سهم خاندان علیا حضرت در پیروزی امان الله خان/ کاندید اکادمیسین سیستانی

کاندید اکادمیسین سیستانی                                                                   ۱۱/ ۱۱/ ۲۰۱۷

 

سهم خاندان علیا حضرت در پیروزی امان الله خان

 

مرحوم استاد پوپلزائی درکتاب خود، از سهم ونقش خاندان علیا حضرت مادر شهزاده امان الله خان در پیروزی وساختار واستحکام دولت امانی یاد کرده و رجالی را که در استحکام یا تضعیف دولت امانی سهمی داشته اند، با دقت نام ونسبش را ثبت نموده و درمورد خاندان علیاحضرت مادرامان الله مینویسد:

«مسماة سرور سلطان والدۀ سکۀ امان الله شاه از طرف پدر فرزند سردار شیردل خان بارکزائی و از طرف مادر فرزند مسماة بی نظیر سلطان پوپلزائی و در صحنۀ سیاست داخلی هم متکی بهمان دوطایفۀ بزرگ ابدالی «ثم درانی» بوده و از آن دو نیروی قومی و ملی که رسوخ و نفوذ سیاسی و عسکری از قدیم داشتند، استفاده کرده است. »[1]

[علیاحضرت]« در ایام مریضی و فوت امیر عبدالرحمن خان در تأسیس امارت سلطنت همسر خود سردار حبیب الله خان مصدر فعالیت های بزرگ گردید و [به]واسطۀ تحریکات جدی او افراد نخبه و سرشناس ملکی و نظامی طایفۀ درانی از سردار حبیب الله خان طرفداری و پشتیبانی نموده رسالۀ شاهی و هم جمعیت هر دو قوم را حاضرِ هر نوع فداکاری ساختند. جلوس امیر حبیب الله خان پنجشنبه (10 ) برج میزان سال 1281 شمسی مطابق (19 )  جمادی الآخر 1319 قمری وموافق (4) اکتوبر 1901 میلادی است.

امیر حبیب الله خان این مراتب همت او را فراموش نکرد و بتاریخ پنجشنبه (13) رمضان المبارک سنه 1321 قمری مطابق 1282 شمسی (علیا حضرت سراج الخواتین) لقب داد و ملکۀ معتبر و رسمی و سرخیل بانوان افغانستان گردانید. و این پسر علیا حضرت یعنی سردار امان الله خان (12) سال عمر داشت و تا این وقت نام آن ملکه در فرمانها [والدۀ نور چشم امان الله خان] نوشته میشد.

و از تاریخ (10) میزان 1281 ش ادعای بی بی حلیمه «بوبوجان و پسرش سردار محمد عمر خان» در امر سلطنت فسخ گردید ولی این کینه ورزی سردار محمدعمر خان ابن امیر عبدالرحمن خان تا خاتمۀ عمر باقی ماند. و بهمان اعتبار بود که لارد کرزن دریاد داشت ماه دسمبر سال 1891 م حبیب الله خان را بحیث جانشین پدر برسمیت شناخت و اعلیحضرت خطاب نمود.» [2]

«سردار امان الله خان که در شب پنجشنبه (5) ذیقعده الحرام سنه 1309 ق مطابق (10) برج جوزای سال 1271 ش [31 می 1892 م] در نزدیک ده زرگر پغمان بدنیا آمد، در سنه 1322 ق/1283ش خطاب عین الدوله یافت و دخیل امور سیاست گردید و درسنه 1328 ق در مکتب فنون حربیه داخل و در زمان حیات پدر سه بار به وکالت مقام سلطنت برگزیده شد. چون اعتبار واقتدار طایفۀ مادر داشت از سائر شاهزادگان حتی از کاکا و دو برادر بزرگ[خود] سبقت می برد.

چون در اصول طایفۀ درانی تصریح شده بود که باید فرزند ملکۀ رسمی در انتخاب سلطنت مقدم باشد این دلیل نیز مدنظراهل سیاست و از همان جهت بود که سرشناسان خاندان های وقت اغلب بدور سردار امان الله خان عین الدوله جمع میشدند و این رجال اغلب از طایفۀ پدر و مادر علیا حضرت بودند. و افراد رسالۀ شاهی که از سنه 1310 ق و 1319 ق جلب و احضار یافته شامل خدمت بودند، تحت تاثیر همین سیاست قرار داشتند. و رسالۀ درجه اول قشون شاهی «غُنداردل» بود که صالح محمد خان ولد دادمحمد خان جنرال غند اردل و این شخص از اولادۀ وزیر شاه ولی خان «قبیلۀ بامی زائی طایفۀ پوپلزائی و ملکه سلطان جدۀ علیا حضرت از همین خاندان و هم جان بیگم بنت محمد اکبر خان بارکزائی عیال صالح محمد خان و جان بیگم مذکوره شاه بوبو لقب داشت و دختری کاکای علیاحضرت بود.»[3]

مرحوم پوپلزائی درمورد نقش خاندان پدری علیا حضرت از رجال ذیل نام می برد:«چون علیا حضرت بنت سردارشیردل خان لویناب است، خاندان مذکور که بنام شاغاسی خیل معروف و اولادۀ یسین خان بارکزائی اند؛ از آغاز تا انجام دورۀ امانیه یعنی از زمان طفولیت او تا خاتمۀ سلطنت امانیه نهایت خدمتگذاری و فداکاری نموده اند.

معروفترین رجال آن خاندان  در دورۀ امانیه: بابامحمد سرور خان، سکندرخان، سلطان علی خان، محمد ابراهیم خان، عبدالعزیز خان، یاور محمود خان، خواجه محمد خان[وعبدالحبیب خان] اند. علی  احمد خان [پسر لویناب خوشدلخان برادرزاده علیاحضرت بود] که چهاربار بادولت امانیه مخالفت نمود، و اما مصدر خدماتی هم شده است.»[4]

سهم خاندان مادری علیاحضرت

پوپلزائی در ادامه سهم خاندان پدری علیاحضرت، ازنقش مادر علیاحضرت وماما وپسران ماما ودامادان ماما نیز یاد نموده مینویسد:« بی نظیر سلطان و الدۀ  علیا حضرت که از اولادۀ سردار شاه علم خان پوپلزائی بود، قوم و تبار خود را همیشه به جانبداری نوادۀ خود توصیه و تحریک می نمود.» این خانم باهمت وبا درایت وقتی از قیام نواسه اش عین الدوله برای خونخواهی پدرش مطلع شد ونیز ازتردد وتذبذب برخی رجال دربارکه باطناً به امیر نصرالله خان چشم امید دوخته بودند  ودر ظاهر به امان الله خان سرمی جنباندند، این پیام را بصورت عاجل نوشت و به جنرال صالح محمدخان فرستاد:

 

پیام بی نظیر سلطان مادر علیاحضرت عنوانی سران نظامی کابل

«برای خدمت دولت علیۀ افغانیه از ارجمند نور چشم رشید امان الله جان  جوان دلاور تر و مرد باغیرت باهمت غریب نواز و دلسوز در حق بیچارگان پیدا شده نمی تواند، و دیدید که در همین زمستان، چند اوقات سالیان دیگر در حق بندی ها و قرض دارها چه اندازه لطف و مهربانی و ترحم و شفقت نمود. چون شما از طرف پدر و مادر قوم و خون شریک من می باشید، لازم که اولتر تمام منصبداران فوج نظام دارالسلطنه اعم از سواره و پیاده را با هم متحد و متفق داشته بکمک امین نظام و دیگر خون شریکان همتی و رشادتی بکار ببرید تا از ین شیوۀ فدویت خود در راه انتقام خون امیر صاحب شهید و استقلال این دولت عالیۀ اسلامیه و جامعۀ مقدسه افغانیه سرخروی و کامیاب باشید. ولازم که رویۀ نفاق در پیش نیاید و از اهل نفاق احتراز شود. و من خود حاضر شده ام که حمائل استقلال پیرایه را بدوش گیرندۀ انتقام خون پدر بیاویزم و بدانانم که نور چشم امان الله در خواص اعلی اسلامی و افغانی از پدران و مادران بزرگ میراثی دارد فقط” امضاء: بی نظیر سلطان درانی.»[5]

پوپلزائی در پای این پیام چنین  تبصره میکند:

«جدۀ عین الدوله بوسیلۀ ارسال این پیام تحریری در حقیقت تمام قدرتمندان قلم و شمشیر را در حساس ترین مرحلۀ تاریخ یعنی ساعت اول جلوس خصوصی عین الدوله بر سریر سلطنت تحریک و تشجیع نمود و کافۀ  زنان افغانستان را در این عزم بالجزم حصول استقلال کامل افغانستان شریک و شامل گردانید.و این است یکی از مراتب نهضت نسوان در دودمان امانیه که در ساعت بدو جلوس خصوصی او شور و هیجان دیگری در جمعیت مردان و زنان خاندان های بزرگ کابل برپا گردید، و شاملین مجلس از ابراز احساسات یک محترمۀ نجیبه افغان خیلی ها تحسین نموده آفرین گفتند و تا آنکه این آوازۀ بمردم درانی قندهار رسید.»[6]

برادر بینظیرسلطان، «سردار فقیر محمد خان شاغاسی مامای سکۀ علیا حضرت، پسر و هم چهار داماد خود را بطرفداری عین الدوله ترغیب می نمود. که اینک در این تاریخ سیاسی نامهای چهار دختر و داماد های او را می نویسم:

  • دلبر سلطان، عیال سردار امیر محمد خان حکمران محال غزنین (بارکزئی)
  • مزاری سلطان،عیال محمد ابراهیم خان سرپروانه ثم وزیر عدلیه (بارکزئی)
  • خورشید سلطان،عیال محمود خان امین نظام ثم وزیر مالیه (قوم پوپلزائی)
  • عذراء سلطان، عیال محمد ولی دروازی که اخیراً وکیل مقام سلطنت گردید.

سردار فقیر محمد خان درهفتۀ اول [قیام] یعنی قبل از جلوس رسمی امان الله شاه از مردم چهاردهی و پغمان برای عین الدوله بیعت گرفت. چون مردم از بیم لشکرکشی امیر نصرالله خان جرئت نمی توانستند گفتند: هرگاه نصرالله خان غالب گردید میگوییم فقیر محمد خان شاغاسی از ما مردم بیعت گرفت و مسئولیت نداریم. و همچنان پسرش نظام الدین خان (منشی دفتر عین الدوله]خدماتی بنفع دولت امانیه نموده است [که در بحث قیام عین الدوله برضد کاکایش از وی یاد شده است.]

… خلص آنکه امان الله شاه به نیروی حسن اخلاق و مدارا به خلق و به نیروی فکرو تدبیر خاندان وطایفۀ مادر که او را در کار دولت و حصول استقلال تامه و عدالت اجتماعی مشورت نیک میدادند و خصوصاً که در روز جلوس خصوصی آن و ثیقۀ موکد بسوگند نوشته و باقبول هر نوع فداکاری بحضورش تقدیم نمودند، بقوت روحی و فکری امان الله شاه بیشتر افزوده شد. و از همین شهرت که طائفۀ درانی جانبدار امان الله شاه [شده اند] ، در هفتۀ اول ماه حوت سال 1297 ش یکبار دیگر، رسماً و علناً ثابت نمودند[و] تمام اقوام و قبائل  افغانستان جانبدار او شده بیعت نامه ها فرستادند. و چیزهایی که امان الله شاه بمردم وعده داد، مردم بدل باور کردند که این فرزند ملکۀ معتبر که نسل بالنسل زادۀ بزرگان افغان است ، همین اعتبار را دارد.

چون سلطنت بیگم بنت شاهزاده مودود درانی[مادرمحمود طرزی] بود، علیا حضرت به نسبت قومیت پدر و مادر به محمود طرزی و اولادش که عمری به مسافرت تیر کرده بودند، نیز شفقت و محبت بسیار[می] نمود و ثریا دختر او را برای پسر خود  عین الدوله به ازدواج گرفت و این وصلت نیز به نفع دولت امانیه تمام [شد]. محمود طرزی به علیا حضرت احترام داشت.

محبوسینی که در ایام جلوس امان الله شاه  از حبس رها شدند، ممنونیت نموده می گفتند: که عین الدوله به سفارش و توصیۀ مادر و جدۀ محترمه خودش چند بار از احوال محبوسین در محبس خبر گرفته، پول نقد و البسه و در ایام زمستان پوستینچه [بما]بخشید و  وسیلۀ تقدیم عرائض ما بحضور امیر حبیب الله خان گردید تا آنکه در این جلوس خود ما را بطور عموم  از قید و حبس رها فرموده، کنیزی و غلامی را برطرف ساخت. فراریان  را از خارج احضار و شامل کار گردانید.»[7] بدینسان دیده میشود که خاندان مادری علیاحضرت نقش چشم گیری در موفقیت وپیروزی شهزاده امان الله خان بر کاکایش امیر نصرالله خان داشته اند و بدون چنین پشتوانه قوی قومی ، سقوط سریع واعجاب انگیر امیر نصرالله خان ، امکان پذیرنبود.

پایان

مآخذ:

[1]-پوپلزائی، سلطنت امان الله شاه واستقلال مجدد افغانستان،ص 124

[2]-پوپلزائی، سلطنت امان الله شاه واستقلال مجدد افغانستان،ص 125

[3]-پوپلزائی، سلطنت امان الله شاه واستقلال مجدد افغانستان،ص 126

[4]-پوپلزائی، سلطنت امان الله شاه واستقلال مجدد افغانستان،ص 126

[5]– پوپلزائی ، سلطنت امان الله شاه واستقلال مجدد افغانستان،ص 76

[6]– پوپلزائی ، سلطنت امان الله شاه واستقلال مجدد افغانستان، ص76

[7]-پوپلزائی، سلطنت امان الله شاه واستقلال مجدد افغانستان،ص 127

Categories: اجتماعي سیاسي,اعظم سیستانی,صفحه دري,کالمونه,نوشته های تاریخي