اگر حاشا مي كنيم، آزرده نشوند! مصطفی عمرزی

0 148

اگر حاشا مي كنيم، آزرده نشوند!

مصطفی عمرزی

 سهم تبار ما با احياي کشور، رونق دوباره ي مركزيت ها و بالاخره آن چه كه ما را جزو مقال ملت ها، بين المللي كرد، نه قابل انكار است و نه چشم پوشي. اين كه اين ايجاد با نام هاي افغان و افغانستان، حقیقت ماست و نسبت به هر ايستگاه تاريخ افغانستان، مستند و ارزش دارد، چه بخواهند و چه نخواهند، مُهر جهاني نيز خورده است.

در روزگار ما تضمين هستي و بقاي انسان در جايي كه رفاه داشته باشد، مولفه ها و اجندا هايی مي خواهد كه هركدام پيوسته به باور های ملي، پدیدار های اقتصادی و آزادي هاي مبني بر فرهنگ ها و تجربیاتی که شاخص های ملی اجتماعی را مي سازند، به وجود می آیند. بنابراین کسانی که از این روند، کنار می روند، با اختیار انزوا، بیش از همه، زیان خواهند کرد.

 درونكاوي ماهيت مخالفان ما، به شگفتي به علاقه براي بازي با سرنوشت ديگران بر مي خورد. اين گرايش نادرست، بي هيچ مستند واضح تاريخي و دلایل منطقي، توام در ادبيات و ميراث هايی تخيلي مي شوند که در بدترين مثال، فراموش كردن زمان حال در  گذشته است. آیا نمی دانند در وقت مواجهه ی مدعیات مضحك با واقعیت ها، چه چيزي بيشتر از نفي و طرد، انگيزنده خواهد بود؟

از هنگامي كه سوژه هاي خنده آور آريانا، آريايي، خراسانی، فارسی و غيره، محتواي بخشي از ادعاي طرف ها را نه فقط براي وضاحت، بل براي خواسته ها تشكيل مي دهند، از اصرار شماري در تعجب مي افتيم كه چه گونه از تمایل بیگانه گان كه بيشترينه مغشوش و غير مستند است، قالب مي سازند تا فقط افغانستان را مسخ كنند.

كساني كه خود شان را در گذشته هاي بی مفهوم نامشخص كرده اند و خيالات بر آنان چيره شده است، از ما مي خواهند آن چه را كه به قول خود شان سهم ما مي دانند، در مقوله اي به بزرگي كشور و ملت نفي و حاتم بخشي کنیم.

در جهان امروزي كه اسناد ملكيت مرغ و خروس نيز رسمی می شوند، آناني كه اصرار دارند خود را مطابق دلخواه آنان تحريف كنيم (چشم پوشي از افغان و افغانستان)، آيا عقل دارند كه وقتي بديل مي دهند، در جايي ايستاده اند و در فضايی تنفس مي كنند كه گذشته گان ما ساخته اند!

عداوت پیشه گان مریض، از ما دعوت مي كنند حقايقي را كه در آن ها زنده گي مي كنند و شان صاحب يك كشور و ملت را به ما بخشیده اند، به نفع خيال و گذشته اي كه نيست، بديل كنيم؟

اگر از آريانا تا آريايي و از خراسان تا خراساني، فارسی یا پارسی، حاشا مي كنيم، نه فقط منوط به اين است كه اشكال وخيم دارند و طنزي اند، بل منطق مخالفان براي كنار گذشتن حقيقت و اختيار تخيل در جاي واقعيت، موضع ما را براي نفي، محكم تر می کند.

خوب ترین صورت پذیرش، در تعامل دو جانبه می شود. به این معنی که اگر از منظر ادعای تاریخی، واقعیت های دیگران را نفی می کنند، همین دست آویز، در زمان واکنش، می تواند روشنگر شود و در جایی به واقعیت برسد که حقایق کنونی در مسیر رقابت با عقده های دیگران، ملموس، محسوس و وجود دارند.

موضع ادعایی دیگران را نه می پسندیم و نه آن قدر مهم اند که در پاسخ آنان، زمان را هدر دهیم. ما در کشوری زنده گی می کنیم که میراث آبا و اجداد ماست. مستندات مدنی، فرهنگی و ارزش های آن که در کار حاکمیت و هستی اند، نتیجه ی زحمات مردان و زنانی هستند که این صورت واقعی و مستند (افغانستان و افغان) را پذیرفته اند و برای آن ها کار کرده اند.

هیچ منطقی نمی تواند در برابر حقیقت افغانستان، ما را به آن صراط نامستقیم بکشاندکه  می کوشند با تعمیم و نهادینه گی، موضوع افغانستان در حد رسمیت قباله ی غیر افغانی، ادعای کسانی را ثابت کند که سال ها پس از غوغا و هیاهوی تجزیه و جدایی، وقتی افتیدند، دماغ های شان به واقعیت زمین افغانستان خورده اند.

افاده ی ساده تری نیز برای مدعای ما وجود دارد. برای انواع جعل، تحریف و دروغ توهم دارند که اگر به تغییر جاهلانه (تغییر نام ها) رو آوردیم، اسناد افغانستان باطل می شوند. نخیر! مخالفان مریض اگر از توهم تاریخ به حرص افتیده اند که با تغییر (خوانش قباله یی)، استفاده می کنند، جانب ما که قباله دارد و از مزایای پنج قرن حضور مداوم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، به قدرت منطقه یی اثر گذار مبدل شده است، چرا زیان کند؟ بنابراین چند بی مقدار فراری که به حد اذعان اعتراف می کنند از این جا نیستند، به ما در کشور ما می گویند تغییر نام ما، به زیان ما نیست!

Comments
Loading...