پله های رسیدن به صلح

نویسنده و پژوهشگر: حشمت صمیم احمدزی

0 34

تویت ترامپ و پا فشاری اشرف غنی برای برگذاری انتخابات و دفاع از جمهوریت، صلح را در رده دوم اولویت کشور قرار داد. اکنون اما پس از برگذاری انتخابات ریاست جمهوری و پیش از اعلام نتایج انتخاباتی، جو بوجود آمده نشان دهنده آن است که تمامی طرف های درگیر در پیوند به صلح/جنگ افغانستان خواهان از سر گیری روند مذاکرات طالبان با آمریکا شده اند و می خواهند هر چی زودتر به بن بست صلح در کشور به نتیجه ای برسند. دید و باز دید های مقام های خارجی با ارگ و سپیدار به خوبی نشان دهنده اراده خارجیان برای آغاز دوباره روند مذاکرات صلح با طالبان است.

کشورهای دور و نزدیک، سازمان های خارجی، حکومت و طالبان با ابراز نظرهایشان در واقع نشان داده اند که از روند آغاز دوباره مذاکرات پشتیبانی می کنند.

دبیر کل سازمان ملل خواهان انعطاف پذیری طالبان شده و گفته است که طالبان در مذاکرات باید کوتاه بیایند و نیز از پشتیبانی این سازمان از نیروهای داخلی تاکید کرده است.

عمران خان، صدر اعظم پاکستان در دیدارش با زلمی خلیلزاد، از آمریکا خواهان از سرگیری گفتگوهای صلح با طالبان شده است و در ظاهر عمران خان نشان داده است که پاکستان در تلاش است تا افغانستان را در امر رسیدن به صلح کمک کند.

سفر طالبان به روسیه و اظهارات مقام های روسی نیز نشان می دهد که این کشور از مذاکرات دوباره طالبان با امریکا و رسیدن به توافقنامه دو طرف پشتیبانی می کند.

روسیه نیز با نشر اعلامیه ای درین پیوند خواستار آغاز دوباره روند مذاکرات آمریکا با طالبان شده است.

امریکا عدم انعطاف پذیری از سوی طالبان را علت به تعویق افتادن مذاکرات شان با این گروه دانسته و گفته اند که این گروه هیچ نرمشی برای صلح و دست برداشتن از جنگ از خود نشان نداده اند و اما با آنهم زلمی خلیلزاد دور تازه از سفر هایش را در کشور های اروپایی آغاز کرده است که نشان می دهد آمریکا در پی به نتیجه رسیدن این روند می باشد.

طالبان در اعلامیه های رسمی این گروه و در سفر های که در کشور های منطقه داشتند، امریکا را مسبب به تعویق انداختن مذاکرات دانسته و خودشان را آماده آغاز دوباره این روند نشان داده اند.

در درون کشور اما جز حامد کرزی و شماری از همراهانش دیگر نخبگان سیاسی، تیم های پیشتاز انتخاباتی و حکومت ظاهرن آماده آغاز دوباره این روند نبوده و چشم به راه نتایج انتخاباتی می باشند.

برای حامد کرزی رییس جمهور پیشین و حلقه اش صلح اولویت است، وی خواهان شروع هر چه سریعتر مذاکرات صلح با طالبان بوده و شاید آقای کرزی فکر می کند که پیش از به سردی گراییدن جو بوجود آمده باید روی شکل گیری صلح تمرکز کرد.

در بدنه حکومت، ارگ و سپیدار دیدگاه های جداگانه نسبت به صلح دارند، ظاهرن سپیدار روی خوش برای آغاز دوباره این روند بدون پیش شرط نشان داده اند و ارگ اما تصمیمی برای شروع مذاکره با گروه طالبان را ندارد. ارگ می خواهد حکومت تازه با قدرت دور میز مذاکره با طالبان قرار گیرد و حکومت فعلی که در پایان کارش قرار دارد نمیتواند از آدرس قوی تر با طالبان چانه زنی کند.

این سو تر در درون کشور چنانکه از قراین بر می آید، ظاهرن کمیسیون های انتخاباتی برای اعلام نتایج ابتدای و نهای نیاز به فرصت بیشتری خواهند داشت و تیم های پیشتاز نیز بیشتر از صلح به نتیجه برآمده از کمیسیون می نگرند.

به هر رخ اکنون اما صلح در درون کشور میان غلاف نتایج انتخاباتی گیر مانده است و زمانبر شدن اعلام رسمی برنده انتخابات و یا هر فرضیه دیگری صلح را با پس لگدی به دور میندازد.

کمیسیون انتخاباتی مهلت سه الی یک هفته ای خواسته بود تا نتایج ابتدایی انتخاباتی را اعلام کند، اما معلوم میشود که این مهلت چند روز دیگر نیز به درازا خواهد کشید و تیم های پیشتاز نیز ظاهرن از آمریکا می خواهند تا در گام اولی نتایج انتخاباتی معلوم شده و بعد با گروه طالبان و چگونگی مذاکرات طالبان با آمریکا و حکومت و سیاسیون داخلی خواهند پرداخت.

همگانی نشدن لیست کسانی که قرار است با طالبان دور میز در چین به مذاکره بنشینند نیز متاثر از نتایج انتخاباتی می باشد.

نشستن آرای مردم به کرسی ریاست جمهوری یکی از فاکتور های اساسی خواهد بود و جا به چانه زنی در آن وجود ندارد، اما تیم های پیشتاز و سیاسیون کشور جدایی از آن که روی نتایج انتخاباتی تمرکز دارند، نباید بگو مگو های صلح را از سر میز شان به دور نگهدارند.

در ظاهر امر کشورها و سازمان های بیرونی بیشتر از حکومت و سیاسیون داخلی خواستارشروع دوباره مزاکرا صلح استند.

اکنون با جو بوجود آمده در بیرون از کشور، موضوع صلح موازی با موضوع انتخاباتی به پیش برده شود.

صلح، تنها شروع مزاکرات نیست و نیاز به برداشتن گام های نظامندی برای رسیدن به یک افغانستان با ثبات را می طلبد که درین نوشته به سه گام عمده می پردازیم، که هر گام نیازمند زمان و چارچوب به خصوصی می باشد.

  1. پیشنیاز مذاکرات صلح؛ نه ماه و ده روز مزاکرات طالبان با آمریکا، چند دستگی میان سیاسیون و حکومت افغانستان را به خوبی به نمایش گذاشت، حکومت، سیاسیون و نخبگان کابل با دیدهای شخصی دور میز با طالبان قرار گرفتند و بحث های اساسی و خواسته های مردم تحت شعاع تبلیغات و ضد و بند های درونی قرار گرفت.

اگر بار دیگر این مزاکرات شروع شود حکومت و سیاسیون به سادگی نمیتوانند از شکاف موجود به در آیند، وقت گیر خواهد بود که شکاف موجود از میان برداشته شود. بنابرآن لازم است تا از فرصت فراهم آمده سیاسیون نخبه، کاندیدان پیشتاز و حکومت جدا از زد و بند های که دارند روی یک چارچوب جامع به توافق برسند و بدون در نظر داشت اختلاف های انتخاباتی و سیاسی روی یک میکانیزم واحد کار کنند و نباید بار دیگر اشخاصی از آدرس ها و نظرهای شخصی رو در رو با طالبان قرار گیرند.

طالبان در جریان نه ماه نشان دادند که به مراتب سازمان یافته تر نسبت به حکومت و سیاسیون داخلی استند و اما این سو با بی برنامه گی چهره نظام و بسیاری از سیاسیون را خدشه دار کرد.

این فرصت بار دیگر نباید از دست داده شود و هر دو طرف باید از حاشیه به متن داخل شوند، متنی که تمامی طرف ها روی آن توافق داشته و بتوانند روی آن چانه زنی کنند.

حل اختلاف های نظری در پیوند به چگونگی رسیدن به مذاکرات صلح، مشخص کردن خطوط سرخ، مشخص شدن بده و بستان ها و ترکیب هیات همه شمول از گام هایی دیگریست که درین مرحله باید برداشته شود.

  1. مذاکرات صلح؛ گام دومی است و در نزدیک روز های بعد از تالیف رییس جمهور آینده باید آغاز یابد، چنانکه هر دو تیم پیشتاز گفته اند پروسه صلح از اولویت حکومت آینده شان خواهد بود، بنابرآن از همین اکنون آستین بالا زنند.

در گام دومی، حکومت و نخبگان سیاسی با چارچوب تدوین شده در مزاکرات با طالبان باید ظاهر شوند، نه ماه مزاکرات طالبان با خلیلزاد و جرگه صلح نقل بزرگی بدست حکومت آینده و سیاسیون داده است که باید بر مبنای آن فرضیه های شان را ترتیب داده و آمادگی لازم را هم طالبان و هم حکومت برای چانه زنی شان داشته باشند.

مذاکرات صلح بین الافغانی سرنوشت ساز است و آینده کشور و چگونگی یک صلح را رقم خواهد زد، این فرصت نباید با تنگ نظری ها و دور نسنجی ها در گرو گرفته شود. هیچ طرفی نباید با پیش قضاوت و یا تحت فشار وارد مزاکره و چانه زنی شود، دوستان خارجی و کتلست های که ما را درین روند همراهی می کند باید بدانند که این مزاکرات نباید از قالب افغانی بیرون شود، تسریع این روند تحت فشار شماری از کشور ها نباید واقع شود که سایه شوم آن سال ها سال مردم کشور را زیر پوشش قرار خواهد داد، بگزارید یک صلح پایدار و طبیعی بوجود آِید.

در مذاکرات بین الافغانی باید نقش ها مشخص شود. طالبان، حکومت و نقش کشور های خارجی درین راستا مهم و حیاتی است. هیچ چیزی نباید در غلاف باقی بماند و صاف و ستره پا به پیش گذاشته شود.

همه ای طرف ها باید بدانند که مسولیت تاریحی این مذاکرات در صورت کوتاهی و غفلت کمر شکن است و تاریخ در مورد آنها قضاوت خواهد کرد.

مشخص ساختن نقش طرف ها، مشخص کردن مرجع تصمیم بگیر، نقش آمریکا و کشور های بیرونی و برنامه تدوین شده و مورد قبول طرف ها از گام های مهم دیگر در مرحله دومی می باشد.

  1. ادغام مجدد؛ گام سوم بعد از مشخص شدن نقش طرفها و کشور های کتلست شروع میشود، بعد از رسیدن به یک توافق که نه تنها خواست بل، نیاز مردمی است روند ادغام مجدد باید زمان بندی شود.

در گام سومی و یا ادغام مجدد، نقش خارجیان و کشور های کمک کننده برجسته است و باید چگونگی و آدرس مصرف در روند ادغام مجدد مشخص شود که بار دیگر افغانستان گذشته را تکرار نکنند و طرف ها نیز درین روند مسولیت شان را بدرستی انجام دهند که این امر صراحت طرف ها در دور مزاکرات را می طلبد.

ادغام ملکی و نظامی طالبان برنامه و میکانیزم درست حساب شده را می طلبد و اگر با دقت به پیش نرود فرضیه تبدیلی بیرغ های سفید به سیاه به دور از تصور نیست.

کمک ها نباید بی سر و پا در کشور سرازیر و شماری فربه شده رسیدن مردم را به صلح را دشوار سازد.

ما تجربه پنج دور ادغام مجدد را زیر نام های متفاوتی (دی دی آر، برنامه تجزیه گروه های غیر قانونی، تحکیم صلح، صلح و اتحاد مجدد افغانستان و صلح با حزب گلبدین حکمتیار) را از سال های 2003 2016 داشته ایم و باید با در نظرداشت نقاط قوت و ضعف روند ادغام طالبان به پیش برده شود و نباید اشتبا های گذشته را بار دیگر تکرار کنیم که نه تنها وجه ملی ما را نزد جهانیان خدشه دار می کند، بل صلابت مردم سالاری و دولت به کلی نزد افکار عمومی از بین خواهد رفت.

زمانبندی مشخص، تیم نظاره کننده، راپوردهی منظم، مشخص سازی نقش هایی بمیان آمده حکومت، طالبان و جامعه جهانی و… از دیگر گام ها جهت رسیدن به صلح می باشد.

در اخیر باید اضافه کنم که گام ها باید منظم و استوار برداشته شود، زمان نباید از سوی سیاسیون و حکومت به بهانه های متفاوتی به هدر داده شود. مثل عامیانه است که می گویند “هر نقطه جایی و هر سخن مکانی دارد” زمان بلند کردن گام نخستین نیز همین امروز است. باید با جدیت و درایت گام برداشت، صلح مسله یک روزه نیست و نباید بدون برنامه وارد مذاکره با طالبان شد.

ارگ نیز تا کنون با قاطعیت عمل کرده است و می خواهد با قوت وارد میدان مذاکره با طالبان وارد شود، این کار ارگ در خور تحسین است و باید هم چنین باشد و اما از جانب دیگر باید مقدمه برای مذاکره با طالبان آمده و درست چیده شود که بعد ازاعلام نتایج انتخاباتی حکومت تازه بمیان آمده با چالش بی برنامه گی مواجع نشود.

اشرف غنی می داند که حکومت فعلی از درایت لازم برخوردار نیست و نمیتواند از در میز مذاکره از مردم انچنانی که باید دفاع کند و وارد چانه زنی شود ازین رو قد به قد با تمامی طرف های که با عجله می خواهند این گفتگو ها از سر گرفته شود ایستاده است.

به تمامی سایسیون و طرفهای داخلی و خارجی نیز لازم است تا حسیاسیت موجود را درک کرده و همپا با ارگ با به پیش بگذارند و اجازه ندهند که در شروع دوباره با نکوت طرفهای مذاکره حکومت را از رینگ خارج سازد.

این حساسیت را شخص غنی به درستی متوجه شده است و لازم است مردم و تمامی جوانب نیز آنرا درک کنند.

حشمت صمیم احمدزی

Comments
Loading...