آتش زدن مکاتب، آتش زدن زنده گی است / محمد اسماعیل یون

0 144

آتش زدن مکاتب، آتش زدن زنده گی است

نوشته ی محمد اسماعیل یون

برگردان از پشتو به دری: مصطفی عمرزی

یادآوری:

اين نوشته به عنوان سرمقاله ی شماره ي 2- 1387 نشريه ي «قلموال»، به نشر رسیده است.

***

پس از آن که جاپان در جنگ دوم جهاني شكست خورد و زيان هاي سنگيني را متحمل شد، با مساله ي بازسازي مواجه می شود. اين كه بازسازي را باید از كجا و چه گونه آغاز كرد؟ زیر بحث های جدی قرار گرفت.

بعضی وكيلان پارلمان جاپان گفتند كه کشور شان زراعتی شود. گروهي گفتند بايد صنعتي شود، زیرا از اين طریق، آبادی ممکن بود و هم می توانستند مصایب جنگ را برطرف کنند؛ ولي وكيلی می گوید:

«جاپان، انساني شود! به اين مفهوم كه بايد بیش از هر چيزي به آموزش توجه کنیم. وقتی در زمینه ی آموزش، پيشرفت قابل ملاحظه یافتیم، مي توانيم كشور را زراعتی و هم صنعتي بسازیم؛ اما اگر دانش نداشته باشيم، نه زراعت خواهیم داشت نه صنعت.»

همان بود كه جاپان پیش از هر چيزي، به آموزش توجه كرد. امروزه جاپان جایی ست كه هيچ تبعه ی بي سواد ندارد. به همين دليل پيشرفته ترين كشور جهان است.

اين كه چرا در افغانستان، جلو آموزش گرفته مي شود، مكاتب مسدود شده و سوزانده مي شوند؟ تصادفي نيست. كساني كه افغانستان را شعله ور مي سازند، مي دانند وقتی فردي آموزش يافت، به مقام انسانيت و شخصيت، صعود مي كند. وقتی كسي با ارزش هاي انساني مسلح باشد، روحيه ي مدارا، تحمل و زنده گي او تقويت مي يآبد. بعداً چنين افرادي به آساني راضي نمي شوند به تنازع غير شعوري و مسلحانه در برابر ديگران اقدام كنند. بنابراین، دشمنان افغانستان پيش از آن كه جنگ واقعي را آغاز كنند، به فرآهم آوردن زمینه های جنگ می پردازند.

وقتی افغانان در جريان تجاوز اتحاد شوروي پيشين به افغانستان، به جهاد و نبرد آغاز کردند، بعضی از دسته هاي داخلي و خارجي، مكاتب را نشانه رفته، آموزش و پرورش را وابسته به نظام كمونيستي دانسته و آن ها را معادل كفر و الحاد شمردند.

باوجود اين كه افغانان، دوستداران آموزش بودند، ولي روحيه ي عام نبرد ضد روسان، اين بود تا مكاتب سوزانده شوند. در نتيجه در تمام افغانستان، نزديك به 3500 مكتب ويران و سوزانده شدند. جلو آموزش نزديك به هفت ميليون متعلم افغان، گرفته می شود. بر اثر اين وقفه، چنان طبقه اي از قشر بي سوادان زاده شدند كه بیشتر از آموزش، به فرهنگ سلاح، نزديك بودند. بعداً اين نسل به عنوان نيروي بشري ارزان و كارگران كمابيش مجاني، در ايران و پاكستان استخدام شدند و در عمران كاخ هاي كشور هاي بيگانه نیز انرژي خويش را صرف كردند.

بعضی كشور هاي همسايه، به ويژه پاكستان و ايران مي خواهند از فورمول كهنه كار بگيرند تا بار ديگر سياهي را بالای كشور ما گسترانیده و روزنه های روشنايي را مسدود كنند.

پاكستان در گذشته در جريان فعاليت هاي جهادي، مكاتب افغانستان را تباه كرد. در اين نوبت،‌ پاكستان و ايران، هر دو مي خواهند در جريان فعاليت هاي طالباني، بار ديگر مكاتب افغانستان را از مسیر آتش، عبور دهند.

طالبان اگر اندكي تامل مي داشتند، بايد از تجربه ي گذشته به خوبي درس مي گرفتند و  نبايد آرزو هاي پاكستان و ايران را برآورده مي ساختند. آنان يك بار آزموده اند كه حكومت با چند طالب و ملا، به جایی نمی رسد. اگر آرمان حكومتداری دارند، به مكتب نياز دارند. اگر خواهان زنده گي باشند، همچنان نیازمند مكتب اند. در تاريخ، مثال هاي اندكي يافت مي شوند كه جنبش های سياسي يا نظامي با مكتب و آموزش، مخالفت كرده باشند.

ما از جامعه ي جهاني مي خواهيم برای تحفظ مكاتب، جلو استراتيژي پاكستان و ايران را بگيرند. از طالبان نیز می خواهیم دگرباره با روشنايي مخالفت نورزيده و از سوزاندن مكاتب، دست بکشند. بگذارند كودكان معصوم ما به آرامي و در دامان مادر، روستا، مسجد و مكتب با محبت درس بخوانند و براي آينده ي خويش، سرمایه کمایی کنند.

هر څه رانه واخله، خيال او فکر مې مه وژنه

هر چيزم را بگير، اما خيال و فکرم را مـكش

دې کې مې وطــن ته لوى تاوان ليدلى دى

در اين، زيان بزرگ وطن را ديده ام

Comments
Loading...