گذشته ی ناتمام / مصطفی عمرزی

0 20

گذشته ی ناتمام

مصطفی عمرزی

اصطلاح «فصل ناتمام» در هیاهوی پوپولیستی از حربه ی نچندان ناچیزی حکایت می کند  که پیرامون چیزی هایی که اصلاً واقع نشده اند، بحث کرده است. ساخت اسطوره از توهم کیش شخصیت، تحمیق دیگری ست که شماری برای خود قایل می شوند.

اگر پنج سال حکومت ناکام، غیر قانونی و غیر مشروع به اصطلاح وحدت ملی را بررسی کنیم، در واقع فصولی ناتمام مانده اند که از حکومت حامد کرزی، باقی مانده بودند. افتتاح و بهره برداری از پروژه هایی که اکثراً کار حکومت قبلی بودند، مهم ترین کار هایی اند که سران حکومت به اصطلاح وحدت ملی، انجام داده اند. در واقع چیز نو و مهمی واقع نشده است تا با هیاهوی تبلیغاتی به مردمانی فرصت دهیم که با فرصت طلبی، فقط موید تداوم ناکامی حکومت کنونی اند.

دکتور غنی، دلیل نامزدی دوباره اش برای ریاست جمهوری اسلامی افغانستان را تکمیل  برنامه هایی عنوان کرد که گویا ناتمام مانده اند. شماری با مثال او در کسوت مرحوم اعلی حضرت شاه امان الله(رح)، زمینه می سازند تا عامه ی مردم تحت تاثیر تبلیغات، فقط تحمیق شوند.

آیا کیفیت کاری حکومت وحدت ملی به چه میزانی ست تا بار دیگر به افرادی اعتماد کنیم که به نام فصل ناتمام، در واقع حرص دارند طرح های شخصی خودشان را ناتمام نگذارند.

از همان آغاز حکومت داکتر غنی، حدس و گمان هایی وجود داشتند که انباشت سرمایه از آدرس خانم اول افغانستان در خارج از کشور، آغاز شده است. این درز، مردم را افسرده می کرد که هرچند در یک کشور فقیر، اما امکانات دولتی، می توانند افراد و گروه هایی را میلیونر و میلیاردر بسازند.

صرف نظر از تمام مناظر سیاسی، ریاست جمهوری افغانستان برای آقای غنی و همسرش، فرصت طلایی و تاریخی بزرگترین استفاده های مالی است که شاید هرگز در خانواده ی آنان رُخ ندهد. بنابر این، همه دست به دست هم داده اند و به هم کمک می کنند.

در کنار انتقادات بر گرایش های غیر معمول رییس جمهور بر خارج زده گان کودک نما که فقط براساس معیار زبان انگلیسی در دولت تحمیل می شوند، غیابت فرزندان او و این که آیا خودشان را افغان می دانند و چه قدر از فرهنگ های ما یاد دارند، هموطنان را نگران می کنند که لینک های بیرونی آنان، همانند فرصت طلبانی نشوند که شماری در حد تکنوکراتان نیز با اندیشه ی خانواده و فامیل در خارج، هرگز نتوانستند با حس افغانی و این که به افغانستان تعلق دارند، به درستی به مردم ما خدمت کنند.

کمابیش چیز هایی از فرزندان دکتور غنی می دانستم، اما نمی دانستم که آنان کمترین شمایل افغانی هم ندارند. در یوتیوب، کلپ های مریم غنی، یافت می شوند. جالب است که اشباع ذهنی او با ایدیالوگ های غیره، بسیار به درد افغان ها نمی خورد. در چند کلپ نمونه ای که دیده ام، در حد سخنران مکتب فیمنیسم، صحبت می کند. زن سالاری های قسم فیمینستی، پیش از این که زنانه باشند، به تاسی از مردسالاری های مردود، به مکتب هایی می مانند که تمام نقش مردان را برای زنان می خواهند.

«گذشته ی ناتمام»، ظاهراً نام فلمی ست که مریم غنی، از مزایای حکومت پدرش، ساخته است. انتقال گنجینه های هنری افغانستان از افغان فلم به ارگ که از تحجر ملایان، خدایی جان به در بُرده بود، تاکنون نیز هموطنان حساس را آزرده می سازد؛ زیرا نگه داری آن ها در افغان فلم که به همین منظور و با معیار های جهانی ساخته شده، جای آن ها را مخصوص ساخته بود.

مریم غنی در مصاحبه ای از دسترسی به موادی یادآوری کرد که کس دیگری در آرشیف افغان فلم از آن مستفید نبود. در حالی که اخبار نمایش فلم دختر رییس جمهور در کشور های غربی، پخش می شود، به جز چند شات کوتاه این فلم، هموطنان افغان او، چیز زیادی از آن نمی دانند؛ اما ضمن توضیحات، مصاحبه ها و شات هایی که خبری شدند، موضوع فلم، حاکمیت های کمونیستی را ترسیم می کند.

من نمی ندانم که دختر رییس جمهور، چه پیشینه و شهرتی در امور ساخت فلم دارد؟ هرچند در ساخت فلم «گذشته ی ناتمام» از استعانت افغان های حرفه یی، سود برده است. شعار های فصل ناتمام، گمان تبلیغاتی بودن فلم دختر رییس جمهور را بیشتر می سازند. اصطلاح گذشته ی ناتمام در فلمی که اوضاع دشوار حکومت کمونیستی را ترسیم می کند، بی شباهت به اوضاع کنونی نیست. دکتور غنی حتی از گرفتار شدن به سرنوشت شهید داکتر نجیب الله، خبر داده است.

قضاوت درست بر فلم «گذشته ی ناتمام» زمانی حاصل می شود که تمام این فلم را مشاهده کنیم، اما به نظر من کار تبلیغاتی جهت مشوش ساختن مردم است تا با وانمودن هراس تکرار سقوط دولت ها، گویا وارد مرحله ای نشویم که ناکامی های یک حکومت غیر قانونی و نامشروع(وحدت ملی) که ابتکار دکتور غنی است، مردم را به تحریک عمومی ضد دولتی نکشانند. تقریباً فاصله ی اندکی به اعتراضات عمومی ضد حکومتی باقی مانده است؛ زیرا شرایط تحت مدیریت کنونی، به هیچ وجهه مهیای بهتر شدن نیستند.

من به جز دو زبان اصیل، زیبا و کهن دری و پشتو، زبان انگلیسی را بسیار نمی دانم؛ ورنه خودم از دختر رییس جمهور می پرسیدم: چه «فلمپوری» کرده است؟

توضیح:

اصطلاح «فلمپوری» در لهجه ی عامیانه ی افغان هایی که دری می گویند، بیشتر تمسخرآمیز است.

Comments
Loading...