روحت شاد! احمدشاه بابا که۲۷۰سالقبل افغانستان را بما هدیه کردی!/سیستانی

کاندیداکادمیسین سیستانی                                                      ۲۷ /۱۰/ ۲۰۱۷

 

روحت شاد! احمدشاه بابا که۲۷۰سال

 قبل افغانستان را بما هدیه کردی!

 

وقتی می بینیم که تخمین ۴۰ میلیون مردم کُـرد پراکنده در چهار کشور عراق ‏وسوریه وترکیه وایران، مدت ۸۰ سال است که برای استقلال خود وتاسیس کشوری ‏بنام کردستان مسلحانه مبارزه میکنند و دراین راه بیش از ۲۰۰ هزار تن زن ومرد کرد جان ‏باخته اند ولی هنوز به استقلال خود و تاسیس کشوری بنام کردستان دست نیافته اند، من به یاد تاسیس افغانستان و به یاد سرباز جوان ۲۵ ساله ای می افتم که هیچ مکتب حربی ویا پوهنتون نظامی را نخوانده بود اما از هوش ونبوغ ودلیری  سرشار نظامی و سیاسی برخوردار بود.او احمدخان قندهاری از طایفه سدوزی بود که از ۱۷۴۰ تا ۱۷۴۷ میلادی در لشکرکشی های نادرافشار، در رأس دسته های افغانی شرکت جسته بود واز آزمون جنگ وپیروزی سربلند بدر آمده بود. باید خدا را شکرگفت و از احمدشاه درانی(سدوزی) تشکر نمود که بعد از ‏قتل نادرافشار توسط سران لشکرخود، اوبا سربازان افغان خود از ایران به قندهار بازگشت و بجای اینکه افراد لشکر را ‏رخصت کند تا هرکس پی کار خود بروند، او در فکرآینده مردم خود افتاد و برای ‏نجات دایمی شان از زیر ستم بیگانه، سران لشکر افغانی را برای جرگه فرا خواند تا یک نفر را از میان خود به حیث ‏زعیم ملی تعیین کنند که منبعد مسئولیت رهبری ودفاع از سرزمین افغان را بدوش داشته باشد. سرانجام بعد از هشت روز بحث ومذاکره وتبادل نظر ‏بالاخره افغانهای شامل جرگه موفق به تعیین رهبر وتشکیل کشوری بنام افغانستان گردیدند.‏

تاسیس افغانستان، بر ویرانه های خراسان قدیم ، بعد از ششصد سال غارت و زورگوئی واجحاف، وسرکوبی مردم از سوی ‏مهاجمانی چون: مغولان و تیموریان وبابریان هند وصفویان ایران واستبداد  خشن ‏نادرشاه افشارکه همه جا با پرپا کردن کله منارها همراه بود، هرانسان با ملی گرا را وا میدارد تا سرتعظیم وحرمت گزاری را در برابر این مرد ‏بزرگ و دور اندیش افغان فرود آورد واز وی تشکر کند که برای ما کشوری ‏بنام افغانستان به میراث گذاشت.   ‏

وقتی ما مبارزات وقربانی های بیشمار مردمان فلسطین و کردستان را ‏در شرق میانه می بینیم، باید خود را خوشبخت بشماریم که ۲۷۰ سال قبل در همین ماه اکتوبر، با همت ودرایت ‏فرزند دلیر ومیهن دوست این آب وخاک،توانستیم بدون راه اندازی جنگهای خونین شبیه اقوام دیگر منطقه، درسال ۱۷۴۷ میلادی دولت مستقلی ‏بنام افغانستان تاسیس کنیم تا بعد ازآن هیچ حاکم و صوبه دار ‏وبیگلربیگی  ووالی بیگانه یی برمردم ما حکم نرانند و خود حاکم برسرنوشت خود ‏باشیم. خود بکاریم وخود حاصل آنرا برداریم وخود آنرا در راه مصالح فردی ‏واجتماعی خود بکارببریم.‏

براستی اگر احمدشاه بابا نمی بود، امروز کشوری بنام افغانستان نمی  داشتیم که فرزندانش به نامش افتخار نمايند. احمدشاه بابا، جز سعاد ت و سر بلندی و استقلال مردم افغانستان آرزوئی نداشت و با تحمل رنج سفرهای طولا نی و قبول خطرات گونه گون حياتی و حيثيتی، به عنوان يک رهبر و پيشوای فدا کار و شجاع افغان و فاتح ميدانهای نبرد های سرنوشت ساز، برای افغانها افتخار آفريد. و هر گز به وطن خود خيانت نکرد و هموطنان خود را خوار و حقير نشمرد.هرگز خود را بالاتر و بيشتراز هموطنان خود به حساب نگرفت. هرگز تن آسائی ننمودوبه عيش ونوش نپرداخت. هرگز از کدام قدرت خارجی د ستور نگر فت و بر فرق ملت خود نکوفت. احمدشاه با آنکه تاج می گرفت و تاج می بخشيد، هر گز بر سر خود تاج ننهاد. بلکه مثل ساير هموطنان خود دستار می بست و با آنان بر زمين مفروش می نمشست و به درد دل آنهاگوش فرا می داد وبداد مظلومان مير سيد. و مثل يک

نقشه افغانستان در ۱۷۶۲

پدرمهربان باهموطنان خودبرخورد می کرد و ازهمين جهت مردم او را «بابا» ميگفتند.

مورخ ودپلومات انګلیسی الفنستون مينويسد :« برا ستى اگر شاهى درآسيا سزاوار احترام ملت خويش باشد، جز احمدشاه کس ديگرى نيست.»( الفنستن، افغانان،ترجمه فکرت، ص۳۸۱)

سی سال بعد از گزارش الفنستن، «فریه» سیاح معروف فرانسه ای که در سال۱۸۴۶ مهمان سرداران قندهاری بوده مینویسد:« احمدشاه یکی ازپشتی بانان قوی مذهب میباشد. او به هنگام تاجگذاری، نام قبیلۀ خود را ازابدالی به درانی تبدیل میکند که معنی نجیب و قدیمی میدهد. اوعنوان دُردُران را انتخاب میکند…. سلطنت اوبخاطر امتیازات، سخاوت، سادگی وسلوک معتدل او درقلب پرجلال دربار باعث میشود تمام کسانی که به او تقرب میکردند، دوست داشتنی وعالی باشد؛ او به آسانی قابل دسترس بوده و بربنیاد مساوات حکومت میکند؛ بدون اظهاریک کلمۀ درشت حتی به کسانیکه مستحق آن بودند. او یک شخص آرام و متقاعد کننده بوده و هیچ کس هرگز ازقضاوت های او شکایت نمیکند. او بطور وسیعی محدودۀ امپراطوری خویش را وسعت بخشید که بهنگام مرگ او قرارذیل بود: مرزهای شمال – اکسوس و کوه های کافرستان؛ درجنوب – بحیرۀ عمان؛ درشرق – کوههای تبت، ستلیج واندوس؛ ودرغرب – خراسان، پارس و کرمان. »( فریه، تاریخ افغانها، ترجمۀ سهیل سبزواری، فصل هفتم، سایت آریائی)

احمدشاه بابا برای افغانهاهويت ملی و تاريخی و سياسی بخشيد، ورنه ملت ما در زير چکمه های استبداد شاهان و سلاطين بيگانه هند يا ايران و ماوراءالنهر، هويت ملی خود را از دست ميداد. به همين دليل هيچ نويسنده ومؤرخ با انصافی نخواهد بود که افغانستان را ميراث گرانبهای احمدشاه بابا نشمارد و به استقلال و حاکميت ملی آن احترام ننمايد و ياد آن پادشاه مدبر افغان را گرامی ندارد.

پس احمد شاه بابا را بايد احترام گذاشت، و از او بخاطر خدمات مهم سياسی اش سپاس گزار بود و به فرزندان وطن درس سپاسگزاری از مردان بزرگ و شخصيت های ملی را آموخت .وگفت: روحت شاد احمدشاه کبیر!

 

پایان

Categories: اجتماعي سیاسي,اعظم سیستانی,د مسئول مدیر په خوښه,صفحه دري,کالمونه,نوشته های تاریخي