زمستان و مرگ غریب/ عادله دانش

0 397

همان قدیم قدیما وقتی بادهای زمستانی می‌وزید، بزرگان خانه با چهره‌یی نگران می‌گفت مرگ غریب رسید، شاید خیلی‌هایی که چنین تجربه‌یی را ندارند این جمله را به سخره بگیرند؛ اما چهار روز گذشته بار دیگر این سخن به حقیقت پیوست.
چهار روز یکسره در بیشتر ولایات افغانستان برف بارید، به گفته‌ی نهادهای مسوول کمتری ارتفاع چهل سانتی متر و بیشترین ارتفاع برف در ولایاتی مانند نوریستان و غزنی به یک و نیم متر می‌رسید.

بیش از صد نفر در این روزها از سرما و حوادث طبیعی هلاک شدند. این بزرگان ما هم چقدر دانسته و سنجیده و آگاهان می‌گفتند که “زمستان مرگ غریب است”.
وقتی زمستان می‌شود سرما از یکسو، قیمتی مواد خوراکی و سوختی از طرف دیگر، افزایش بیکاری افزون بر آن و سرانجام همه اینها دست به دست هم می‌دهند تا مرگ را به یاد کسانی که غریب و بی بضاعت هستند بیاورند.

از سوی دیگر اما برف باری سنگین و سرمای شدید سبب تفریح و شادی شماری از سرمایه داران می‌شود، چطوری که چند روز پیش در حالی عکس‌های زیبای برفی از مقام‌ها و پولداران دست به دست می‌شد که عده‌یی دیگر حتا یک توته چوب برای گرم کردن منزل خود نداشتند.

در سرزمینی مانند افغانستان که همیش شعار بوده و لاف زدن و کمتر کسی دلش به حال مردم سوخته، مرگ غریب افزون بر زمستان هر لحظه فرا می‌رسد.
در کنار این ضرب‌المثل و بیچارگی مردم، موضوع دیگری که سخت روح و روان مردم طبقه‌ی فقیر جامعه را می‌آزارد، تکثر نهادهای امداد رسان است بدون کمترین تاثیرگذاری و فعالیت‌های خدماتی.

وزارت دولت در امور رسیدگی به حوادث طبیعی، اداره مبارزه با این حوادث و دیگر دفاتری با همین نام، چند دربند در کابل و شماری دیگر در ولایات همینگونه فعالیت دارند، در راس آنان نیز افرادی هستند که خود از لحاظ مالی و سرمایه حرفی برای گفتن دارند.

اما این چهار روز نشان داد که چقدر افراد به درد ملت خورده اند. وقتی اعضای یک قریه در ولایت نورستان همه در زیر برف جان می‌دهند و بدون کمترین اقدامات پیش گیرانه و امدادی، این نهادها را باید تاج کرد و بر سر گذاشت.
از سوی دیگر تکثر این نهادها خود جای نگرانی و سوال دارد، در هر کشور یک اداره مبارزه با حوادث طبیعی دارد، صلاحیت‌های خاص و امکانات لازم را در اختیار دارد، همه ساله پیش از آغاز زمستان پیش‌بینی‌ها و درایت‌های خود را دارند؛ اما در افغانستان اینگونه نیست.

اگر تمام نهادهای موازی زیر اثر وزارت دولت در امور مبارزه با حوادث کار می‌کنند چرا تاثیرگذاری آن کم است؛ اما اگر مواز هستند چرا؟ به چه دلیل به جای کاهش ادارات برای افزایش خدمات رسانی به مردم توجه نمی‌شود؟
این سوال‌هایی است که مانند ده‌ها سوال دیگر در افغانستان بلاپاسخ مانده و خواهد ماند، در جوامع سرمایه داری و کشورهایی مانند افغانستان همان ضرب‌المثل سال‌ها عملی شده، راست گفته و باقی خواهد ماند.

وقتی به عمق فجایع و بیچارگی این جامعه تحقیق و شرف نگری صورت می‌گیرد، انسان با خود می‌گوید از آسمان بر سر این مردم فقط سنگ نمی‌بارد دیگر هر بلایی که در دنیا وجود دارد این مردم دیده اند و با این وضعیت، خواهند دید.

سرمایه داران، پول داران، اغنیا و سرانجام دولت عزیز، “زمستان مرگ غریب” را به زمستان شادی غریب و آسایش غریب تبدیل کنید. این کار ممکن است و خواهد بود. نگذارید سخن دانشمندی که گفته بود وقتی فقیر در جامعه زیاد می‌شود، حق آنان را سرمایه داران می‌خورند به حقیقت بپیوندد.

کار ایجاد کنید، از افزایش قیمت‌ها در فصل‌های مختلف جلوگیری کنید و با توجه خاص به وضعیت زندگی مردم زمینه آسایش و رفاه زنان، کودکان و مردان کشور را فراهم کنید.
حال بگویید چه زمانی زمستان مرگ غریب نخواهد بود؟

 

روزنامه سرخط

Leave A Reply

Your email address will not be published.