀ قبلی و قسمت های اول، دوم و سوم این مقاله به عرض رسید، موضوع جنجال برانگیز قبول متارکه و توقف جنگ در جبهات سه گانه استقلال کشور را که از طرف انگلیسها پیشنهاد شده و شاه امان الله آن پیشنهاد را به شرط تصدیق استقلال افغانستان بوسیلۀ انگلیس ها قبول کرده بود، در اینجا به پایان برده و از ورای این تحقیق مختصرمیتوان به این نتیجه رسید که: با وجود مخالفت جدی بعضی از سران ملکی و نظامی دولت در مورد قبولی متارکه (از جمله حضرات مجددی، سپه سالار محمدنادرخان و سردار عبدالقدوس خان اعتمادالدوله وبخصوص تعداد زیاد سران قومی مسعود و وزیر که در جهاد محاذ جنوبی خدمات شایان کردند( شاه امان الله غازی باعزم متین و شهامت بینظیر جهت نیل به هدف عالی استقلال و با استفاده از موفقیت مختصر جنگ در جبهه جنوبی کوشید تا راه سیاسی را برگزیند و نخواست این یگانه هدف خود را با عواقب ناکامی در ادامۀ جنگ مواجه به خطر سازد و درنهایت توانست به حیث اولین شخصیت سیاسی در آنوقت راه سیاسی را از راه نظامی رجحان دهد و درقبال آن به حیث یک زعیم عالی مقام نه تنها در کشور، بلکه در جهان شناخته شود.»( شرحی دربارۀ پیشنهاد متارکه در جنگ سوم افغان انگلیس )قسمت چهارم واخیر ،۲۹ آگست ۲۰۱۹(

داکتر سپنتا، سابق وزیرامورخارجه افغانستان،به  مناسبت پنجاهمین سال درگذشت شاه امان الله در سخنرانی خود با بهترین الفاظ وکلمات از شاه امان الله، یادکرده گفت:” او پیشگام ایجاد نظام حقوقی مدرن در سرزمین ماست…اگر چه شاه، به دلیل مقاومت های نخبگان سنتی و مداخلات گسترده استعمار همواره ناگزیر می شد، تا از برد و ژرفای اصلاحات خود بکاهد، اما با این هم، آنچه را که او وارد نظام حقوقی و فرهنگ اصلاحات در افغانستان نمود، آغاز همه آغاز ها به سوی تجدد و روشنگری بود…. شاه با فرزانگی و شهامت بی نظیری در دیباچه همه قوانین بر این امر تأکید می کرد، که چگونه روح زمانه او با روح زمانه پیش کسوتانش متفاوت است و باید روح زمان را دریافت. بدون شک این بدین معنا بود که او پیام و ایجابات زمان خود را و نیاز مردم افغانستان را برای رسیدن به یک زندگی بهتر، درک کرده بود  واز همین رو بود که با التهاب بی مانند و شیفتگی بی نظیری خواهان تغییر و دگرگونی در این سرزمین بود.”

 اقای اسپنتا می  افزاید:”… مردم افغانستان در تلاش آزادی قربانی های بیشماری داده اند. شاه امان الله بزرگترین فرزند برومند، آزادیخواه شوریده و اصلاح طلب پی گیر کشور ما می باشد. بررسی برنامه های اصلاحی شاه باید در همان متن تاریخی و اجتماعی آغاز قرن بیستم صورت بگیرد و در حیرتم که حتا با در نظر داشت همان متن تاریخی هم، اصلاحات وی و شخص وی در باور و تفکرش، دهه ها از جانیشنانش جلو اند. مضمون گسترده و پیام فراگیر اصلاحات شاه برای غلبه بر خلسه و بی حرکتی قرون و ترقی ستیزی را نمیتوان با تقلیل گفتمان اصلاحات وی به تعطیل اعلان کردن روز پنجشنبه و یا تغییرکلاه و لباس کارمندان دولت، مورد سوال قرار داد؛ با اینکه در همین حرکت های نمادین و ظاهراً بی مفهوم نیز رویکردی مبتنی بر عقلانیت اقتصادی نهفته بود.”( افغان- جرمن آنلاین،سخنرانی داکتراسپنتا به مناسبت پنجاه سالگی درگذشت شاه امان الله)

محقق امریکائی (ریه تالی ستوارت ) چنان دلبسته شخصیت و کرکترشاهانه  امان الله  شده بود که  برای تحقیق در احوال وافکاراو از امریکا تا لندن واز لندن تا ایتالیا وتا کابل و سپس از کابل تا جلال آباد رنج سفر را برخود قبول کرد ودر مراسم بخاک سپاری آن شاه درسال۱۹۶۰ حضور یافت و از میدان هوائی تا محل بخاک سپاری جنازه احساسات مردم را از نزدیک مشاهده نمود واخلاص مردم را نسبت به آن شاه مرحوم به چشم خود دید و باربار به زیارت قبر او قدم رنجه کرد تا مقام ارجمند او را درمیان هموطنانش بهتر درک کند. همچنان اودرمراسم تدفین ملکه آن شاه مترقی تاجلال آباد سفرنمود و برقبر آن خانم هوشیار و فداکار گل گذاشت، وچشم دیدهای خودرا ثبت کتابی بنام «آتش در افغانستان» نمود.

او درکتاب خود(آتش در افغانستان) درمورد امان الله خان  مى نويسد: « اميران سابقه افغانستان متکبرو مغروربودند و تماس با ايشان دشواربود، اما امان اﷲ خان برعکس شخصيت دموکرات داشت و مانند هارون الرشيد اکثراًبدون [گارد] محافظ دربازارهاى شهرگردش ميکرد و بامردم مخلوط و محشورميگرديد. از تشريفات بدش مى آمد و خود را مانند افغانهاى ديگرحساب ميکرد و احساس برترى نمى نمود. امان اﷲ خان يک ملى گراى وطن دوست و پشتى بان آزادى شرق بود و خيلى ها شهرت يافت و محافظه کاران را به وحشت انداخت. او صادق بود و در عصرى ساختن کشورش خيلى ها جدى گرديد. درختم سلطنت خود گفت: چون تمرد عليه شخص وى است، لهذا نمی خواهد خون بريزد وبنابرین ازسلطنت دست کشيد وآنرا به برادرش عنايت اﷲ خان واگذاشت. درباريان بى کفايت به دورش حلقه زده بودند. همچنان حربه کفر راعليه وى به کار بردند و او را ضد اسلام دانستند، در حالى که وى يک مسلمان صادق بود.»( ریه تالی استوارت، آتش در افغانستان ، ص ٢٠٥)  

  آقای پیکار پامیر درکتاب( ظهور وسقوط اعلیحضرت امان الله خان) خود بحوالۀ لیون پلاداد از قول ” مویس پرنو” مینگارد : ” آنچه من در سال ۱۹۲۵ درظرف سه ساعت از امان الله خان راجع به سیاست افغانستان آموختم، بیشتراز مطالعات حیاتی من در باره  افغانستان بود. امان الله خان مرا با حقایق آن سرزمین آشنا ساخت. امان الله خان پادشاهی جوان و ترقیخواه افغانستان بود . . . بخاطر دارم وقتی ازکابل دیدن کردم و جویا شدم که بانی آنهمه بنا های جالب و گیرنده مانند مکاتب، فابریکه ها ، موزیم، مطبعه و بنای شهر عصری و بزرگ دارالامان کی بود؟ جواب همیشه یکنواخت بود: ( امان الله خان ) !

نویسنده می افزاید:”جوزف کستنی” نوشته میکند: “ امان الله خان شخصی است وطنپرست، فعال، تشنۀ آزادی مردم خویش. این پسردوم  حبیب الله خان که اکنون سی سال دارد از نعمت قوای معنوی بزرگی بر خوردار است. شخصی است شجاع و دوربین . اکنون مشغولیتی خیلی بزرگ که عبارت از اتحاد مسلمین است روی دست دارد. “(همان اثر، فصل سوم)

موریس فوشه، سفیرفرانسه درافغانستان درعهد امانی، در باره  شاه امان الله می نویسد:” کلمات نمیتواند بزرگی وعظمت شخصیت او را بیان کند.این جوان درمقایسه با عمر خود در امور سیاسی شعور عجیب وحیرت آوری دارد.با شجاعت اهداف مشخص خود را به پیش می برد. هنگامی که من او را ملاقات کردم،لباس جنرالی بتن داشت .جلد سفید، چشمان سیاه ودرشت دارد. درچشمان او اقتدار و حزم واعتدال معلوم می درخشید. امان الله خان از اثر ذکاوت سرشار، شهامت وفهم مسایل سیاسی ،هرکس را تحت تاثیرخود قرار میداد.امان الله خان این کفایت را دارد که مسایل پیچیده  به ارتباط همسایگان (روس وانگلیس) را با اطمینان کامل مطرح کند ونظر وفیصله خود رانسبت به آنها صادرنماید. او صاحب عزم وارادۀ قوی است. تاهنوز صیقل زمانه را ندیده وکامیابی های زیادی را نصیب شده است. بطور مثال در مدت اندک افغانستان را به تمام جهان معرفی کرده است.( سایت بینوا ،تیمورشاه یوسفزی،مقالۀ  ملی تاریخ)

همه محققان براین نکته متفق اند که علياحضرت (مادر امان ﷲ خان) درتربيت فرزندش نقش برازنده داشت. علاوتاً شخصيت هاى چون محمود طرزى، مفکر و نويسنده و سياستمدار مدبر که خُسر امان ﷲ خان ميشد و محمود سامى معلم و قوماندان نظامى او نيز در تکوين شخصيت امان ﷲ خان نقش مهم بازى کردند. امان ﷲ خان در دوران جنگ جهانى اول با ديپلوماتان آلمانى و ترکى و اطريشى و هندى نشست وبرخاست ميکرد و از نظريات شان بهره مند ميشد. همچنان او با ديپلوماتان مقيم کابل نيز روابط دوستانه داشت و در محافل آنان شخصاً اشتراک ميکرد. امان ﷲ خان در دعوتهاى رجال سياسى ازطرز زندگى وفرهنگ خارجى ها و از معاشرت زنان با مردان در دعوتها و از پوشيدن لباس آنها تاثيرپذيرفت و در تکوين شخصيتش اثر گذاشت. امان ﷲ خان تربيت نظامى ديده بود و به شکار و تينس علاقه فروان داشت. امان ﷲ به حرف هاى طرف بادقت گوش ميداد و با ملاها در امور دينى و مذهبى مباحثات طولانى انجام ميداد و درسن پانزده سالگى گفته بودکه: از عقب ماندن کشورش واقعاً خجالت ميکشد و از نادانى و نا فهمى مردمش رنج مى برد.” (فضل غنی مجددی،افغانستان درعهداعلیحضرت امان الله شاه،ص۳۲۷)

با این گفتۀ  اقای سپنتا مقاله را پایان می بیخشم که:«شاه امان الله، در شیفتگی به استقلال و آزادی این میهن، سرآمد همه سرداران و سالاران آزادی کشور ماست. این سرزمین یاد و نام شاه امان الله را همچنان با افتخار و سربلندی، تا سرمدی، تا جاویدانه،  بلند نگه خواهد داشت. او فرزند راستین این آب و خاک بود، عاشقی سینه چاک به میهن و مردم.( افغان- جرمن آنلاین،سخنرانی داکتراسپنتا بمناسبت پنجاه سالگی درگذشت شاه امان الله)  

بدینسان دیده میشودکه شاه امان الله از جانب بیشتر صاحب نظران تاریخ فهم داخل وخارج به چشم قدر نگریسته شده است وشخصیت  او را ستوده اند.  یادش گرامی باد!  

پایان

Comments
Loading...