پشتون ها: مردم با عظمت بی وطن!؟- بخش دوم-د. م، عثمان تره کی  

0 257

دوکتور م، عثمان تره کی                                                                                  ٠۳/۰٦/۲۰۱۸

پشتون ها :

مردم با عظمت بی وطن ! ؟

بخش دوم

شاخص شناخت پشتون ها :

پشتون ها قبل از استعمار برتانیه در شمال دهلی ( روهیل خاند ) زندگی میکردند. درینجا بازماندگان آنها تا حال هم وجود دارند. شهزادگان هندو و سلاطین مسلمان مغل پشتون ها را در اردو و اداره حکومتی به وظیفه میگماشتند. پشتون ها به مرور زمان به مناطق دیگر شبه قاره هند پراگنده شدند. یک اقلیت کوچک آنها تا هنوز در حیدر آباد اقامت دارد. از قرن 19 به بعد پشتون ها در کشمیر  تحت اداره برتانیا مسکون شدند. پس از تأسیس پاکستان  تعداد کثیری از آنها در ( ژیلگت – بالتیستان)  کشمیرمتوطن گردیدند. شمار کمی از پشتون ها مانند بسیاری از هندو ها، راه مهاجرت به سوی مستعمرات برتانوی را در پیش گرفتند و در اوطان جدید که بعداً مستقل شده بودند، منحل شدند.

پشتون ها در مجموع مردم بسیا ر مغرور اند. با تکدی ( گدایگری) نا آشنا میباشند. شهرت پشتون ها  در مردانگی و شجاعت موجب گردید که بخش عمده قشون مهاجم برتانی در هند را تشکیل کنند. در تاریخ معاصر پشتون ها بیشترین رقم را در ترکیب لشکر مجاهدین  ضد تجاوز شوروی تشکیل میکردند و امروز نقش شان در صفوف طالبان افغان و پاکستان  متبارز است.

پشتون ها شیفته توپک استند که در مواردی خود تولید میکنند. حمل اسلحه مشروط به داشتن جواز نیست. آنها میتوانند به سهولت  دست به خشونت بزنند.

پشتون ها میان خود میجنگند ، اما در برابر خارجیان متحد میشوند.

شاخص شناخت پشتون ها تنها جنگجویی نیست. آنها  نه تنها در افغانستان بلکه در کشور های میزبان مهاجرین به شهادت کارفرمایان منحیث  کارگران زحمتکش و سخت سر شناخته شده اند.

تقسیم بندی افقی و عمودی میان قبایل، اقوام و طوائف پشتون تبار  بسیار پیچیده است. آشنائی به سلسله مراتب قبیلوی برای خارجیان دشوار است. اما پشتون ها  اسامی مشران و بنیان گذاران قبیله را خوب میشناسند و خاطره کارنامه های اجداد خود را گرامی میدارند.

در افغانستان روسای قبایل اتوریته گذشته را به نفع شورشیان یا جوانان تعلیم یافته از دست داده اند.  به موازات آن  مدرنیته به آرامی ذهنیت ها را تسخیر کرده و قانون تعاملی  پشتونولی از اعتبار افتاده است. در کشور مجاور پاکستان وضع به همین منوال است.

پشتون ها مانند مسلمانان همکیش  فارسی و مغل خود معابد  مزین به حجاری و میناتوری خلق نکرده اند. اما آثار معماری قابل توجه به جا گذاشته اند و گرایش چشمگیر به سرودن اشعار زیبا داشته اند. ادبیات دری و اردو از ظرافت های ادبی پشتو متأثر شده است. شعرای پشتو زبان غالباً جذبات اسلام صوفی  و در مواردی وطن پرستی انقلابی را منعکس ساخته اند. برخی نویسندگان پشتون به ’’ فیکسیون ‘‘ رو آورده اند. سرایندگان پشتون در میان مردم محبوبیت زیادی دارند.

خط دیورند و انقسام اجباری  پشتون ها در افغانستان و پاکستان :

  خط دیورند که ساحات نفوذ سلاطین افغانستان را از هند برتانوی جدا میکرد،  در 1983 کشیده شد. بسیاری قرأ و قصبات  بدون مشوره  از مردمان قبایل  بدو بخش متلاشی شدند. جنگجویان قبایل علیه تصامیم  ظالمانه حکام هند برتانوی در 1897 قیام کردند. امیر افغانستان و سلطان ترکیه از قیام مردم قبایل حمایت نمودند.انگلیس ها در سرکوبی شورش وسیع قبائل با مشکلات سخت مواجه بودند.

در 1901 برتانوی ها  ’’ ایالت سرحد شمال غرب  ‘‘ را ایجاد کردند. به این ترتیب پشتون های مسکون در اراضی هموار در حالیکه در گذشته از لاهور  ( پنجاب)  اداره میشدند، دارای اداره محلی گردیدند. اما  اداره اجنسی های قبیلوی مقیم کوهپایه ها، تپه ها و دره های مجاور افغانستان  به گورنر هند برتانوی تعلق داشت.

با تعیین سرحدات با روسیه و چین، افغانستان منحیث منطقه حائل میان دو امپراتوری انگلستان و روسیه شناخته شد.

شمار زیادی از نظامیان و ملکیان انگریز زبان پشتو را آموختند. آثار زیادی برای معرفی رسوم و عنعنات پشتون ها نشر شد که بعداً مبنای تصامیم بازیگران سیاسی قرار گرفت.

علی الرغم محاصره نظامی و مطالعات عمیق تر برای آشنائی بیشتر با مردم و محلات و با وجود توسعه خطوط مواصلات، برتانویان در اداره پشتون ها  با دشواری های زیادی مواجه بودند.

پشتون های کوه نشین بخصوص در دره سوات که در سرسختی، عصیانگری و بیگانه ستیزی شهرت داشتند، وقتاً فوقتاً حملات خونباری را علیه قوای حکومتی سازمان میدادند.

در 1919 شاه افغانستان موقع را برای الحاق سرزمین های از دست رفته مساعد دید و به سوی پشاور لشکر کشید. جنگ سوم افغان و انگلیس که چند ماهی دوام کرد به موفقیت انگلیس ها در حفظ بخشی از قلمرو افغان ها انجامید. معاهده راولپندی خط دیورند را با تغیرات جزئی پذیرفت. افغان ها در بدل اراضی از دست داده لا اقل در تیوری استقلال کامل سیاست خارجی خود را احراز کردند.

امروز پشتون ها در دو کشور افغانستان ( اکثراً در جنوب شرق و جمعیت هائی در شمال ) و پاکستان ( بیشتر درغرب ) تقسیم گردیده اند.  

پشتون های مقیم پاکستان،  طی سالیان اخیر بدنبال جنگ میان قوای حکومتی پاکستان و گروه های رادیکال اسلامی به شهر های لاهور، کویته و بخصوص کراچی مهاجرت کره اند.

افغانستان مطابق تخمین کم و بیش باوری 34 ملیون نفوس دارد که 20 ملیون آنرا پشتون ها ترکیب میکنند.

تا سال 2050 نفوس افغانستان به 50 ملیون خواهد رسید که از جمله 30 ملیون پشتون خواهد بود.

اگر در پاکستان سرشماری سال 2017 و تخمینات پیشین را  دران اعتبار بدهیم، تعداد نفوس به 226 میرسد که 30 ملیون آنرا پشتون ها تشکیل میکنند.

شمار نفوس پاکستان در سال 2014 ( غلطی طباعتی  در متن. مقصد سال 2050 است. تره کی ) به 400 ملیون خواهد رسید. از جمله تعداد پشتون ها به  50 ملیون بالغ خواهد شد.

در حالیکه در سال 1970 جمعیت پشتون به شیوه  مساویانه میان افغانستان و پاکستان تقسیم شده بود، این تقسیم بندی مساوی بار دیگر در  سال 2070 تکرار خواهد گردید.

فعلاً با ملاحظه اینکه 30 ملیون پشتون در پاکستان و 20 ملیون در افغانستان زندگی میکند، به پاکستان  باید به مثابه مرکز ثقل جامعه پشتون نگاه کرد. این در حالیست که پشتون های پاکستان  17 فیصد مجموع نفوس را تشکیل میکنند و فیصدی پشتون های افغانستان به بیشتر از 60 فیصد میرسد . این فیصدی که از منابع معتبر بدست آمده بیشتر از کمیتی است که قبلاً از طرف ادارات رسمی  ارائه شده است. 

مجموع پشتون های افغانستان و پاکستان احتمالاً  بزرگ ترین کتله قبیلوی را در جهان میسازند.

پایان قسمت دوم

Comments
Loading...