اعتراض بر روشنگری با اغماض بر هتاکی / مصطفی عمرزی

0 14

اعتراض بر روشنگری با اغماض بر هتاکی

مصطفی عمرزی 

در این مقال، کوشش می کنم قلم بر تبیین واقعیتی قرار گیرد که رشته ی ضعف اخلاقی بعضی با ارائه ی کار فرهنگی، هنوز هرزه سرایی و بداخلاقی را در پیوند زمان حال با فرزندان روگار قحطی و مسکینی (خراسان) در واقع چنان وصل می کند که اگر سلسله ی ادبیات سخیف منطقع نشده است، فرهنگ ناشی از آن، باور های کسانی ست که هنوز فکر می کنند آن چه در خیال آنان توهم افتخار است، واقعیت بدون چون و چرایی را می سازد تا این بازمانده گان برج جهالت، در نوک این برج، از یاد ببرند چیزی در تحت آنان فرو رفته است که اجازه نمی دهد در دنیای واقعی هبوط کنند و با درک دیگران، فقط خیال نکنند مُرده شناسی بسیار کمال دارد!

باری رشته ی سخن را بر کارنامه ی فرهنگی، ادبی و سیاسی خودم نیز امتداد می دهم که از فضل روشنگری، میراثی خواهد شد تا مردمان با عزت و شریف این سرزمین تاریخی با نام مقدس افغان، از هر گروه و رنگی که باشند، گم کرده در دنیایی نباشند که گویا خاک زیر پای آنان سهم دیگران است و رنگ هستی آنان نقش انسانی ندارد.

در افغانستان ما، ادبیات فارسی از گذشته ها تا کنون در زمینه هایی نیز استخدام شده است که به یاد داریم وقتی در کودکی عقل ما برای تفاهم سر نمی داد، تبادل ادبیاتی دامن گیر می شد که هرچند عمق معنی آن با هزل و تمسخر حاد نمی سازخت، اما در زمان اعتلای خرد، متوجه می کند با تمایل بر کمیت، کیفیت را حاشیه یی ساخته ایم که بنابر آن رفع آلوده گی های فکری نیز اغماض می شود.

در جایی که منطق، مخالف کم ظرف و بی منطق را میخکوب می کند، فوران ادبیات زشت، یگانه راهی ست که عدو با استعانت از آن می خواهد وانمود کند پاسخ گفته است.

نباید تعجب کرد وقتی یک عملکرد منطقی، علمی و کاملاٌ فرهنگی با شدت ابتذال رو به رو می شود، هرچند خاصیت نوشته ی خوب همین است که باید مخالف بیابد، اما تبادل کلمات و جملات مستهجن که پاسخ مقابل می شود، می تواند واضح سازد ادبیات ما افزون بر ظاهر متین و با شکوه، زباله هایی نیز دارد که برای زدودن آن ها، کار در خور نکرده ایم.

در کودکی وقتی زبان به اصطلاح پارسی وسیله بود، زمانی که اوج تصادم رونما می شد، ضرب المثل ها، وجیز ها و هزلیاتی چون:

  • افغانه که سلام دادی یک تنگه را تاوان دادی!
  • عقل تاجک پسان می آیه!
  • هزاره ره که روی دادی از دهنش بوی دامادی می آیه!
  • اوزبیک …!

از مجموعه ای نیز است که تا مرز هتاکی، گستاخی و زیر پا کردن عفت کلام، حتی تا سرحد خطاب بر حیثیت و شان، محتوای ادبیات ما را از زمان بیان کودکانه ی آن ها در بر می گیرد. این که این سطور، ستر آن تنزل ادبی را کنار می زند، سخن دیگر است، اما تعجب می کنم کدام بی وجدان شرف باخته، کدام مزدور بی سواد و یا کدام مریض متعصب، بر خود جرات داده خوراکه ای بسازد که عمق ستیز قومی را در بنیان کلام ما می کارد و ماحصل آن وقتی بزرگ می شویم، نقد کسانی می شود که هرچند قلم شان می رود، اما زشت و بی شرم نیز می نویسند.

تجربه ی سالیان اخیر که جواز انواع هتاکی، بی شرمی و ضعف اخلاقی را با توجیه آزادی بیان و دیموکراسی صادر کرد، امواج ضعف غیر اخلاقی ادبیات به اصطلاح پارسی را از میانه ی اقیانوس پُر از جانوران نیز به ساحل آورد. حتی خوب ترین و بهترین آدرس ها و افرادی دچار هتک حرمت شده اند که کاری جز خیر نداشتند.

ادبیات غیر اخلاقی در حالی که دشمن جان وطنداران و منافع ملی ماست، در فراموشی حافظه، نویسنده گان بی حیثیت و بی وجدان را چنان مریض و کور ساخته است که کور خود بینای مردم می شوند.

در چند سال اخیر، هر حرکتی که جهت تحکیم، ثبات اجتماعی، مقوله ی سیاسی و منافع ملی افغانان صورت گرفته است با چنان شدت نقد غیر اخلاقی نیز مواجه شده است که اگر مانعی به نام توجیه آزادی بیان و مردمسالاری نبود، هتاکان هرگز نمی توانستند از زیر  چوبه ی دار فرار کنند؛ اما با تعجب، شگفتا و خیلی حیران کننده است که وقتی ارزش های فرهنگی، ملی، اجتماعی و منافع ملی ما را با توهین اشخاص و نشانی های مهم تاریخی و حلقه های وصل این ملت با منطق سخیف زیر سوال می بردند، کمترین مثال واضح نداریم تا طیف هتاک فرهنگی که حتی اسلام، خدا و پیامبر، افغانستان، افغان و فرهنگ ما نیز بهترین بهانه های توهین و هرزه سرایی آنان می شود، بر خود زحمت دهند جهت تقبیح کاری کنند.

با بررسی امواج نقد غیر اخلاقی، متوجه شده ایم که نه تنها در یک برهه ی خیلی دشوار  حفظ ارزش ها و منافع خویش قرار داریم، بل رواج فرهنگ های نازل (فارسیسم) و ترویج فرهنگ ابتذال (حمایت از ادبیات غیر اخلاقی) هیچ کس و هیچ آدرسی را از افترا و توهین در امان نخواهند ماند.

 وقتی در کشوری با 99 درصد مسلمان، مقدسات اسلامی را مسخره می کنند، وقتی در کشوری به نام افغانستان که نه فقط به سطح دنیا مسجل است، بل احترام می شود و حیثیت دارد با تحریف و توهین تقابل می کنند و بدتر از همه با اغماض بر اشتراکات، خویشاوندی، علایق، سلایق و پیوند های محکم تاریخی ما چنان برخورد کرده اند تا فقط دشمنان خوشحال شوند، هرگز نمی توان بر کسانی اعتراض نکرد که خود را در نادانی و بی خبری می اندازند که گویا از توهین ها و هتاکی هایی بی خبر اند که روزانه به هزاران بار غیر فارسی زبان ها را هدف می گیرند و سوگمندانه حتی یک آدرس مشخص همتباران اینان (هتاکان) یافت نمی شود تا آنان را از عملکرد زشت باز دارند. برعکس کلان کاران با تشویق های غیر مستقیم، زیر نام آزادی بیان، چریک ها و چوچه گانی را تشجیع  کرده اند تا با چنین فشاری، سود سیاسی گروهک های آنان بلند برود و از جانب دیگر با استفاده از فرصتی که صاحبان این سرزمین دچار مُعضل اند، وانمود کنند استفاده ی نامشروع سیاسی، سهمی ست که باید بخورند.

Comments
Loading...