درک حساسیت های ملی / مصطفی عمرزی

0 13

درک حساسیت های ملی

مصطفی عمرزی

شنيده و ديده ايد كه چه گونه بعضی همتباران بي فكر نيز كاسه ي داغتر از ستميان مي شوند. آنان چنان تر و خشك را مي سوزانند كه مي پندارم در مواردي، ستمیان حق دارند.

«افغان، پشتون است و پشتون، افغان است»، يكي از بدترين شعار ها و جمله هايی بود كه از بعضی همتباران خویش شنيده ام. هيچ كسي نيست تا به اين متفكران قرون وسطي، تفهيم كند ما در قرن بيست و يك و در روزگاري زنده گي مي كنيم كه توان انسان به عنوان موجودي كه بيش از پيش بر فكر و انديشه تكيه مي كند، متبارز مي شود. اين موجود با چنين حالی، حساسيت هایی دارد كه رفع آن ها تا زماني ميسر نمي شود كه دليل عقلي و منطقي آن ها را نداند.

افغانستان ما در عصر استبداد ارتجاعی قرار ندارد. ما شاهد استیم که حتي حمایت های گسترده ی خارجی نیز نتوانسته اند در جايي كه قناعت انسان مفكر، حاصل نمي شود، توانسته باشند به اهداف برسند که در آن ها، تشتت را دنبال می کردند.

هويت ملي ما در مسير زمانه از چنان غناي معنايي پُر است كه اگر اعضا و اجزاي آن با نام هاي تاجك، اوزبيك، هزاره و دیگران را بيرون كنيم، در حد يك نام و اسمی كه بخشي از خانواده های تاريخي، حماسي و فرهنگي خود را از دست مي دهد، سقوط مي كند و بدتر از همه، شان ما را به ضد منافع ملي، تضعیف حاكميت دولتی و بي عدالتي اجتماعي، پايين مي آورد.

من يقين دارم در جوي كه حتي با نام ديموكراسي و آزادي بيان، ميليون ها دالر هزينه مي شود تا هويت ملي ما را تحريف و به حاشيه بكشانند، وقتي يك تاجك آگاه، يك    هزاره ي فهيم و يك اوزبيك با درک و همانند آنان، پرچمدار افغانيت اند و از هويت ملي خويش با نام افغان دفاع مي كنند و بر افغانيت و افغانستان افتخار مي كنند‌، در حالي كه اين ارزش ها را در مسير تاريخ نيز پاسدار بوده اند، امروزه بیشتر بُعد سياسي آن را در نظر دارند. آنان از حساسيت هاي آن در جهت حفظ منافع قومي و كشور، آگاه می باشند.  تاجك، هزاره يا ساير غير پشتون هاي امروزی افغانستان، از مقوله ي افغان و افغانيت با باور هاي گذشته، دفاع نمي كنند که مردم ما را فقط در حدود خصوصیات و ارزش های اجتماعی، دفاع مشترک، باور های ديني و خويشاوندي قرار داده بود و دیرینه گی ملت  افغان را محرز می کنند.

در روزگار ما كه ديموكراسي توجيه كننده ي غير اخلاقيات نيز است، مساله ي افغان و افغانستان جغرافیای ما، هميشه از افراط و تفريط، زيان می بیند. به خصوص در سال هایی اخیری که حاكميت با كمترين آگاهي از آسيب ها و اغراض، مهارگيسخته گي رسانه يي را ديموكراتيك و افتخار دانسته است. متاسفانه در اين مسير، بخشي از ملت را به سوي گرايش هاي قوم محور كه توام با خواسته هاي مذموم می باشند، كشانده اند.

وقتي همتباری با كمال بدفكري و بي احتياطي، هويت ملي را كه سده هاست فراقومي شده و گذشته اش نيز حكايت انحصاری ندارد، منحصر مي كند و از طريق وسايل ارتباط جمعي كه با صورت هاي صوتي و تصويري بي نهايت متاثركننده اند، بر خلاف سلامت اجتماعی، تعمیم می دهد، اين عمل او چه تفاوتي با جناح هايی دارد كه خواهان طرد هويت ملي و نام افغانستان استند؛ زيرا آنان نيز با تعاريفی كه دارند، انحصار را وسيله ی  جدايي دانسته و با ايجاد تكيه گاهي هايی كه فقط منحصر به قوم خود شان باشند، ذهنيت ها را براي گسست، تقويت مي كنند. چنین امیالی، آرزو ها براي تجزيه اند. بنابراين، از تمام كساني كه در خواب های قرون وسطي سير مي كنند و زمان حال را فراموش كرده اند، می خواهیم با روح و روان اقوام افغانستان، بازي نكنند. در نوبتی كه هويت ملي را با بدفكري منحصر مي كنند، ما را در برابر شکاکیت مردم، درمانده نسازند.

موضع اكثر مردم ما در دفاع از هويت ملي، از عناصر و آگاهي هايی تشكيل يافته است كه منحصر به عصر ما می باشند. اين، تفاوت عظيم ميان آن برداشت ها و باور هایي ست كه در گذشته، مردمان اين سرزمين و از تمام اقوام، از هويت افغانی، دفاع كرده اند. اين اقوام سربلند مي دانند كه جايگاه آنان در اين افتخار، به تمام ثبت و تضمين شده است:

آسيا يك پيكر آب و گل است

ملت افغان در آن پيكر دل است

براي بيماران رواني خود نيز هشدار مي دهیم، با روح و روان مردم بازي نكنيد! وقتي دير شود، هيچ توبه اي پذيرفته نمي شود. افغان؛ مساله ي خاص ما نيست. هويت ملي مردم افغانستان است. آنان از آن با آگاهي هاي قرن بيست و يكم نیز پاسداري مي كنند و این در حالی ست که هیچ اجباري براي پذيرفتن باور هاي گذشته ندارند.

در افغانستان ما، هر حركتي در هر قالبي كه باشد، اگر از آدرس اکثریت (پشتون ها)، منافع ملت، تماميت ارضي و ارزش هاي ملي و باور هاي عامه را زيان بزند، همانند كفري ست كه از كعبه برخيزد.

Comments
Loading...