شاه امان الله درکسوت یک خطیب برجسته مسلمان(بخش دوم) / کاندید اکادمسین سیستانی

0 194

شاه امان الله درکسوت یک خطیب برجسته مسلمان

خطبه های نماز شاه امان الله،در روزهای جمعه وعید

 بیانگراوج دلبستگی ودانش او در دین اسلام است!

(بخش دوم)

 

 

                        

 

خطبه شاه در نماز جمعه پغمان به اشتراک بیش از یک هزارنفر

اعضای لویه جرگه وماموین خدماتی آن جرگه

داکتر سیدعبدالله کاظم مینویسد:«اعلیحضرت شاه امان الله غازی در مواقع لازم از جمله در روزها عید و جمعه خود شان به امامت نماز می پرداختند و خطبه ها را با فصاحت و بلاغت کلام بدون کاغذ و یادداشت بیان می فرمودند. به احتفال لویه جرگه که آغاز آن  در روزهای عید اضحی مصادف بود، شاه در سلام خانه ارگ کابل به امامت نماز عید  پرداختند، چنانچه در خطبه نماز بیانیۀ مفصل ایراد کردند و نیز حینیکه جهت اشتراک در لویه جرگه به پغمان تشریف بردند، بروز جمعه بازهم امامت نماز را بعهده گرفتند و در خطبه اول و دوم قبل از نماز چنین فرمودند:

خطبه اولی نماز جمعه در پغمان

الحمدلله رب العلمینط  نشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و نشهد ان سیدنا و مولانا محمد عبده و رسوله ط  صلی الله تعالی علیه و علی اله و اصحابه اجمعین ط

اما بعد:ـ ای برادران وعزیزانم! خدای را شکر گذاریم که ما را در دین اسلام حیات داشته و باز پیغمبر ما که پیغمبر آخر زمان و شفاعت گر همه عاصیان است، میباشد.

اگر ما بخواهیم که در جنت برویم، رفتن آن بدست خود ماست، زیرا که اگر ما افعال شایسته مطابق شریعت (احمدیه) نمودیم، در آخرت به بهترین جنت ها خواهیم بود، چرا جنت از مسلمانان است، کسی دیگر بغیر از اسلام درآن حق ندارد.

همه تان میدانید که نماز از طرف خالق ما بالای ما فرض گردیده اگر ما این امر خدای خود را که اول ترین و اهمترین فرایض شمرده میشود، بجا بیاریم در آخرت و دنیا با عزت با شرف خواهیم بود. عرض میکنم بر نماز های خود قرار احکام خداوندی بکمال جدت و پافشاری تا بتوانید، پابند باشید، چرا اول چیزیکه خداوند در روز آخرت از ما میپرسد، نماز خواهد بود.

روز محشر که جان گداز بود            اولین پرسش از نماز بود

بنابراین سبب، در نماز خود سست نباشید. امید میکنم که در تمام احکام خداوندی و ایجابات شریعت احمدی همه شما فعال و بیدار و جدی باشید. حتی اگر شما فقط بنماز خود  پابند بوده او را همیشه در پنج وقت بخوانید، نه در دنیا و نه در آخرت پیش کسی خجالت خواهید کشید.

اگر کسی تا حال بنماز خود پابندی نداشته باشد و یا بترتیب نخوانده امید میکنم که از دربار خالق خود معافی گذشته را خواسته بصدق دل ازان تائب [خواهان توبه] شود. چون خدای ما مهربان است امید که قرار آیه (توبو الی الله توبة نصوحا) اگر از دل و جان صاحب حسرت و خجالت و امیدوار مغفرت خداوند باشیم، بر گناهان ما قلم عفو کشیده میشود و در آینده تا بتوانید در پابندی نماز خویش زیاده تر کوشش ورزید، اگر شما حقیقتاً خواهان ترقی و برتری باشید پس در تعلیم و تعلم آموختن علوم و فنون زیاده بر زیاده بکوشید. امروز که ما شما علماء و فضلا را بنظر عزت و احترام مینگریم، تماماً از برکت علم است، باید بیش از بیش در تحصیل آن بکوشید.

هر کسیکه خیال و آرزوی خشنودی و رضای الهی و شناسائی خداوندی را داشته باشد، بیواسطۀ علم بر مقصد خود کامیاب نخواهد شد. گویا نجات آخرت ما علم است. آیا نمی بینید و خجالت نمیکشید ازآن اشخاصیکه نسبت به ما و شما عالم و صاحب کمال و عزت و اجلال هستند بر ما فخر ها میکنند. حقیقتاً برای شان نظر بدین ایجابات محیرالعقول که به آسمان و زیر بحر میروند و مسافت بسیار بعید زمین را بکمال مسارعت [باسرعت] طی میکنند ماشینها، توپها، تفنگها، صنعتها، حرفتها و غیره اختراعات عجیب و غریب را در معرض اجراء می آورند، میزیبد که بر ما تنبلها فخر کنند. باین لحاظ باید تا جان داریم در پی بدست آوردن همچه یک نعمت عظمی که این ترقیات را موجب است از دل و جان کوشیده تا جائیکه میتوانیم علم بیاموزیم. علم است که خداوند را بما می شناساند.

علم است که ما را موفق بحافظت اسلام و شریعت، وطن و مملکت میسازد. علم است که نه تنها عزت و حرمت اسلامی ما را ادامه بلکه ما را برای  مدافعه دشمنان و تعرض بر اعدای [دشمنان] مان مقتدر میدارد. علم است که نسبت بدان پیغمبر ما میفرماید، علم گم کرده مسلمانان است باید که در پی تحصیل آن بهر جائیکه باشد، بکوشید. دین ما گاهی بما اینچنین تعلیم نمیدهد که علاوه بر علوم اُخروی در مفاد دنیوی خود نکوشیم. دین ما ابداً اجازه نمیدهد که قوت و آلات قاتله دست دشمنان ما بوده آنها را بر علیه ما استعمال کرده و ما ازآن محروم باشیم. شخصیکه علم ندارد گویا در دین و دنیا ذلیل و خوار خواهد بود. از برای خدا علم بیاموزید تا خدا را بخوبی بشناسید چرا که (بی علم نتوان خدا را شناخت).

حکومت شما و من عاجز کوشش ها کردیم و مکتب ها از برای تحصیل علم جهت اولاد های شما ملت تشکیل دادیم پس جرا کاهلی مینمائید و در اخذ تعلیم تنبلی می ورزید. عناد و خصومتی را که دشمن های شما در دلهای تان می اندازد که در مکاتب شما علم دنیا جاریست، کاملاً غلط است (الحمد لله) همه شما عاقل و صاحب فهم اید و خوب میدانید که فقط علم دنیا بمدارس ما جریان ندارد بلکه تعلیمات دینیه و مسائل اُخرویه و عقائد اسلامیه در آنها بکمال خوبی و درستی تعلیم داده میشود، چنانچه حالا معلومات دینیه عموم طلبه صنف ابتدائیه سائر مکاتب ما نسبت بطبقه عامه بعضی علمای عصر حاضره کمتر نخواهد بود و ما علوم اُخرویه و فنون دنیویه را ازین جهت یکجا در مکاتب خویش جاری داشته ایم که ما در دین و دنیا کار داریم و دشمنهای ما فقط در دنیا و از آخرت محروم و بی نصیب اند.

امروز دشمن های ما به آسمان و بزیر زمین که فکر و خیال از دیدن و شنیدن آن مقصر[کوتاه] است، پرواز و رفتار دارند. بدا بر حال فلاکت ما اسلام در کُنج گُم نامی و بدنامی خزیده بر خلاف فرموده خدا و پیغمبر خود که (و اعدولهم ما اسطعتم من قوة و من رباط الخیل…الایه)، دست دشمن های خود را بر سر خود دراز مینمائیم.

محض جهت حفاظت دین مقدس اسلامی و ترویج شریعت غرای نبوی و اعلای کلمته الله بر همه ما ضرور و لازم است که علوم دینیه را بیشتر خوانده علم دنیا را هم یاد داشته باشیم، تا آن چیزی را که بواسطه اش دشمن خود را مغلوب و مفتوح سازیم نیز بچنگ آریم و آن چیست، توپ، تفنگ، کارطوس، باروت و دیگر آلات جارحه.

اگر خود ما چنین اشیای قاتله را نداشته باشیم و بر ساختن و پیدا نمودن  آن مقتدر نباشیم، آیا دشمن های ما برایما توپ اعلی و کارطوس خوب خواهند داد که بواسطه آن  خود شان از دست ما خراب و ابتر شوند؟ نی! گاهی بما نمیدهند بلکه خود ما را هدف اسلحه آتشین خود نموده هستی و زندگانی ما را بخاک برابر مینمایند. اگر چه حافظ دین اسلام خود خداوند است باز اگر ما و شما فعالیت و جدیت را بکار بریم خالی از فایده نیست، با اینهم خدا را شکر میگویم آن عالم اسلام را که همیشه [فریب] کفار خورده بودند و خیال پریشانی و تباهی شانرا همواره بدل می پرورانیدند، (الحمد لله) فی الحال بیدار شده متحداً بشاهراه ترقی خود ها پویانند و دشمن و دوست خود را بخوبی می شناسند.

 در حقیقت جمیع علوم و فنون که امروز بنظر ما میخورد و دشمنان ما را برایجادات  غریب و عجیب موفق ساخته همه از عالم اسلام بود، چه شد که اسلام  به عیش و ساعت تیری، نفاق خانگی، استراحت و تنبلی گرفتار شده آن میراث خود را واگذار شدند. آن دشمنهای عالم اسلام که همیشه در صدد همین امر بودند تا به علیه ما کامیاب گردند، از دست غفلت خود ما اسلامیان سلطه و اقتدار پیدا کردند.

خیر گذشته گذشت و آینده باید از مکر و خدعه دشمن هوشیار باشیم با اینکه حافظ و ناصر دین مقدس نبوی خود پروردگار است، با هم باید ما و شما بیشتر بکوشیم تا آن عزت و شوکتی را که خداوند بما مسلمانان وعده فرموده از دست ما و شما در معرض وجود آید تا مسلمانان آینده بگویند که ترقی اسلام و ترویج دین مبین سید الانام در عصر من عاجز باتفاق، اتحاد و جان فشانی علماء، فضلا و روساﺉ این زمان که شمائید در معرض وجود آمده است تا یک نام نیک و نشان خوبی ازین سلطنت و ملت حاضره ما در صفحه روزگار بطور یادگار باقیماند، بنابرین من خادم اسلام، شما وکلاء و فضلای ملت را خواستم تا کوشش کنید، عموم افراد ملت را بطرف علوم و فنون میلان بدهید تا آن چیز هایرا که دشمنهای ما از ما غضب کرده اند، از اوشان پس بگیریم. فعال، بیدار، شجاع، صاحب عدل و انصاف و مالک جاه و جلال از دست رفته خویش مجدداً بشویم.

یک شخص نمیتواند که همه علوم را برای یک فرزند خویش در خانه تعلیم دهد یا معلمی را مخصوصاً برای وی تخصیص کند، ازینرو حکومت شما برای تان مدارس متعددی طرح افگند و معلمین مزیدی را در آنها مستخدم نموده و علوم دینیه و فنون دنیویه را درآن جریان داده، مصارفات و پول آنرا دولت متعهد گشته تا شما بکمال اطیمنان فرزندان خود را درآن تعلیم دهید. از برای خدا اولاد های خود را چرا در مکاتب داخل نمیکنید و در مقابل اینهمه زحمات و دلسوزی حکومت خویش، شما چرا تنبلی و کاهلی نموده بر حیات و زندگانی آینده پسران خویش حسرت نمیخورید و دلسوزی نمیکنید که بی علم، جاهل و بی کمال میمانند. (والله) اگر شما بمکاتب نرفتید، خود را بدست خود خراب مینمائید.

هر امری را که خداوند ما بر ما میفرماید چه در تحصیل علوم و فنون و چه در امورات دینی و دنیوی تماماً برای فائده خود ماست. خداوند تعالی بروزه و نماز ما احتیاج ندارد و نه عظمت و جبروت او از عصیان و نافرمانی ما کم میگردد، فقط هر چه میکنیم و هر اوامرش را که تعمیل مینمائیم برای خود میکنیم. اگر نماز میخوانیم و یا روزه میگیریم فائده اش برای خود ما و شما است. باید در ارشادات الهی یک جدت و فعالیت فوق العاده را بکار برده گاهی از احکام خداوندی و از اوامر حضرت نبوی انحراف نورزیم و دشمن خود را بر خود غالب و فاتح نگردانیم. لازم است که در راه ترقی اسلام کوشش کنیم و تا ریزانیدن [ریختاندن] قطره آخرین خون خود در راه عالم اسلام حاضر باشیم و روی خود را از دشمنان اسلام نگردانیم و سر خود را پیش اعدای مسلمانان خم نکنیم. پیغمبر ما میتوانست که به بسیار سهولت و آسانی بیک اشاره تمام عالم کفر را مسلمان ساخته دین مبین خود را منور و روشن میساخت، چراغ کفر را خاموش میگردانید. اما باین لحاظ درین موضوع از روحانیت، عصمت و عظمت خود کار نگرفت و هر چه کرد بزور شمشیر و سعی و کوشش خود در ترویج دین اسلام کوشید تا تعلیم جدت و فعالیت و مقاومت را به امت خویش آموختانده آنها را بعیش پرستی و تنبلی تشویق ننمودند.

اگر چه امیدواریم، وعده که خالق بی نیاز ما با ما کرده در آخرت در جنت خواهیم بود و بقدر گناه و نافرمانی که از اوامرش کرده باشیم در دوزخ خواهیم سوخت اما در خاتمه اطمینان  داریم که در جنت میرویم، لاکن از لطف خداوندی آرزو داریم که در روز محشر بشفاعت پیغمبر خود از تمام گناهان مغفور و در بهترین جنتها برویم.

عرض آخرین من چنین است که ما و شما باید کوشش کنیم و جان خود را فدای دین سازیم، خونهای خود را در راه او بریزانیم تا آن چیزهای را که دشمنان از ما سلب نموده اند به فدا کردن سر خود از او شان باز گیریم. مسلمانی که صادق و در اسلامیت خویش محکم و پابند باشد، گاهی در راه خدمت اسلام تنبلی و کاهلی نمیکند، اگرچه بداند که در میان باران گله های توپ و تفنگ باشد زیرا میداند که بی اجل مرگ نیست. (والله) اگر خودم در میان آتش تفنگ باشم، گاهی خوف و هراس را به دل خود جا نمیدهم. میدانم تا زمانیکه اجلم نرسیده باشد یکقدری برایم ضرر و نقصانی عاید نخواهد شد، چنانچه آیه شریفه مبارکه است که (اذاجاء اجلم الخ)

ای برادران بیائید که کوشش کنیم و سعی نمائیم تا در مقاصد دین و دنیوی خود ها کامیاب باشیم. ما مسلمانها هم برای آخرت خود کارمیکنیم و هم برای دنیای خود. بغیر اسلام دیگران بکار دنیا مشغولیت داشته ،الله تعالی از آخرت بی نصیب شان کرده و هر ترقی و بهبودی که است فقط در دنیا برای شان داده است. والله جگرم کباب گردیده سینه خود را چاک کرده میگویم از برای خدا ای عالم اسلام چه شد شما را که بخواب غفلت غنوده و چه پیش آمد شما را که به کنج کسالت خموده اید، آن عالم اسلام چه شد که همیشه دشمن خود را مغلوب میساخت؟ آن عالم اسلام کجا شد که ممالک اعداء خود را بزور سوته مفتوح میگردانید؟ که امروز نسبت بعالم اسلام یک بیوه زن شرف و عزت دارد؟ (درین موقع قطرات اشک از چشمان شاه برخسارش جاری میشود)

 از برای خدا و رسول خدا! دست اتفاق و اتحاد را با یکدیگر بدهید که دشمنان تان در پی انهدام و خرابی شما همیشه جاهدانه میکوشند. بیائید تا به پیش خدای خود عرض کنیم، ای خدا! تو دیده بودی آن اسلام را که در اوج ترقی و تعالی عروج داشت و لوای زیبای اسلامیت را بر دوش همت خود بر روی عالم بر افراشت و دشمنان خود را از هیبت وسطوت اسلامی در لرزه می انداخت، از برکت  روحانیت حضرت رسول مقبولت مجدداً باز آن اتحاد و اتفاق، فعالیت و شجاعت، هیبت و سطوت را نصیب این باز ماندگان بیچاره اسلامی عطا و مرحمت و کرامت فرما، مخصوص قوم افغان را در دین و دنیا سُرخرو و کامیاب گردان ـ اللهمه ربنا اتنا فی الدنیا حسنة و فی الاخرة حسنة الایه.

ارشادات اعلیحصرت در خطبه ثانی:

اِله العالمینا! برای عالم اسلام خصوصاً برای قوم افغان ترقیهای را که تو میدانی نصیب بگردانی. بحضوربرادران خود عرض میکنم که بیدار شوید اگر چه الحمد لله این جوش و خروش را که در بین عالم اسلام میبینم، امید وار میشوم که بیدار خواهند بود.

خدایا به دربار تو امیدواریم که کسی از بارگاهت بی نیاز باز نگشته، کسیکه بی نصیب از حضورت گردیده شیطان است، ما را در آخرت پیش خودت و آنحضرت سرخ رو و با عزت بداری، دعا میکنیم که برادر های تُرکی و دولت ایران، ترکستانیها، هندیها، مسلمانان چینائی و عموم ملت اسلامیه را که در هر نقطه دنیا باشند، در دین و دنیا با عزت و با شرف و نیکنام بداری. الهی بحرمت حضرت رسولت عالم اسلام را ازین حال فلاکت و پریشانی بکشی [بیرون کنید]، علی الخصوص قوم افغان را و من عاجز را که خدمتگار دین مبین سید المرسلین میباشم توفیق خدمت عطا کنی، تا در راه اسلام یک خدمت شایان تقدیر ابراز نمائیم و عسکر افغانستان را همیشه مظفر و کامیاب داشته باشی و سرش را پیش دشمن خم نگردانی و همیشه نوک برچه  شانرا بنوک چشم دشمنان لاله سان بداری. بارک الله لنا و لکم الخ.»( داکترکاظم، مجموعه بیانات شاه امان الله غازی(قسمت دوم)،افغان جرمن آنلاین، 18 اگست 2018)

نتیجه:

منظور ازبازتاب این دو خطبه پرمحتوا و پرجاذبۀ اعلیحضرت  شاه امان الله غازی این است تا نشان داده باشیم که  غازی امان الله  یک شاه با تمام معنا مسلمان و در اصول وفروع دین اسلام  ورود داشت و در باره اسلام وپیام عدالت شعارآن و از امر بالمعروف ونهی از منکر و هدایات واحکام قرآن کاملاً آگاه بود. وپیوسته مردم را در پرتو ارشادات اسلام به اتحاد واتفاق وتحصیل علم ودانش رهنمونی میکرد.

شاه امان الله که شخصی پرمطالعه وبا دانش بود، بسیارناراحت ازاین بود که چرا در میان ملل اسلامی بجای اتفاق ،اینقدر بی اتفاقی رایج است ومیگفت:« والله جگرم کباب گردیده سینه خود را چاک کرده میگویم از برای خدا ای عالم اسلام چه شد شما را که بخواب غفلت غنوده و چه پیش آمد شما را که به کنج کسالت خموده اید، آن عالم اسلام چه شد که همیشه دشمن خود را مغلوب میساخت؟» «از برای خدا و رسول خدا! دست اتفاق و اتحاد را با یکدیگر بدهید که دشمنان تان در پی انهدام و خرابی شما همیشه جاهدانه میکوشند.»

 شاه همچنان از اهمیت علم ومنزلت عالم میگوید وشرط خدا شناسی را بسته به علم  ودانش انسانها میداند ومیفرماید: (که بی علم نتوان خدا را شناخت!) وعلاوه میکند: امروز که ما شما علماء و فضلا را بنظر عزت و احترام مینگریم، تماماً از برکت علم است.  علم است که خداوند را بما می شناساند. علم است که ما را موفق بحافظت اسلام و شریعت، وطن و مملکت میسازد. علم است که نه تنها عزت و حرمت اسلامی ما را ادامه بلکه ما را برای  مدافعه دشمنان و تعرض بر اعدای [دشمنان] مان مقتدر میدارد.”

شاه در روزاعلام استقلال کشورنیز خطاب به حضار در قصر زرافشان کابل گفت: “اى ملت! به خاطر وطن و به خاطر خدا در کسب علم تلاش کنید، زیرا تنها از طریق علم است که مي توان به کامیابى هاى دینى و دنیوى دست یافت. یک شخص بى علم نمي تواند خدا را بشناسد. “

هدف شاه از تمجید وتائیدعلم واهمیت آن ، تشویق مردم به فراگرفتن علم وسواد وفرستادن اطفال وکودکان شان برای کسب علوم درمکتب است. چون بدون علم نمیتوان گامی در راه ترقی وتعالی کشور برداشت ودرمیان ملل جای مناسبی داشت.

شاه فریاد میکشد:« از برای خدا چرا اولاد های خود را در مکاتب داخل نمیکنید و در مقابل اینهمه زحمات و دلسوزی حکومت خویش، شما چرا تنبلی و کاهلی نموده بر حیات و زندگانی آینده پسران خویش حسرت نمیخورید و دلسوزی نمیکنید که بی علم، جاهل و بی کمال میمانند. (والله) اگر شما بمکاتب نرفتید، خود را بدست خود خراب مینمائید.”

منظورشاه از واسطه ساختن روی خدا به اعضای لویه جرگه، تشویق وترغیب دینی مردم  به فرستادن فرزندان شان به مکاتب ومدارسی بود که از سوی دولت در سراسر کشور تاسیس شده بود ودر آنها هم علوم دینی وهم علوم دنیوی مثل سایر کشورهای اسلامی تدریس میشد.

در اینجا  بایداز آنهایی که شاه امان الله را کافرمیگویند،بپرسیم که یک چنین خطبه جامع وآگاهی دهنده از امیری را نشان بدهند که او را«خادم دین رسول الله» لقب داده بودند. متاسفانه بجای یک شاه ترقیخواه کسی قرارگرفت که هم از سوادبی بهره  بود وهم شهرت خوبی نداشت.او حبیب الله معروف به بچۀ سقو ،مردی راهزن ودشمن علم ومعرفت بود. به اولین نطق  آن «خادم[؟] دین رسول الله»  توجه کنید:

 « مه[من] اوضای[اوضاع] کفر و بی دینی و لاتیگری[کفر] حکومت سابقه ره دیده، و برای خدمت دین رسول الله کمر جهاده بسته کدم [کردم]تا شما بیادرا ره[برادرها را] از کفر و لاتی گری نجات بتم[بدهم]. مه باد ازی [بعد ازاین]پیسه بیت الماله به تعمیر و متب [ مکتب] خرج نخات کدم، همه ره به عسکر خود میتم[میدهم] که چای و قند و پلو بخورن، و به ملا ها میتم که عبادت کنن، مه مالیه صفایی و ماسول[محصول] گمرک نمیگیرم و همه ره بخشیدم و دیگه مه پاچای[پادشاه] شماستم و شما ریت [رعیت] مه[من] می باشین، برین[بروید] باد ازی[بعد ازاین] همیشه سات خوده تیر کنین[وقت خود را خوش بگذرانید] ، مرغ بازی ، بودنه بازی کنین، و ترنگ تانه[وقت تان را] خوش بگذرانین.» (محی الدین انیس کتاب بحران ونجات ،  ص  87 ،حمزه یاسر، افغان جرمن آنلاین، ۴ /۸/۲۰۱۶)

 

بچه سقو  با همه نادانی وبیسوادی خود، شاهی را به کفر ولاتی گری[لارد نمایی] متهم میکند که جماعت های هزارنفری (مشتمل برملا ومولوی وپیر وشیخ و مرشد ومرید) را پیش نمازی میداد؟ وما دو نمونه از خطابه های نماز او را در سطور قبل آوردیم، درحالی که بچه سقو خودش وضوگرفتن ونماز خواندن را هم یاد نداشت.

کسانی که مایل باشند بدانند که شاه امان الله چقدردردین اسلام فهم و دانش داشت و در سخنرانی  تا چه حد توانا وماهر و در بیان مقاصد خود چقدر غاور و مسلط بود و چقدر به اعتلای افغانستان عشق داشت، می باید یک بار سخنان او را در ختم مجلس لویه جرگه به ارتباط شورش منگل که هنوز شورش برهبری ملای لنگ ادامه داشت، ( در بخش سیزدهم مجموعه ارشادات و بیانات شاه در لویه جرگه ۱۳۰۳)بخوانند. همچنان سخنان شاه درعدم پذیرفتن القاب امیر المومنین وسیف الملک والدین و ټولواک وغیره یکی از بهترین بخش های این مجموعه در بخش چهاردهم است که انسان را سخت تحت تاثیر خود قرار میدهد.

امید است این مجموعه مقالات پرمحتوا، بزودی بزیور طبع آراسته گردد و نیز روزی فرا رسد که برای شناخت افکار وایده های ترقیخواهانه  شاه امان الله غازی، بخش های از این مجموعه در برنامه های درسی مکاتب گجانیده شوند  و درس های وطن دوستی ومعارف پروری وخدمت گزاری از روی آن تهیه وبه شاگردان تدریس گردد  باشد که بدینوسیله حقی را که آن شاه آزادیخواه برگردن ملت افغان دارد، ودشمنان استقلال سالهای زیادی نام او را از کتابهای درسی مکاتب محو ساخته بودند، دوباره احیاء گردد ونسل های جوان  این فرزند اصیل وطن وقهرمان واقعی وملی خود را بنحو شایسته آن بشناسند.

دراخیریک باردیگراز زحمت کشی استاد کاظم که گنجینه پربهایی از ارشادات آن شاه دانشمند وسخنور فصیح الکلام را به ما ارزانی داشتند، ابراز امتنان مینمایم.

پایان ۴/۱۰/۲۰۱۸

 

Comments
Loading...