شاه امان الله درکسوت یک خطیب برجسته مسلمان/ کاندید اکادمیسین سیستانی

0 174

کاندید اکادمیسین سیستانی                                                             ۲/۱۰/۲۰۱۸

 

شاه امان الله درکسوت یک خطیب برجسته مسلمان

خطبه های نماز شاه امان الله، در روزهای جمعه وعید

 بیانگراوج دلبستگی ودانش او در دین اسلام است!

 

 

مقدمه:

 تهیه وتنظیم وارائه  مجموعه بیانات شاه امان الله غازی از سوی داکتر سیدعبدالله کاظم، تحفه گرانبهای است برای خوانندگان که بمناسبت نودونهمین سالکرد استقلال کشوردر پورتال وزین افغان جرمن آنلاین به نشر رسیده است. من از خواندن هربخش آن احساس خوشوقتی کرده ام ودرحق مولف دعا نموده ام.

دراینجا میخواهم احساس خودم را از خواندن این مجموعه مقالات که شاه امان الله در محور آن قراردارد بیان کنم. لویه جرگه ۱۳۰۳در پغمان کابل تحت ریاست شاه امان الله غازی تدویر شد ومدت ۹ روز را در برگرفت، جلسات لویه جرگه هر روز از طرف صبح وبعد از ظهرتدویر می یافت و در آن قوانین مختلف کشور موردبحث وتبادل نظرقرارمیگرفت.

در طول هرمجلس بر هریک از مسائل مطروحه ده ها سوال مختلف مرتبط وغیر مرتبط به موضوع مطرح میشود و شاه مجبور است به هریکی از سوالها پاسخ منطقی در مطابقت با شر یعت اسلامی بگوید. وقتی آدم به جوابات فی البدیهه و توضیحات مفصل شاه به سوالات وکلاء درعرصه های مختلف مواد قوانین وعلت و دلیل ومنطق ذکریکا یک مواد را در قوانین او توضیح میدهد و سعی میکند آنرا در کله های متحجربرخی از وکلای لویه جرگه فرو ببرد؛گوش میدهد ، انسان به حوصله و استدلال و منطق و فصاحت کلام و اطلاعات وخرد سیاسی و حقوقی آن شاه غازی در خود محو میشود.

دریک جا شاه خطاب به وکلاء میفرماید:« این خادم ملت از اول جلوس بر تخت سلطنت تا حال خیر و بهبود عموم ملت افغانستان را یکسان زیر نظر گرفته هیچگاه بدون صلاح و مشوره کاریرا ننموده ام و شما را هم محض بدین مقصد خواستم که صرف جهت مزید منفعت و آسودگی عموم ملت افغانستان با شما مشوره کنم.

اقوام دانستۀ ما خوب میدانند که این کار ها و خدمتهای را که ما میکنیم، تماماً برای منافع و رفاهیت عموم سکنه افغانستان است، لاکن بعضی از اشخاص که تا حال فکر شان چندان بلند نشده نتایج و ثمره این افکار و خیالات ما را بخوبی احساس و درک کرده نمیتوانند، بازهم ما خود داری نموده فقط بغرض حصول رضای خدای خود و منفعت قوم و سر سبزی مملکت خویش کوشش ها میکنیم، مشوره ها می نمائيم تا ملت خود را بدرجه های بسیار عالی برسانیم.»(قسمت اول ارشادات شاه در لویه جرگه۱۳۰۳)

وقتی دیده میشود که سخنرانی و اظهارات  منطقی او بایک سوال بی منطق یک ملای بیسواد ومتحجر وهدایت شده از سوی حضرات مجددی با صفر ضرب میشود و شاه مجبور میگردد از راه دیگری وارد بحث شود ومثالهای دیگری که با فهم و شعور ملا برابر باشد بیاورد تا به قناعت لویه جرګه پرداخته باشد، اما روحانیت متنفذ لجاجت بخرج میدهد وپای شریعت را در میان میکشد.یک مثال ازاین لجاجت روحانیت ، مخالفت با تعلیم وتحصیل دختران در مکتب است. روحانیت متنفذ با استدلال  شاه برای تعلیم دختران درمکتب مخالفت میکند و حجاب زنان را یک فرض تلقی کرده شاه را مکلف به پیروی از احکام شرع میسازند.

وشاه میگوید:«باید علماء فضلا، سادات، مشایخ، روسا، دانشمندان و پادشاهان کسانی را که از حقایق اطلاع ندارند و خیر و شر خود ها را بطوریکه لازم است بخوبی نمیدانند، نصیحتاً بفهمانند و در زیادت جذبات و زنده نمودن حسیات آنها کوشش ورزند. اگر چه فی الحال برایش در انجام این خدمت مقدس تکلیفی عاید خواهد شد لاکن زمانیکه مردم به حقایق و مفاد خویش دانسته شدند، خاکش را توتیای چشم خود مینمایند.

باین سبب برای آسایش ملت خود هر چیزیرا که شما علماء و دانشمندان بگوئید و هر خیر و منفعتی را که شما لازم میدانید، بیان کنید تا من عاجز خدمتگار شما که به امر خداوند امروز پادشاه شما هستم، بجا بیاورم تا درین دورۀ جدید بهترین اصول و طرزی را که برای خیر و آسایش عموم ملت باشد بسازیم و بروی کار بیاوریم.» ( مجموعه ارشادات شاه در لویه جرگه۱۳۰۳)

وقتی شاه در مورد یک مسئله اجتماعی یا شرعی توضیحات میدهد، انسان به حیرت می افتد که آیا او یک شاه و یک سیاستمداراست که سخن میزند و یا یک خطیب مسجد ؟

میتوانم بگویم که افغانستان یک چنین شاه آگاه و تیز هوش و خردمند و سخنور ماهر وتوانا و بردبار و دموکرات را در تاریخ دولت داری خود، بخود ندیده است. افسوس و صد افسوس که ملت عقب مانده وبیسواد وعنعنه پرست وگوش بگفتار ملا و پیر، از درک عظمت شاه عاجز بوده است.

فهم و دانش شاه امان الله را در امور دینی میتوان از خطبه هایش در نمازهای جمعه ویا عید به امامت خودش به خوبی دانست.

 شاه امان الله اولین پادشاهی در افغانستان است که توانست حق امامت که حق خلیفه اسلام ویا رهبر اسلام است از چنگ ملاها بیرون کند وخود این حق را بدست گیرد.

شاه امان الله در نماز های روز جمعه شرکت می نمود وخطبه را به عربی آغاز میکرد وبقیه را به زبان فارسی ادامه میداد و میگفت هدف نماز جماعت مطلع شدن از احوال یک دیگراست و این دیدارها سبب محبت و دوستی میان مردم میشود و از نفاق وشقاق میان جامعه مسلمان  میکاهد. شاه میگفت اگر هدف خطبه هدایت و ارشاد نمازگزاران است بهتر است تا بزبان نمازگزاران سخن گفته شود. شاه هر خطبه را برمحور اتحاد واتفاق وکسب علم ودانش وفرستادن اطفال به مکتب ادامه میداد وبا دعای اتحاد و اتفاق مردم افغانستان به پایان میبرد.

 در مجموعه ارشادات شاه امان الله متن چند خطبه قید شده است که بسیار دلچسپ وآموزنده است.من  دو خطبۀ او را برمیگزینم، یکی خطبه نمازعید قبل از تدویر لویه جرگه ودوم خطبه نماز جمعه حین جریان لویه جرگه را به امامت شاه دراینجا اقتباس میکنم تا دیده شود که این شاه جوان دردین اسلام چقدر وارد بوده وتا چی حد اهداف نمازهای جماعت و جمعه را به نفع وحدت مردم وکسب علم ودانش به فرزندان شان بزبان خودشان تشریخ وتوضیح میکرده است.

 

نطق شاه غازی در خطبه اول نماز عید قربان

الله اکبر الله اکبرط  لااله الاالله و الله اکبرط الله اکبرط ولله الحمدط (سه مرتبه) الحمدلله رب العلمینط  نشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و نشهد ان سیدنا و مولانا محمد عبده و رسوله ط  صلی الله تعالی علیه و علی اله و اصحابه اجمعین ط

امابعد:- برادران من! عزیزان من! نورچشمان من!

امروز خدای را شکر گذاریم که ما و شما را بدین مقدس اسلام مشرف ساخته، از پدر پدر بروی دنیا اولاد مسلمان آمده ایم و همیشه بدرگاه خالق بی نیاز خویش عرض و نیاز داریم که ما را بدین مبین سید المرسلین قائم و دائم داشته باشد، بروز آخرت نیز ما را بشرف شفاعت (محمدی) افتخار بخشیده در زمره مسلمانهای نیکوکار مبعوث دارد.

امروز برای عالم اسلام یکروزی است بسیار مقدس که از برکت آن تمام گناهان و خطاهای را که بدان مرتکب شده باشیم در حج بیت الله شریف بخشیده و معاف میگردد. بندگانی که خطا میکنند، یا گنهگار میشوند، عموماً امید و انتظار مغفرت پروردگار را دارند. ذات خداوندی نیز از لُطف و مرحمت خویش بمحضی که بنده عاصی او بصدق دل بدامن خانه کعبه اش چنگ بزند، در همین روز اقدس تمام گناهان ویرا معاف و می بخشد. چقدر نیک بخت و سعادتمند است آن مسلمانانیکه درین روز بزیارت و لقای خانه خداوندی پذیرفته شده تمام گناهان شان معاف میشود، ازین سبب بلند ترین و مقدس ترین ایام برای عالم اسلام همین روز فیروز است.

علاوه بر اینکه زیارت خانه (کعبه) موجب معافی حقیقی خطا و گناهان ماست، یک خدمت کلان دیگری را برای اتحاد و اتفاق عالم اسلام مینماید و آن اینست که در ضمن ادای حج و زیارت آن خانه مبارک با مسلمانان رنگارنگ عالم که ما آنها را ندیده ایم و کلمات و گزارشات شانرا نشنیده ایم، بر میخوریم و ملاقات مینمائیم، حرف های شانرا گوش میکنیم و شکایتهای را که از بیگانگان دارند استماع میورزیم، بمسرت عالم اسلام مسرور و بغم و اندوه شان غمگین میشویم.

اگر ما و شما بهمان نیت و مقصدیکه خداوند ما را امر و هدایت نموده بخانه کعبه مشرف شویم و آن شکایت و بیدادیهای را که برادران اسلامی ما از دست اذیت ظالمان و بیگانه های دین خویش دارند شنیده از حال همدیگر حقیقتاً مطلع و خبر دار شویم، گاهی عالم اسلام باینحال فلاکت و مذلت امروزه گرفتار و دچار نمیشد.

جای شکر و امیدواری است آن عالم اسلامی را که دشمنان دیرنیه او پرچه پرچه کرده در میان خویش تقسیم نموده خوردند، امروزه روز بیدار شده اند.

ای دشمنان اسلام بدانید و آگاه باشید که درینوقت حصه مهم عالم اسلام بیدار شده، مابقی آن نیز عنقریب بیدار شدنی است و بپاداش این خواری و زبونی که از دست شما بعالم اسلام رسیده، شما را هم بپاداش اعمال تان خواهند رسانید. اگرچه شما در موقع غفلت و نادانی و بی اتفاقی عالم اسلام خوب خوردید ما را، لاکن واسطه و ذریعه این پستی و تنزل و خرابی تماماً از دست خود ماست که اغراض پرستی و تن پروری و جدائی و نادانی خود ما،  شما را کامیاب داشته است.

هر چه است از قامت ناساز بی اندام ماست!

و اِلې [الا]دشمنان بر ما غلبه کرده نمیتوانستند زیرا که نظر به نفوس آن قطعات عالم اسلام که پامال بیگاناگان شده تعداد دشمنان شان، صد یک، هزار یک کرور باشندگان خود آن مملکت نیست، پس چه قسم غلبه کرده میتوانستند!!!

معلوم است که نفاق و ضدیت شخصی و خرابی های در میانی خود ماست که بیگانه ها را

مظفر می سازد. اگر مسلمانان حقیقتاً مسلمان و پیرو پیغمبر و قرآن بوده  کار از اتحاد و اتفاق، دیانت و اسلامیت بگیرند، ضرور بمقاصد خود کامیاب و در همه جا مظفر و منصور میباشند.

عجب است که خداوند دشمنان مارا مظفر میسازد و دوستان خود را که بآنها وعده ظفر و منصوریت را نموده، مظفر نمیسازد. باز میگویم که این نیست، مگر نفاق خانگی و خرابی های اندرونی خود ما!

ازین است که بحضور شما برادران خود عرض مینمایم، حینیکه بکلمه «لا اله الالله محمد رسول الله» چنگ انداخته ایم و دین مقدس اسلام را یک دین متین می انگاریم، در دنیا و آخرت پیروی او را باعث نجات و رستگاری خود میدانیم، پس از برای خدا و رسول اتفاق کنید! و جاده نفاق را مپوئید [پوئیدن به معنی با شتاب به هرسو رفتن]، همه برادران مسلمان خود را مثل برادر عینی و خون شریک خود پندارید.

در حقیقت چیزیکه اتفاق حقیقی را در میان یک مملکت اسلامی بوجود می آورد، خدا شناختن و پیروی اوامر و هدایات خدا و رسول را نمودن است. وقتیکه یک مسلمان خدای خود را خوب بشناسد و به مسلمانی خود بدرستی پابند باشد، گاهی نخواهد شد که نفاق بکند یا حسد و کینه اختیار ورزد و یا خجالت و شرمسار گردد. چرا هر چیزیکه برای او پیش میشود، وی عقیده دارد که این ذلت و خواری یا خسارت در تجارت و معاملات من که بوقوع پیوسته از…  نفس و یا عدم کوشش من خود من است. وقتیکه یک منفعت یا عزت را ببیند، میگوید که خدا بمن عطیه کرده است.

باید با برادران نادار و ناتوان خویش معاونت کنیم و با کسانیکه مریض و بیچاره باشند، امداد نمائیم و با برادران اسلامی خویش همدردی کنیم. امثال این رفتار و اعمال اسباب اتحاد و اتفاق را تولید میکند، وقتیکه ما اتفاق داشته باشیم، دست اذیت هیچ دشمن بالای ما دراز نمیشود و گاهی ازعظمت و هیبت خداوندی وبرکت تعمیل اقوال حضرت رسالتپناهی، دشمن بالای ما حکمرانی کرده نمیتواند.

این بیانهای را که نمودم نه تنها نصیحت عاجزانۀ من است بلکه اوامر خداوندی و ارشادات نبوی نیزهمچنین است.

با اینکه در موضوع عید اضحی بار بار بحضور شما تفصیلات را عرض نموده ام و الحمدلله شما هم از احکام مذهبی خود خوبتر معلومات دارید، باز هم اینقدر عرض میکنم برای هر مسلمانیکه (۷۰) روپیه اضافه تر از احتیاجات اصلیه خویش داشته باشد، واجب است که یک گوسفند قربانی نماید. با اینکه درین امر دینی ما بسیار منافع و اسرار دینی و دنیوی موجود است، چون هوا گرم و فرصت کم است اگر اندکی ازآن بیان نمایم برای شما تکلیف میشود.

همه ما وشما میدانیم که قربانی کردن امر خدای ماست اگر خداوند سر ما را، جان ما را، مال ما را، اولاد های ما را و هر چیزیرا که داشته باشیم، بخواهد، ما جهت تعمیل ارشادش حاضریم. چون قربانی عوض ذبح اولاد پنداشته میشود، پس اشخاصیکه مستعد بقربانی باشند، باید به بسیار شوق و ذوق او را بدست خویش و یا بدست وکیل خود ذبح نمایند.

(إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ (1) فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ (2) إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ)

اِلهُ العالمینا ! بحرمت قرآن پاک و بحرمت حضرت (رسول الله) مبارک و بحرمت کسانیکه به پیش تو عزت و آبروی دارند، عالم اسلام را از نفاق و مغلوبیت نگهداری! علی الخصوص ملت افغانرا که یک ملت شجاع، دلاور، فاتح و مظفر است، سرفراز دین و دنیا داشته باشی و من عاجز بیچاره، خدمتگار عالم اسلام  و قوم خود را توفیق عطا کنی تا خدمتی بکنم که در دنیا و عقبی سبب نجات شان بوده و در آخرت به بهترین جنت ها باشند و دولت علیه ترکیه، دولت ایران و اعراب و برادر های مسلمان ما هندوستانیان و برادر های بخارائی و برادر های چینی ما و تمام مسلماهائیکه در هر نقطه دنیا هستند بحفظ و حمایت خود نگهداری!

اله العالمینا!  هرچیزیکه میکنی خودت میکنی، بالای ما نظر لطف و مرحمت داشته باشی و بهمان راهی که نجات ما را میدانی ما را ببری، و از دربار خالق بی نیاز خود عسکر افغانستان را به دین و دنیا کامیاب خواسته ام! الهی در هیچ وقت سر شان پیش دشمن خم نباشد و همیشه بیدار و فعال باشند و تمام مامورین و کسانیرا که از دل و جان برای افغانستان خدمت میکنند، معزز دارین داشته باشی و اشخاصیکه تنبلی میکنند آنها را هدایت بکنی و در راه نیک بیاوری، عبادالله رحمکم الله ان الله یامر بالعدل و الاحسان…(الآیه) الله اکبر الله اکبرط لا اله الاالله و الله اکبرط الله اکبرط ولله الحمد( داکترکاظم،مجموعه  بیانات شاه امان الله  در لویه جرگه 1303افغان جرمن آنلاین 17/ اگست 2018)

  قسمت دوم دارد

Comments
Loading...