مروری بر كتاب الاشه شكن (Jawbreaker)

میرعبداارحیم عزیز  

 

بعد از استقرار نظام كنونی و تحت الحمایت اجانب در افغانستان، كُتب متعددی به ارتباط قضایای سیاسی و نظامی كشور ما در امریكا به طبع رسیده است كه مطالب مهم ترین آنها را مانند بوش در جنگ، جنگ ارواح و ك برای كافر

I for Infededel)) قبلاً به اطلاع هموطنان رسانیدم. اینك یك كتاب با ارزش دیگر را كه به اسم الاشه شكن  (Jawbreaker) یاد میشود و توسط یكی از اعضای سابق سی آی ای (CIA) و یك ژورنالیست تحریر گردیده است به شما معرفی میداریم. نویسندگان گری برنتسن (Gary Berntsen) و رالف پیزولو (Ralph Pezullo)  نام داردند كه چگونگی فعالیت سی آی ای را در افغانستان و همكاری تعدادی از خائنین به كشور را حكایت می نمایند. مؤلف كتاب بوش در جنگ هم در مورد فعالیت و ماموریت گروه الاشه شكن (Jawbreaker) یادآور شده است. مؤلف اصلی كتاب گری برنتسن است، اما رالف پیزولو هم منحیث یك ژورنالیست در ترتیب كتاب نقش داشته است. بناً بعضاً كلمۀ مؤلفین و بعضاً صِرف  نام گری برنتسن مامور سی آی ای را علی البدل ذكر خواهم كرد.

مؤلفین كتاب الاشه شكن جریان حمله بر مراكز سازمان تروریستی القاعده و بن لادن را بازگو نموده و اشتباهات و خطا های سی آی ای و مراجع تصمیم گیری را مورد تبصره قرار میدهند.  بعضی كلمات و جملات این كتاب با رنگ سیاه از جانب سی آی ای (CIA) سانسور شده است، اما در مجموع مطالب آن قابل فهم است.

گری بِرنتسن (مامور سی آی ای) درین كتاب اظهار میدارد كه تیم ما یعنی الاشه شكن (Jawbreaker)از جانب سی آی ای ماموریت یافت كه مشتركاً با احمد شاه مسعود همكاری نموده تا معلومات لازم را درمورد اسامه بن لادن بدست آوریم. ارتباط ما با احمد شاه مسعود ذریعۀ انجنیر عارف آمر استخباراتی ائتلاف شمال )شورای نظار( بر قرار گردید. انجنیر عارف یك اندازه انگلیسی میدانست و با ما كم و بیش صحبت میكرد.  مجید معاون عارف نیز همكار نزدیك ما بود.  حینیكه ما در تاجكستان بودیم و آمادگی رفتن به سوی درۀ پنجشیر را میگرفتیم، مامور سیاسی سفارت امریكا در آن كشور به ما خاطر نشان ساخت كه جواسیس سازمان مخوف امنیت ایران (MOIS) هم فعلاً در پنجشیر بوده و با احمد شاه مسعود همكاری می نمایند. گری برنتسن متذكر میشود كه سازمان امنیت ایران مانند نازی ها است كه مستقیم و یا غیر مستقیم در مرگ امریكائی ها دست داشته است.

مولفین كتاب میگویند كه ما )اعضای تیم الاشه شكن (میدانستیم كه ائتلاف شمال فرشته های آسمانی نیستند. مانند سائر گروه های افغانی، مصروف قاچاق مواد مخدره و ارتكاب اعمال ضد حقوق بشر اند، اما در آنوقت توانستیم از ایشان علیه طالبان و القاعده مستفید شده و به اهداف خود نسبی برسیم. قوای ائتلاف شمال )شورای نظار( مظالم بیشماری را در كابل روا داشتند و تعداد زیادی از مردم هزاره و شیعه آن شهر را بقتل رسانیدند. مؤلفین  در صفحۀ ۶۳  كتاب می نویسند كه احمد شاه مسعود همچنان مصروف قاچاق مواد مخدره بوده و در حین وقت از روس ها، ایرانی ها، هندی ها و امریكائیان پول میگرفت”.  این ادعا را مؤلف كتاب بوش در جنگ هم تائید كرده است .

نویسندگان مینگارند كه برای ما ائتلاف شمال وسیلۀ خوبی بود تا بتوانیم بر طالبان و القاعده فشار وارد نمائیم. ما آلات جاسوسی را در محلات مختلف پنجشیر نصب نموده و با همكاری اعضای شورای نظار از جریان صحبت طالبان و القاعده با خبر میشدیم. به عقیدۀ مؤلفین كتاب الاشه شكن، ائتلاف شمال هیچگونه توانائی نظامی و قدرت مركزی نداشت، بلكه از اتحاد و همكاری ضعیف تاجكان درۀ پنجشیر، ازبكان و هزاره ها تشكیل شده بود تا علیه حاكمیت طالبان كه پشتون بودند، مبارزه نمایند. اگر قدرت نظامی امریكا نمیبود، طالبان ایشان را بكلی نابود میكردند و هر گز نمیتوانستند درین موقف فعلی باشند.

مؤلفین كتاب الاشه شكن در مورد دوستم متذكر میشوند كه وی )دوستم( هیچ پرنسیب خاص ندارد و نظر به حالات تغیر جهت میدهد.  در اوائل با روس ها علیه مجاهدین همكاری میكرد و مردان وی جنایات  بیشماری در كابل و مناطق پشتون نشین مرتكب شدند. بعد از سقوط نظام دست نشاندۀ شوروی، به مجاهدین  پیوست و به ربانی و احمد شاه مسعود نزدیك گردید. سپس همكار گلبدین حكمتیار شد و علیه جمعیت اسلامی ربانی دست به عملیات نظامی زد. ما هم از بیرحمی و درنده خوئی دوستم علیه طالبان خصوصاً در شورش قلعه جنگی مزارشریف استفادۀ شایانی كردیم  .

گری بِرنتسن تذكار میدهد كه قتل احمد شاه مسعود ذریعه فعالین القاعده، ما را در آغاز مضطرب ساخت اما بعداً فعالیت خود را مانند گذشته ادامه داده و با قسیم فهیم و سائر عمال شورای نظار مانند داكتر عبدالله، جنرال بابه جان، جنراك دلاور و بسم الله خان داخل تماس شدیم. مؤلفین همچنان از جواسیس دیگری مانند ببرك، نورالدین، حاجی ظاهر و یك تعداد افراد دیگر هم نام میبرد.

نویسندگان همچنان از فعالیت قومندان عبدالحق و حامد كرزی متذكر میشوند كه علیه طالبان دست بكار شدند.  در مورد حامد كرزی می نویسند كه حامد كرزی در دهۀ ۹۰ متهم به  جاسوسی به پاكستان شد و زندانی گردید.  در اثنای تحقیق توسط قسیم فهیم یك راكت به تعمیر محل تحقیق اصابت نمود و كرزی بااستفاده ازین فرصت فرار كرد. بعد از بقدرت رسیدن طالبان، حامد كرزی حمایت خود را از ایشان اعلام داشت، اما بعداً از آنها رو گشتاند.

به ارتباط كنفرانس بن و تشكیل حكومت بعدی، مؤلفین مینگارند كه عبدالله وزیر خارجه ائتلاف شمال موافقت خود را در مورد نصب حامد كرزی به حیث رئیس حكومت ابراز داشت. با وجودیكه عبدالستار سیرت اكثریت آراء را در بن بدست آورده بود، میلان قدرت های خارجی به جانب حامد كرزی بود كه همانطور هم عملی شد. برهان الدین ربانی قبلاً قصر ریاست جمهوری را اشغال نموده بود، اما عبدالله وزیر خارجه ائتلاف شمال به جیمز دوبنز نماینده جورج بوش اظهار داشت كه من به شما پیشنهاد میكنم كه به ربانی بگوئید تا هر چه زودتر از قصر ریاست جمهوری خارج شود. این اظهاریۀ عبدالله در مورد ربانی که رهبر وی بود، جیمز دوبنز را متعجب ساخت كه چطور عبدالله به ربانی پشت كرده است. برهانالدین ربانی از آمدن به بن خودداری ورزید و به عوضش یونس قانونی نمایندگی ائتلاف شمال )شورای نظار( را در كنفرانس بن بدوش گرفت. در آغاز، ظاهر شاه از حمایت وسیعی برخوردار بود، اما با مخالفت ربانی و سائر اعضای ا ئتلاف شمال مواجه گردید

مؤلفین كتاب الاشه شكن در قسمت ملاقات جنرال فرانك و قسیم فهیم می نویسند كه جنرال فرانك بدون اینكه از همكاری شورای نظار ستایش نماید، فهیم را از طرح مركز نظامی امریكا در فلوریدا آگاه ساخت و به وی دستور داد كه از تیم سی آی ای در جلال آباد حمایت كند. فهیم هم دستور جنرال فرانك را پذیرفت. گری بِرنتسن )مامور (CIAمتذكر میشود كه ما به اطلاع مركز قوای امریكا رسانیدیم كه اسامه بن لادن در كوه های توره بوره پنهان شده و ما توانستیم كه حتی صدای او را بشنویم. ما از مركز تقاضای كمك كردیم، اما مركز از ارسال قوای بیشتر اباء ورزید.

به اثر سفارش یكی از صاحب منصبان قوای اختصاصی امریكا، از قوای نخبه یعنی رینجرز- (Rangers)

خواستیم كه به تعداد ۸۰۰ تن از قوای خویش را بفرستد تا از فرار بن لادن جلوگیری شود، لاكن كسی جواب نداد. با وجود بمباردمان شدید مواضع القاعده در توره بوره توسط طیارات بم افگن بی ـ۵۲ (B-52) و پرتاب یك بم ۱۵۰۰۰ پوندی كه بنام بلوـ۸۲ (Blue-82) یاد میشد و حجم آن به اندازه یك موتر بود، بن لادن و یك تعداد حواریون وی به كمك جنگ سالاران افغانی مانند افراد مولوی خالص و سائرین از توره بوره فرار نمودند كه در نتیجه امریكا به هدف نهائی خود نرسید. اینكه چرا و روی چه دلایلی، مركز غرض كشتن و یا دستگیری بن لادن عساكر بیشتر نفرستاد، مولفین  كتاب  جواب قناعت بخش ارائه نمیدهند.

Categories: صفحه دري,مقالې-روانې چارې /ټولنیزې/ سیاسي,میرعبدالرحیم عزیز

Tags:

خپل نظر ولیکۍ

Your email address will not be published.