مصطلحات ملی- افغانی ما دیرینه اند / مصطفی عمرزی

0 18

مصطلحات ملی- افغانی ما دیرینه اند

(تاملی بر کتاب ادب دری افغانی)

سال قبل، پس از آن که کتاب «دری افغانی» را برای تحکیم موضع فرهنگی- سیاسی خویش منتشر کردیم و با استقبال عام افغان پسندان مواجه شد، فکر می کردیم گزینش این حرف آخر حساب و کتاب، ابتکار ما بوده است، اما دریافت نسخه ای از کتاب «ادب دری افغانی» که حدود چهل سال قبل (1356 شمسی) به همت محمد حسین راضی، از سوی اداره ی دارالتالیف وزارت معارف، منتشر شده بود، در شادمانی ای غافلگیری ما کرد که شماری از کوتاه نظران و عقب    مانده گان فکری، دهن کجی می کردند «دری افغانی»، ناشناخته است. این که درست چهل سال قبل، اداره ای به اهمیت دارالتالیف وزارت معارف افغانستان که با شمار بزرگ فرهنگیان دری گو (تاجک- هزاره)، رسالت فرهنگی خویش را با چاپ گسترده و آثار مهم و پُر ارزش به خوبی ایفا می کرد، کتابی با نام «ادب دری افغانی»، منتشر می کند، این یقین را بیشتر کرد که گزینه ی مورد نظر ما (دری افغانی)، نه فقط خلق ما نیست، بل با آن چه از آدرس یک نهاد معتبر آمده است، باید بروز خویش را در عمق و دیرینه ای داشته باشد که از دهه ها و سالیان خیلی دور، در اندیشه ی جامعه ی فرهنگی ما جا داشته و بدون شک، انتخاب نام «ادب دری افغانی» بر این اثر، در آن مسیر تفکر، به نتیجه رسیده است که یک فرهنگی محترم، عنوان کتاب خویش را با مصطلحات ملی- افغانی، مزین کند.

هیاهو برای نو نشان دادن ارزش های ملی- افغانی ما، سمت و سوی تعاریف نه، بل تحاریف ستمی گری از واقعیت های افغانستان اند تا در زمان طرح ادعای خویش (بدیل افغانی)، قباله های جدید بسازند تا موقف مدعی برای ادعا، بی سند نماند.

کتاب «ادب دری افغانی»، گزیده ای از ادبیات کلاسیک دری در جغرافیای رواج این زبان است که صاحب اثر، به منظور لطف محتوا، آن را معرفی می کند.

خیلی بایسته است چهل سال پس از چاپ اول کتاب «ادب دری افغانی»، با چاپ مجدد، ضمیمه ای شود که در سیاست زده گی روزگار کنونی، نیاز داریم حدود جغرافیایی خویش را برای امنیت فرهنگی، وقایه کنیم. این حقیقت، سوای قبول موضوع فرامرزی پدیده های فرهنگی است.

رسوایی ترجمه ی به اصطلاح فارسی آثار خالد حسینی (نویسنده ی دری گوی افغان) از انگلیسی که ایرانیان با توجیه «نسخه ی دری را نمی دانستند» و نیز دوبله ی فلم افغانی «رابعه ی بلخی» از دری به فارسی که رویکرد سیاسی را نشان می دهد و همچنان این توجیه ایرانیان را در پی داشت که دری افغانستان را نمی دانند، هرچند ما را در سخافت سیاست های فرهنگی دیگران، همنوا و همصدا نمی کند و همچنان اعتقاد داریم که دری، نام زبانی است که در تاجکستان، افغانستان و ایران، گرچه زبان اقلیت های قومی می باشد، اما رواج نیمه عام، نام های لهجه یی (چون تاجکی) و غلط معروف (فارسی= پارسی) نیز دارد. ضمن این که تنوع لهجه ها، ابواب زبان شناسی مهم است که اگر گاه دری زبان ایرانی یا تاجکی را در فهم واژه گان دری مروج در افغانستان، حیران می سازد، در جای خویش بسیار مهم می شود.

فهرست مندرجات کتاب «ادب دری افغانی»:

باب الاسد و النور، از مقدمه شاهنامه یا مقدمه شاهنامه ابو منصوری، رویای ناصر خسرو، از تاریخ بیهقی، از تاریخ سیستان، اندر صاحب خبران و تدبیر های کار ملک کردن، الهی نامه خواجه عبدالله انصاری هروی، در چگونگی شاعر و شعر او، حکایت حلواگر، دیباچه گلستان سعدی، قصیده شکوائیه رودکی سمرقندی، بهار بلخ، ناله ی چنگ، در وصف فتوحات یمین الدوله سلطان محمود غزنوی، از دیوان فرخی سیستانی، آزرده کرد گژدم غربت جگر مرا، شبی گیسو فروهشته بدامن، در ستایش سلطان محمود، ناله از حصار نای، مکن در جسم و جان منزل که این دون است و آن والا، ای ساربان منزل کن جز در دیار یار من، بشنو از نی چون حکایت می کند، در نصیحت و ستایش، قصر امل، سفید شد چو درخت شکوفه دار سرم، دل آسوده، داغ بی تمیزی، لغتنامه، فهرست ترجمه عبارات عربی این کتاب.

Comments
Loading...