اشتباهاتی که نباید تکرار شوند / مصطفی عمرزی

0 20

اشتباهاتی که نباید تکرار شوند

مصطفی عمرزی

سناریوی فعلی حاکمیت، نه فقط در دستور مشکل دارد، بل درگیر ذهنیت ارتجاعی انحصار قدرت است. گسترش جغرافیای مشکلات به معنی ارقامی که به حد بیش از 50 درصد، حاکمیت ملی را می کاهند، پرسش های زیادی را طرح می کند که چرا ثباتی که در حاکمیت قبلی به وجود آمده بود، به معنی واقعی از تحول ماند و تداوم نیافت. پرخاشگری دولتی که شعور همه را مصادره می کند، هاله ی قراردادی خودی است که با تجربیات مدیریت محدود در سیستم انجویی، از اوان مدیریت حکومت وحدت ملی، به خصوص در راس نظام، نگرانی ایجاد می کرد که عدم درک نزاکت های سیاسی و اجتماعی، شیوه ی خطاب زعامت را ناهنجار کرده است.

در شرایطی که دولت را بحران باور ها فرا گرفته، تداوم مدیریتی که همچنان اصرار می کند «تفکر خاص» است، دست آورد ها را در سراشیب قرار می دهد. از آن جایی که اتکا به منابع خارجی نمی تواند تضمین مدام باشد، توجه به تامین نیاز های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی داخلی، در زمینه ای که حاکمیت با جناح ها، افراد و صاحبان نفوذ شکل گرفته بود، مشارکت همه گانی به معنی توزیع مسوولیت ها را توجیه می کند.

شواهد کافی وجود دارند که دولت با انحصار و مدیریت نارسیست، از اعتمادی کاسته است که بخش بزرگ مجریان روی کار، چنانی که باید رسالت های خویش را انجام نمی دهند. چالش سرپرست ها که حکومت را الگوی دسپوتیسم قرار داد، دلیل این مدعاست. تجمع نخبه گان و صاحبان نفوذ در محور «صلح و اعتدال»، مبین این حقیقت است که دولت فاقد پایه های موثر سیاسی، اجتماعی و مردمی که از این تکیه گاه ها مشروعیت ملی نظام را فراهم می آورند، اگر چنین بماند، تحولی که از ثبات به بی ثباتی تداوم یافته است، به بغرنج ملی می افزاید.

افزون بر ملاحظاتی که وجود دارند، تکرار اشتباه در زمینه ی امکانات دولتی که به فربهی جناح ها و حلقات خاص بسیار وابسته، منابع پولی را ذخیره می کنند، در جوی که ستیز غیر عقلانی نظام با پرخاشگری توام است، به تقویت جریانی می انجامد که از سطوح مافیای دولتی به سطح جنایتکاران اجتماعی، مردم را در تنگنای تعدیاتی قرار دهد که با حمایت دولتی، حیاط زنده گی شان، افزون بر مخالفت های مسلحانه، به گونه ی سیستماتیک از سوی دولت نیز با خطر رو به شود؛ چه تکرار اشتباهات، در نخست در زمینه ای واقع می شود که شرایط آن ها میسر شده باشد.

در زمینه ی سیاسی، بازی هایی دولتی که آز حفظ انحصار در تمام آن ها مشهود می باشد، به اندازه ای از شان حاکمیت می کاهند که جواب های آشکار رد مخالفان مسلح، همچنان از وجاهت حاکمیت کاسته اند.

در حالی که در آزمون ملی انتخابات سهم خواهیم گرفت، در این زمینه نیز تبیین حقایقی نیاز است که دیده می شود از همین اکنون انحصار دولتی برای میکانیسم مُخل که آرای پاک را صدمه می زند، حرص انحصارطلبان دولتی را افزوده است.

در شرایطی که دولت به مثابه ی اخلالگر عمل می کند و واضح ساخته که برای بقای چند تن، به هیچ تعاملی تن نخواهد داد، بسیج مردمی در محور های مهمی که قرار است    آینده ی کشور را تضمین کنند، بایست به فشار مضاعف مبدل شود؛ زیرا استفاده از امکانات دولتی و طراحی توطئه که با شکار افراد ضعیف، اما خبرساز، ظاهراً مانع می شوند، در فرصت هایی که طی روند انتخابات ریاست جمهوری میسر شده اند، برشمردن ضعف ها، کاستی ها و وعده های دروغینی که حتی از پروژه های عام المنفعه برای کمپاین انتخاباتی ذخیر می کنند تا بدتر از بد تبیین کنند چرا در چهار سالی که سپری شد، تحقق نیافتند، به این معنی نیز تلقی شوند که اجتناب از چنین رویکرد ها، هرچند در     جنبه ی سیاسی توجیه می شود، اما هشدار می دهند افغان ها پس از 18 سال، از ادبیات دروغین، نفرت دارند؛ یعنی توجه مردم به آن چه باید می شد، اما نشد، آنان را با حساسیت درک مُعضلات، بدگمان کرده است تا به فاصله ی خویش از حکومتی بیافزایند که امر خدمات را فقط با ادبیات تزویر، توجیه می کند.

چهار سال اشتباهات فاحش، باید جلو اشتباهاتی را بگیرد که با اصرار حاکمان دولت کنونی، آتیه ی مکدر افغانستان خواهند شد. بنابراین، ضمن تعمیم مفاهیم روشنگر و تنقیدی که تجربه ی حکومت وحدت ملی و شخص اول آن، نه فقط کارایی موثر نداشته اند، بل تداوم تحول مخرب می باشند، در خط «صلح و اعتدال»، به تجمعی کمک کنیم که با خصوصیت افغان شمول و ملی از اکثریت اقشار و صاحبان نفوذ افغانستان، منطق دارد. استقبال از این تجمع مردمی، بیش از همه روی منطق اجتناب از تکرار اشتباهاتی استوار است که با حکومت وحدت ملی شکل گرفتند و با تداوم آن ها، کشور را به سوی بحران بی اعتمادی، ضعف مدیریت و انحصار گروهی قرار می دهند که از آرای سفید مردم، سوء استفاده می کنند. وقتی به منطق اشتباهاتی که نباید تکرار شوند، رجوع می کنیم، حذر از حاکمیت کنونی، معنی روشن سیاسی آن است.

اجتناب از ساختار نظام کنونی، مردم را به سوی محور هایی می کشاند که در الگوی «صلح و اعتدال»، بیش از همه از تکرار اشتباهاتی حذر خواهد کرد که حکومت کنونی را به سمبول مشکلات مبدل کرده اند.

Comments
Loading...