بر شماست که این واقعه را بازگو کنید! / مصطفی عمرزی

بر شماست که این واقعه را بازگو کنید!

(معرفی کتاب)

مصطفی عمرزی

کرامت انسانی، تفاوت های ظاهری رنگ، جلد، زبان و جسم را نفی می کند. در قرآن عظیم الشان، اشرف مخلوقات، نام واحد انسان هاست.

ما با پدیده های نفی تباری و نژادی آشناییم. ساده ترین صورت آن، عنصر «آریایی» است. کتب درسی، فرهنگی و تحقیقی ما از این عنصر بی معنی، سمت و سو می یابد. بخشی از اعتماد به نفس کاذب را با چنین پدیده هایی خلق می کنند، اما احاطه ی دشواری ها، مردم را به تعمیق عناصری واداشته اند که در جغرافیای جهان سوم، تا چه حد باید افتخار کرد؟

تقابل دوامدار سیطره، افکار زیادی را تبیین می کنند که هرگز گسسته از سیاست ها نبوده اند. بنابراین، فرهنگ سازی از رهگذر تبلیغات، حوادثی را کوچک و رویداد هایی را بزرگ می نمایند.

کرامت انسانی، اصل عاطفی است. بر اساس این اصل، صله ی رحم و حب بشر دوستی، مکتب های اومانیستی را خلق می کنند. پیروان این مکتب ها، بدون کمترین اعتنا به شمال و جنوب، شرق و غرب یا هویت های تباری، سیاسی و فرهنگی از همنوع حمایت می کنند.

در جهان، سازمان های مختلفی وجود دارند که از سوی حامیان حقوق بشر حمایت می شوند. اعضای این سازمان ها در هرکجایی که انسانی مظلوم واقع شده است، حس همدردی خویش را پنهان نکرده اند.

بخشی از درونمایه ی مکتب های اومانیستی، عاطفه ی تاریخی است؛ گذشته های دردآور مردمانی که حتی پس از دادن قربانی نیز مورد ستم واقع می شوند.

 دید منفی که از افکار نفرت بار منشه می گیرند، انسانیت را دور می زند. مردم ما، قربانی نفرت نیز شده اند، اما حامیان حقوق بشر، آنان را فراموش نمی کنند. این انسان های شریف و باوجدان از هر تبار، رنگ و نژاد، اکثراً حتی غیر مسلمان اند.

در زمان جهاد بزرگ افغانان بر ضد اتحاد شوروی، کشور های غیر مسلمان، امن ترین مکان های زنده گی هزاران افغان مسلمان شدند. مردم ما در آن جا ها مسجد ساخته اند و به دعوت اسلامی پرداخته اند.

کرامت انسانی، تمایز را طرد می کند. ما در برابر همنوع خویش مسوولیت داریم. رنج یک مسیحی بی گناه، یک یهودی تحت ستم، یک برادر مسلمان روهینگیایی، روان ما را خراشیده است. در این دید، باور ها، فرهنگ ها و سنت ها در عقب قرار می گیرند. کرامت انسانی، تحریک حس بشری می شود. در این نگرش، هویت انسانی، فراتر از هویت های تباری، نژادی و سیاسی مطرح می شود.

در یک قرن اخیر، در محدوده ی زمانه ای که روی گذشته ی آن، ایستاده ایم، رویداد های هولناکی اتفاق افتیده اند که فراموش نمی شوند، اما تحریف آن ها، کرامت انسانی را زیر سوال می برد.

هولوکاست یا قتل عام قشری، با ذهنیت انتی سمیتیسم در جوامع مذهبی ما، گاه عاطفه ی انسانی را زیر سوال برده است. در جامعه ی افغانی که عواطف مذهبی غلیان می کنند، کاملاً طبیعی است که انگاره های اخوات دینی به چه میزانی مردم را در برابر امت اسلامی حساس می سازند.

جوانان افغان در بیرون از کشور نیز جهاد کرده اند. حمایت از ترکان آذربایجانی، احساس مسوولیت اسلامی بود. این حس مسوولیت در میان ادیان دیگر هم وجود دارد. مسیحیان حساس در قضایای سودان، هیچگاه برادران مسیحی خویش را که بالاخره موفق به حکومت مستقل شدند، فراموش نکردند. این جنبه، هرچند سیاسی است، اما نباید روی واقعیت هایی پرده افگند که درد مشترک انسانی شناخته می شوند.

 قرن ها قبل، پس از ویرانی بیت المقدس، هزاران تنی که خانمان خویش را از دست داده بودند، به افغانستان باستانی هم می آیند. تا هنگام تجاوز اتحاد شوروی به افغانستان، کشور ما، شاهد زنده گی هموطنان یهودی بود. اکثر این هموطنان به اسراییل کوچیده اند، اما آن چه از این تاریخ مانده است، خاطرات خوش آنان از افغانستان است که آنان فراموش نمی کنند و فرهنگ تسامح مردم ماست که به مردمانی از کیش دیگر، فقط روی کرامت انسانی، حساب کرده بودند.

در جامعه ی ما که سعی برای انحراف از تمام جوانب آب می خورد، آوردن ذهنیت متنازع، باب شده است. از روز قدس تجلیل می کنند، زیرا عوامل ولایت فقیه فعال اند. طرف قرار دادن افغانستان در محور های میلانی، میراث شوم حاکمیت هایی بود که از هفت ثور شکل گرفتند.

در سالیان اخیر، ادبیات یهودستیز، از گونه ی ایرانی، مانع رویت بی طرفانه ی افغانستان می شود. چنان چه آوردم، مردم مسلمان ما محال است در برابر سرنوشت برادران مسلمان خویش، در هر کجای دنیا که باشند، بی تفاوت بمانند. بنابراین، درد های مردم فلسطین،  آنان را عذاب می دهند. آن چه مهم می نماید، این است که موضع بی طرفانه ی ما در همسویی با کشور های ستیزه گر تحریف نشود.

در جریان جنگ ایران و عراق، حکومت آخوندی با خرید اسلحه از امریکا که از طریق اسراییل صورت می گرفت و به «ایران کنترا» معروف شد، از شعار هایی عدول می کرد که با «مرگ به اسراییل و امریکا»، جزو تفکر ایجاد حکومت اسلامی قلمداد می شدند. امید های آخوند ها با «برجام»، به امکاناتی معطوف شده بود که می خواستند از جامعه ی غرب، به ویژه امریکا به دست آورند.

 در بازی های سیاسی، محدوده ی حلال و حرام وجود ندارد. آخوند هایی که بر ضد اسراییل و امریکا، شعار می دهند، اگر لازم ببینند، این عمل را ترک می کنند.

در کتاب «بر شماست که این واقعه را بازگو کنید»، کرامت انسانی فریاد می شود. خاطرات تلخ جنایت ها، میلیون ها مردمی را می آزارند که بر اثر باور دینی، زجر دیده بودند.

در اسراییل، مراسم مذهبی مسلمانان آزاد است و آنان کاملاً از حقوق شهروندی بهره می برند. اجتماعات فعال ضد سیاست های توسعه در مناطق فلسطینیان، سعی شریفانه و اخلاقی اند که شماری از یهودیان اسراییل با حس انسانی انجام می دهند.

فکر می کنم دید اخلاقی به تاریخ، نیاز بینش ما به پیرامون است. با برخورد عاطفی که کرامت انسانی را اصل می داند، به جامعه ی جهانی بپیوندیم!

همدردی با مردمان، اقوام و ملت هایی که تلخی دیده اند، به ما کمک می کند. عذاب الیم چهل سال اخیر، برانگیزنده است تا صدای مردم ما، سوا از بازی های سیاسی، فراسو شود. این مامول، زمانی تامین می شود که با دید عاطفی به تاریخ بنگریم.

در حالی که هجوم فرهنگی به تشدید بحران های افغانستان می انجامد، همنوایی با شعار های دیگران که غایه ی سیاسی دارند، به نفع ما نیست. در الگوی تاریخی هولوکاست، جنبه ی انسانی، ما را تحریک می کند. کم یا زیاد، یهود یا نایهود، مسلمان یا مسیحی، انسان هایی به فجیع ترین صورت قربانی شده اند. اگر این گذشته ی تاریخی، حفظ نشود، چه گونه می توان به آینده گان تفهیم کرد که جنگ، شوم است؟

در افغانستان ما، شباهت های تحریک ضد غرب، اسراییل و جهان غیر اسلامی که اکثراً پاکستانی و ایرانی اند، زمینه می سازند تا جهالت جهادی، در کوتاهی دست از غایه های شعار (مرگ بر کفار)، به خانمان مردم ما حمله کند.

پیوند های افغانستان با جامعه ی جهانی که آرزوی ایران و پاکستان است، اما بهانه ی گرمسازی جهادی می شوند. با تمام توان می کوشند به غرب یا سهولت های جهان غیر اسلامی نزدیک شوند، اما سعی می کنند با شعاییر ستیز، مانع ما شوند. بنابراین، تامل انسانی  از التهاب مذهبی می کاهد و این به نفع ماست.

یادآوری:

از طریق لینک زیر، کتاب «بر شماست که این واقعه را بازگو کنید» را رایگان دانلود کنید!

http://www.afghanpedia.com/projects/libraries/pdfs/get_pdf.jsp?book_id=95xohjqf.pdf

Categories: صفحه دري,مصطفی عمرزی,نوی کتابونه او چاپي اثار

خپل نظر ولیکۍ

Your email address will not be published.