هفده سال بعد از قتل احمد شاه مسعود، حقایق تأریخ به حال خود باقیست

ملالی موسی نظام                                                                    

 

با گذشت هفده سال از قتل احمد شاه مسعود، مطرح ترین شخصیتی که با عمر کوتاهی ماجرا ها و همبستگی های محیر العقول وی نامبرده را بکلی در قالب استثنایی ترین فردی از کشور قرار میدهد؛ از همان اوایل اجرای نقشه و اقدام به کودتای طرح شدۀ آی اس آی پاکستان در عصر جمهوریت سردار داود خان، تا روز ترور وی، تأریخچۀ حیات سیاسی او با نوسانات غیر قابل باور آمیخته بوده است. درین ماجرا ها، بیشتر همبستگی های مسعود با استخبارات گوناگون خارجی را میتوان بصورت سرنوشت ساز، دخیل دانست. راپور مستند این حقیقت را که البته بار ها مخصوصاً از جانب همان مؤسسات و نمایندگان فعال آن افشاء و نشر گردیده است، نمیتوان درین مختصر گنجانید.

با اینکه ملت مظلوم افغانستان از مدت چهل سال به اینطرف متصل با جنگ قدرت و دسیسه های دشمنان شناخته شدۀ خویش در حال قربانی دادن و کشتار متداوم بسر میبرد، طوریکه نمیتوان برای بزرگداشت آن بینوایان روز و هفته ای را تعیین نمود، ولی خانۀ سیاست و منافع وابسته به آن، ویران که حکومات اخیر در کشور روز قتل مسعود را که با دسیسۀ باداران خودش صورت گرفت، بهانه آورده و اسم «هفتۀ شهید» را بر آن حک نموده اند.هیهات!  

درین شکی نیست که همانطور که برادران و گروپ منفعت جو و شهرت طلب وی چه در حیات مسعود و چهبعد از قتل وی از اسم و شهرتی برای او که خود در ایجاد آن نقش بارزی داشته اند، مؤفق گردیده اند تا استفاده های وسیع مادی که بالای قدرت طلبی هم استوار می باشد، بنمایند، متأسفانه ضعف  و مصلحت گرایی حکومات هم درین زمینه بی تقصیر نبوده است.

بهر حال، مردم افغانستان، نه تنها که ملیون ها شهود عینی را تشکیل میدهند، بلکه با امکانات مطالعه و مطبوعات آزاد، انترنت و امثال، حتی در اقصی نقاط کشور کاملاً مطلع اند که در نیم قرن اخیر کی چه نمود و برای آنها و سرزمین شان چه حوادث و نتایجی را بار آورد.

امروز با گذشت چهل سال از بربادی سرزمین مقدسی به نام افغانستان، در حقیقت دونسل جدیدی به ثمر رسیده اند که کاملاً مستحق آگاهی به رویداد ها و جریانات وطن شان میباشند؛ بنا بر آن علی الرغم خاک پاشی گروپ های ذی نفع و قدرت طلب و استفاده جو بر حقایق مبرهن تأریخ کشور، قلم بدستان و محققین صادق که البته میتوانند شهود عینی هم باشند، وظیفۀ بزرگ افشاء همه جریانات عصر موجوده را با دست اندرکاران آن، با استناد و استدلال دارند. این وجیبه بدون شک خدمت بزرگیست برای نسل های مستحق افغانستان و تأریخ آن.

به ارتباط به موضوع بالا، میرویم به سراغ مضامینی از نویسندگان و محققینی که در زمینۀ شناخت احمد شاه مسعود و  شمه یی از کار روایی های وی اظهاراتی داشته اند:

اول سطوری از یکی از هموطنان که در وبسایت وزین و ملی «دعوت میدیا 24» که امسال به نشر رسیده است. این مختصر آنچه مسعود بود و آنچه مسعود کرد را بسیار ساده و عام فهم بیان میدارد که میشود گفت که نظر، عقیده و چشم دید اکثریت مردم افغانستان را تمثیل مینماید:

مسعود نقطه نیرنگی در تاریخ!/ داود

جمیعت اسلامی مسعود را قهرمان ملی میخواند و تاج شکست روسها را بر سر مسعود میگذارند و مسعود را عیار افغانستان و فاتح دو جنگ یعنی جنگ علیه شوروی و مقاومت بر ضد پاکستان میشمارند.

ـ مگر مردم عام و اکثریت افغانستان مسعود را پروتوکولی شوروی نماینده استخبارات ایران در افغانستان میدانند.

این عده مردم میگویند حامد کرزی معامله گر در مقابل کنار رفتن از چوکی ریاست جمهوری با استاد ربانی معامله کرد و مسعود را قهرمانی و فهیم را مارشالی داد.

ـ طالبان و حزب اسلامی حکمتیار مسعود را خارج از دایره اسلام ستمی و پیروان حزب ستم طاهر بدخشی مینامند و او را از دایرۀ اسلام و شریعت نبوی خارج و جاسوس فرانسه معرفی میکنند.

نوت:.... اگر از تعصبات قومی لسانی و حزبی بگذریم قضاوت ما در حق مسعود چی خواهد بود؟
نخست باید از اعمال و کردار مسعود یاد آوری کرد:

1 ـ مسعود در سال 1354 به پاکستان رفت و از آنجا جهاد را بر علیه رژیم داود خان اعلان کرد و با برگشت به پنجشیر پنجصد سرباز قوای مسلح را در یک روز قتل عام کرد که هر کدام شان خانواده داشت یعنی پنجصد خانواده افغان را به سوگ بزرگ نشاند.

2 ـ مسعود معادن لاجورد ـ زمرد ـ یاقوت پنجشیر و بدخشان را بیرحمانه و با اشخاص غیرمسلکی وحشیانه استخراج کرد و از پول آن اخراجات جنگی خویشرا پوره میکرد یعنی از حق بیت المال دزدی میکرد.

3 ـ راه های کابل را بست و مردم بیچاره کابل را با گرسنگی و فلاکت مواجه ساخت و حکومت افغانستان را مجبور ساخت تا برایش حق بدهد، در برابر چند موتر مواد یک موتر مواد ارتزاقی به مسعود سپرده شود و بلاخره با همکاری با شوروی سابق مستقیماً پروتوکول امضا کردند.

4 ـ با وجود اینکه نجیب الله برای همه مجاهدین پیشنهاد صلح و مذاکرات کرد مگر مسعود تعداد بد ترین ها را از داخل نظام بخاطر روابط قومی و زبانی از خود ساخت و علیه نجیب الله فقط بخاطر رسیدن بقدرت توطئه نمود و پروسه صلح ملل متحد را برهم زد و وطن را به ویرانه مبدل کرد.

5 ـ تعصبات قومی ـ لسانی ـ سمتی و مذهبی را دامن زد که تا امروز وطن در آن میسوزد.

6 ـ قوای مسلح کشور که قویترین قوای منطقه بود را بحکم جنرال حمید گل منحل ساخت و چند تن دزد و راهزن را جنرال و قومندان ساخت.

وسایل نظامی مجهز و فوق العاده مدرن أن زمان را به دشمن فروخت و اساسات و بنیاد دولتی افغانستان را از ریشه خشکاند و همه چیز تباه شد.

7 ـ افشار سیلو را قتل عام کرد و 12000 زن طفل پیرمرد بحکم مستقیم مسعود قتل شد.

1500 منازل مسکونی در افشار ویران شدند و مردم کابل از گرسنگی جان دادند.

8 ـ در میدان شهر با طالبان به میانجیگری استخبارات پاکستان ملاقات کرد و میخواست حزب اسلامی ـ حزب وحدت را توسط طالبان از بین ببرد و عبدالعلی مزاری را تحفه ناچیز به طالبان سپرد.

مگر بلاخره به کوه ها رفت و تخت و تاج کابل را به ملاعمر سپرد.

نتیجه گیری:  تا جایکه من میدانم مسعود نه قهرمان ملی است و نه مجاهد کبیر فقط یک چریک تربیه شدۀاستخبارات دشمن بود که تا آخرین نفسش برعلیه افغانستان جنگید، قتل کرد، خیانت کرد، معادن را فروخت، تعصبات را دامن زد و بلاخره از طرف بادارانش کشته شد.

دوم: همانطوریکه مشاهده میشود، مضمون آتی اثر تحقیقات و مطالعات محترم میر عبدالرحیم عزیز در سال 2007 اقبال نشر در مطبوعات افغانی یافته است، ولی چون مختویات آن استناد تأریخی و جامع دارد، پسندیده است که منحیث ورقی از رویداد های مبرهن و غیر قابل انکار، برای آگاهی نسل های وطن عزیز دوباره پیشکش گردد:

میرعبدالرحیم عزیز                                                                                           9/11/2007

دو پیمان و دو خیانت

معاهدات  نورمحمد تره كی و احمد شاه مسعود با اتحاد شوروی

هموﻃﻨﺎن ﻣﺎ کاﻣًﻼ  ﺁﮔﺎﻩ اﻧﺪ که در ﺳﺎلیان اشغال کشور توسط سوسیال امپریالیسم شوروی، ﺧﻴﺎﻧﺖ ها، ﺟﻨﺎﻳﺎت و ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ های ﻋﻈﻴﻤﯽ ﺑﺮ ﻣﻠﺖ اﻓﻐﺎن ﺗﺤﻤﻴﻞ گردید. از زﻣﺮﻩ، دو ﻣﻌﺎهدۀ  ﻧﻨﮕﻴﻦ  وﺑﺮﺑﺎد کننده  ای که اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن را از رﻳﺸﻪ وﻳﺮان نمود، درﻳﻦ ﺟﺎ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﻣﯽ دهیم.

 ﭘﻴﻤﺎن ﺧﺎﺋﻨﺎنۀ اول ﻗﺮارداد ﻋﻠﻨﯽ ﻧﻮرﻣﺤﻤﺪ ﺗﺮﻩ کی اولین رئیس جمهور نظام دست نشاندۀ مسکو با ﺷﻮروﯼ ﺑﻮد که   ﺑﻨﺎم “ﻣﻌﺎهﺪﻩ  دوﺳﺘﯽ، همسایگی  نیک و همکاری ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ”  ﻳﺎد ﻣﻴﺸﻮد که در دسمبر  ١٩٧٨ به امضاء رسید. ﻣﻌﺎهدۀ  ﺧﺎﺋﻨﺎنۀ دوم  “ﻗﺮار داد ﻣﺨﻔﯽ احمد ﺷﺎﻩ ﻣﺴﻌﻮد ﺑﺎ قوای  اشغالگر 40  ﺷﻮروﯼ”  ﺑﻮد  که در ﺟﺮﻳﺎن ﺟﻬﺎد ضد شوروی ﻣﻨﻌﻘﺪ گردید. هموطنان ﻣﺎ  ﻣﺘﻮن هر دو ﻗﺮارداد را به دقت ملاحظه فرمایند.

سوال درین جاست که چرا تنها نور محمد تره كی پشتون که به كشور و ملت خود خیانت نمود، در انظار همه یك خائن تلقی میگردد، اما احمد شاه مسعود كه یك تاجک متولد افغانستان است، در انظار حامیانش منحیث قهرمان و قومندان افسانه ئی مورد ستایش قرار میگیرد، در حالیكه مسعود هم مانند تره کی مرتكب خیانت عظیم ملی به كشورش گردید. به یقین می توان گفت که درین جا ملحوظات خاص سیاسی، قومی و نژادی نهفته است كه قدرت های بزرگ همراه با عمال افغانی شان درین خصوص همكاری می نمایند.

معاهدۀ ضد منافع ملی اول از آرشیف شعبۀ معاهدات بین المللی ملل متحد و معاهدۀ ضد منافع ملی دوم از رسالۀ کوچک بروس ریچاردسن ژورنالیست آزاد امریکائی به نام:

Intimidation, Subversion and Pacification: Russian Policy in Transcaucasia, Central Asia and Afghanistan, March 1996 بدست آمده است.

اول – معاهدۀ دوستی، همسایگی نیک و همکاری متقابل بین اتحاد شوروی و جمهوری دموكراتیک افغانستان:

ا.  طرفین عالیین متعاقدین تصمیم خود را رسماً اعلام میدارند كه دوستی خدشه ناپذیر بین دو كشور را تعمیق و تقویت بخشیده و هر نوع همكاری را بین خود بر اساس مساوات، احترام به حاكمیت ملی، تمامیت ارضی و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر توسعه دهند.

۲.  طرفین عالیین متعاقدین سعی بعمل خواهند آورد تا همكاری مفید متقابله را در ساحات اقتصادی، علمی و فنی تقویت نموده و توسعه دهند. هر دو جانب با در نظر داشت این اهداف،  همكاری در زمینه های صنعتی، حمل و نقل، مخابرات، زراعت، استفاده از منابع طبیعی، انكشاف صنعت برق و سائر شقوق اقتصادی را هر چه بیشتر انكشاف داده و عمیقتر ساخته و در تربیت پرسونل ملی و در پلانگذاری انكشاف اقتصادی با هم همكاری نمایند.  هر دو جانب تجارت را بین دو كشور به اساس مساوات، منافع متقابله و در چوكات كشور های دارای امتیاز فوق العاده توسعه خواهند داد.

۳.   طرفین عالیین متعاقدین همكاری و تبادله تجارت را در زمینه علوم، ثقافت، هنر، ادبیات، تعلیم و تربیه،خدما ت صحی، مطبوعات، رادیو و تلویزیون، سینما، توریزم، سپورت و سائر زمینه ها تشویق خواهند نمود. هر دو جانب توسعه همكاری را بین دوایر و موسّسّات دولتی، موسّسّات مردمی، تشبثات اقتصادی، موسّسّات علمی و كلتوری به منظور شناسائی عمیق از زندگی، كار، تجارب و موفقیت مردمان هر دو كشور تسهیل و تقویت خواهند نمود.

4.  طرفین عالیین متعاقدین غرض تامین امنیت، استقلال و تمامیت ارضی هر دو كشور با روحیۀ عنعنوی دوستی و همسایگی نیک و موافق با روحیۀ منشور ملل متحد با همدیگر همكاری نموده و اقدامات لازم را باموافقت همدیگر اتخاذ می نمایند. به منظور تقویت ظرفیت دفاعی، طرفین عالیین متعاقدین به انكشاف همكاری در زمینۀ نظامی مطابق به موافقت نامه هائیكه  بین طرفین عقد گردیده ادامه خواهند داد.

قابل یادآوری است این ماده بعداً زمینه را برای تجاوز شوروی به افغانستان آماده ساخت.

۵.  اتحاد جماهیر اشتراكیۀ شوروی پالیسی بیطرفی را كه جمهوریت دموكراتیک افغانستان تعقیب میكند و یك عامل عمدۀ حفظ صلح و امنیت بین اللملی میباشد، احترام می نماید. جمهوریت دموكراتیک افغانستان پالیسی صلح را كه اتحاد شوروی تعقیب می نماید و هدف آن تحكیم دوستی با تمام ممالك و مردمان جهان میباشد احترام میكند.

۶. طرفین عالیین متعاقدین رسماً اعلام میدارند كه هیچ یك از طرفین متعاقدین در كدام اتحادیۀ نظامی یا كدام اتحادیۀ دیگر یا گروه بندی دول شامل نخواهند شد و نیز در اقدامات یا فعالیت های اشتراک نخواهند كرد كه بر ضد یكی از طرفین این معاهده باشد.

۷.  طرفین عالیین متعاقدین به  مساعی خود غرض حمایت از صلح بین المللی و امنیت مردمان ادامه داده، مساعی بین المللی را در راه رفع تشنجات عمیق تر گردانیده، و آنرا در سراسر جهان به شمول آسیا توسعه بخشیده و  برای حل منازعات بین المللی از طریق صلح آمیز به همكاری مفید متقابله میان دول جهان مساعدت خواهند نمود.  هر دو جانب فعالانه خلع سلاح عام و تام بشمول خلع سلاح ذروی تحت نظارت موثر جهانی را تشویق  خواهند كرد.

۸.  طرفین عالیین متعاقدین برای انكشاف و همكاری میان دول آسیائی و تاسیس روابط صلح و همسایگی نیک و اطمینان متقابل میان آنها و نیز تاسیس یك سیستم فعال امنیتی در آسیا بر مبنای مسّاعی مشترک همه ممالك این قاره تسهیلات لازم فراهم خواهند كرد.

۹.   طرفین عالیین متعاقدین به مبارزه مستمر علیه توطئه های قوای تجاوزگر و محو نهائی استعمار و تبعیض نژادی با تمام مظاهر آن ادامه خواهند داد.  هر دو جانب به منظور مبارزۀ عادلانه مردمان برای حصول آزادی، استقلال، حاكمیت ملی و پیشرفت اجتماعی  با همدیگر و با  سائر كشور های صلح دوست همكاری خواهند نمود.

۱۰. طرفین عالیین متعاقدین در مورد كلیه مسائل بین المللی كه بر منافع دو كشور تاثیر می اندازد با همدیگر مشوره خواهند كرد.

۱۱.  طرفین عالیین متعاقدین اعلام میدارند كه تعهدات شان تحت معاهدات موجوده بین المللی با مندرجات این معاهده در مغایرت نبوده و وعده میدهند كه  چنان موافقات بین المللی را منعقد نكنند كه ناقض این معاهده باشد.

۱۲. سوالاتیكه بین طرفین عالیین متعاقدین به نسبت تعبیر و یا تطبیق یكی از مواد این معاهده بروز كند با روحیه دوستانه، مفاهمه و احترام مقابله بین طرفین حل و فصل خواهد شد.

۱۳. این معاهده تا بیست سال بعد از روز انفاذ آن به قوت خود باقی خواهد ماند. همچنان این معاهده برای پنج سال آینده نیز معتبر خواهد بود، مگر اینكه یكی از طرفین عالیین متعاقدین ارادۀ خود را مبنی بر فسخ آن شش ماه قبل از انقضای موعد پنج سال به جانب مقابل كتباً اطلاع دهد.

۱۴. اگر یكی از طرفین عالیین متعاقدین، در خلال  بیست سال انفاذ این معاهده، آرزو نماید تا قبل از ختم آن این معاهده را فسخ نماید، بایست شش ماه قبل از ختم تاریخ معاهده، موضوع را كتباً به جانب مقابل اطلاع دهد و بعداً میتواند بعد از تاریخی تعیین شده معاهده را خاتمه یافته بشمارد.

۱۵.  این معاهده در روز  تبادله اسناد مصدقه كه در كابل صورت میگیرد تصویب و نافذ خواهد شد.

این معاهده در دو نسخه به زبان های روسی و دری ترتیب یافته و هر دو متن كه مساویانه مستند و معتبر میباشد  به تاریخ پنجم دسامبر ۱۹۷۸ در مسكو امضاء گردید.

از جانب جماهیر اتحاد شوروی لیوند بریژنف و از جانب جمهوری دموكراتیک افغانستان نور محمد تره كی.

معاهدۀ مخفی  بین احمد شاه مسعود و قوای اشغالگر 40 شوروی در افغانستان:

به منظور خلق حسن نیت بین رهبری قوای شوروی و مخالفین مسلح پنجشیر و به آرزوی تحكیم صلح در افغانستان، طرفین عاقدین با نیات نیك و پذیرش وجایب ذیل این معاهده را امضا می نمایند:

۱. گروه مسلح پنجشیر كلیه عملیات نظامی خود را در سالنگ جنوبی و مناطق همجوارمتصل به شاهراه كابل ـ حیرتان، بشمول استعمال هر گونه اسلحه در مناطقی كه بدست قوای مسلح پنجشیر قرار دارد، علیه مواضع قوای شوروی،  قوای افغانی، محافظین سرحدی (MGB) و څارندوی (Tsarandoi) متوقف سازد.

۲. گروه مسلح پنجشیر مسؤلیت حفظ خطوط مخابراتی بین تاجیكان(Tadzhikan) و چاگانی (Chaugani) را به دوش گرفته و مانع حمله، قطاع الطریقی و سائر اعمال خصمانه علیه قوای شوروی و افغانی گردد.

۳. طرف شوروی طبق موافقۀ دو جانبه مسؤلیت تهییۀ تداركات، ضروریات فوری و سائر مواد مورد احتیاج را برای  تقویه و نگهداری پنجشیر و سائر مناطق متعلقه  بر حسب وقت تعیین شده به عهده میگیرد.

۴. به سائر گروه ها و دسته جات مسلح اجازه داده نخواهد شد تا در مناطق مربوطه داخل شده و علیه قوای شوروی و قوای افغانی دست به حملات تروریستی و تخریبی  زده و پایپ لاین را منهدم نمایند.

۵. تبادلۀ معلومات و مساعی مشترک در جهت پیدا كردن اتباع شوروی و افغانی كه در منطقۀ مورد بحث مفقود شده اند، صورت خواهد گرفت.

۶.  در صورت خلق و اوج تشنج و در مورد اجتناب عملیات جنگی و  برقراری صلح در منطقۀ مورد نظر، مشاورۀ لازم بین دو جانب بعمل خواهد آمد.

۷. موثریت این پروتوكول در سرتاسر قلمرو ۳۰ كیلومتری در هر دو سمت بین تاجیكان (Tadzhikan) وچاگانی   (Chaugani) امتداد خواهد یافت. در ماورای این قلمرو، قوای شوروی و قوای مسلح پنجشیر حق دارند تا عملیات نظامی را علیه سائر گروه های مسلح متعلق به دیگر تنظیم های مجاهدین به راه انداخته و ایشان را محو نمایند.  خصوصاً گروه هائی كه عملیات نظامی را علیه هر دو جانب متعاقدین متوقف نساخته اند.

۸.   پروتوكول حاضر از لحظه امضاء و صحه گذاشتن به آن مرعی الاجرا میشود.

منبع معلومات: عملیات گروه MO SSSR در افغانستان، دسامبر  ۱۹۸۸ (این سند بوسیله جنرال بوریس گرموف، جنرال شهنوار تنی و احمد شاه مسعود امضا گردید). (شبارشین  Shebarshin  ۱۷۷ـ۲۱۴ ( .

 نوت: هموطنان ما درین جا خوب درك می نمایند كه به اساس قرارداد مخفی احمد شاه مسعود با قوای اشغالگر شوروی و ارتكاب خیانت به كشورش، دست قوای اشغالگر شوروی در كوبیدن مجاهدین و انهدام شهر ها در جنوب و شرق افغانستان آزاد گذاشته شد و مردم این مناطق متحمل خسارات غیر قابل جبران گردیدند. پیروان احمد شاه مسعود كه همیش می گفتند که  موضوع قرارداد مخفی وی با قوای شوروی واقعیت ندارد، حالا بعد ار افشای آن چه دلیل و یا دلایلی در تبرئه احمد شاه مسعود ارائه می نمایند؟ آیا احمد شاه مسعود هنوز هم قهرمان شناخته شود یا میهن فروش و خائن به وطن؟ چرا “معاهدۀ علنی” نورمحمد تره کی با شوروی که ثبت ملل متحد هم شده، یک خیانت تلقی می گردد، اما نه “معاهدۀ مخفی” احمد شاه مسعود با قوای اشغالگر شوروی که برای مدت مدیدی از مردم و مجاهدین پنهان بود؟ هم میهنان ما این حادثۀ سیاه تاریخی را به دقت موشکافی نمایند.  

ملالی موسی نظام                                                                                                              ۳۰/08/2018

سوالات عنوانی ضیاء مسعود را تأریخ جواب میگوید

به تأریخ 26 اگست مضمونی از نویسندۀ خبره و ملی گرا محترم احسان الله مایار تحت عنوان«گزارشی که عنوان به کار ندارد» درین وبسایت منتشر گردید که گویا نامبرده با مقدمۀ رسایی، تبصرۀ خانم افغانی به نام «مکی زوری جهانیار» را از صفحات فیس بوک وی بر ادعای نشر شدۀ «ضیاء مسعود» طی ارائۀ یک سلسله سؤالات، کاپی و نشر نموده است که خالی از دلچسپی نیست.

اینکه گروپ های تنظیم های جهادی که با جنگ های فی مابین و خصومت های دوامدار برای تصاحب قدرت و سرمایه های ملی مردم افغانستان، دهه هاست که سرزمین ما را به بربادی و چپاول کشیده اند، جز افسوس کاری نتوانسته ایم، ولی آنچه را گروه غیر ملی شورای نظار مسعودیان و جمیعت ربانی در حق ملت و مملکت با انواع تقلب، زور گویی، در مقامات ملکی، عسکری داخلی و دفاتر دیپلوماتیک و کلتوری افغانستان در خارج منحیث یک اقلیت کوچک به مقابل یک ملت 30 ملیونی، بر مردم ما تحمیل میدارند از حساب و شمار بیرون است.

به ارتباط به سوالات جامع، افشاگرانه و مهم خانم «مکی زوری جهانیار»، بلی «ضیاء مسعود» که در زمان حیات برادر و استاد خویش «احمد شاه مسعود» هم در مسائل ارتباطات با دول خارجی، مخصوصاً آی اس آی و سی آی آ و البته عمال وابسته به شوروی و روسِیۀ فیدرال، پای دو و معتمد رسمی شناخته میشد، بعد از شکست طالبان و زد و بند گروه خود و گروه ربانی«شورای نظار و جمیعت» با استخبارات امریکا، بازهم بر مسند قدرت در مقامات مختلفه نایل آمدند.

امروز با تغییرات حکومات و تغییر هر نوع شرایط، در حقیقت زمان بازهم زمان اینهاست. البته «ضیاء مسعود» که هر روز به هر رنگی جامه بدل مینماید، برای احراز قدرت و مطرح بودن در مسائل مهم افغانستان، گاهگاهی چند کلمه ای به مطبوعات پیشکش مینماید که کاملاً از حقایق مبرهن دهه های اخیری که مردم وطن به خاطر دارند، دور و نقیض قرار میگیرد. نامبرده همیشه ضد آنچه را به عمل آورده اند و می آورند، بیان میدارد که شخصیت ضعیف وی را به سیاهی میکشد.

حال میرویم به سراغ جوابیه هایی به سولاتی که خانم دردمند «مکی زوری جهانیار» عنوانی همین عضو غیر قابل اعتبار گروه شورای نظار که نظر به عادت برای حفظ مقام و منزلت پوشالی اخیراً چنین اظهار داشته است:

((اگر جهاد و مقاومت ما«!» نمیبود، حال ما صوبۀ پنجم پاکستان می بودیم)).

یا الله! چنین اشخاصی که استفاده جویی از ناتوانی ملت و منافع علیای مملکت هدف اصلی و اساسی آنان بوده است، همیشه با حربۀ ضعیفی جهاد مقدس مردم افغانستان، این قهرمانان واقعی ملی را که به حکم تأریخ ملیون ها قربانی، معیوبیت و آوارگی را با مقاومت آنان به مقابل ابر قدرت شوروی وقت بار آورد، به خود و گروه و گروپ خویش متعلق میدانند……همین هایی که شاهراه سالنگ را برای تردد قوای زمینی شوروی حمایت نمودند و پایپ لین گاز را برای سوخت توپ و تانک مخوف برای روس منحوس از تخریب مجاهدین، محفوظ نگهداشته و آن گروه های متفرقۀ ملی را در منطقه ازبین بردند.

استعمال کلمۀ «مقاومت» که توسط گروه های شورای نظار و جمیعت ربانی بعد از قدرتمندی طالبان بر افغانستان استعمال میگردد، پروپاگندی است که گویا در همان عصر که اینان با فرار بزرگ در خواجه بهاءالدین پناهنده گردیده بودند، به مقاومت بر علیه طالبان عصر حجر اشتغال داشتند. معلوم نیست با چنین فریبی چی را میخواهند ثابت بسازند؟ البته اگر جریان سپتامبر 11 و شکست گروه طالب به وقوع نمی پیوست و امریکا بازی قدرت جدیدی را با آنان مطرح نمی نمود، همان گوشۀ خواجه بهاءالدین هم معدوم میگردید.

اول: بلی در سال های 133-1354 بعد از اینکه ربانی مسعود و گلبدین به پاکستان فرار نمودند، بیدریغ با آغوش باز آی اس آی پذیرفته شده و ذریعۀ آن دستگاه استخباراتی مدهش بر علیه حکومت وقت افغانستان مجهز گردیدهٍ و دست به اقدام، شورش و کودتا زدند که با ناکامی مفرط، از طریق کوها دوباره به پناه آی اس آی در آمدند!

دوم: منحیث گروه های اسلام افراطی، اولین دسته با چنین مفکورۀ عقب گرایی، ذریعۀ پروپاگند همین دست پرورده های اولین آی اس آی بوجود آمد.

سوم: بلی این ها بودند که ، در عصر محمد ظاهر شاه با تبلیغات وسیع به امر آی اس آی و پاکستان، ذهنیت مردم را به نام خطری که اسلام را تهدید مینمود سیاه و مغشوش میساختند.

چهارم: البته سهم پشتیبانی ضیاء الحق در حمایت و پرورش این گروه ها و احزاب با کنترول و سیعی ای که جنرال حمید گل برای سال های متمادی بر آنان داشته است، یک به یک ثبت و درج تأریخ است. مطمئن باشید.

پنجم: خود دانید که حملۀ اردوی پاکستان به جلال آباد به منظور حفظ همین گروه اسلام افراطی ضد منافع مردم افغانستان به پلان و حکم پاکستان صورت گرفت.

ششم: در عصر خونین ربانی که رئیس جمهور منطقۀ ارگ بود، مشاور امنیت و ادارۀ امور بدون شک وی کسی به جز خاینی به مردم افغانستان را به نام جنرال حمید گل آمر آی اس آی، تعیین ننموده بود. این ننگ از چهرۀ این گروه ضد ملی هرگز پاک نمیگردد.

هفتم: افغانستان بدون تردید دارای قوای عسکری و وسایل حربی مجهزی بود که توسط همین عمال شورای نظار که مسعود وزیر دفاع و جمیعت که ربانی رئیس جمهور بود، البته با پلان دقیق آی اس آی از هم پاشید و یکی از خاینانه ترین پلان ضد ملی در حق ملت و مملکت صورت گرفت، مخصوصاً که با موجودیت مسود منحیث وزیر دفاع، اردوی ملی هم منحل گردید. درین زمینه باید تصریح نمود که وسائل حربی و نظامی افغانستان از پرنده چون طیارات و از خزنده چون تانک و همه اسلحۀ خفیفه، دقیقاً یا به تاراج پاکستان رفت و یا اوراق گشته به دشمنان فروخته شد. از ضیاء مسعود باید پرسید که آیا تا به حال کدام دشمن ملت دیگری در جهان به چنین عمل خائنانه ای دست زده است؟!

هشتم: حال میرویم به سرغ پروتوکول هایی که مربی و قهرمان شورای نظار و جمیعت یعنی احمد شاه مسعود به دفعات با اتحاد شوروی اشغالگر وطن عزیز ما امضاء نمود. آیا شخص مسعود و گروه و گروپ دنباله رو وی هرگز از افشاء این قرار داد ها با دشمن ملت افغانستان مثلاً قرار داد جبل سراج و خنجان و بقیه، بیمی داشته اند؟! مگر میشود قدم هایی چنان مهم و سرنوشت سازی را که با شوروی و برای حمایت  قوای آنان برای ادامۀ اشغال افغانستان برداشته شد، تأریخ فراموش نماید؟ پلان تجزیۀ مادر وطن چطور؟ مردم مظلوم و قربانی افغانستان که جنگ شان با شوروی از دو سال به 10 سال کشید؟!

نهم: بلی اینهم نتایج عملی همان پروتوکول ها با قوای نمبر 40 اتهاد شوروی سابق بوده است که حمایت از شهراه سالنگ به منظور تردد قوای زمینی آن ابر قدرت مخوف و دشمن ملت افغان بوده جزء یکی از پروتوکول ها شمرده میشود.

دهم: بلی همین تأریخ به وضاحت بیان میدارد که مسعود بعد از بیشتر از یکسال مبارزه بر علیه شوروی، با همگامی با آن قوای اشغالگر وطنش، برای کسب قدرت و وعده های مقام و تسلط بر امور کشور به کمک شوروی محتاج گردید؛ چنانچه که خاطرات جنرالان روس و اوراق تأریخ و البته جریان امور این حقیقت تلخ را افشاء می نماید.

یازدهم: بلی اینهم حقیقت دارد که که بعد از حملات سپتمبر یازده و ورود قوای امریکا، روز از نو روزی از نو، جمیعت ربانی و شورای نظار بعد از قتل مسعود راه وی را با ارتباطات با سی آی آ « First Inکتاب خاطرات گیری شرون نمایندۀ سی آی آ» دنبال نموده اینبار با سرکردگی «عبدالله عبدالله» با زد و بند هایی با پلان های جدیدی به امریکا پیوستند و تا ایندم به مقامات بی شمار و قدرت دسترسی دارند.

دوازدهم: مبالغی که در پنجشیر و خواجه بهاءالدین بین سی آی آ و مسعود رد و بدل میشد، از خود داستان ها و حکایات طولانی دارد، که همین «جناب ضیاء مسعود» درین کار تربیت خوبی داشته است، مثلاً داستان اخذ صد ها هزار دالر برای دستگیری بن لادن را که سی آی آ در هوتل «دینز» پشاور به ضیاء مسعود داد، بعد ها احمد شاه مسعود در مجلسی در منطقۀ «کلوله پشته» کابل با گیری شرون، از دریافت آن انکار ورزید.

سیزدهم: داستان گرفتاری در میدان هوایی دوبی که همین «ضیاء مسعود» و «یونس قانونی» همتای وی در آن سهم داشتند، قصه ای است کاملاً شنیده شده، گویا اولی با ذخیرۀ دالری فوق العاده و دومی با گنجی از الماس های ناب به دیدار فامیل های شان که در خارج به امن و رفاه بسر میبردند، تشریف میبردند. پدر سیاست بسوزد که با تیلفون هایی که از کابل صورت گرفت، موضوع پلپوت گردید…. همه پول های باز سازی افغانستان و همه سرمایِه های یتیم و بیوۀ کشور!!!

چهاردهم: بلی معادن لاجورد، زمرد و غیره از همان عصر جهاد در اختیار عمال و قاچاقبران همین گروه شورای نظار و جمیعت ربانی است، البته بیشتر آن. طرق تجارت آن در جهان خارج هم با بلدیت و روابط آنان به سهولت صورت می گیرد. قصۀ جدیدی نیست!

پانزدهم: از جایداد و مقر های باشکوه و گوناگون در داخل و خارج افغانستان یاد شده است. البته قسمتی از دخایر سرشار سرمایه های ملی، مصارف بازسازی، بودجه هایی که برای صلح، صحت عامه، معارف، یتیم خانه ها و صد ها مثل آن به خزانۀ دولت باید برسد، نارسیده به تاراج میرود. البته که خریداری مقر های متعدد باشکوه در داخل و خارج باید در پلان حیات «ضیاء مسعود» و گروه و گروپ وی باشد!!

شانزدهم: حال که حمله به کارته پروان و مخصوصاً بر اهل هنود شریف و زحمت کش افغان در جریان جنگ های خونین کابل و حکومت فاسد ربانی مطرح میگردد، بلی با چنان تراژدی دلخراش، خوب است یادی هم از « قتل عام افشار» که مسعود توپ خانه را در آن زمستان سرد به بالای کوه آسمایی برد و به شمول افشار چندین شهر پایین کوه را در دو شب به خون و آتش غرق کرد. این تراژدی مهلک انسانی ثبت تأریخ جنایات بشری جهانی گردیده است. تیپ و عکس های زیادی را از همین همبستگان مسعود، فهیم و خود وی صفحات تأریخ در خود ثبت نموده است. هیهات!!

هفدهم: بلی آمدیم به تجارت نهایت عجیب و استثنایی، خانم جهان یار عزیز، نام مسعود در حیات و بعد از قتل نامبرده هر روز در مواقعی ای مانند انتخابات، ضرورت قهرمان سازی و جلب نظر استخبارات خارجی و امثالهم منحیث متاعی تجارتی دست به دست همین گروه ها میگردد. عجیب تجارت پر سودی بخدا؟!

در حیات خود مسعود هم انواع تجارت برعلاوۀ معاملات سنگ های قیمتی و زمرد، رواج داشت، ذخیرۀ هنگفتی که در بانک لندن در حوالی مرگ وی در حساب شخصی اش موجود بود، البته یکی از آن به شمار می آمد.« کتاب جدید ستیو کول ژورنالست خبرۀ امریکایی نویسندۀ اثر افشاء گر جنگ های ارواح به نام Directrait S که اخیرآ منتشر گشته و غوغایی به پا نموده است».

به هر حال، آب که از سر گذشت چه یک نیزه و چه صد نیزه! «ضیاء مسعود» و گروه جمیعت و شورای نظار، مگر ازین ادعاهای خلاف حقیقت چه ضرری دیده اند که از فریب مردم بی بضاعت، مظلوم و بی پناه وطن دست بردارند؟ تا ریشه در آب است امید ثمری هست!!

پایان

http://www.arianafghanistan.com/UploadCenter/ehsan_m_gosareshe_ke_enwan_ba_kar_nadarad.pdf

http://www.arianafghanistan.com/UploadCenter/l_rishtia_moqhdamai_ketab_jang_1.pdf

Categories: صفحه دري,غوره شوې لیکنې,کالمونه,ملالۍ موسي نظام

Tags: ,

خپل نظر ولیکۍ

Your email address will not be published.