استفاده از دیموکراسی / مصطفی عمرزی

استفاده از دیموکراسی

مصطفی عمرزی

تمام ايراد ها و انتقادات ما بالای ديموكراسي انجويي، صادراتي و مهارگيسخته را به  نام تحرکات ضد ديموكراتيك و ضد آزادي بيان، عنوان كرده اند. اين واکنش، در حالي صورت مي گيرد كه بخش بزرگ ميراث كاري و فكري فضای به اصطلاح ديموكراتیک و آزادي بيان كنوني، مردم را جهت تفرقه، تشدد فكري، گرايش هاي قومي و سوء استفاده هاي تنظيمي، رهنمون كرده است. اين كه در اين ميان، به چه ميزاني به ما و ارزش هاي افغاني و تاريخ افغانستان، توهين شده است و به چه ميزاني بالای جوامع روستايي و شهري ما، محدويت و ستم روا داشته اند نیز بر كسي پوشيده نيست.

مي خواهم بگويم اگر قرار است استفاده های ايراني و پاكستاني، ضم فزون خواهي هاي داخلي و سوء استفاده ي ديگران، آن قدر پُر حجم شوند كه تنها یک بخش بزرگ آن را نقد همتباران ما تشكيل دهد و اين روند را با هزاران بهانه و دليل توجيه و برای بسط تشویق کنند، چون معروف است «هر عمل، عكس العمل دارد»، ناگزیر باید طرف واقع شد.

شرايط به گونه اي اند كه کنش های منفی، ديگران را نيز براي تشويق انگيزه مي دهند. بنابراین در حداقل های دفاع از افغانستان، افغانيت، قوم و حقوق خود، در جایی كه بسيار ناگزير مي شويم معامله ي به مثل كنيم، بهترین ارزش اين روش، كاستن از رويه ي هجومي نقد غير اخلاقي و فزون خواهي هايی نیز است كه عملاً تامين عدالت اجتماعي را زیر سوال می برند.

تغییر شرایط، به گونه ی غیر طبیعی، روی سلوک و منش ها، تاثیرات غیر طبیعی گذاشته است؛ هرچند تاریخچه ی معاضدت افغان ستیزان با استعانت کل تاریخ دنائت پیشه گی، در یک قرنی که از حضور بی رویه ی ناقلین آسیای میانه در افغانستان می گذرد، سنگینی می کند، اما حمایت آنان از سوی قدرت های متجاوز، به نوع رویه ی ستیز انجامیده است که هرچند در تقابل رویاروی، همواره کم می آورند، اما بر اثر عقده های حقارت، به فرهنگی رجوع می کنند (دهن گنده گی) که تا شاهنامه ی فردوسی، ریشه دارد.

در 17 سال اخیر، بدترین سوء استفاده ها را به نام دیموکراسی توجیه کردند. نمونه ی فرهنگی توجیهات زشت کاری ها و ادبیات غیر اخلاقی، حتی موضع وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان نیز بود.

هنگام وزارت سید مخدوم رهین، چراغ های سبز روشن می کردند تا به نام آزادی بیان، به ویژه دیموکراسی، ارزش هایی را به سخره بگیرند و هتک کنند که به نام افغانی، اما پشتونی می شمردند.

باری تلویزیون «افغان» که به یک افغان محترم (احمد شاه افغان زی) ارتباط دارد، به خاطر موضع افغانی و نام ملی، به حدی در حاشیه ماند تا به توبیخ برسد. بعضی از دوستانم در سال های وزارت سید مخدوم رهین در تلویزیون افغان کار می کردند. روایت یکی از آنان (محمد فیضی) را به یاد دارم که هرگز موفق نشدند در سلسله بحث ها با وزرای دولت، سید مخدوم رهین را به تلویزیون افغان دعوت کنند. چند ماه بعد از این قضیه، تلویزیون افغان به بهانه ی موردی که در تمام تلویزیون های خصوصی معمول بود (نشر آهنگ و رقص)، متهم می شود؛ اما آقای افغان زی با کمال جسارت و متانت، روی وزیر اطلاعات و فرهنگ را سیاه می کند.

انتباه این رویداد، افغانان زیادی را بیدار کرد تا بدانند سازماندهی دولتی ضد تلویزیون افغان، کاملاً با حمایت جناح های افغان ستیز دولت توام بود. در همان زمان، سعی دیگر سید مخدوم رهین برای مسدود کردن وب سایت پُر بیننده و ملی «تول افغان» نیز به خشم مردم منجر شد.

 آقای رهین بر اثر سازماندهی افغان ستیزان، بار دیگر نیز وزیر می شود، اما آن چه از زمان وزارت او به یاد داریم، افزون بر فساد گسترده و اخلاقی، توجیه هتاکی های ضد افغانی و پشتونی بود.

استفاده از نام دیموکراسی، توجیهات مختلفی را فرهنگ ساخته است که در همه سعی برای تضعیف ما، لحاظ می شود. اصولاً رویکرد روان شناسی برای تضعیف رویه ی مردم، جزو کار فرهنگی گسترده به شمار می رود. با این تفاوت که اگر در عرصه ی سیاسی از حضور بیگانه مستفید می شوند، توجه دارند فرهنگ سازی های منفی به ابزاری مبدل شوند که در مقال گفت و گو، همواره باعث ضیاع اوقات ما شده اند.

 باز هم تاکید می کنم اصرار مداوم آنان برای توهین، هتاکی و هرزه گی، افزون بر تهیه ی مواد خوراکه ی مردمان کوچه و بازار است تا با ادبیات سخیف، عامل فشار، اجحاف و اغماض تهیه کنند.

بار ها شاهد بوده ایم که بالای تنقید ریشه های مشکلات (دو ارتجاع سقوی) و عوامل بدویت و فقر فرهنگی که در چهل سال مشارکت سیاسی بعضی اقلیت ها رونما شدند، اعتراض کرده اند؛ زیرا تنقید مواردی که نام بردم، از حدود و سیطره ی گروهک های خاین و استفاده جو می کاهد. بنابراین، با توجیه ی جهات مثبت، استفاده از دیموکراسی را در حداقل های استفاده ی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نوع پاسخ گویی (نه ستیز)، پیشنهاد می کنم.

اگر در ارائه ی پاسخ های به موقع قاصر شویم، نتیجه اش گواهی حضور ده ها بی نام و نشان، بی اصل و نسب و بی فرهنگ دیگر می شود که در نمونه ی خرگوش خر-آسانی (عبدالحمید خراسانی) دیدیم؛ مردم کوچه و بازار و دنائت پیشه گان نیز برنامه های فرهنگی ساختند و اصرار می کنند، اوصاف شان را بر ما تحمیل کنند. 

شرح تصویر:

تجمع اراذل و اوباش هاریایی، عاریی و خر-آسانی. در صف های عقب، نوجوانان و کودکان دیده می شوند. بزرگسالان این انگل های ناقل، هرچند از آنان حمایت می کنند، اما برای تحفظ مقام ها و سرمایه ها، جرات ندارند با دنائت پیشه گان بازاری، عملاً ولگرد شوند.

Categories: اجتماعي سیاسي,صفحه دري,کالمونه,مصطفی عمرزی