غزل/ حیات الله بخشی

0 7

غزل

حیات الله بخشی

كسي باشد به او گوید چسان است

دو چشمانش سیه ابرو کمان است

کسی باشد به آن سیمین بناگوش

 ز ما گوید قدش سرو روان است

کسی باشد به آن نیکو خصایل

ز ما گوید چرا با ما گران است

کسی باشد که اوصافش سراپا

ز ما گوید همه رشک چمان است

کسی باشد که در وصف زبانش

ز ما گوید که او شیرین زبان است

کسی باشد ز رخسار صفایش

ز ما گوید چو مه پرتو فشان است

کسی باشد که اوصافش یکایک

ز ما گوید چنین است و چنان است

کسی باشد که تعریف لبانش

ز ما گوید که شیرین تر ز جان است

کسی باشد که یک حرفی برایش

ز ما گوید که آشوب زمان است

کسی باشد که از ناز و ادایش

ز ما گوید رم آهووشان است

کسی باشد که از خال و لب او

ز ما گوید عیان است و بیان است

 کسی باشد که از عشق و وفایش

ز ما گوید که او نامهربان است

کسی باشد که از کویش نشانی

به ما گوید که این است و که آن است

کسی باشد که بخشیی جوان را

 ز ما گوید که اشعارش روان است

Comments
Loading...