برای شناخت احمد شاه مسعود، فقط مصاحبۀ گروموف کافیست

0 400

ملالی موسی نظام 

۰۹/۰۹/۲۰۱۹

برای شناخت احمد شاه مسعود، فقط مصاحبۀ گروموف کافیست

به مناسبت هیجده ومین سال قتل احمد شاه مسعود

عکسی تأریخی که احمد شاه مسعود را  با نورالحق علومی، انجنیر پناه «*»، نبی عظیمی، فهیم و جمعی دیگر از کمونیستان بالای نقشۀ مقدس افغانستان نشان میدهد. آیا تجزیۀ کشور مطرح بود؟!

در اخبار روز های اخیر در پهلوی معضلۀ  حاد، سر درگم و یکجانبۀ صلح با طالبان که بالاخره بهانه ای بدست رئیس جمهور امریکا داد تا متوجه گردد که در حقیقت به بهای نجات احتمالی از جنگ، چه خون ریزی های مهلکی افغانستان را در آتش غرق نموده، موضوع  جدید زعامت و جانشینی رهبر مقتول شورای نظار، احمد شاه مسعود هم شنیده میشود. یعنی که چهرۀ جدید فرزند رهبر آن گروه، بنام احمد مسعود که در ممالکی مانند ایران و انگلستان حیات بسر میبرد، وارد میدان میگردد. گویا که این مقام هم میراثی بوده است و این جوانک که دور از وطن و دور از جریانات و مصائب این خاک بار آمده است، اعلام میدارد که وی خط مش و راه و روش«!» مسعود را تعقیب مینماید….پسری کو ندارد نشان از پدر!!

چند سال قبل زمانیکه عبدالله عبدالله بار اول کاندید ریاست جمهوری به مقابل حامد کرزی بود، وی هم برای پیروزی در انتخابات چنین ادعایی را برای تعقیب راه و روش احمد شاه مسعود داشت. در جریان یک مصاحبۀ تلویزیونی، شنونده ای از هالند از عبد الله عبدالله سوال نمود که درپیروی از روش و اعمال احمد شاه مسعود که تلاش داشت به کمک شوروی افغانستان را به شمال و جنوب تقسیم نماید و کشتار هایی چون «قتل عام افشار» را که ثبت تأریخ جهان گردیده است، سازماندهی نمود و عملاً سخت علیه بعضی از اقوم شریف افغانستان مانند هزاره و پشتون بود، آیا وی هم چنین اعمالی را پیش خواهد برد!

حال نسل دیگری منحیث وارث آن قوماندان معلوم الحال جهادی، سر بالا نموده و گویا وی هم چنان راه کج و پیچی را وعده میدهد، پناه بر خدا! این یکی در خاک پاک افغانستان امروزی حتی بزرگ نشده و چپ و راست آنرا نمی شناسد؛ درست مانند صلاح الدین ربانی که وارث پدر گردید و چشم پت از خارج مستقیماً به وزارت خارجه گماشته شد و رهبر جمیعت اسلامی ربانی هم گردید. یا الله!

امروز از قتل مرموز احمد شاه مسعود هیجده سال سپری میگردد و برای تجلیل و بزرگداشت آن، گروه شورای نظار – جمیعت و حکومات، بر روی حقیقت عریان هزاران کشته و شهیدی که مرگ آنان هر روز خاک وطن را گلگون مینماید، خط بطلان کشیده و اسم  نا مأنوس«هفتۀ شهید» را که از ابداعات مذبوحانۀ حامد کرزی بوده است، بر آن میگذارند؛ خانۀ سیاست خراب!

در مورد تاریخچۀ زندگی مسعود از همان آغاز وابستگی او و گلبدین و ربانی به تشکیل شرم آور آی اس آی  در پاکستان که تا بحال بربادی افغانستان را در پلان دارد، تا نزدیکی وی به اتحاد شوروی و امضای پروتوکول ها، حفظ سالنگ و پایپ لین گاز برای شوروی اشغالگر و امثال آن بسیار نوشته و خوانده شده است. این جریانات را حتی منابع معتبر کی جی بی و سی آی آ و وزارت های خارجه و دفاع روسیۀ فیدرال و امریکا بعد از جنگ سرد، افشاء نموده در دسترس همه گان قرار دادند.

در مورد روابط دستگاه های جاسوسی امریکا و انگلستان یعنی «سی آی آ ئ ام آی 6» در آغاز حضور شوروی در افغانستان، صراحت و اسناد زیادی موجود است و مسعود هم گویا ابتداء در جنگ علیه اتحاد شوروی شامل بوده و کمک های ممالک مختلفه را دریافت می نموده است، ولی راپور ها مشعر است که یکباره از جنگ واقعی دست میکشد و موجبات تشویش آن ممالک را فراهم مینماید. «مردی که نمی جنگد» اثر معروف بروس ریچاردسن افغانستان شناس و ژورنالست خبره درین زمینه وضاحت و استناد دارد که درین مختصر نمیگنجد، بلکه باید ارتباط « بوریس گروموف» جنرال روسی و قوماندان قوای نمبر 40 اتحاد شوروی  در افغانستان را مختصراً بیان نماییم.

در سالگرد قتل مطرح ترین شخصیت معاصر افغانستان که ضد و نقیض زیادی مطبوعات و وبسایت های مختلفه را در بر میگیرد، روشنی مختصری بر یکی از مصاحبه های جنرال «بوریس گروموف» در مورد نزدیکی وی به مسعود، بعد از امضای پروتوکول های مختلفه بین آنان و قسماً اوضاع بعد از شکست خفتبار ابر قدرت در افغانستان، می اندازیم. البته ترجمۀ مصاحبه به دری، قسماً بصورت تحت اللفظی صورت گرفته است:

 

جنرال بوریس گروموف آمر قوای اشغالگر نمبر 40 شوروی در افغانستان

(معلوم است که با مسعود راجع به این موافقه حاصل شده بود، تا او قطارهای نیروهای شوروی را بدون هرگونه موانع از طریق کوتل سالنگ اجازۀ عبور دهد؟ چنین توافق چگونه دستیاب شده بود؟ مناسبات شما با احمدشاه مسعود چگونه بودند؟ شما با او ملاقات کرده بودید. او را چگونه به خاطر دارید؟

بوریس گروموف: او، باوجود آنکه یکی از مخالفان ما اما شخص شایسته بود. احمدشاه مسعود همه چیز را بسیار خوب می فهمید. مردم که در دره پنجشیر زندگی میکردند، او را بسیار دوست داشتند. مسعود شخص بسیار متعهد بود. اگر او وعده میداد، پس صد درصد باید باور میداشت که او به قول خود وفا میکند. من با او یکبار قبل از خروج نیروها ملاقات کردم. این در ماه می سال 1988 بود. قبل از این ما به یکدیگر نامه ها می نوشتیم و از طریق مخبران روان میکردیم. ما راجع به همه چیز توافق نمودیم، همه پرابلم ها را حل و فصل کردیم، همکاری متقابل را سازماندهی کردیم، تا کدام چیزی غیرپیش بینی شده رخ ندهد. ما شفرها داشتیم، برعلاوۀ این ما اطلاعیه ها را شفرسازی میکردیم، تا کدام کسی دیگر از نام احمدشاه مسعود عمل نکند. آخرین بار ما راجع به محل مشروط – این در نزدیکی محل استقرار غند 177، در برابر دروازه ورودی در دامنه کوه بود، جای که بخش کوهستانی راه سالنگ آغاز میشود، ملاقات نمودیم. به طرف راست راه بسوی دره پنجشیر می رفت و مستقیماً راه عمده: کابل – کوتل سالنگ جدا میشد. ما در نقطه تقاطع دو راه بدون محافظین باهم ملاقات کردیم. ما در حدود پنج دقیقه باهم گفتگو نمودیم و توافقات را تائید کردیم. بعد از این ما اکثراً به همدیگر نامه می نوشتیم. شِوارنادزی پافشاری میکرد، تا قبل از خروج نیروها، وقتیکه آخرین دو قطار از کوتل سالنگ عبور میکرد، ما باید بر احمدشاه مسعود ضربات قوی وارد می ساختیم که صورت گرفت. حتی در آن وقتی که ما ضربات وارد ساختیم، مسعود ضربه جوابیه بر ما وارد نه ساخت.

معلومات وجود دارد که ضربات بر دره وارد آورده شدند. آیا این درست است؟

بوریس گروموف: ضربات بر اهداف وارد آورده شدند که مسکو، GRU داده بودند. اهداف را گورباچیف مطالبه میکرد و راجع به این به وزیر دفاع گفته شده بود. ممکن، به کدام ترتیبی افسران ما به احمدشاه مسعود خبر دادند که ما به وارد آوردن ضربات مجبور خواهیم شد. اهداف در طول راه نشان داده شده بودند که جای مردم مسعود وجود داشتند. ولی در حدود 90 درصد آنها رفته بودند. آنها شبکۀ اجنتان خود را داشتند و ما نیز به آنها خبر دادیم.

 ضربات همچنان به عمق مناطق – در شرق و غرب سالنگ وارد آورده شدند. ضربات بر دره توسط طیارات از خاک اتحاد شوروی وارد آورده شدند. اما ما قاطعانه با چنین ضربات مخالف بودیم. ما به مسکو تلیفون کردیم و گفتیم که اردوی 40- م در این ضربات شرکت نخواهد کرد. ما عملاً از حدود تبعیت عدول کردیم. ما توضیح نمودیم که اگر این ضربات صورت گیرند و به هدف خود برسند، پس نیروهای که در بخش ورودی کوتل سالنگ باقی مانده، از افغانستان خارج نخواهند شد. اگر مجاهدین ضربه جوابیه وارد میکردند، فاجعه رخ میداد.

خارج ساختن تعداد عظیم نیروها و وسایط از کابل از طریق سالنگ فقط در ظرف یک ماه، وقتیکه در راست و چپ اشباح (مجاهدین افغان – تبصره Sputnik Afghanistan) نشسته بودند، بسیار دشوار بود.

خارج ساختن تعداد عظیم نیروها و وسایط از کابل از طریق سالنگ فقط در ظرف یک ماه، وقتیکه در راست و چپ اشباح (مجاهدین افغان — تبصره Sputnik Afghanistan) نشسته بودند، بسیار دشوار بود).

با مطالعۀ سطور فوق دیگر برای ملت مظلوم افغان که متأسفانه قبل از بیگانه، از مردم خود ضربۀ مهلک میخورد، آشکار گردید که چگونه احمد شاه مسعود و جنرال گروموف که سال ها از قوای اشغالی نمبر 40 اتحاد شوروی سرپرستی مینمود، روابط نزدیک و همکاری برای حفظ سالنگ ها و دور ساختن مجاهدین از آن مناطق داشتند.

با وجود موجودیت ارتباط جمعی وسیع دنیایی، هنوز هستند هموطنان ما که واقعیت عریان دست هایی که پشت پردۀ حوادث افغانستان در فعالیت های غیر ملی اشتغال داشتند را نمی شناسند و از چگونگی اعمال نا پسند آنان مطلع نمیباشند و یا اینکه باور نمی نمایند. برای این منظور یکی از معاهدات احمد شاه مسعود را با اتحاد شوروی وقت تقدیم مینماییم که برای افغانستان دقیقاً سرنوشت ساز بوده است.

محترم داکتر میر عبدالرحیم عزیز در مقالتی که امروز نشر گردیده، از معاهدات و یا پروتوکول های مسعود و اتحاد شوروی وقت یاد آور گردیده است که مهمترین آن این یکی است که روس ها بدون آن توان انتقال لشکر سرخ و قوای زمینی خود را از معبر کوهستانی سالنگ هرگز نمیداشتند:

معاهدۀ مخفی  بین احمد شاه مسعود و قوای اشغالگر 40 شوروی در افغانستان:

به منظور خلق حسن نیت بین رهبری قوای شوروی و مخالفین مسلح پنجشیر  و به آرزوی تحكیم صلح در افغانستان، طرفین عاقدین با نیات نیك و پذیرش وجایب ذیل این معاهده را امضا می نمایند.

۱.  گروه مسلح پنجشیر كلیه عملیات نظامی خود را در سالنگ جنوبی و مناطق همجوارمتصل به شاهراه كابل ـ حیرتان، بشمول استعمال هر گونه اسلحه در مناطقی كه بدست قوای مسلح پنجشیر قرار دارد، علیه مواضع قوای شوروی، قوای افغانی، محافظین سرحدی (MGB) و څارندوی (Tsarandoi) متوقف سازد.

۲.  گروه مسلح پنجشیر مسؤلیت حفظ خطوط مخابراتی بین تاجیكان(Tadzhikan)  و چاگانی (Chaugani) را به دوش گرفته و مانع حمله، قطاع الطریقی و سائر اعمال خصمانه علیه قوای شوروی و افغانی گردد.

۳.  طرف شوروی طبق موافقۀ دو جانبه مسؤلیت تهییۀ تداركات، ضروریات فوری و سائر مواد مورد احتیاج را برای  تقویه و نگهداری پنجشیر و سائر مناطق متعلقه بر حسب وقت تعیین شده به عهده میگیرد.

۴.  به سائر گروه ها و دسته جات مسلح اجازه داده نخواهد شد تا در مناطق مربوطه داخل شده و علیه قوای شوروی و قوای افغانی دست به حملات تروریستی و تخریبی  زده و پایپ لاین را منهدم نمایند.

۵.  تبادلۀ معلومات و مساعی مشترک در جهت پیدا كردن اتباع شوروی و افغانی كه در منطقۀ مورد بحث مفقود شده اند، صورت خواهد گرفت.

۶.  در صورت  خلق و اوج تشنج و در مورد اجتناب عملیات جنگی و  برقراری صلح در منطقۀ مورد نظر، مشاورۀ لازم  بین دو جانب بعمل خواهد آمد.

۷.  موثریت این  پروتوكول در سرتاسر قلمرو ۳۰ كیلومتری در هر دو سمت بین تاجیكان (Tadzhikan) و  چاگانی   (Chaugani) امتداد  خواهد یافت.  در ماورای این قلمرو، قوای شوروی و قوای مسلح پنجشیر حق دارند تا عملیات نظامی را علیه سائر گروه های مسلح متعلق به دیگر تنظیم های مجاهدین به راه انداخته و ایشان را محو نمایند.  خصوصاً  گروه هائی كه عملیات نظامی را علیه هر دو جانب متعاقدین متوقف نساخته اند.

۸.   پروتوكول حاضر از لحظه امضأ و صحه گذاشتن به آن مرعی الاجرا میشود.

منبع معلومات: عملیات گروه MO SSSR در افغانستان، دسامبر  ۱۹۸۸ (این سند بوسیله جنرال بوریس گرموف، جنرال شهنوار تنی و احمد شاه مسعود امضاء گردید). (شبارشین Shebarshin  ۱۷۷ـ۲۱۴ ( . منابع: سپوتنیک افغانستان، آثار بروس ریچاردسن، ژورنالست و افغانستان شناس امریکایی، آرشیف محترم داکتر رحیم عزیز.

Comments
Loading...