بحران بی ثباتی درافغانستان، واستفادۀ ایران و پاکستان ازخاک وآب و مردم افغانستان

کاندید اکادمیسین سیستانی 

 30/8/ 2018

 

بحران بی ثباتی درافغانستان، واستفادۀ ایران

و پاکستان ازخاک وآب و مردم افغانستان

افغانستان از چهاردهه بدینسو با بحران بی ثباتی وفقدان امنیت دست وگریبان است وبا تجاوز شوروی برافغانستان، تقریباً پنج میلیون مردم کشور مجبور به مهاجرت به ایران وپاکستان شدند. این آواره گان برای حفظ حیات خود وخانواده خویش مجبور بودند تن به شاقه ترین کار ها بدهند و برخورد خشونت بار مامورین امنیتی کشورهای میزبان را تحمل کنند و برای ادامه حیات نیروی خود را در بدل مزد ناچیز دراختیار صاحبان کار بگذارند. وبسا از پروژه های ساختمانی وعمرانی درکشورهای ایران وپاکستان ، ثمره کار و سهم فعال مهاجران افغانستان اند. درعین حال ادارات استخبارات واطلاعاتی  کشورهای میزبان از میان مهاجران افغان ،اشخاص وعناصرمورد نظرخود را به نام رهبروسرکرده های قومی ومذهبی مورد حمایت خود قرار داده اند وآنها را علیه منافع افغانستان به خدمت گرفته اند . این عناصر که بنام رهبران هفت گانه وهشت گانه مشهور اند، امروز برای مردم وجامعه ما شناخته  شده اند، امروز هریک ازاین دوکشور،  اجنت های  سپرده فراوانی در افغانستان دارند، که از منافع کشورحامی خود دفاع میکنند و منافع افغانستان را فدای منافع ایران و پاکستان مینمایند بدون آنکه باکی ازتاریخ وملت خود داشته باشند.

ایران درمنطقه درمقایسه با پاکستان  کشورتاریخی ونیرومندی است، وهنوزفکر امپرتوری عهد صفوی از یادش نرفته  است. اقتدار این کشور در دوران صفویه ونادرشاه افشارثبت تاریخ است ، واین هم ثبت تاریخ است که اولین مردمی که اقتدار 220 ساله صفویه را مضمحل واستقلال خود را بدست آوردند افغانان  قندهار بودند،  وهمچنان اولین ملتی که بعد از مرگ نادرافشار دست به تشکیل دولت مستقل زد، بازهم  افغانهای قندهار بودند. به عبارت دیگر،با مرگ نادرافشار بدست سران نظامی اش درسال 1747، سران مقتدر نظامی اش، هریک برقسمتی از امپراتوری بزرگش دست یافتند. مردم افغانستان تحت زعامت احمدخان ابدالی نیز در قندهار اساس دولت مستقلی را گذاشتند (اکتوبر1747).

از آن ببعد  هرزمانی که افغانستان دچارجنگ وبی ثباتی شده است، دولت های ایران ازاین بی ثباتی وبحران  به نفع خوداستفاده  کرده اند. پس از مرگ امیر دوست محمد خان در هرات درجون 1863 ،هرج ومرجی که برسرتصرف تاج وتخت کابل میان امیر شیرعلیخان وبرادرانش رونما گردید ، پنج سال را در برگرفت تا امیر شیرعلی خان برکابل مسلط شود(1868).  ایران ازاین هرج ومرج داخلی به نفع خود استفاده کرد.و طی سالهای 1866 و1867  قشونهای خود را از کرمان وقاینات، به سیستان سوق داد و آن ایالت را تا قلعه نادعلی وقلعه فتح اشغال نمود. وقتی امیر شیرعلیخان، برای تصرف سیستان از چنگ ایران،آماده شد وایران را به  جنگ تهدید کرد. انگلیس برطبق معاهده پاریس پای حکمیت پیش گذاشت و جنرال گولدسمید بحیث حکم وارد سیستان شد وسیستان را بدوبخش تقسیم کرد: یک بخش را بنام سیستان اصلی نامیده به ایران داد وبخش دیگررا بنام سیستان فرعی به افغانستان واگذارکرد(1872).

گرچه این حکمیت شدیداً مورد اعتراض دولت افغانستان قرارگرفت ولی جریان امر بعداً نشان داد که ایالت سیستان برای همیشه به دو قسمت باقی بماند وایران از آب رودخانه هیرمند رسماً مستحق شناخته شود. گولدسمید در پایان رأی حکمیت خود این جمله را علاوه کرد که” باید صریحاً دانست که به هیچگونه کار وپروژه ای بدوطرف رودخانه هیرمند مبادرت نشود که مقدار آب را از اندازۀ احتیاج طرف مقابل تقلیل دهد”  وبا همین جمله ایران را از آب رودخانۀ هیلمند طوری مستحق شناخت که اثرات سوء این جمله درست تا یکصد سال بعد هنوز هم از بین نرفته است. از آن تاریخ ببعد ایران گاه وبیگاه برسرحقابه خود با افغانستان به مشاجره ومذاکره پرداخته است. این مشاجرات ومذکرات یک صد سال  طول کشید تا به معاهده ماه مارچ 1973 انجامید.

براساس این معاهده حقابه ايران عبارت از:22 مترمکعب آب در ثانیه براساس راپورکمیسیون بیطرف دلتای هیرمند جمع 4 مترمکعب آب درثانیه بنام «حسن نیت» است که مجموعاً 26 مترمکعب میگردد(ماده سوم معاهده). اما ایران هرگز به حقابه خود از رودخانه هلمند اکتفا نکرده وپیوسته سعی کرده تا از طرق کشیدن نهرهای جدید از رودخانه مشترک  ویا بزرگ ساختن انهار قدیمه و نصب واترپمپ ها مقدار بیشتر آب را ببرد وشاکی هم باشد.

یکی از علل کمبود آب درسیستان ایران، انتقال آب ذخایر چاه نیمه های زابل به خارج از جغرافیای سیستان یعنی به شهرزاهدان واقع در۲۰۰ کیلومتری جنوب زابل است که خلاف مواد ‏موافقتنامه تقسيم آب هلمند ميان ايران وافغانستان میباشد. درهيچ ماده يا ‏مواد آن معاهده، افغانستان تعهدى به ايران نه سپرده تا آب مورد نياز بلوچستان وبخصوص شهر زاهدان را از رودخانه هلمند تهيه کند. ولی دولت ‏ايران از حقابه ای که  به مردم سیستان تعلق دارد وباید مردم بومی از آن مستفید گردند ، آب ذخیره شده در چاه نیمه های زابل را به استان دیگری انتقال می دهد و در بدل قیمت به مردم زاهدان مرکز بلوچستان  توزیع میکند.

 [ایرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی،درگزارش مورخ 8/5/1396 خبرمیدهد که ایران  طرح کشیدن دومین لولۀ آب از رودخانه هلمند را تا شهرزاهدان روی دست دارد و این اقدام سبب شکایت ساکنان سیستان نیز شده است. رضا جهان تیغی [ اهل سیستان]میگوید : تمام این آب باید در دریاچه پخش شود تا از گرد و خاک موجود در منطقه کاسته شود. نباید آب زابل را به زاهدان انتقال داد زیرا خود زابل دچار کمبود آب است. ]

گولد سمید، وقتی رأی حکمیت خود را صادرمیکرد، سیستان را بدو قسمت سیستان اصلی وسیستان فرعی تقسیم کرد. وهردو را چنین تعریف ومحدود نمود :

«قسمت اول سیستان اصلی، محدود است از شمال به هامون که آنرا از نواحی لاش وجوین، نیه وبندان مجزا می سازد واز طرف جنوب به طور کلی محدود به هامون است وتا محل سه کوهه وبرج علم خان ممتد میشود. از طرف شرقی نیز محدود است به شعبۀ عمدۀ رودهیرمند در زیربند [سیستان] که در دهنۀ کانال بزرگ واقع است.قسمت دوم یا سیستان فرعی- عبارت از ناحیه ایست واقع در ساحل راست رودهیرمند با امتداد یکصد وبیست میل انگلیسی .»( محمود محمود،تاریخ روابط سیاسی ایران وانگلیس در قرن 19 میلادی، ج3، ص735 ببعد،ج7، ص 1997.)

بنابر  تعریفی که درحکمیت گولدسمید قید شده وما آنرا از منابع معتبر تاریخی ایران انعکاس دادیم، زاهدان مرکزبلوچستان ایران، جزء سیستان به حساب نمی آید، زیرا بلوچستان واقع در جنوب سیستان از قدیم الایام سرزمین شناخته شده بنام «گدروزیا» بوده وتمام جغرافیا نگاران کلاسیک وازجمله استرابود از موقعیت وحدود آن بنام گدروزیا واقع در جنوب سیستان یادکرده اند. پس یکجا ساختن ایالت بلوچستان با سیستان در زمانهای بعد از حکمیت گولدسمید وماکماهون صورت گرفته است که یک نیرنگ سیاسی است برای استفاده غیرمجاز از آب هیرمند وانتقال آن به مرکز یک ولایت دیگر،بدون موافقت دولت افغانستان .

دراین صورت، دولت ‏افغانستان کاملاً حق خواهد داشت تا براین خلاف کاری دولت ایران از مفاد معاهده اعتراض نماید و برطبق ماده پنجم معاهده مذکور برمقدار آبي که به نام حسن نیت[4 مترمکعب ] به جانب ایران داده میشود، در صورتی که ایران به تهدیدات خود علیه حکومت افغانستان ادامه دهد، تجدید نظر کند و آن را کم کند ویا دربدل قيمت  ‏به ایران تحویل دهد.

– وزیرانرژی وآب اسماعیل خان[ که مدافع منافع ایران درافغانستان است]،بالاخره  روز 20 ماه می ‏‏2010 در جلسۀ توضیحی ولسی جرگه در مورد اعمار بندکمال خان در ‏نیمروز،صد دل در یک دل نهاد و  از ایران لب به شکایت گشود وگفت ایران ‏برطبق معاهده 1351 تقسیم آب هلمند، 26 مترمکعب فی ثانیه حقابه دارد، ولی ‏اکنون بانصب 75 پمپ استیشن اب  برهلمند از محل بندکمالخان تابند خوابگاه ‏تخمین یکصدمتر مکعب آب در ثانیه می برد که خلاف معاهدۀ مذکور وتمام نورم ‏های بین المللی است.(تلویزیون آریانای بیات شام 20/5/2010)

سلطان محمود محمودی، رییس تنظیم انرژی و آب، رفتار ایران را خلاف معاهدات سیاسی بین دو کشور دانسته می گوید:” ‏ایران به حق قانونی خویش و فادار نمانده است، در آن معاهده مشخص شده بود که ایران (26 مترمکعب در ثانیه) خودرا تنها می تواند از سه نقطه، از آب ‏استفاده کند، ولی برخلاف قرار داد، این کشور در حال حاضر از ۳۰ تا۴۰ نقطهء دیگر به صورت غیر قانونی از منابع ‏آبی  افغانستان استفاده می کند.”‏ (گران افغانستان۱۰/۳/۲۰۱۱‎ ‎)

معین وزرات آب و‎ ‎انرژی در یک مصاحبه مطبوعاتی با خبرگزاری پژواک ‏ اظهار داشت که “به اساس سروی های مختلف مقدار آبهای ‏سالانۀ  افغانستان ۷۵میلیارد متر مکعب  است که صرف ۲۵ تا ۳۰ فیصد آن ‏یعنی ۲۵میلیاردمتر مکعب آن  در افغانستان در بخش زراعت به مصرف میرسد ‏و متباقی مقدار پنجاه میلیارد مترمکعب این آبها بدون استفاده از افغانستان خارج ‏شده و به سرسبزی وشگوفائی کشور های همجوار کمک میکند.” (خبرگزاری پژواک، ۸‏‎ ‎اپریل۲۰۰۸)

گزارش های ملل متحد حاکی ازاین است که طی ۲۰ سال گذشته ، بخصوص در ۶ سال (از 1999-2005) واقعات ‏خشکسالی درافغانستان به شدت افزایش یافته است و ممکن این یک روند غیر قابل باز گشت ‏باشد. در بخش های وسیعی ازولایات قندهار، هلمند و نیمروز وضع به گونه ‏دراماتیک  بد تر شده و برخی از این مناطق ممکن است دیگر نتواند مانند سابق ‏زندگی ساکنان خود را تآمین کند. سر منشی ملل متحد افزود: متاسفانه هنوز هم ‏مشکل کمبود معلومات ،ارزیابی  دقیق  وضع ، پاسخ به آنرامشکل ساخته  است. ‏در سال ۱۹۵۰ تخمیناً ۹۴ فیصد نفوس افغانستان در مناطق روستائی  ساکن ‏بودند و این رقم تاسال ۲۰۰۰ به ۷۸ درصد کاهش یافته وجمعیت ساکن درشهرها ‏دراثرخشکسالی وجنگ ها افزایش یافته است.‏ (‏‎.bbc‏۱۹جون‎ ‎،۲۰۰۵ )‏

‏نماینده خاص سرمنشی ملل متحد در افغانستان‏”کای آیده” درعهد کرزی، عدم مدیریت آب را در ‏زمینه استفاده موثر از منابع آب در افغانستان یک امر منفی خوانده، گفت که ‏درین مورد باید تدابیر لازم اتخاذ گردد. وی افزود: «تنظیم آب و پروژه های ‏انرژی یقیناً که اهمیت زیاد دارند، از زمانی که انرژی برق در کابل بیشتر ‏گردیده ما شاهد بهبود وضیعت زندگی مردم این شهرهستیم. این نه تنها چیزی ‏است که روشنی را ایجاد می کند، بلکه فرصت های جدید اقتصادی را فراهم ‏کرده، سطح تولیدات را افزایش می دهد. من از کشور های کمک کننده می ‏خواهم تادر قسمت تقویت پروژه های انرژی سرمایه گذاری متوازن کنند.» (رادیو آزادی۸/ ۷/ ۲۰۰۹)

با ‏آنکه وزارت انرژی و آب افغانستان کمبود بودجه را عمده ترین مشکل جهت ‏انکشاف منابع آب در کشور می خواند، اما متخصصان به این باوراند که با وجود ‏مساعدت میلیارد ها دالر از سوی جامعه جهانی در مدت حکومت کرزی ‏وزارت انرژی واب نتوانسته است، در زمینه ایجاد منابع آب تدابیر لازم را اتخاذ ‏کرده، از هدر رفتن آب افغانستان جلوگیری کند. زیرا در رأس این اداره یک ‏شخص غیرمسلکی قرارگرفته بود که نه خود دراین رشته سرشته داشت ونه آنانی که ‏می فهمند وراه های بهتر وسهلتر بهره برداری از منابع ابی کشور را بلد استند، ‏میگذاشت که کاری برای برون رفت ازاین مشکلات را سامان بدهند.‏

-حکومت های افغانستان بعد از سقوط داودخان،  چنان ناتوان و دچار کشمکش منطقه یی وگروه های شورشی داخلی بودند که هرگز نتوانستند پاسخ اضافه طلبی های ایران وپاکستان را بدهند. در دوران ریاست جمهوری حامدکرزی برای اولین بار مهر رشوت گیری برپیشانی رئیس جمهور افغانستان زده شد وکرزی « بدون خجالت از ملت وتاریخ این کشور، به گرفتن این رشوت اعتراف کرد؟!» و سازمان ملل متحد هم بخاطر این “شهامت ؟ ضد شرافت وعزت افغانی او” درگرفتن خریطه های رشوت از سفارت ایران، مقام درجه دوم فساد در جهان را به نام نامی حامدکرز ی ثبت کرد. دادن خریط های  مملو از دالرویورواز سوی ایران به اقای کرزی، بخاطر چپن سبزوبنفش ویا کلاه پوست قره قلی اش داده نمیشد، بلکه در بدل بردن آب اضافه  از رودخانه هلمند وتغییردادن محل نشانه های سرحدی وهمچنان تبلیغ وتعمیم زبان وفرهنگ شیعه از طریق روزنامه ها وتلویزیونها ومطبوعات واشخاص وابسته به استخبارات آن کشور از تریبونهای افغانستان نیزبود.

پاکستان نیز در چهاردهه اخیر تا توانسته از مهاجرین افغان برضد افغانستان استفاده کرده وبا تربیت وتهجیز وتسلیح واعزام آنها بنام مجاهد وطالب والقاعده وداعش امنیت وثبات افغانستان را برهم زده ومانع صلح وثبات درمنطقه شده است.این کشور همواره از آب روخانه های کابل وکنربطوررایگان استفاده کرده است. ووقتی جامعه جهانی برای احیاء  مجدد افغانستان وعده کمک داد، عدم رضایت خود را از تحقق هرنوع پروژه یی بر رودخانه کابل و کنرابراز داشت. یکی از اهداف پاکستان در تشدید بحران نا امنی، ممانعت از تحقق پروژه بند برق  بر رودخانه کنر است وحملات توپخانه ای بر ولایت ننگرهار ونورستان وکنربا وفعال شدن  گروه داعش دراین ولایات به همین منظوراست. پاکستان میداند که اگرمناطق شرقی افغانستان امن باشد، کشورهند به بستن بند برق بر رودخانه کونراقدام خواهد کرد، بنابرین پاکستان هردوطرف رودخانه را نا آمن میسازد تا هند در آنطرف پا نگذارد. ‏

بقول صاحب نظران مناقشه‌های سرحدی به بخصوص آب‌های جاری میان دو کشور، تنها از طریق گفت‌وگو و مذاکره قابل حل است. استفاده از ابزارهای دیگر از جمله حمایت از گروه‌های مخالف مسلح برای پیشبرد هدف‌های سیاسی و اقتصادی کارساز نیست و تنها بحران و تنش را در منطقه بیشتر می‌کند.

بگزارش صدای امریکا:معروف مسیر، رئیس حوزۀ دریای کابل در وزارت انرژی و آب افغانستان، در مصاحبه با صدای امریکا گفت که بر اساس معاهدۀ دریای هلمند با ایران، حکومت افغانستان “۲۶ متر مکعب آب در ثانیه به ایران” تعهد کرده است که سالانه حدود ۸۰۰ میلیون متر مکعب آب می شود.

به گفتۀ این مقام افغان در چندین دهه جنگ در افغانستان، به دلیل مدیریت نشدن آب افغانستان، سالانه بین ۲.۵ تا سه میلیارد مترمکعب آب دریای هلمند، به ایران سرازیر می‌شد. آقای مسیر همچنان گفت که با در نظر داشت تغییرات اقلیمی که در حال حاضر بیش از ۵۰ در صد زراعت افغانستان را متاثر کرده است، حال حکومت این کشور تلاش می کند تا از طریق پروژه های احداث بند های آب و آبرسانی که هزینۀ آن حد اقل به بیش از ۱۰ میلیارد دالر می رسد، حوزه های آبی خود را مدیریت کند،اما نه به قیمت حق کشور های همسایه. (اول اگست2018)

بنابر مصاحبه آقای مسیرباصدای امریکا اگرکمی تأمل کنیم در می یابیم که ایران بجای ۸۰۰ میلیون مترمکعب آب حقابه درسال از رودخانه هلمند،  دونیم تا سه میلیارد مترمکعب آب برده است که این رقم سه چند استحقاق ایران بشمار می آید. بنابرین درمدت ۴۶ سال بعد ازامضای معاهده آب هلمندُ ایران مقدار۹۲ میلیاردمترمکعب  آب اضافه تر از استحقاق خود از رودخانه هلمند برده است. واگرقیمت هرمتر مکعب آب را به همان نرخی که ایران به کشورهای کویت وامارات عربی میفروشد، فی مترمکعب یک دالر محاسبه کنیم، ایران ۹۲ میلیارد دالر از بابت آب بده کارافغانستان است.

در هرحال دولت کنونی افغانستان برای رفع فقروبیکاری  وجلوگیری ازکشت موادمخدر ، توجه اش را دربخش کشاورزی واحداث بندهای آب و پروژه های زراعتی وتولید انرژی  معطوف ‏ساخته است. دولت میخواهد درراه کاهش فقر وبیکاری وجلوگیری از پدیده شوم تروریزم وکشت خاشخاش، زمینه های کار را برای ‏مردم بیکار وبخصوص مهاجران برگشته از ایران وپاکستان با بستن ‏بندهای آب وکنترول منابع آبی خویش وکشیدن کانالهای آبیاری  فراهم کند ونیروهای جوان  را به عرصه کشاورزی ‏سوق وجذب نماید تا ازفقر واحتیاجی بدر آیند. بنابرین اقدامات دولت افغانستان درمهارکردن آبهای که طبیعت آنرا به مردم افغانستان ارزانی کرده است  ، اقدامات بجا ومعقول به نفع مردم افغانستان است وتهدیدهای ایران یا پاکستان برای گرفتن آبی که مایه زندگی وبقای خود ماست نمیتواند اراده مردم ما را متزلزل سازد.

پایان

Categories: اجتماعي سیاسي,اعظم سیستانی,صفحه دري,غوره شوې لیکنې,کالمونه,مقالې-روانې چارې /ټولنیزې/ سیاسي

Tags:

خپل نظر ولیکۍ

Your email address will not be published.