آخرین نمونه  وطن پرستی شاه امان الله

0 308

کاندید اکادمیسین سیستانی 

 16/ 8/ 2019

بمناسبت صدمین سال تجلیل از استرداد استقلال کشور

آخرین نمونه  وطن پرستی شاه امان الله

(پاسخ به هتلر)

دراین روزها در موازات تجلیل از صدمین سال استرداد استقلال کشور یک باردیگر نبرد میان علم وجهل، میان روشنی وتاریکی ومیان خیر وشر موج تازه ای یافته است. مافیای قلم بدستان وابسته به شورای نظار تلاش میورزند تا با نشرجعلیات توهین آمیز به آدرس شاه امان الله ، نه تنها استقلال کشور را سبک وکم اهمیت جلوه دهند، بلکه میخواهند ازدزدان وقطاع الطریقان سرگردنه وجواسیس مزدور؛ قهرمان بتراشند و بجای قهرمانان واقعی کشور ایستاده کنند .

اگر واضح تر صحبت کنم میتوانم گفت که ازامان الله خان به ملت افغاتستان بنیادهای اجتماعی وفرهنگی واقتصادی وحقوقی مدرن به میراث مانده است که دولت های پسا سقوی تا امروز از آن تاسی میجویند. در شمارمیراثهای دولت امانی میتوان از نهادهای تعلیمی وآموزشی ، عمرانات پرشکوه چون قصر دارالامان وشهر تابستانی پغمان و موزیم ملی و کتابخانه ها ومراکز تفریحی چون احداث پارکها و تیاتر وسینما و فابریکات صنعتی و ده ها نهاد تولیدی وانکشافی و مهمتراز همه تدوین نخستین قانون اساسی، ودر پرتو آن اعلام تساوی حقوق زنان با مردان وپس کردن نقاب از روی زنان، وضع بیش از هفتاد نظامنامه دیگر برای تنظیم امور زندگی اجتماعی وتقویت روحیه استقلال خواهی بجا ماند که ذکر نام همه دراینجا نمیگنجد.

اما از جانشین آن شاه مترقی یعنی بچه سقو( بیسواد ودزد ودشمن علم ومعرفت) چه چیزی بجا ماند بجز ویرانی و غارت وچپاول وغصب دار وندار مردم کابل ومسدود کردن مکاتب و منع تعلیم وتحصیل زنان وفراخواندن محصلات از خارج وکشت وکشتار وعقب بردن جامعه برای صد سال از کاروان تمدن وترقی تابرای پیروانش مایه مباهات باشد؟

آقای پیکار پامیر بحوالۀ لیون پلاداد از قول ” مویس پرنو” مینگارد :

” آنچه من در سال 1925 درظرف سه ساعت از امان الله خان راجع به سیاست افغانستان آموختم، بیشتراز مطالعات حیاتی من در باره افغانستان بود. امان الله خان مرا با حقایق آن سرزمین آشنا ساخت. امان الله خان پادشاهی جوان و ترقیخواه افغانستان بود . . . بخاطر دارم وقتی ازکابل دیدن کردم و جویا شدم که بانی آنهمه بنا های جالب و گیرنده مانند مکاتب، فابریکه ها ، موزیم، مطبعه و بنای شهر عصری و بزرگ دارالامان کی بود؟ جواب همیشه یکنواخت بود: ( امان الله خان ) ” (پیکار پامیر: ظهور وسقوط اعلیحضرت امان الله خان، فصل سوم)

پاسخ امان الله خان به هیتلر:

هیتلر،رهبرمقتدرآلمان نازی در جریان جنگ جهانی دوم، هنگامی که در اوج پیشروی خود بر رقبایش انگلیس و شوروی بود، نامه ای به امان الله خان در روم فرستاد و در آن به شاه پیشنهاد کرد که میتواند درظرف 48 ساعت او رادوباره به سلطنت افغانستان نصب کند، بشرطی که با نیروهای خود براتحاد شوروی حمله کند وآلمان هرنوع کمک را از او دریغ نخواهد ورزید. اما شاه امان الله این پیشنهاد هیتلر را رد کرد.خیرمحمد بایگان در کتاب ” داستانهایی چند ازتاریخ سیاسی” خود نامه های هتلر و شاه امان الله را چنین نقل کرده است :

1-نامۀ آدولف هتلر عنوانی شاه امان الله:

“بعد القاب وتشریفات معموله، ما می دانیم که ملت آلمان و ملت افغان هردو از نژاد آرین می باشند، بروی اساسات همنژادی و برادری دولت آلمان مصمم است که آن برادر گرامی، اعلیحضرت شما را در ظرف 48 ساعت درافغانستان براریکۀ سلطنت دوباره قایم نماید. با احراز مقام سلطنت، دولت آلمان از شما متقاضی میباشد که به مرزهای شمال کشور افغانستان به تعرض نظامی بپردازید که در برآوردن این مرام، دولت آلمان از اجرای هرنوع کمک دریغ نخواهد کرد. امید است که آن برادر گرامی این پیشنهاد ما را بپذیرند. با احترام . امضاء ادولف هیتلر)

2-جواب اعلیحضرت امان الله خان به آدولف هتلر:

برادرعزیزم آدولف هتلر!از پیشنهاد شما مطلع شدم.بایستی برای آن برادرگرامی خاطرنشان سازم که من به هیچ اسم ورسم خواهان تاج وتخت سلطنت درافغانستان نمی باشم. خاصتاً تاج و تخت افغانستان بذریعۀ یک کشورغیر و لو هم نژاد و برادر بمن آماده گردد. آنهم مشروطه باشد بخواستهای سیاسی آن کشورغیر،من هیچگاه حاضر نمیشوم از برای گرفتن تاج وتخت سلطنت، حیثیت ملت افغانستان را پایمال کنم. امید است معذرت مرا بپذیرید. با احترام- امان الله “( مجلۀ آئینه افغانستان، شماره 120، ص 93)

هتلر این تقاضا را در زمانی از امان الله خان نموده بود که شاه غازی به حیث پناهنده در ایتالیا زندگی میکرد و این تقاضا ممکن است به مشورت موسولینی صدراعظم ایتالیا صورت گرفته باشد. امان الله خان با قبول همه خطرات آن پیشنهاد را نپذیرفت. از این روایت میتوان آخرین حد از خود گذری و وطن پرستی امان الله خان را حدس زد. آیا اگر یک چنین تقاضایی ازسوی پاکستان از رهبران تنظیمهای جهادی میشد، کسی از آنها جرئت رد چنین پیشنهادی را داشتند ؟ هرگزنه.

حال اگرپیروان “جهل” وتاریکی و”شروفساد” روایتی غرور آفرین تر از پاسخ شاه امان الله به هتلر ویا از روایت “موئیس پرنو” نیکوتر در مورد بچۀ سقو داشته باشند بگویند وبنویسند تا دیگران هم از آن آگاه شوند!!

پایان

Comments
Loading...