د. محمد عثمان تره کی/ دستیابی به هفده هزار پست دولتی از مجرای رقابت آزاد

٠٤/١١/٢٠١٧                                                                                        دوکتور محمد عثمان تره کی

دستیابی به هفده هزار پست دولتی

از مجرای رقابت آزاد

منشأ بحران چهل سال اخیر افغانستان را باید در گرایش های ایدیالیست و کتابی روشنفکران بریده از محیط اجتماعی از یک سو و جنگ سالاران جهادیست از سوی دیگر جستجو کرد : گروهی زیر لوای سوسیالیزم به خرمن هستی مردم آتش زد. شماری برخاسته از بستر جهاد در جنگ های ذات البینی آتشِ افروخته شده را هر چه بیشتر گرم نگاهداشت. اکنون جماعتی دیگر زیر شعار دیموکراسی به پهنای قبرستان ها افزوده راهی است.

هیولای دیموکراسی که در افغانستان از آسمان فرود آمد و با واقعیت های زمینی در جنگ خونریز قرار گرفت،  مولود نوی به کارزار افغانستان عرضه کرد. این مولود ’’ رقابت آزاد برای احراز کرسی های دولتی ‘‘  نام گرفته است. نطفه این نوزاد در بطن موافقتنامه بن ( ٢٠٠١م  ) بسته شد. موافقتنامه بن فتوای رعایت دیموکراسی را در کشوری  صادر کرد که بخش عمده تاریخ سیاسی اش با ’’ سوته کراسی ‘‘ رقم خورده بود. اما در افغانستان دیموکراسی  میباید راهکشای گره منازعه بر سر قدرت میبود چه امریکا برنده جنگ سرد با تازیانه ب – ٥٢ در عقب آن قرار داشت. بناً متخلفین از فتوا ی صدور دیموکراسی در نهایی ترین حدِ مجازات به اسارت در  زندان بگرام یا گوانتانامو محکوم میگردیدند.

احراز کرسی های دولتی و غیر دولتی در کشور های برخوردار از صلح، امنیت و مبانی مضبوط دیموکراسی  از طریق رقابت آزاد و امتحان کانکور،  پدیده عام و مورد قبول همه است.  چه ازین طریق :

– بهترین استعداد ها از عمق به سطح کشانیده میشوند.

– کاندید ها در تلاش احراز پست های قابل توجه در رقابت معلوماتی، علمی و اکادمیک قرار میگیرند.

–  در تقرر به پست، واسطه، سفارش و رشوت جای خود را به ظرفیت مسلکی و لیاقت خالی میکند.

– راه برای ایجاد یک اداره سالم و مسلکی که نخبه ترین استعداد ها را جذب کرده است فراهم میشود.

اما در افغانستان توسل به اصل امتحان کانکور را برای دسترسی به پست های دولتی  به دلایل مختلف میتوان یکی از تقلید های نا به جا و بی مورد به حساب آورد که میتواند عواقب نا مطلوب سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در قبال داشته باشد. درین مختصر به چند مورد اشاره میکنیم :

– افغانستان چهل سال جنگ را از سر گذشتانده است. همین اکنون معروض به یک جنگ خونریز ضد قوای مهاجم خارجی  است. طی چار دهه ثقلت جنگ در مناطقی تمرکز داشته است که پشتون ها زندگی میکنند. در مناطق جنگ زده امکان دسترسی به تعلیم، آموزش، مدیا، انترنت و سائر افزار ارتقای سطح دانش و معلومات، اندک است ویا اصلاً وجود ندارد.

طبق احصائیه رسمی درب بیش از هزار مکتب در جنوب و جنوب شرق افغانستان مسدود است. در حدود سه ونیم ملیون کودک از رفتن به مکتب محروم مانده اند.

 بخش عمده این فاجعه شامل حال مناطق معروض به جنگ است. طور مثال تنها در ولایت پکتیا درب بیست مکتب بسته است.

 بناً شمار نا چیزی از مناطق جنگ زده توان اشتراک در امتحان کانکور را دریافت میتوانند. ازین گذشته آنهائی که توفیق اشتراک در رقابت را دریافت میکنند در سطح مساوی رقابت با دیگران قرار ندارند.

طی سالیان اخیر عدم تناسب میان کمیت نفوس  قومی در سطح کشور و اشتراک کنندگان  امتحان کانکور پوهنتون کابل نمایانگر عمق فاجعه است. پشتون ها به تناسب فیصدی نفوس خود در افغانستان چانس شمولیت در امتحان و کامیابی دران را دریافت نکرده اند. سناریوی امتحان کانکور برای احراز پست های دولتی،  تجربه کانکور پوهنتون  را در لفافه دیگر تکرار میکند.

– مخالفین مسلح چهل فیصد قلمرو ملی را تحت کنترول دارند. در بیست فیصد دیگر بر ضد قوای حکومتی و خارجی میجنگند. به این حساب شصت فیصد  ساحه دولتی یا تحت اداره مقاومت مسلح است و یا در اوج نا امنی قرار دارد.

در مناطق زیر اداره طالبان پرسونل اداری از جانب آنها تعیین میشوند. به تعبیر دیگر  چهل فیصد  ساحه دولتی در بیرون رقابت کانکور قرار میگیرد.

دربقیه ٢٠ فیصد کی میتواند تضمین کند که کاندید های موفق حین بازگشت به مناطق شان برای دسترسی به پست تعیین شده صاف و ساده توسط طالبان حلال نشوند ؟

– اداره افغانستان تا مغز استخوان سیاه و فاسد است. امکان ندارد  که پدیده  کانکور را جعل، تزویر، رشوه،  واسطه و سفارش متأثر نسازد.

– افغانستان معروض به جنگ بی امان استخباراتی است. درین جنگ حکومت افغانستان  در ادارات خود به پرسونل مورد اعتماد و متعهد به دفاع منافع ملی ضرورت دارد. در جریان سالیان جنگ بیکاری بسیاری از جوانان را شکار استخبارات خارجی ساخته است . روی تعلیم و آموزش این جوانان توسط موسسات تعلیمات خصوصی که در بخش عمده از جانب استخبارات خارجی تمویل میشوند، بقدر کافی سرمایه گذاری شده است. چانس بٌرد  آنها در امتحان کانکور اگر بیشتر از دیگران نباشد کمتر هم نیست. اصطلاح ستون پنجم اگر موردی برای اطلاق داشته باشد در همین جا صدق میکند. رقابت آزاد چانس طلائی برای ستون پنجم  به قصد خزیدن در دستگاه دولت از مجرای امتحان کانکور اعطا میکند.

بناً گماشتن مامورین به پست های دولتی باید از طریق یک حکومت اهل و صالح صورت بگیرد نه از جانب حلقات استخباراتی خارجی با افزاری ساختن امتحان کانکور.

رقابت آزاد بر مبنای کانکور، بازار آزاد  به استناد رقابت سرمایه و بیک کلمه دیموکراسی لیبرال  ضابطه هائی هستند  که در دنیای پیشرفته صنعتی و بهره مند از صلح و ثبات شکل گرفته اند. تجربه نشان داده است که صدور چوت انداز این پدیده ها در کشور های فاقد زمینه مساعد اجتماعی، بحران و فاجعه میافریند.

در افغانستان شرایط جنگ تأمین ’’ چانس مساوی برای همه ‘‘ را در رقابت ها و امتحانات اعم از دخول در موسسات  تحصیلات عالی و یا احراز پست  های دولتی از میان برده است. برای استفاده سالم از لااقل یکی ازین پدیده ها یعنی رقابت آزاد برای دستیابی به پست های دولتی، افغانستان اولاً به صلح و امنیت سراسری و ثانیاً به انکشاف متوازن معارف، مطبوعات و مدیا ضرورت دارد.

در اوضاع و احوال جنگی فعلی استفاده از شیوه رقابت آزاد برای احراز پست های دولتی  به پیمانه برگزاری انتخابات پارلمانی یا ریاست جمهوری غیر قابل توجیه است. هر دو قصد توطئه آمیز به حاشیه کشیدن مردمی را تعقیب میکند که در مناطق نا امن زندگی دارند. نتیجه این توطئه ایجاد یک اداره غیر عادلانه و غیر متوازن  قومی به سود مردمانی است که در مناطق امن زیست دارند.

ایجاد یک اداره اختصاصی برای توزیع پست های دولتی اقدام مفیدی است که عملی شده است . این اداره بعوض تقلید بی مورد و ساده لوحانه باید برای معضله راه حل مبتنی بر حال و احوال افغانستان جستجو کند. با در نظر داشت اینکه اختلافات قومی در کشور بیک واقعیت تلخ بدل شده است که به سهولت نمیتوان ازان گذشت، اقدامات ذیل میتواند راه حل معضله باشد :

– تحقیق دقیق در مورد توزیع پست های موجود در ادارات دولتی به اقوام مختلف. اینکه اشغال کرسی ها توسط اقوام  تا کدام پیمانه با فیصدی نفوس آنها در سطح ملی هم آهنگی دارد. تعیین اینکه چه تعداد ازین پست ها به کدام اقوام  با ملاحظه لیاقت و صلاحیت مسلکی به متقاضیان توزیع شده است. کسب معلومات در شمار اعطای کرسی های دیگر بر مبانی ارتباط قومی.

–  در صورت عدم تناسب میان کمیت نفوس قومی در سطح ملی و اشغال  کرسی های دولتی، بازنگری در تعیینات با  توجه به فیصدی تخمینی نفوس اقوام و در عین حال رعایت اصل لیاقت و کفایت مسلکی کاندید. به این منظور ارزیابی نمرات مکاتب و تحصیلات عالی و تجربه کاری کاندید.

با این اقدام  اداره دولتی  از عناصر غیر مستحق پاکسازی خواهد شد. کرسی های خالی ناشی از تصفیه اداری  به اضافه هفتاد هزار پست خالی موجود،  به دسترس  مستحقین واقعی  قرار خواهد گرفت. راه برای  ایجاد یک اداره سالم باز خواهد شد.  

از عهده این امر خطیر فقط یک حکومت ملی و دارای تقوٱ در شرایط صلح و امنیت بدر شده میتواند.

رقابت آزاد برای احراز پست های دولتی  جزء یک توطئه بزرگی است  که حلقات داخلی و خارجی دران دخیل اند.  قصد توطئه به حاشیه کشانیدن پشتون ها از معادلات سیاسی است. توطئه از بمباردمان قرأ و قصبات جنوب افغانستان آغاز میشود. از دشمنی با سمبول های ملی – تاریخی میگذرد. توطئه فعلاً نفی افغانیت از تذکره هویت را هدف قرار داده است.

       ’’ پایان ‘‘  

 

Categories: اجتماعي سیاسي,روستار تره کی,صفحه دري,غوره شوې لیکنې,کالمونه