از بهار شصت و شش … / مصطفی عمرزی

0 43

از بهار شصت و شش …

مصطفی عمرزی

فرهنگ ارجگذاری به منظور تعیین جایگاه فرهنگی، نیازمند توجه مردم است. در افغانستان ما که کار فرهنگی با درک مسوولیت های وجدانی و اشد ضرورت ارائه می شود، فرهنگیان و فرهنگ پروران افغان را در حد فداییانی درآورده است که اگر از حقوق معنوی مستفیده شده اند، خلای اقتصادی یافته اند و اگر مامول اقتصادی برآورده شده است که در این جا هرگز کامل نیست، ضیاع معنوی، تلاش های آنان را مکدر می کند.

در پندار دایم از این حیث که تامین حقوق معنوی، حداقل به تلافی ضیاع اقتصادی، فرهنگیان را شاد بسازد، باید دید احترام به بزرگانی که به خصوص در عرصه ی فرهنگ خدمت کرده اند، استمرار یابد. به این دلیل، در مثال تایید تلاش های فرهنگی، یاد همواره ی فرهنگیان، حداقل با تامین حقوق معنوی، می تواند زمینه های زیادی را باز نگه دارد تا با ایجاد سهولت ها، آرامش روانی، افغانانی را قناعت دهد که می دانند در افغانستان ما نیز فرهنگ نام دارد، اما نان نه!

مولفه های باور به احترام فرهنگی، زیاد نیستند، اما لازم است زیاد تکرار شوند. در این باور، بار دیگر جهت ثبوت ادعا، سراغ مردی می روم که هرچند از او به احترام یاد کرده ایم، اما مستمر نبوده است.

داستان دانش افغانی از بهار سال 1366 خورشیدی آغاز می شود. هجرت میلیونی افغان ها، تنها درگیر نیاز های اولیه و مادی نبود. در شرایطی که به نام تامین زنده گی (خانه، لباس و کار) اختناق کمونیستی حاکمیت داشت، هراس از خلای کامل فکری، افغانانی را نگران کرده بود که در جمع عام مردم، طبقه ی نخبه بودند.

داستان انتشارات دانش و اسدالله دانش (ساپی) در نگرانی های فرهنگی زمان هجرت شروع می شود. پاک کاری ایدیالوژیک دولتی و تکفیر جهادی ارزش های افغانی، افغانانی را که می دانستند فاجعه ی خلای فکری (تضعیف باور های ملی) چیست، از توان خودشان به ایثار می کشاند.

کتاب های دوران مهاجرت افغانان نیز پریشان استند، اما نقش فکری نخبه گان ما، آن ها را رنگین ساخته اند. از همین بهار، می توان اهمیت زحمتی را خلاصه کرد  که تاکنون (بهار 98)، 32 سال آزگار اسدالله دانش را در متن کار فرهنگی، به خصوص زبان ملی پشتو موضع می دهد.

در استمرار مقال دانش، هدفم تعمیم فرهنگی ست که از این مثال، جایگاه فرهنگیان و فرهنگ افغانان را تضمین می کند. نیاز به این فرهنگ، اشد صلاح فرهنگی است. تشخیص افراد متشخص جامعه حداقل بادر نظرداشت حقوق معنوی، به ایجاد اذعانی می انجامد که اگر کار فرهنگی اقتصاد ندارد، احترام مردم به فرهنگی، موضع فرهنگ را نیرومند می سازد. ما تا سال هایی که امیدوارم ارزش اقتصادی فرهنگ به جهش فرهنگی مبدل شود، باید عقب فرهنگ و فرهنگیان بایستیم.

افغانان آگاه و با احساس خوب می دانند که مسوولیت های وجدانی و ملی، ایده های افغانی را نیرو بخشیده اند. رسیدن به این نتیجه از دردسر هایی گذشته است که آگاهان ما می دانستند اگر در تقابل جنگ سرد، خلای فکری زیر صفر برسد، باور هایی که مردم و مملکت را لحاظ می کردند، ناپدید می شوند.

در 32 دومین بهار فرهنگی یک افغان با احساس در گلستان ادب، هنر و فرهنگ افغانی، به خصوص زبان ملی پشتو، اسدالله دانش را همچنان یاد می کنم. در جا هایی که سیر نکرده، کتب دانش، شماری را به تامل وامی دارد که چه کسی عقب آن ها بود؛ اما این نام (اسد دانش) در میان بزرگانی که از حقوق کامل معنوی نیز حرمان یافته اند، چنانی که باید، یاد نمی  شود.

استمرار یاد کار بزرگان، نوع ارجگذاری به فرهنگ های موثر است که در تعیین جایگاه شایقان دفاع از ارزش ها، حداقل حقوق معنوی آنان را تضمین می کند. در جامعه ای که کار فرهنگی یا درآمد نشریات، تضمین اقتصادی ندارند، آرامش خاطر فرهنگیان با حقوق معنوی تامین می شود. ما در کجای این مرحله استیم؟

اسدالله دانش در 32 بهار کار فرهنگی، از این رهگذر نیز مثال خوب است که اگر تشخص افغانی که 32 بهار کار کرده است، محسوس نیست، کسانی که از این پس در این مسیر باید حمایت شوند، چند سال دیگر آزرده خواهند ماند که جایگاه واقعی آنان تعیین نمی شود!

نیاز به حمایت مردم، به معنی توجه به زحماتی که در قبال حیثیت و احترام آن ها از سرمایه های عمر حاصل می شود، دلگرمی کار فرهنگی در افغانستان است. حرمتگذاری های فرهنگی در محرومیت های کنونی نباید فراموش شوند. درک مسوولیت های وجدانی و ایثار، چرخه ی فرهنگ را می چرخاند؛ یعنی استند مردمانی که خودشان را وقف مردم، مملکت و ارزش ها می کنند، اما جایگاه شان آنان فقط با فرهنگ ارجگذاری، تعیین می شود.

من اسدالله دانش را با برهان مثال از ردیفی انتخاب کرده ام که در زمینه ی 32 بهار خدمت به فرهنگ افغانی و زبان پشتو، هنوز در حد بزرگی که یک عمر خدمت کرده است، با حقوقی فاصله دارد که از رهگذر خدمت به فرهنگ، باید در سیاست های فرهنگی یک مملکت، چنانی که رسم روزگار ماست، مقام یابد.

نگرانی رهروان بزرگان فرهنگی از این ملاحظه نیز اشباع می شود که اگر در ایثار فرهنگی، 32 بهار سرمایه نیز کمک نمی کند، نباید به مقطعه هایی دل خوش بود که در چند بهار کوتاه ما واقع شده اند.

براساس باور به استمرار یاد، می گویم که با شاد کردن خاطر بزرگان، به خود (طیف) فرهنگی نیز کمک کنیم. این قلم از طرف آخر فرد اول (البته شکسته نفسی است)، در تنازع لازم و تحمیلی با دلگرمی هایی از ارزش ها دفاع می کنم که از سرلطف مردم حاصل شده اند.

در سرزمین قربانی ما، فقط فرهنگ ارجگذاری، بقای فرهنگی را تضمین می کند. اگر نیاز های ما به کار فرهنگی به دلیل نگرانی های گسترش خلای فکری، کار فرهنگی را اشد ضرورت ساخته اند، اشد ضرورت به افزایش فرهنگ ارجگذاری به این نگرانی ها مربوط می  شود که به دنبال کمبود تضمین اقتصادی، سیر قهقهرایی کمبود تضمین حقوق معنوی، کار تخلیق و دفاع فرهنگی ما را رکود نسازد. سی و دومین بهار فرهنگی اسدالله دانش مبارک باد!

شرح تصویر:

الحاج اسدالله دانش در بهار سبز 1398 ولایت کنر- مشرقی.

Comments
Loading...