۲۶دلو، خروج شرم آور اردوی شوروی در افغانستان

0 39

ملالی موسی نظام                                                                                                   ۱۵ فروری،۲۰۱۹

 

۲۶دلو، خروج شرم آور اردوی شوروی در افغانستان

و اثرات آشکارای این شکست خفت بار در جهان

 

بدینوسیله مراتب سپاس و امتنان خویش را  حضور برادر معزز دگروال ارکان حرب محترم غلام دستگیر وردک، به مناسبت نشر این مضمون منحیث قسمتی از مقدمۀ کتاب ارزشمند شان تحت عنوان « در قبال کودتای هفت ثور» که اقبال نشر یافته است، تقدیم مینمایم.

 

 

امروز ۲۶ دلو ۱۳۹۷، مطابق به ۱۵ فروری ۲۰۱۹، درست ۳۰ سال از خروج اردوی ناكام اتحاد شوروی وقت، از افغانستان عزیز میگذرد. در حقیقت با عبور جنرال «گروموف»، آمر قوای نمبر۴۰ اتحاد جماهیر شوروی سابق از شاهراه سالنگ، معبری که حقایق و اسرار تاریخی زیادی را از آغاز لشکر کشی آن مملکت متجاوز ببعد در سینه مدفون دارد، اشغال و تجاوز شرم آور و غیر انسانی خاک مقدس افغانستان توسط قوای مذكور، با سر افگندگی و یک شکست آشکارای خفت آور، رسماً به پایان رسید.

بعد از سقوط دولت شاهی و کودتای ناجائز سردار محمد داود در ۲۶ سرطان ۱۳۵۳ بر علیه پسر کاکایش اعلیحضرت محمد ظاهر شاه، به پشتی بانی غیر قابل تردید گروه پرچم، به سلـسلۀ پلان گــذاری های سنجش شده و تدریجی اتحاد شــوروی یعنی «دکتورین برژنف» برای تشکیل یک دوران گذرا، با فعالیت بیشتر از دو دهۀ جیره خوران و عمال وطنی وابسته به سفارت آن ابر قدرت در کابل و زمینۀ  سازی کودتاهای فریب کارانۀ خانمان بر انداز «1» به نام «انقلابات»، افغانستان آزاد و غیر منسلک را به تدریج بطرف اشغال توسط عساکر روسیۀ شوروی کشانید.

نتیجۀ خیانت ملی آشکارای گروهی از خاک فروش وطنی بنام اعضای حزب مدهش «دیموکراتیک خلق افغانستان» که ائتلاف نا مبارک و خائنانۀ «خلق و پرچم» در آن مضمر بود، سبب گردید که سرزمین پاک ومقدس ملت افغان مدت یک دهه مورد تجاوز عساکر نا خواستۀ اتحاد شوروی وقت قرار گیرد. درین حادثۀ أسفناک و استخوان سوز که در آن از جدید ترین ماشین جنگی عصر برای نابودی خاک و مردم مظلوم افغانستان استفاده به عمل آمد، در پهلوی یکونیم ملیون شهید، بیشتر از دو ملیون معیوب، بیشتر از هفت ملیون آوارۀ دربدر، انهدام هزاران قریه و ده از روی نقشۀ جغرافیای جهان و نابودی بنیادی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی سرزمین ما را فراهم نمود.

متاسفانه جای پای آن دوران خونین و جنایاتی كه «حزب دیموكراتیك خلق» و اشغالگران روس بر خاک و سکنۀ مظلوم و بی دفاع ما وارد نمودند، مردم بینوا را ازهر گونه احساس آرامش و صلح، عملاً و کاملاً  تا ایندم محروم نموده است؛ چنانچه ملت مظلوم افغانستان روز بروز به انواع امراض جسمی و روانی، معیوبیت، خشونت بر زنان و اطفال و هزاران درد بیدرمان دیگر ناشی از جنگ های پیهم مصاب گردیده و عملاً در محیطی مملو از خون و آتش حیات بسر می برند.

ناگفته نماند که یکی از دلائل طوالت دوران اشغال و جنگ های خانمان سوز افغانستان ذریعۀ عساکر اتحاد شوروی، دردا که همراهی و امداد گروه دیگری از خاک فروشان وطنی میباشد که با امضای پروتوکول ها و قرار دادها با قوای نمبر ۴۰ «2» اشغالگر، حفظ و مراقبت سالنگ ها را برای عبورعساکر شوروی و وسائل نقلیۀ و حفظ و مراقبت پایپ لین گاز یعنی، شریان سوخت آنان را که از شمال به  میدان هوایی عسکری «بگرام» کشیده شده بود، به حکم تاریخ و رویت اسناد معتبر، تضمین و سرپرستی نمودند. به فرمودۀ حضرت حافظ:

من از بیگانــگان هـرگز ننالم    که با من هرچه کرد آن آشنا کرد

این از افغانیت برگشتگان، که با عدو دستیک گردیدند، طوریکه ذکر گردید بار اول همانا گروه خائن «حزب دیموکراتیک خلق» بود و بعد تر «جمیعت شورای نظار» که بعد از یکی دو سال مقابله به مقابل اتحاد شوروی وقت، با امضای پروتوکول ها و معاهدات، با قوماندان قوای آن، جنگی را که پیش بینی دو ساله داشت به ده سال، طولانی ساخت که در اثر آن تلفات جانی، ملکی و آوارگی بی سابقه ای درین گوشۀ گیتی به بار آمد.

 در اواخر دهۀ ۸۰ میلادی، بعد از ناکامی های آشکارای قوای اشغال گر اتحاد شوروی و تلفات سهمگین مالی و جانی در افغانستان و پیروزی مجاهدین واقعی و سر به کف و بیشتر از یكو نیم ملیون شهید هموطن ما، قوای شكست خوردۀ شوری، با تحمل خسارات مالی و جانی زیاد، دست از پا دراز تر مجبور به بازگشت به روسیه گردید.

بنابران واضح است که بعد از شكست آشكارا و خفت بار آن ابر قدرت در افغانستان و انهدام مادی و معنوی اش در صحنۀ سیاست و قدرتمندی جهانی آن، اعتبار روسیۀ شوروی در جامعۀ بین المللی از یكسو و حاكمیت و نفوذ وی بر اقمار و ممالك اروپای شرقی، سرزمین های آسیای مركزی و حتی در بین خود ایالات مربوطهَ آن مملكت، كاملاً متزلزل گردید. مفكورۀ اینكه روسیه با شكست مدهش در افغانستان دیگر نمیتوانست با ملل آزادی خواه و قیام های استقلال طلبانۀ آنها مقابله نماید، در سر زمین های محکوم، قوت های ملی و مردمی را تقویه بخشید چنانچه در سال ۱۹۸۹زمینۀ جنبش هم بستگی اتحادیه های کارگری در «پولند و هنگری» توانستند كه دولت های كمونیستی موجود را به عقب بزنند. در خود اتحاد شوروی هم بعد از شکست فاحش و بی سابقه در افغانستان، از روی اجبار با آمدن میكائیل گورباچف،مفکورۀ Perestroika یا «ریفورم اقتصادی» بــر اساسات سیستم«شوروی» كه در حال اضمحلال و سقوط قطعی بود، تغیرات زیادی را  در مملکت وارد نمود.

درین شرایط انهدام «دیوار برلین» هم در ۹ نوامبر ۱۹۸۹ به وقوع پیوست و بدون كدام مقاومت از جانب اولیای امور، با یک تزلزل روحیه، «پولیت بیروی» جمهوری دیموكراتیك آلمان، روز قبل استعفاء نمود و فردای آن رفت و آمد بین شرق و غرب بر روی دیوارمنهدم گشته، آزاد گردید.

باید تصریح نمود که اینهمه تغیرات فاحش جهانی را که شكست مدهش شوروی سابق در افغانستان در پی داشت، طوریکه بر همه ملل جهان و بر تأریخ روشن امی باشد كه نتیجۀ سر سپردگی و جهاد بینظیر ملت افغان با تلفات سهمگینی كه متحمل گردید، بوده است.

برعکس تمام اشتهارات میان تهی، جهاد مردم افغانستان به مقابل ابر قدرت شوروی، هرگز نمیتواند که کار روایی یك عده ای انگشت شمار تنظیم های تشنۀ قدرت و ثروت جهادی باشد كه هنوز هم ملت افغانستان را با بیداد گری و هزاران درد بیدرمان دیگر، بیشرمانه گروکان گرفته اند.

اینگروپ های نام نهاد كه از اسم مقدس مجاهدین سر بكف افغانستان بهره برداری ابدی می نمایند، بعد از خروج اتحاد شوروی سابق با اشغال و تخریب شهر كابل و قتل 65 هزار سکنۀ بیدفاع و مظلوم آن، آنچه را بر مردم بیدفاع و بیگناه آن روا داشتند، روی تاریخ را سیاه نمودند. این مجرمین، برای بقاء و قدرت طلبی از هیچ دسیسه سازی و جرم و جنایتی روگردان نبوده اند. بعد از شکست شوروی، خاک فروشان «خلق و پرچم» توسط  صبغت الله مجددی، بدون  داشتن صلاحیت ملی مورد عفو قرار گرفتند و بالافاصله حزب جنایتکار «پرچم» با کار سازی نجیب و روسیه، با شورای نظار و جمیعت ربانی و «احمد شاه مسعود» ادغام نمود….. بعداْ برهان الدین ربانی که ادعای جهاد با روسیه را داشت، غرامات جنگی ملت افغان را که به تخمین بانک جهانی در آنوقت بیشتر از ۴۵ ملیارد دالر میگردید، در اولین فرصت، برای جلب پشتیبانی وی به رئیس جمهور «ولادیمیر پوتین» پیشکش نمود.

با آمدن حامد کرزی به قدرت، جنایتکاران جنگی هر دو دورۀ جنگ های خونین، با ارتشاء و فشار بالای پارلمان و حکومت، علنی خط بطلان بر جنایات بشری آشکارای خویش کشیده و با پامال عدالت اجتماعی، خود ها را «عفو» نمودند…..دولت حامد کرزی با شعبده بازی، تاریخ دهه های جنایات بی سابقه وکشتار های هموطنان خویش را که صفحات تاریخ جهان مملو از نقش سیاه ابدی آن هست،  با وقاحت و با روش یک دولت فاسد و بی کفایت، از کتب درسی و دید اولاد معارف محو نمودند و بر چشم ملیون ها شاهد عینی مذبوحانه خاک پاشیدند!

نتیجتاً بعد از شکست و ناکامی  بنیادی اتحاد شوروی، ملت درد کشیده و جنگ دیده، با آغاز «جنگ های خونین کابل» نه تنها مزۀ پیروزی وقربانی در راه آزادی افغانستان را نچشیدند، بلکه با قدرت طلبی و سرمایه اندوزی، کشتار، جنایات بی سابقۀ بشری تنظیم های جهادی، با سیل خون، راکت پرانی و دهشت روبرو گردیدند!

در پایان، با خلوص نیت و با دعا و درود بروح پر فتوح مجاهدین شهید افغان و آن قهرمانان واقعی این خطۀ پاك، بزرگداشت ۲۶ دلو، روز تاریخی ای شکست و خروج قوای اشغالگر شوروی سابق را به ملت مظلوم و رنجور افغان تهنیت گفته و معتقدیم كه علی الرغم این همه نابسامانی ها و حمایه از جنایتكاران و خائنین ملی و قدرتمندی آنان بر مقدرات مردم بی دفاع ما، روز بازخواست و عدالت ایزدی یك جامعۀ سالم را با صلح و امنیت نصیب هموطنان جنگ دیده و دردمند ماخواهد نمود. به امید آنروز!

نوت:

۱-  بدون شک در هردو کودتای سرنوشت ساز و وابسته به هم در افغانستان که عمال وطنی وابسته به شوروی وقت دست آزاد داشتند، برای تخریب وتحریف افکار عامه، اسم «انقلاب» بر آنان گذاشته شده است. در کودتای ۲۶ سرطان شاه افغانستان برای تداوی در خارج تشریف داشتند، تعداد قلیلی از مأمورین اردوی افغانستان که به دستور قوماندان های خود، تغیر رژیم را شبانه روبراه نمودند، نمیتواند «انقلاب» نامیده شود. در کودتای منحوس ثور هم که برای ملت فریبی آنرا «انقلاب ظفر نمون برگشت ناپذیر» مینامیدند، همچنان که جمعی عساکر فریب خورده و آمرین «خلقی و پرچمی» آن با نظارت سفارت شوروی در کابل، دقیقاً آنرا روبراه نمودند، کوچکترین شباهتی به «انقلاب» که در آن اکثریت ملت با نا رضایتی عمومی از طرز ادارۀ دولت، در پی تغیر رژیم و سقوط آن اقدام مینمایند و بیشتر جنبۀ ملی همگانی و رضائیت مردمی می داشته باشد، ندارد!

۲- در مورد روابط سری و نزدیک «احمد شاه مسعود» و همکاری های پیهم نامبرده به اساس امضای پروتوکول ها که در آن از حمایت قوای اشغالگر شوروی در مسیر شاهراه سالنگ باشد، تا حفظ و مراقبت از پیپ لین برای ماشین جنگی روسیه و البته سر به نیست نمودن مجاهدینیکه در آن مناطق وابسته به مسیر قوای زمینی به جهاد مقدس میپرداختند، آنقدر اسناد و مدارک موجود گردیده است که دیگر مجالی برای انکار باقی نمیماند؛ مخصوصاً که کتبی که از جانب اولیای امور شوروی سابق مانند جنرال گروموف آمر عمومی قوای اشغالگر نمبر 40 که در کتاب خاطرات نامبرده مسعود را بهترین همکار و دوست شوروی معرفی نموده است.

پایان

۲۶دلو، خروج شرم آور اردوی شوروی در افغانستان

M_nezam_26_dalwa_khoroj_sharm_aawar_shorawi.pdf

Comments
Loading...