ساکاری یوها / مصطفی عمرزی

ساکاری یوها

(از کارخانه ی مهدی موعود؟!)

مصطفی عمرزی

باور های خرافی اهل تشیع به تبع فرهنگ هایی که تاثیر پذیرفته است، متنوع می باشند. در قسم عربی، خلوص هویتی رونما می شود، اما در قسم فارسی، پیوند های قومی نیز رونما می شوند. در ایران، حتی زردشتیان اعتقاد دارند، امام حسین، داماد آنان است؛ زیرا به قول آنان، دختری از خانواده ی یزدگرد ساسانی را می گیرد. ظاهراً پای اسرای جنگ های مسلمین و کفار عجم، دختر مجوس را به حرم اهل بیت ره نمود می کند. امثال این روایت ها، با تفاوت هایی که من آورده ام، کم نیستند، ولی آن چه مستلزم دقت بیشتر است، در تمام آن ها فرهنگ سازی به منظور برآورد منافع مطرح می باشد. مثلاً در نمونه ی فارسی، شوونیسم ایرانی را با شیعه ی صفوی دم می کنند. سحر این فرهنگ، خلط پدیده ی عجیبی می شود که از یک سو ادعا مسلمانی دارد و از سوی دیگر، تنگ نظری بیش نیست.

تواریخ روایی که در همه جا بر اساس قصه، افسانه و ادبیات منتقل می شوند، کاملاً از حوزه ی تاریخ خارج شده اند. به استثنای تدقیق دستوری که به درد زبان می خورد، پذیرفتن خزعبلاتی که شاهکار های آن در شاهنامه ی فردوسی، کارزار آدم کشان و دیو کشانی ست که تا زمان مرگ شاعر نیز مرگ ندارند، حتی از جنبه ی تفریحی بیرون شده اند.

چنان چه تفسیر ها، تعبیر ها و تاویل ها به انقسام دین منجر شده اند، فرقه های مولد برداشت ها با گاف هایی که دارند، راه را برای انواع سوء استفاده باز کرده اند. بر اثر رشد صنعت فلم و دنیایی که با پیشرفت تکنالوژی، هر گونه خواب و خیال را متصور می کند، مولد کارخانه جات فرقه ها نیز پیشرفته شده اند.

 «ساکاری یوها»، نام کتابی ست که از مصوت آن پیداست، شما را به آسیای جنوب شرقی حواله می کند. راستی در این نوبت، لینک دانلود رایگان آن را نیافتم، اما ماجرای ویدیویی آن را یافته ام.

خشونت های وحشتناک بنیادگرایی دینی که مخالفان خویش را به طرز فجیع می کشند، جز نقاشی ها یا معدود تصاویر تاریخی شناخته نمی شدند. ما تاریخ های زیادی را خوانده ایم که در زمانه های فتوحات، جانب بازنده و اسیر، چه می کشیده اند. مثلاً این کوروش فارسی را که اسیر می شود، سر می برند. تصاویر زیادی وجود دارند که پیکره ی بی سر او را نشان می دهند، اما ویدویو های رنگه و کیفیت اچ دی از کمالات سال های اخیر اند.

تاریخ پیامبران دروغین و افرادی که وانمود می کرده اند ملکوتی اند، دور نه، در همین جغرافیای خود ما نیز بسیار مشهور است. چند مادر مرده به نام های زردشت، مزدک، مانی و غیره که در زمان کمونیست ها الگو شده بودند، هر کدام بر اثر محرومیت جنسی، ادیانی برجا گذاشته اند که اگر می بینید مقاربت با نزدیکان در دین زردشتی ستوده است و مزدک کثیف، امرا را تشویق می کرد زنان را اشتراکی بسازند، تعقلی را در بر نمی گرفت. بدبخت ها برای خود شان «سهولت» درست می کردند.

«ساکاری یوها»، نام کتاب پسرکی ست (محمد حسین پور یا داکتر سایان) که ظاهراً در جغرافیای توهم «مهدی موعود» (ایران) از ورزش های رزمی ظهور کرده است. روایت ویدیویی او با موزیک بگروند یکی از این سریال های ایرانی که اسم اش یادم رفته با ادبیاتی که کلیشه یی است، وعده هایی منتقل می کند که تقریباً با ضعف ایدت ویدیو، ناممکن تر می شوند. چند ژست ورزشی، فلمی و سلام هتلری، جلوتر از همه از صنایعی خبر می دهند که در یک قرن اخیر وارد ایران شده اند. ایران، شاید یگانه کشوری در جهان باشد که پدیده ی مذموم آریایی را تبلیغ می کند. خلاصه، پیروز های ورزشی پسرکی که خوب درخشیده است، او را از کارخانه ی مهدی موعود بیرون می کنند. در اخیر ویدیو هوشیاری را از دست نمی دهد و به پیروان اش سفارش می کند که اگر نتوانست با آنان ملاقات کند، مشیت الهی در کار بوده است. از این اشاره می توان به نیرنگ جهالی نیز پی برد که در ادوار باستان، مردم را می فریفتند.

می گویند بابک خرمدین که در مسلمان کُشی مشهور بود، در زمان ادعای پیامبری، مردم را جمع می کند که نور مرا ببینید! تاریخ این کثیف مشعر است که از بس چهره ی زشت داشت، در پاسخ به مردم که می گفتند می خواهند چهره اش را ببینند، می گفت تاب دیدن مرا ندارید! در روز وعده ی معجزه، در محلی که مردم او را نمی دیدند با شیشه هایی، نور آفتاب را به سوی مردم منعکس می کند؛ چون ظرفیت چشم از دریافت مستقیم نور خورشید پایین است، همه به فوق العاده گی او اعتراف می کنند.

گفته می شود این ساکاری یوها از جمله ی چندمین مدعی ظهور است. ظاهراً قدرت تخلیق کارخانه ی مهدی موعود در تشیعه، پیش از آن که چنان چیزی رونما شود، پیش زمینه می دهد. مردم بالاخره با وفرت چهره های دروغین، عادت می کنند و یکی شاید از همین آخوند های ولایت فقیه را قسمت پایانی این داستان بشمارند. در تمام روایت ها و تواریخی که گاف (ندانم کاری) وجود داشته است، قسمت های فی البداهه ی دیگر نیز تولید شده اند.

یادآوری می کنم، افغان هایی که با ساکاری یوها غافلگیر شده بودند، کامنت گذاشته بودند که این پسر از زیر پُل سوخته (از محلات تجمع معتادان در کابل)، گریخته است.

لینک ویدیوی «ساکاری یوها»:

https://www.facebook.com/cherahidroghin/videos/623190961411248/

Categories: اسلام,صفحه دري,کالمونه,مصطفی عمرزی

خپل نظر ولیکۍ

Your email address will not be published.