سید مخدوم رهین را بهتر بشناسید!- قسمت اول

0 85

محمد یونس

17 -جنوری 2019

امریکا

 

سید مخدوم رهین را بهتر بشناسید!

تکمله بر مضمون محترم پاچا

قسمت اول

یکی از هموطنان ما به اسم محترم پاچا مضونی را تحت عنوان “سید مخدوم رهین را خوبتر بشناسید” به تاریخ 17 جنوری در سایت وزین افغان جرمن به نشر سپرده اند که اینک مطالب ذیل را منحیث تکمله به آن علاوه می نمایم.

سید مخدوم رهین به خانوادۀ سادات کابلی متعلق است و یکی از نواده های میرواعظ کابلی مجاهد بزرگ قرن 19 می باشد که به امر انگلیس ها توسط شاه شجاع به شهادت رسید. سید مخدوم رهین یک فرد استشنائی در خانوادۀ سادات کابلی است که مرتکب خیانت ملی شده است. اکثریت عظیم نواده های مجاهد کبیر میرواعظ  کابلی، انسان ها و افغان های شریفی اند که به کشور شان عشق می ورزند. اینکه چرا سید مخدوم رهین اینطور خاین و بی هویت از آب برآمد، مربوط میشود به گذشته های کثیف دوران زندگی اش. این را باید گفت که در هر خانواده و ده و قریه افراد شریف و ناشریف وجود دارند. رهین مورد نفرت تعداد عظیم اعضای خانوادۀ سادات کابلی قرار دارد.

سید مخدوم رهین از مکتب غازی فارغ التحصیل شد و شامل پوهنځی ادبیات پوهنتون کابل گردید. در جریان متعلمی اش در مکتب غازی همیش نزد اداره و استادان مخبری می کرد و احوال سایر متعلمین را به اطلاع آنها می رساند. زمانیکه شامل  پوهنځی ادبیات گردید، طرح دوستی با داکتر احمد جاوید یک ضد افغانستان معروف ریخت و جاوید او را به سفارت ایران معرفی نمود. با آمدن چند بورس تحصیلی از ایران، سفارت ایران یک بورس را بعد از امتحان سرسری به او داد تا برای تحصیل تا دورۀ دوکتورا به ایران برود و در پوهنتون تهران درس بخواند. سید مخدوم رهین که علاقۀ زیادی به ادبیات دری داشت، دورۀ لیسانس و دوکتورای خود را در پوهنتون تهران به پایان رساند و در سال 1973 یعنی چند ماه بعد از کودتای جمهوریت داوود خان به افغانستان برگشت.

در جریان تحصیل، طوریکه محترم پاچا هم نگاشته است، با حزب منحلۀ توده که مانند حزب خلق در خدمت مسکو بود، مخفیانه تماس حاصل نمود و شب نامه های این حزب را گاه گاهی در میان محصلان ایرانی خصوصی توزیع می  نمود. چون دستگاه  استخباراتی دولت ایران سخت مراقب دشمنان نظام بود، از  فعالیت های سید مخدوم رهین آگاه شده و او را با اسناد دستگیر نموده و زندانی ساخت.

در همین وقت سفیر افغانستان در ایران مرحوم اسدالله خان سراج بود که از شخصیت سید مخدوم رهین و حادثۀ زندانی  شدنش در ایران خوب آگاهی داشت. مرحوم سراج زمانی که حیات داشت و در ایالت ورجینیا زندگی می کرد، روزی در یک محفل در مورد مخدوم رهین گفت که “او همیش به سفارت افغانستان می آمد و گاه گاهی با ما غذا سفر می کرد. یک مدتی متوجه شدم که از رهین خبری نیست و چند ماه است که نیامده است. از سایر اعضای سفارت جویای احوال وی را گرفتم، آنها هم گفتند که از رهین خبری ندارند. می دانستم که افغانستان نرفته است زیرا اگر میرفت، نزد ما برای گرفتن ویزه می آمد. ناچار با وزارت خارجۀ ایران داخل تماس شدم که از متعلم افغانی به اسم سید مخدوم رهین خبری نیست. وزرات خارجۀ ایران برایم گفت که روز بعد به شما اطلاع خواهیم داد. فردا شخص مسؤول وزرات خارجه برایم گفت که شاگرد افغانی شما نزد ساواک محبوس است زیرا جرم بزرگی را در بخش اوراق حزب توده مرتکب شده است. من شوکه شدم و باور نمیکردم که رهین اینقدر خاین باشد. بعد از 25 روز موفق شدم که او را از زندان ساواک رها سازم. بعداً معلوم شد که او به ساواک تعهد سپرده بود که بعد از رهائی در خدمت آن سازمان بوده و به نفع ایران در افغانستان فعالیت نماید”. زمانی مرحوم سراج این حکایت را بیان کرد که سید مخدوم رهین به فعالیتهای سیاسی ضد افغانستان و ضد پشتون در ورجینیا آغاز کرده بود. رهین  در ایالت ورجینیا هنوز هم زندگی می کند و هر چند باری به امریکا می آید و دوباره برای فعالیت های ضد افغانی به افغانستان میرود.

حینیکه بعد ار ختم تحصیل به افغانستان برگشت، به حیث استاد در پوهنځی ادبیات به کار آغاز نمود. در همین آوان  با یک دختر پرچمی به نام جمیله سراج ازدواج کرد. رهین ازین ازدواج دو هدف داشت: یکی اینکه خود را به پرچمیان نزدیک سازد که در روز های اول جمهوریت نفوذ زیادی در دولت جمهوری داشتند. دوم اینکه خود را به محمد زائیان شاخۀ سراج ملحق سازد که شاید روزی بدردش بخورد. به کمک ایرانی ها رئیس دفتر کوشانی ها در وزارت اطلاعات و فرهنگ مقرر شد و این زمانی است که شاه ایران و مرحوم داوود خان نزدیک شده بودند. یکی از اهداف ایران در گذشته و حال در منطقه اینست که به حیث پیشوای  فرهنگی و سیاسی “فارسی” زبانان و رهبر شیعان جهان شناخته شود. ایران افراد زیادی را درین خصوص تربیه نموده است. احمد جاوید، سید مخدوم رهین و حتا فردی خاینی به نام روان فرهادی سابق مامور وزارت خارجۀ افغانستان درین راستا فعالیت داشته اند.

به تعقیب  کودتای مزدوران شوروی، سید مخدوم رهین بعد از چند ماه به پاکستان فرار نمود. خصوصاً بعد از رانده شدن پرچمیان از قدرت، فضای سیاسی  را برای خود تنگ دید و خلقی ها هم وقعی به او قایل شدند. باوجودیکه چند مراتبه نزد شاگرد های خلقی خود مراجعه نموده تا او را نزد “رهبر کبیر خلق” ببرند، اما نتیجه نگرفت. سید مخدم رهین در پاکستان گاهی نزد حضرت وگاهی هم نزد نقیب رفت و آمد داشت. او توانست خود را به آی اس آی پاکستان نزدیک سازد و به فعالیت های ضد  پشتون و ضد افغانستان آغاز نماید. رهین دشمن افغانستان است و همیش به این عقیده بوده که افغانستان باید بین ایران و پاکستان تقسیم شود تا هویت قوم پشتون به کلی نابود گردد. تغییر نظام شاهی ایران به نظام آخندی، تغییری در موقف ضد میهنی رهین نیاورد بلکه کماکان به فعالیت های ضد افغانستان، ضد پشتون و به حمایت ایران ادامه داده است.

در اواسط دهۀ هشتاد به امریکا آمد و در ایالت ورجینیا مقیم شد. از آغاز همراه با باجه اش قوی کوشان وسایر اوباشان شورای نظار و منافقین جمعیت اسلامی به تبلیغات وسیع ضد افغانستان و ضد پشتون ها مبادرت ورزید. درین ضمن یک انسان خاین دیگر به اسم صدیق فرهنگ که زمانی مشاور ببرک کامل بود، او را هم همراهی میکرد و از هر سو به بهانۀ بی عدالتی ها علیه افغانستان فعالیت می کردند. جریدۀ “امید” که توسط سازمان جاسوسی ایران تمویل میشد، روی صحنه آمد و در رأس آن قوی کوشان نصب گردید. هر دو باجه وظیفه داشتند که اذهان عامه را به نفع ایران و برعلیه افغانستان خصوصاً پشتون ها آماده سازند. قوی کوشان مانند رهین در ایران درس خوانده و یکی از جواسیس ایران به شمار میرود. ناگفته نباید گذاشت که شخص قوی کوشان و پدرش غلام حضرت کوشان که از مزدوران نظام شاهی و جمهوری بود، دوران خراب جوانی را هم گذشتانده بودند. رهین با سایر عمال ایران سازمانی را به نام “صلح و دموکراسی” خلق نمودند که در آن همه مزدوران بیگانه داخل بودند تا اینکه بعد از سقوط طالبان تاریک اندیش، همه در خدمت اشغالگران قرار گرفتند و به چوکی های مهم دست یافتند.

سید مخدوم رهین با شاه سابق افغانستان در روم در تماس شد. تصور اینست که ایران به او دستور داده بود که از نیات شاه سابق در آمدن احتمالی اش به افغانستان، تهران را در جریان بگذارد. شاه هم از ترس ایران او را نزد خود خواست و مورد نوازش قرار داد. بعد از تجاوز امریکا به افغانستان، ایران با صرف هنگفت پول او را توسط حامد کرزی به حیث وزیر اطلاعات و فرهنگ مقرر نمود. این یکی از آرزو های ایران و شخص رهین بود که درین پست قرار گیرد و خدمتی ضد میهنی به نفع ایران انجام دهد که موفق هم شد. صد ها اصطلاح فارسی ایران در دری زیبای افغانستان شامل شاخته شد تا دست ایران را در فرهنک کشور بالا ببرد. اگر به گفتار بعضی از رادیو ها  و تلویزیون های داخل کشور دقت شود، گویندگان اصطلاحات ایرانی را از برکت فعالیت های ضد مردمی و ضد میهنی سید مخدوم رهین به بکار میبرند. دولت دست نشانده مصروف خود است به مسایل ملی علاقمندی نشان نمی دهد. یک موضوع را نیز باید بنویسم که سید مخدوم رهین مبلغ یک میلیون دالر پول یونسکو را که برای ترمیم و تکمیل مسایل تاریخی در نظر گرفته شده بود، به جیب زد که در مطبوعات سروصدا انداخت. در جریان کار وزارتش، رهین اعمال ناروا و ضد اخلاق انسانی انجام داد. او فراوان  الکهول می نوشید و با زنان بدکاره دایم در تماس بود. روی همین دلیل است که همسرش را در امریکا تنها گذاشته تا بتواند به آنانی به اعمال منافی اخلاق بشری ادامه دهد.

سید مخدوم رهین هنوز هم در افغانستان است و گاهی امریکا می آید. منتظر است که اگر دولت و یا یکی از کاندیدان به وی روی خوش نشان دهد و او را دوباره به کاری تعیین نماید. این بود سوانح مختصر این میهن فروش که شمۀ آن درینجا ذکر شده است.

Comments
Loading...