غزل / حیات الله بخشی

0 9

غزل

حیات الله بخشی

شبي از بخت بالا، روي او در خواب مي ديدم

ز خوشحالي سراپا خویشتن دریاب می دیدم

 چه زیبا بود و دلکش از صفایی روی ماه او

که نقشش اوفتاده چون گلی در آب می دیدم

تن سیمین او را چون گهر اندر صدف پنهان

لب شیرین او را چون عسل، کم یاب می دیدم

چنان در خواب پیچیدم به دور خویش چون ماری

که خود را گهی در آتش، گهی در آب می دیدم

رُخ و خال و خط و دیگر، قد موزون او بخشی

دریغا صد دریغا این همه در خواب می دیدم

Comments
Loading...