وای از آن روز که بگندد نمک-پیر راشی و خبرنگاران مرتشی

وای از آن روز که بگندد نمک
پیر راشی و خبرنگاران مرتشی

دادن پول به آنانی که به نوعی می‌توانند، برای حلقه‌ای مشخصی کار کنند، در همه جا رسم است، ولی در افغانستان بیش‌تر از هر جایی دیگر. اخیراً پیر سید حامد گیلانی، جانشین پدر و رهبر حزب محاذ ملی که با اظهارات عمدی‌اش، عمل خلاف منافع ملی را مرتکب گردیده، به دنبال اصلاح صحبت‌هایش برآمده و آنچه که به همه دنیا عیان است، می‌خواهد با دو انگشت بپوشد.

رهبری ای حزب برای بدست آوردن دل خبرنگاران، در مراسمی اعلام انتقال چهارده اسیر نیروی امنیتی از نزد طالبان، به هر خبرنگار و همکارش پنج پنج هزار افغانی داده است. آنانی که به رسالت وظیفوی پی نبرده‌اند، پول را گرفتند و به جیب زدند، ولی شماری‌ها نه گفتند.

رهبر حزب محاذ ملی در همین هفته جاری با فرا خواندن عالمان دین، آنچه که او آن‌را فصل جدید تلاش‌ها برای صلح نامید، از وجود و حضور اکثریت سران گروه طالبان در خاک افغانستان سخن گفت، در حالی که ادعای حکومت افغانستان و اکثریت قاطع کشورها، پاکستان را خانه امن برای طالبان می‌دانند، آنچه که فشارهای اخیر بر جانب اسلام آباد را سبب گردید.

این اظهارات پیر، پوشش و واکنش وسیعی به همراه داشت. انچه که اکثریت قاطع بر آن مهر تائید گذاشت، این بود که این اظهارات در تضاد با منافع ملی بود، انچه شک بر آن نشانگر نماینده‌گی از یک سازمان استخباراتی بیرونی است.

پیر سید حامد گیلانی، رهبر محاذ ملی به این هدف که از فشار رسانه‌ها رهایی یابد، در مراسم اعلام انتقال اسرای نیروهای امنیتی به روز سه‌شنبه، به هر خبرنگار و همکارش پنج پنج هزار افغانی در رشوه داد. شماری‌ها گرفتند و شماری‌ها نه گفتند.
یکی از خبرنگارانی که در این مراسم شرکت کرده بود، به شرط عدم افشای نامش به سرخط می‌گوید، دادن پول از سوی یک حزب سیاسی به خبرنگاران و همکاران شان بدون رشوه توجیه دیگری ندارد. او می‌گوید: «شماری از کارمندان رسانه‌یی پول را گرفتند، ولی شمار دیگر آن‌را رد کردند.»
احمد نعیم سالارزوی، از خبرنگاران می‌گوید: «این در واقع توهین به خبرنگاری و رسالت آنان بوده و به هیچوجه پذیرفتنی نیست. یگانه برداشتی که از دادن پول از سوی حزب محاذ ملی به خبرنگاران وجود دارد، اینست که حزب می‌خواهد حمایت آئینه جامعه را بدست آورد.»

اما برعکس، پیر سید حاکد گیلانی، مبتکر پروسه دیگر صلح در افغانستان در پاسخ به سوالات خبرنگاران، با پرسش‌های مواجه شد که اصلاً خود او نیز توقعی آن‌را نداشت. اکثریت پرسش‌ها به اظهارات پیر در باره وجود و حضور سران گروه طالبان ربط داشت. پیر از هر کدام این سوال‌ها طفره رفت و در نهایت با سراسیمه‌گی، آشفتگی و نهایت غضب از جایش برخاست و کنفرانس را نیمه تمام گذاشت و پا به فرار گذاشت.
سپس به زیردستانش گفت، به هر خبرنگار پول دهد تا در نشر صحبت‌هایش با او مدارا کنند. به این ترتیب، پیر راشی «رشوه‌ده» و شماری از خبرنگاران مرتشی «رشوه‌گیر» شدند.

قاضی محمد حسن حقیار، مسوول کمیته فرهنگی حزب محاذ ملی در صحبت با روزنامه سرخط، قدر و امتیاز دادن به مهمانان را رسم جامعه افغانی می‌داند. او می‌گوید: «ما خبرنگاران را به صرف طعام چاشت دعوت کرده بودیم، ولی به این دلیل که کمی تاخیر رونما شد، فقط به سه تا پنج خبرنگار پول دادیم. این نخستین بار نیست، بلکه از این پیش نیز چنین کرده‌ایم و هر کسی که به خانه پیر بیاید، با دست خالی نخواهد رفت. خلاص اینکه، هدف دیگری نداشتیم و نه هم خواهیم داشت.»
گویند، هر سال از بهارش پیداست، حالا بهارِ سرآغاز یک تلاش دیگر به خوبی معلوم شد. باور بر اینست که هیچ شخص و یا هم فردی توان پرداخت هزینه‌های سرسام‌آوری این چنین تلاش‌ها را ندارد، در حالی که پیر سید حامد گیلانی می‌گوید، این حزب حق دارد با هر کشوری دخیل در بحران افغان رابطه برقرار کند، چه پاکستان باشد و یا کشور و جناح دیگر.

از همه این نکته نظرات برداشت می‌شود که تلاش این حزب برای اعاده صلح در کشور غیرموثر بوده و علاوه برآن، اعتماد عامه‌ای مردم نسبت به یک جریان سیاسی این چنینی نیز خدشه‌دار گردید. لذا بد نگفته اند که هرچه بگنند، نمکش می‌زنند، وای از آن روز که بگندد نمک! حالا که نمک خود گندیده بوده و است، چه امیدی باید داشت.

 

روزنامه سرخط

Categories: اجتماعي سیاسي,صفحه دري