با چهار میلیارد دالر / مصطفی عمرزی

با چهار میلیارد دالر

مصطفی عمرزی

بهره برداری از نخستین توربین نیروگاه راغون در تاجکستان، از خط خیال و تصور گذشت. جمهوری تاجکستان با اعمار بزرگ ترین نیروگاه برق، از ردیف آخر اخبار، از جایی که هنوز به نام فقیرترین جمهوری آسیای میانه و شوروی سابق خوانده می شود، تیتر و سرخط اخبار جهان شد. چهار میلیادر دالر، افتخار بزرگی را نصیب مردم تاجکستان کرد. جمهوری کمونیست تاجکستان با قایل شدن به اولویت تامین امنیت و ثبات، از امکانات ناچیز خویش به موفقیتی دست یافت که در جغرافیای جهان سوم، نمونه ندارد.

با پایان جنگ های داخلی و استحکام قدرت مرکزی، برخلاف خواسته های بیرونی، تجربه ی تاجکستانی دولتداری که در سایه ی کارنامه ی شوروی پیشین به دانش تاریخی تبدیل شده بود، در نخست جلو هرج و مرج اجتماعی را می گیرد. احزاب جهادی با استحاله در قدرت و اجتماع، از اشباع ذهنیت هایی قاصر می شوند که مردم تاجکستان را به یک جنگ مخرب و خانمان برانداز مجبور کرده بودند.

نیروگاه راغون، تاجکستان را به خودکفایی انرژی برق می رساند. تامین انرژی برق، باعث رشد سریع صنایع می شود. اراده ی ملی برای رسیدن به یکی از بزرگ ترین خواسته های مردم، در وجود امنیت سرتاسری و حفظ وحدت فکری میسر شد. باوجود این که هیچ کشور دنیا حاضر نشد مردم تاجکستان را کمک کند، آنان جمع بودجه ی دولتی با اختصاص معاش خویش از یک پروژه ی ملی حمایت کردند.

دولت تاجکستان تا سالیان دیگر نیز از سرخط کشور های فقیر و عقب مانده دور نمی ماند، اما تامین امنیت و حفظ اتحاد ملی که روی منافع مردم فرهنگ سازی می شود، کشوری را که از رهگذر آزادی ها، حقوق بشر و اقوام، جایگاه خوب ندارد، حداقل به جایی مبدل می کند که مردم در آرامش های صلح در برابر ذهنیت خشونت وقایه شوند.

تجربه ی کمونیستی دین ستیز، تاریخ خوب ندارد، اما فرهنگ سازی های موثر در کشور های آسیای میانه که از جنگ های داخلی تاجکستان و مصیبت چهل ساله ی افغان ها سود می برند، به مردم آسیای میانه هشدار می دهند که کشور ها و منافع شان را قربانی نسخه های ایدیالوژیک نکنند.

تاجکستان، حتی با کنار رفتن از فارسیسم ایران، به اولویت هایی قایل است که در تمام آن ها، منافع مردم تاجکستان لحاظ می شود. آنان از میراث فرهنگی ایران پهلوی برای ناسیونالیسم تاجکی، نسخه می سازند، اما به روحیه ی جمهوری اسلامی اجازه نمی دهند وارد حیاط شان شود.

تجربه تاجکی تامین امنیت، حفظ ثبات و توسعه ی زیربنا ها که از سوی مردم حمایت می شود، از باور هایی می کاهد که در 17 سال اخیر در افغانستان، به هرج و مرج عظیم اجتماعی تبدیل شد.

تاجکستانی ها در پی وقایه ی اجتماعی در برابر بنیادگرایی به موفقیتی رسیدند که حتی هنوز بزرگی آن را به درستی درک نکرده اند. این تجربه ی داخلی تاجکستان، اهمیت تامل بر زمینه های داخلی را بیشتر می کند.

جای افسوس و تاسف است که با ارقام چند صد میلیارد دالری، خبر های افغانستان، حاوی گزارش های پایان نیافتنی ویرانی ها و فلاکتی ست که در جبهه ی مخالفان با نعره های تکبیر صورت می گیرند و در داخل شهر ها، تشتت فکری به نام آزادی، روشنفکری و کار مدنی، حتی اتحاد مردم را تهدید می کنند.

ما تا قبل از هفت ثور، در زمینه ی ملی و افغانی به این فهم رسیده بودیم که تجربه ی دولت داری افغان ها که با دهه ی دیموکراسی به اعتلا رسیده بود، بی استعانت از تورید نسخه های غربی، افغانستان را وارد آن فاز تاریخی کرد که اگر می ماند، در چهل سالی که گذشت، حتم دارم از جغرافیای جهان سوم دور می شدیم.

نمونه ی ثبات و توسعه ی تاجکستانی که در عقب خویش شباهت جنگ های داخلی افغانستان را دارد، به این افاده می انجامد که بایسته است دولتداری در افغانستان روی پاشنه افغان ها بچرخد. افسوس که تنوع اجندا ها، نسخه ها و برنامه هایی که کشور ما را بار دیگر در لبه ی سقوط قرار داده اند، در زمینه ی میلیارد ها دالر صورت می گیرد.

با چهار میلیارد دالر، نام فقیرترین کشور جهان، اما با بزرگ ترین نیروگاه برق، دیگر کوچک نمی شود، اما در افغانستان ما با چند صد میلیارد دالر، در افق های داعش و بنیادگرایی دینی رویت می شویم.

ما رژیم های منحوس رفقایی را نیز دیده ایم. خوانش ما از روی اخبار تاجکستان، گزینش نسخه های دولتداری کشور های آسیای میانه نیست، بل به این منطق برمی گردد که در هر کشوری جغرافیا، فرهنگ و اولویت ها روی سیستم موثر سیاسی تاثیر می گذارند.

کشور های با ثبات آسیای میانه، بدون توجه بر قیال و قال دیموکراسی های بیرونی، به خردی توجه کردند که چه عواملی باعث وحدت فکری مردم می شوند. در کنار وقایه ی اجتماعی که تعیین خط سرخ برای بنیادگرایی مذهبی بود، به جای زمینه ی درگیری و تنازع که به نام آزادی بیان، مردم را به جان هم می اندازد، با تعمیم ذهنیت منافع ملی، آنان را در برابر تمامیت ارضی، ارزش ها و دارایی هایی که ملت را زیر نام و هویت ملی متعهد می سازند، گرد آورده اند.

مهم ترین فاکت های اخبار افغانستان که خوش وانمود می شدند، دست آورد هایی بودند که پس از 17 سال می دانیم با ثقلت آن ها روی وحدت فکری، حداقل شیرازه ی روشنفکری در فضای توهین، هتاکی و نفی بپاشد. با چند صد میلیارد دالر، آزادی های مدنی، بیان و بازار آزاد، در کجا ایستاده ایم؟

با چند صد میلیادر دالر، اخبار ما برودکاست بزرگ ترین تولید کننده ی مواد مخدر، ناامن ترین کشور دنیا، سومین فاسد و دارنده ی هزاران داوطلب بنیادگراست که برای استخبارات منطقه می جنگند، اما توقع دارند به نعمات بهشتی برسند.

تجربه ی افغانی دولتداری، ذهنیت فراموش شده ای ست که هیچ کسی در مورد آن، صحبت نمی کند. بگذار هراس شرپسندان و زاده گان، انگل هایی که با هفت و هشت شناخته می شوند، آنان را به تعابیر تکتازی قومی قبل از بحران بیاندازد. ما نیاز داریم تجربیات تاریخی خویش را به استعانت بگیریم. در آن تجربیات، منطقی بهم پیوسته بود که مردم از گذر تاریخ فراگرفته بودند. آنان می دانستند که حاکمیت مرکزی ضامن وحدت فکری است. با این باور، جغرافیای افغانستان قبل از هفت ثور، به تحولی رسیده بود که هر چه از داستان راستان تاسیسات بزرگ، زیربنا ها و پروژه های اساسی بخوانیم، به روزگار بی نیاز از کُل دنیا و میلیارد ها دالر می رسد. در آن زمان نیز اتکا به کمک های خارجی، جزو پالیسی های انکشافی بود، اما بدون صدای جنگ.

مردم تاجکستان، اصطلاحی دارند که از معنی واژه ی «نغز»، آهنگ می یابد. آنان برای رسیدن به بزرگ ترین روشنایی به هم نغز گفتند. به پاس حُسن همجواری و همسایه گی، لمحه ای کدورت های سیاسی را کنار می گذاریم و به آنان تبریک می گویم! حتم دارم برق وارداتی نیروگاه راغون نیز جزو افتخارات بازار آزاد افغانستان می شود؛ اما نفرین به جهالی که با جنگ و تکفیر، ما را در چند قدمی اریکین، نوید می دهند.

لینک ویدیوی مراسم افتتاح نیروگاه راغون در جمهوری تاجکستان!

https://www.facebook.com/khadamotimatbuot/videos/291535048133490/

Categories: اجتماعي سیاسي,سیمه او نړۍ,صفحه دري,کالمونه,مصطفی عمرزی

خپل نظر ولیکۍ

Your email address will not be published.