هدف تروریزم فرهنگی چیست؟ هرچه از افغانستان و هویت مستقل ملی آن ….!

هدف تروریزم فرهنگی چیست؟ هرچه از افغانستان و هویت مستقل ملی آن دم دستت رسید بشکن و ویران کن!

به قلم دوکتور نوراحمد خالدی

این تروریزم با سرمایه گذاری در مطبوعات کشور، با ایجاد رسانه های جمعی تلویزیونها، رادیوها، روزنامه ها و مجلات، با سرازیر کردن کتب و مطبوعات 16 سال قبل آغاز شده است. بازگشت هزاران هموطن مهاجر ما بعد از زندگی طولانی در ایران و شست وشوی مغزی، زبانی و فرهنگی تعدادی از آنها در موسسات تعلیمی آن کشور به این پروسه امکانات بیشتری را فراهم کرده است. میگویند تلویزیون طلوع در اعلانات استخدام خود دنبال فارغان موسسات تعلیمی ایران بود.
چند سال قبل در جریان یک تبادل نظر با من یکی از این ایران پرستان راه مقابله با تروریزم طالبانی را ایجاد یک سد شکست ناپذیر فارسی تعریف کرد! فکر میکنم که این بهترین تعریفی است از مقاصد و اهداف ایران پرستان افغان!
فرد دیگری از این گروه دوسال قبل باز هم در جریان یک تبادل نظر با من اظهار داشت که او نمیتواند ریشه های ملیت ایرانی خودرا نادیده بگیرد!
ما نادرستی این برداشت را وقتی دیدیم که مازیار یک دانشمند علم ژنیتیک ایرانی در پوهنتون پورت سموث انگلستان ثابت نمود که تاجیکهای افغانستان از لحاظ خونی و دی ان ای به مراتب مشابهت نزدیکتر با اقوام پشتون افغانستان و شمال هند دارند تا با مردم ایران امروزی. (مجلهء پلوس وان سال 2012).
بیایید ببینیم که این سد شکست ناپذیر فارسی چگونه میتواند ایجاد شود؟
طبیعتآ این سد فارسی تنها با قبولی تمام اساسات، زیربناهای تیوریک، فکری و موازین ناسیونالیزم ایرانی میتواند ایجاد شود!
این زیربناهای ناسیونالیزم ایرانی کدامها اند؟
– اعتقاد به ایران بزرگ، که از ترکیه و دجله و فرات در غرب تا دریای سند در شرق، و از بحیرهء آرال در شمال تا بحیرهء عرب و خلیچ فارس امتداد داشت؛
– اعتقاد به اینکه این ایران بزرگ توسط استعمار از هم فروپاشیده و کشورهای تازهء ظهور کرده اند نه نظر به قیامهای مردمان این کشورها؛
– اعتقاد به احیای مجدد این ایران بزرگ با اشتراک کشورهای تاجیکستان، افغانستان و ایران؛
– مخالفت با کاربرد اسم آریانا در اشاره به تاریخ باستان کشور و استفاده از اسم ایران بزرگ در عوض؛
– اعتقاد به برتری فرهنگی ملت ایرانی در مقابل اعراب، ترکها و افغانها؛
– اعتقاد به قبولی و رسمیت شناختن و استفاده از زبان فارسی آنهم با لهجه و استندرد واژه های متداول در ایران به مثابه یگانه زبان ملی؛
– نسبت دادن تمام چهره های ادبی، علمی، فرهنگی، هنری، سیاسی و نظامی گذشتهء منطقه به کشور ایران؛
خالص سازی زبان فارسی با زدودن کلمات و اصطلاحات عربی، ترکی، پشتو، و غیره از آن و تعویض آنها با استفاده از کلمات و اصطلاحات زبان عتیقهء پهلوی؛
– تشریح و تفسیر تاریخ گذشتهء منطقه از دیدگاه ایران بزرگ و ناسیونالیزم ایرانی؛ و
– قبولی خط فکری و هژمونیزم ایران در مسایل منطقوی.
وقتی چنین یک چوکات فکری-سیاسی را در نظر بگیریم ایجاد و دوام کشور و دولت افغانستان مستقل با ایدیولوژی ناسیونالیستی افغانی آن نه تنها با ارمانهای ناسیونالیزم ایران بزرگ در تضاد قرار دارد بلکه مانعی در راه بسر رسیدن آرمانها و اهداف سیاسی آن نیز میباشد.
بنابر آن با توجه به چوکات فکری-سیاسی ناسیونالیزم ایران بزرگ ما میدانیم که چرا ایران پرستان افغانستان:
1. ایجاد کشور افغانستان را ساخته و پرداختهء استعمار انگلستان میدانند؛
2. امپراطوری ابدالی تا قبل از امیر عبد الرحمان خان را بدون ارتباط با دولت معاصر افغانستان میدانند چون در غیر آن در سالهای 1709م و 1747م در زمان میرویس خان هوتک و احمد شاه ابدالی هنوز استعمار انگلیس در هند پا نگرفته بود و تیوری ایجاد دولت افغانستان توسط استعمار پی پایه میگردد؛
3. تاریخ افغانستان را مسخ میکنند؛
4. به تحقیر و توهین چهره های تاریخی سیاسی این کشور منجمله میرویس نیکه، احمدشاه بابا، امیر عبد الرحمان خان، امیر امان اله خان و غیره میپردازند؛
5. اسم افغانستان را نشانه تحمیل اسم یک قوم توسط استعمار میدانند؛
6. با ملیت “افغان” مخالفت دارند؛
7. از موجودیت ملت افغانستان انکار میکنند؛
8. با توهین به قوم پشتون وحدت و برادری اقوام این کشور را نشانه گرفته اند؛
9. قوم پشتون را یک قوم بی فرهنگ، بدوی و قبیلوی خطاب میکنند؛
10. طالبان و قوم پشتون را مترادف هم دانسته هر پشتون را طالب و یا طالب پرست تصور میکنند؛
11. بی اعتبار ساختن چهره های تاریخی، سیاسی و فرهنگی پشتون را در پیش گرفته اند؛
12. ترکیب قومی شناخته شدهء نفوس این کشور را مورد سوال قرار میدهند؛
13. تمامیت ارضی این کشور را نشانه گرفته اند؛
14. رهبران اقوام غیر پشتون را ترغیب میکنند تا با استفاده از امکاناتیکه موجودیت نیروهای بین المللی فراهم کرده اند در مناطق خود خودمختاری اعلان کنند؛
15. از تغییر سمبولهای ملی سخن میزنند؛
16. از کاربرد اسم دری نفرت دارند و ترجیح میدهند فارسی گفته شود؛
17. به ترویج اصطلاحات مروج در ایران به عوض مصطلحات ملی و اداری در افغانستان میکوشند؛
18. قانون اساسی کشور را نشانه گرفته اند تا آنرا بی اعتبار کنند؛ و بالاخره
19. این خاک را ایران زمین و خودرا ایرانی میدانند.
این تخریب کاری همچنان ادامه دارد. هدف آن است که هرچه از افغانستان دم دستت رسید بشکن و ویران کن و اگر تهدابها مستحکم اند وویران کرده نمیتوانی آبها را گل آلود کن و احساس وطن پرستی را در جوانان ما بکش، و نارضایتی از دولتها را تا سرحد وطن ستیزی برسان!
مبارزه با این طرز تفکر وظیفهء هر افغان وطن دوست است.
0