تعصبات مذهبی – نژادی – قومی در نظام فاسد آخندی ایران

0 33

میرعبدالرحیم عزیز

5/4/2019

تعصبات مذهبی – نژادی – قومی در نظام فاسد آخندی ایران

نگاهی به شوونیسم فارس

جمعیت شناسی ایران: ویکی پدیا

عُمال ایران در افغانستان خواه قبای مذهبی دارند و خواه تحصیلی، خواه ملاء اند وخواه وزیر و سفیر همه در دفاع از نظام فاسد آخندی برخاسته اند. این شرف باختگان تاریخ روی عقده ها مذهبی و یا قومی تبلیغ “خوبی” های ولایت فقیه ایران را می نمایند که در ذات خود فاقد همه صفات عالیۀ انسانی است. نظام آخندی در آتش تعصبات مذهبی و نژادی و قومی میسوزد و وقعی به حقوق بشری سایر اقلیت های مذهبی و قومی قایل نمی شود. این نظام سیاه اندیش با کذب و ریا و بزرگمنشی مبتذل که از نظام پهلوی به ارث برده و آن را در خورد مزدوران خود در افغانستان میدهد، با مصرف و تادیۀ پول فراوان، به پیروانش دستور میدهد که  به نفع طرح عظمت طلبانۀ ایران تبلیغ نموده و افغانستان را کوچک و حقیر جلوه دهند.

نظام آخندی ایران مانند پاکستان به قدر کافی در افغانستان جاسوس و دست پروده دارد که بدون هراس فعالیت می کنند و گفتار می نمایند. رمضان بشر دوست یکی از وکلای “شریف” شورای دولت مستعمراتی کابل به تاریخ اول جنوری سال 2012 به پروگرام دری صدای آلمان چنین گفت:

جمعیت شناسی ایران: ویکی پدیا

مشکل افغانستان این است که برخی از سران سیاسی کابل را قبله سیاسی شان نمی دانند بلکه از تهران، اسلام آباد و کشورهای دیگر پیروی می نمایند. تنها افراد بی دست و پا و کم پول به وطن فروشی متهم می شوند؛ اما آنهائی که در کابینه هستند و جاسوسی می کنند، مجازات نمی شوند. کسانی که واقعاً برای کشورهای خارجی کار می کنند، دارای قصر و لنکروزر هستند. طرف آنها کسی چپ نگاه کرده نمی تواند. خود کرزی به زبان خود گفت که دو جاسوس در کابینه اش وجود دارد، اما تا امروز څارنوالان و امنیت ملی ما کر هستند.  نتیجه این وضعیت چنان است که افغانستان از بی ثباتی، عدم تعهد، نفاق گسترده قومی و دامن زدن به تشنجات مذهبی رنج می برد و این حاصل همه مسامحه حکومت در برابر جاسوسان ایران و پاکستان است.

یکی از سازمان های نظام فاسد آخندی ایران  که در افغانستان جاسوس پرورش میدهد “کمیتۀ امداد امام خمینی” است که  ظاهراً  یک بنیاد خیریۀ عادی پنداشته میشود و به تعبیر خود شان کمک های “انسانی” در اختیار ساکنان مناطق محروم افغانستان می گذارد، اما  واقعیت چیزی دیگر است: این کمیته توظیف شده است که شیوه ها و تاکتیک های متفاوتی را به  کار ببندد تا مرام سیاسی و عقیدتی نظام آخندی ایران را در عمال پیاده کند که همانا تضعیف افغانستان، توسعۀ نفود ایران و دامن زدن اختلافات قومی، زبانی و مذهبی و سرانجام تحزیۀ افغانستان است. باوجودیکه ایران از فشار و تعزیرات شدید اقتصادی رنج می کشد و مردم بدبخت آن در حالت گدائی به سر میبرند، کمیتۀ امداد خمینی سالانه صد ها میلیون ها دالر پول مردم ایران را صرف ترویج تروریسم و اعمال ضد بشری و جنایات  خود در افغانستان وسایر کشور ها شرق میانه می نماید.  یکی از وظایف عُمال ایران در افغانستان خوب جلوه دادن چهرۀ ضد انسانی نظام شیطانی آخندی ایران بوده که گویا ولایت فقیه ایران در همه جهات بهتر نسبت به افغانستان است. عُمال ایران می کوشند که موجودیت افغانستان را به نفع ایران زیر سوال ببرند. نشرات و سایت های انترنیتی که از پول نظام آخندی (در واقعیت پول مردم ایران) تمویل میشوند، در دامن زدن نفاق قومی و مذهبی سخت کوشا اند. تهران بوجی های پول را در اختیار رئیس جمهور و وزرای افغانستان قرار میدهد تا جواسیس ایران را در افغانستان اذیت نکنند و عمال این کشور را در پست های حساس مانند وزارت اطلاعات و کلتور و رادیو و تلویزیون تعیین نمایند.

پس بهتر است که مشاهده کنیم که آیا نظام آخندی در داخل ایران چه اندازه در مقابل مردم خود بالاخص اقلیت های مذهبی و قومی روش انسانی دارد که مزدورانش در افغانستان به آن می بالند.

تعصبات مذهبی:

نظام فاسد آخندی ایران مظالم بیشماری را بر اقلیت های مذهبی روا میدارد. فردی و یا گروهی که تابع دساتیر شیعۀ دوازده امامی نظام آخندی نیست، ملعون شمرده میشود. فشار ضد انسانی نظام آخندی بیشتر بر یهودیان، بهائیان، زردشتیان و سنی مذهبان تحمیل میشود. خمینی ها بهائیان را “نجس” خطاب می نمایند و زردشتیان را بدون وقفه اذیت می نمایند. زمانیکه من در دفتر خدمات اجتماعی شهر الکسندریه در ایالت ورجینیا مصروف کار بودم و پروگرام پناه گزینان را پیش می بردم، تعداد زیادی از پناه گزینان بهائی و زردشتی ایران نزدم می آمدند و تقاضای کمک می نمودند. در جریان صحبت، آنها از گفتار و کردار، اعمال زشت و ظلم و ستم نظام آخندی که بر ایشان روا میداشت، قصه های میکردند که مو بر اندام انسان استاد میشد. همین خشونت و کردار ضد بشری نظام شیطانی آخندی است که اقلیت های ایران به سرعت از ایران فرار می کنند تا خود را از شر و مظالم ولایت  فقیه نجات دهند.

به تعقیب به اصطلاح پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979  مطابق 1357 هجری شمسی، افراد و گروه متعصب و تاریک اندیشی  که وظیفه ایجاد دولت آخندی را  در ایران به عهده گرفتند، نظام سیاسی جدید را بر پایه هویت دینی شیعه و برتری طلبی قوم فارس بناء نهادند.  در نتیجۀ این گرایش مذهبی و قومی در ایران، یک نظام متعصب شیعۀ اسلامی بر مبنای شوونیسم فارس پا بر عرصۀ وجود گذاشت. باوجودیکه همه اقشار اجتماعی و مذهبی در برانداختن نظام شاهی ایران سهیم بودند، لاکن بعد از اینکه متعصبین  مذهبی شیعه  با فریب و شعار های کاذب زمام امور را در دست گرفتند بقیه گروه های اجتماعی و مذهبی را از صحنه سیاسی حذف کردند. طبق احصائیه های مختلف، شیعیان تقریباً 87 فیصد نفوس ایران را تشکیل میدهند. سنی ها 10 فیصد و 3 فیصد دیگر شامل بهائیان، زردشتیان، یهودیان و مسیحیان میشود. قدرت سیاسی و مؤسسات تولیدی و مالی همه در دست “شیعیان فارس” قرار دارد. برای اقلیت های مذهبی کمتر فرصت تبارز سیاسی و اقتصادی داده میشود. البته نظام آخندی مانند سایر نظام های استعماری در جهان که بر مبنای مکر و فریب عمل می کنند، در قانون اساسی خود از احترام به حقوق اقلیت ها ذکری کرده است، اما در ساحۀ عمل کمترین ارزشی به حقوق اقلیت های قایل نیست.

نظام فاسد و شیطانی آخندی در بیرون از ایران هم فعالیت سِری ضد انسانی دارد تا مردم سایر کشور ها بخصوص شرق میانه را به سوی ایران بکشاند. با استفاده از حالت بد سوریه و جنگ داخلی درین کشور، مبلغین مذهبی ایران داخل صحنه شده و فعالیت وسیع مذهبی را به راه انداختند. علویان سوری به بشر اسد شکایت کردند که “ملاء های ایران میخواهند مساجد ما را به مساجد شیعۀ دوازده امامی تبدیل نمایند و ایران  را پیشوای شیعیان جهان معرفی بدارند”. همان بود که بشر اسد با زرنگی توانست پای روسیه را در تیاتر نظامی و سیاسی سوریه داخل نماید تا از یکسو پیروزی نظامی اش بر گروه های تروریستی مورد حمایت غرب تثبیت گردد و از سوی دیگر دست بالای ایران را در سوریه تضعیف نماید. تا زمان آمدن روسیه، ایران یکه تاز میدان سوریه بود که به اثر آن سازمان قدس همراه با مذهبیون شیعۀ دوازده امامی اسپ خود را چهار نعل میدوادند.

سنی های ایران که تقریباً 18 میلیون نفوس ایران را تشکیل میدهند، سخت زیر فشار اند و نمی توانند آزادانه مراسم مذهبی خود را به جا آورند. سنی ها حق ندارند که رئیس جمهور شوند زیرا این پست مختص شیعیان فارس است. سنی بودن در ایران درد آور و رنج دهنده است. سنی مذهبان هراس دارند که خود را سنی اعلام بدارند.  نظام آخندی از اسمای “عمر” و “ابوبکر” و سایر نام های سنی مذهبان نفرت دارد. تعصب علیه سنی ها مؤسسه شده است. ماده 115 قانون اساسی ایران به صراحت بیان میدارد که تنها یک شیعه مذهب میتواند رئیس جمهور ایران انتخاب گردد. سنی ها همچنان حق ندارند که در کدر های عالی دولتی و مذهبی شامل گردند.

نظام شووینستی آخندی ایران از میان پناه گزینان مردم هزاره و شیعۀ افغانستان، حزب الهی ها را تربیه نموده و به افغانستان فرستاده است که در صورت لزوم و بنا بر هدایت تهران به اقدامات وسیع تخریبی و تروریستی دست زده تا زمینه را برای مداخلات غیر مشروع ایران در افغانستان تأمین نمایند. درین اواخر، نظام شیطانی و ضد بشری ایران، افراد و گروه فاطمیون را که متشکل از افغان های مهاجر است که از آنها در سوریه استفادۀ نامشروع نموده، به افغانستان فرستاده است که اکنون تحت هبری ارشدالخائنین محمد محقق معاون عبدالله عبدالله فعالیت می کنند. این گروه توظیف شده است که در روز مبادا و به امر تهران در افغانستان آشوب برپا نموده و نظم و ثبات را در این کشور برهم بزنند.

پس مشاهده می نمائیم که چطور نظام ضد بشری آخندی ایران در صدد بی هویت ساختن اقلیت ها در داخل و در پی بی ثبات ساختن کشور های دیگر است که منافع مذهبی و سیاسی  ایران را تأمین و تثبیت نماید. 

تبعیضات نژادی و قومی:

کمیته ناظر بر رفع تبعیض نژادی سازمان ملل متحد در گزارشات خود  از وضع نا هنجار اقوام و نژاد های مختلف  در ایران انتقاد کرده است. محققان امور ایران به این عقیده رسیده اند که نظر به روش و رهنمائی نظام آخندی در 40 سال اخیر،  تبعیضات مذهبی و قومی و نژادی  در ایران مختص دولت و حکومت  نبوده، بلکه  برخورد های تبعیض ‌آمیز در بطن جامعه ایران مؤسسه شده و در بسیاری از موارد افراد تبعیض کننده لاشعوری متوصل  به چنین کردار و گفتار ضد بشری میشوند.

قانون اساسی نظام شیطانی آخندی ایران  که در روز های اول تأسیس این نظام قرون وسطائی مرعی الاجرا گردید، بر مبنای افکار نژاد پرستانه و برتری جویانۀ نژاد و قوم فارس عیله سایر مذاهب و اقوام بناء شده است.  در خلال مدت 40 سال که از عمر شوونیسم نظام آخندی میگذرد، مواد 15 و 19  قانون اساسی رژیم سفاک ایران مبنی بر آموزش زبان ها قومی اصلاً به مرحلۀ تطبیق قرار نگرفته است. نظام آخندی همیش ادعا دارد که “ما عدالت اجتماعی را در ایران برقرار ساخته و به حقوق اقلیت ها  احترام میگذاریم”. حرف تا عمل فرق دارد. عملکرد نظام شوونیستی آخندی بر مبنای تسلط کامل فارس ها بر کلیه جهات زندگی سایر مردم ایران است و اقلیت ها حق ندارند که صدای خود را بلند نمایند. نظام آخندی هر کسی را که برای حقش مجادله میکند، جاسوس اجنبی معرفی میدارد که حد اکثر مجازات مرگ را در بر دارد. اکثراً هم از ترس  اینکه برچسپ جاسوسی و اجنت اجنبی بر آنها نخورد، صدای خود را نمی کشند. در مجموع اقلیت ها از کمترین حقوق انسانی برخودار نیستند.  

بر طبق قانون اساسی نظام فاسد آخندی، فارسی زبان رسمی بوده  و رژیم عمداً روش نابودی فرهنگ و زبان­ های مردم غیر فارس را در پیش گرفته است. زبان مهمترین وسیله برای تکلم و تفاهم میان بشر است که باید هر فرد و گروه به نشو و نمای زبان خویش کوشا باشد، اما  در ایران اقلیت های این کشور از آموزش زبان و فرهنگ خود محروم اند. تعجب اینکه، مزدوران ایران در افغانستان هم می خواهند همان روش باداران ایرانی خود را در عمل پیاده نموده و فرهنگ فارس را بر دیگران حاکم سازند. اقلیت های ایران مانند  کرد ها، بلوچ ها، ترکمن ها  و اعراب از آموزش زبان های خود  به صورت اکادمیک محروم شده اند و نظام نمی گذارد که به زبان مادری خویش درس بخوانند و آموزش ببینند. اگر این رویه شوونیستی نیست، پس چه است؟  روش  نژاد پرستانۀ نظام آخندی را میتوان در سایر جا هم مشاهده کرد.  نظام فاسد آخندی به سیاست ترویج فرهنگ فارسی از طریق شبکه های تلویزیونی،  اخبار، مجلات و سایت های انترنیتی  و سایر شاخه های مطبوعاتی  وابسته به خمینیسم  در فعالیت اند، ولی در مقابل، مردم اقوام غیر فارس از داشتن مطبوعات آزاد برای ترویج و تشویق  فرهنگ  اجدادی خود محروم اند.  قابل یاد آوری است که خود نظام ادارۀ شبکه های تلویزیونی و مجلات و اخبار های متعدد را برای ایجاد تفرقه و فنته در کشور های  شرق میانه و افغانستان در دست دارد و درین راه میلیون ها دالر مصرف می نماید. امروز اکثریت عظیم مردم غیرفارس ایران توانائی خواندن و نوشتن  به زبان های مادری خود را نداشته و نظام فاسد آخندی عملاً جلو رشد فرهنگ اقلیت ها را گرفته است. جالب اینکه مزدوران ایران در افغانستان از یکسو از عدالت اجتماعی و مساوات حرف می زنند، اما از سوی دیگر مانند نظام آخندی سایر زبان ها و فرهنگ را به باد تمسخر می گیرند.

نظام فاسد آخندی بر مبنای شوونیسم فارس، تاریخ قوم فارس و آموزش آن را بر  همه مردم ایران خصوصاً اقلیت ها تحمیل می کند و اجازۀ تدریس تاریخ سایر مردم و اقوام ایران را نمیدهد. اقلیت های  کرد، عرب، بلوچ، ترکمن و دیگران  از آموزش و حتا آشنائی  با تاریخ خود محروم اند و به عوض  تاریخ جعلی وحشیان هخامنشی و ساسانیان  را اجباراً می آموزند. تخریب شخصیت های غیر فارس به سرعت ادامه دارد تا مردم نتواند بر محور افراد تاریخی خویش گرد هم آیند. قهرمان کسی است که از فارس باشد. این مرض توسط عُمال ایران به افغانستان هم آورده شده است که به اساس آن  قهرمان پرستی های تهوع آور ترویج و تبلیغ میشود. خوشبختانه که اقلیت های مهاجر ایران با استفاده از آزادی های مطبوعاتی کشور های خارجی توانسته اند که از هویت فرهنگی خود دفاع نموده و قسماً تبلیغات ضد اقلیت های نظام آخندی را خنثی نمایند. عین روش مبارزاتی در داخل افغانستان و هم دربیرون از کشور دنبال شده و میهن دوستان توانسته اند که گفتار و کردار تجزیه طلبانۀ عُمال ایران را به منظور تحکیم وحدت ملی و یک پارچگی خاک کشور به ناکامی مواجه سازند.

نظام فاسد ولایت فقیه ایران، پالیسی اعدام،  تبعید و روش های خفقان آوری برای مبارزان راه آزادی و حقوق بشری مردم غیر فارس به کار برده تا بدینوسیله بتواند جلو بیداری و رشد فکری اقلیت ها را بگیرد و ندای آزادی خواهی آنها را در گلو خفه نماید.  نظام برای اِعمال سیاست زور و فشار از سازمان  تروریستی “سپاه پاسداران” و دستگاه های استخباراتی  استفاده می کند. “سپاه پاسداران” وظیفه دارد که مخالفان ولایت فقیه  را شناسائی نموده و آنها را بدون طی مراحل قانونی از صحنه بردارد. اِعمال فشار بالاخص در مناطق بلوچستان، کردستان و احواز به نحوی وحشتباری تطبیق میشود. “سپاه پاسداران” با دست بالا در این مناطق عمل می نمایند و میزنند و می کشند.

نژاد پرستی بر مبنای قوم و مذهب  در سیستم سیاسی ولایت فقیه ایران دقیقاً طرح ریزی شده است که هدف نهایی آن خلق اختناق درداخل و ایجاد فتنه مذهبی بین شیعه و سنی در افغانستان و شرق میانه است. نظام فاسد آخندی می خواهد که از گروه های مورد حمایت ایران درین کشور ها برای فعالیت استخباراتی خود، ستون پنجم بسازد تا راه را برای تسلط فرهنگی و سیاسی ایران باز سازند.

نظام فاسد آخندی دو روش را در جهت اجرای  سیاست­های قوم پرستانه و نژاد پرستانه خود علیه  اقلیت های غیر فارس  به کار می­برد: ، اول، استفاده ابزاری از مذهب شیعه و ارسال مبلغین متعصب شیعه به مناطق مورد نظر در ایران تا فکر و دماغ مردم را تحت بازرسی دایمی داشته باشند. دوم، حفظ  ریاست جمهوری در  دست افراطیون پیرو عقیدۀ شوونیسم فارس بزرگ که برای تحت فشار قرار دادن و محکوم ساختن اقلیت ها  بکار برده میشود. این طرز کار در سالیان اول استقرار نظام ولایت فقیه موفقیت هائی به همراه داشت، اما اکنون نسبت بیداری و رشد فکری اقلیت ها، روش تبعیضی نظام فاسد آخندی در حالت شکست بوده و رویۀ  ضد انسانی اش روز به روز رسوا شده و بی اعتبار میگردد.

درین جا تأکید می نمایم که مردم ما باید هشیاری خود را از دست ندهند و در مقابل عُمال ایران که هدف شان تجزیه و نابودی افغانستان است استادگی نمایند. همه مردم  شریف و با وجدان ما وجیبه دارند که هویت ضد ملی مزدوران شرف باختۀ ایران را  در هر سطحی که اند، افشاء نمایند و آنها را در پیشگاه تاریخ شرمسار سازند. من به فقدان مساوات و عدالت اجتماعی در افغانستان واقف و معترفم، ولی نظام فاسد آخندی ایران هرگز نمیتواند نماد و تجلی مساوات و عدالت برای مردم ما باشد.

در بخش دیگر، تعصبات مذهبی، نژادی و قومی را در پاکستان مورد بحث قرار خواهم داد.

Comments
Loading...