سیدخلیل الله هاشمیان/ سقوط سویۀ تهذیب درپورتال افغان- جرمن

                                                                                   اا آگست 2017

اقای عارف عباسی درمقالۀ دوروزقبل خود بجواب آقای قیس کبیرنوشته بود که درپورتال او :”…حیثیت، غزت، وقار واعتبار نویسندگان ووابستگان وخانواده های شان دستخوش تعرضات، اتهامات وتحقیر وتوهین مشتی عقده مند بیگانه با اصول وموازین ، وپائین بودن سطح فهم ودانش، درفقدان یک مدیر یت سالم  وموثر قراگرفته…” ، ومن که به اساس همین عوامل با آن پورتال قطع علاقه کردم، نظرآقای عباسی را بطور کل تائید میکنم- این نه بخاطریست که من خدا نا خواسته دشمن آن پورتال شده باشم، زیرا زاید از سه سال با آن پورتال همکاربودم وهنوزهم دوستانی درآن پورتال دارم وطرفداردوام وپیشرفت فعالیت های فرهنگی آن پورتال میباشم – اینراهم باید ذکرکنم که همکاران کلیدی  آن پورتال اشخاص مهذب میباشند وشاید طرفداراینمقدار رسوایی وبی لجامی درآن پورتال نباشند – اینکه مالک پورتال ازیکطرف فرصت خواندن مقالات وارده راندارد وازجانب دیگر کلید دروازۀ خودرا بدست شخصی سپرده که ازمیراث کلمۀ “نوکر” هنوز هم سرشار وبرخوردارمیباشد، همانا این وجوه  شکایت فوق الدکرآقای عباسی را تحقق بخشیده است.

نوشتۀ امروز قاسم باز که بدون سانسوربعنوان دانشمندعباسی درپورتال افغان-جرمن نشر شده ، موئد ادعای فوق الذکر آقای عباسی میباشد، وشخص خودم نیز به عین همان دلایل مجبور به ترک همکاری باآن پورتال  شدم- هموطنان محترم ملتفت میشوند که دانشمند عباسی درمقالۀ خود نامی از قاسم باز نبرده و تقابل سوال وجواب بین اوو آقای قیس کبیر نیز بداخل چوکات تهذیب واحترام متقابل بوده است ، اما قاسم بارباتکرارثابت ساختن سقوط تهذیب خود، دانشمند عباشی را “نیمچه محمدزایی – محمدزایی اصیل نیستی، مدیر مجلۀ حیوانات وحشرات وزارت زراعت بودی و…” مخاطب قرار داده است – من وکیل الذعوای دانشمند عباسی نیستم، اما وقتی یک دانشمند موسپید افغان، یک نویسنده و محقق که انبوه آثارش به درد تاریخ ونسلهای آیندۀ افغانستان میخورد، ازجانب یک شخص عقده مند، نافهم وبی تهذیب که آثاری از او جز افتخار به میراث نوکری، دیده نشده، مورد توهین وتعرض قرارمیگیرد، من خودرا مجبور بدفاع می بینم، دفاع از اتهامات ننگینی که قاسم نافهم درحقیقت  بدامن فرهنگ، تاریخ و ساختمان اجتماعی افغانستان حواله کرده است :

درزبان دری ضرب المثل  ” آدم واز” وجود دارد که به تعبیرات مختلف مواجه است – قاسم نافهم بعدازنشر دشنام نامۀ خود بعنوان دانشمند عباسی ، همین اصطلاح “واز” را ازآن خودکرده است – مرحوم بازمحمدخان پدر(قاسم واز) در جلال آباد بحیث “اردلی” محمدهاشم خان نایب الحکومه شامل خدمت شد ودرتحت اثر محمدشاه خان ماموراستخبارات ولایت، درجملۀ رپوت چیهای محمدهاشم خان شامل گردید- دردورۀ صدارت هاشم خان مرحوم بازمحمدخان عضودوم ضبط احوالات بود ، که( قاسم واز) قربان نام قوم شریف منگل شود، زیرااولین منگل که درضبط احوالات محمدهاشم خان شامل شد، مرحوم بازمحمدخان بود-  و بعدازوفات محمدهاشم خان، ابندا بحیث دروازه وان وبعدا بحیث ناظر و سردستۀ استخبارات محمدداودخان کارمیکرد– البته نوکرشدن درنزد یک سردار درجملۀ عنعنات مردم افغانستان شامل بوده و عیب وعار پند اشته نمیشود – اما به میراث نوکری افتخارکردن وآنرا برای شخص خود کریدت شمردن، یک عنعنۀ افغاانی نمیباشد وناجاایزاست، زیرا گفته اند :”پدر خویش شو ، اگر مردی !”

اینکه پسرمرحوم بازمحمدخان(قاسم واز)، دانشمندعباسی ، کواسۀ مرحوم سردارعباس خان راکه یکی ازفرزندان معروف مرحوم سردارسلطان محمدخان بود، “نیمچه محمدزایی” و “تو یک محمدزایی اصیل نیستی”، میخواند، نه تنها بیانگرسطح نازل  و بیخبری او ازتاریخ وساختار قومی واجتماعی مردم افغانستان میباشد، بلکه درحقیقت ولینعمت خود رهبر سردارمحمدداودخان را که به میراث نوکری او افتخارمیکند، توهین کرده است، زیرا مرحومین سردارعباس خان وسرداریحیی خان دوبرادراز پُشت مرحوم سرداردسلطان محمدخان ابن سردارپاینده خان میباشند، و محمدداودخان وعارف عباسی کواسه های کاکای یکدیگراند، که به این حساب اگر عارف عباسی “نیمچه محمدزایی و نا اصل” باشد، رهبرسردارمحمدداودخان نیز مثل او  “نیمچه محمدزایی ونااصل” خوانده شده میتواند.

اینکه (قاسم وار) دانشمند عباسی را بخاطرتوظیف او بحیث  “مدیرمجلۀ حیوانات وحشرات وزارت زراعت” طعنه میزند، بارالهای، (قاسم واز) که بحیث وکیل الدعوا ی آ قای قیس کبیر کلید مستقل پورتال او را بدست دارد، از علوم “وترنری” = حیوان پزشکی،  وحیوان شناسی و حشرات شناسی بکلی بیخبر است، درحالیکه 80% مردم افغانستان با حیوانات ومحصولات آنها، بشمول سرگین، خوب آشنامیباشند- ودرهریک ازین علوم بسویۀ داکتر، همسویۀ داکتر طب، تحصیلات وپرستیژعلمی واجتماعی میسر میباشد-  دانشمدعباسی که داکترحیوانات نبوده، اما بحیث لیسانسۀ پوهنتون کابل بحیث مدیر یک مجلۀ بسیار مفید برای افغانستان دروزارت زراعت  کار میکرده، و خواندن این مجله برای دهاقین مفید بوده،  چرا عباسی از بابت مدیریت این مجله مورد طعنه و دشنام قرارگیرد ؟؟؟  اتهام دیکر (قاسم واز) که عباسی  درمدیریت این مجله اختلاس کرده، آیا دریک مجلۀ مسلکی  که بمصرف دولت  طبع و به دهاقین مجانی توزیع میشد، کدام ثروت نهفته وجودداشت که مورد اختلاس قرارگیرد ؟– من مدت 28 سال مجله داری کرده ام که غیرازضررمادی  منفعتی نداشته است.

من بیخبرازدانشمندعباسی وبدون مشوره با هیپکس، محض بخاطردفاع از شرافت قلم وفرهنک، و دفاع از اهانت به ساختار قومی و اجتماعی مردم افغانستان ، این مختصررا نوشتم ومیدانم با چه نا انسان نافهم (قاسم واز) مواجه میباشم – اینرا هم میدانم که نوشته های (قاسم واز) را حلقۀ داودپرستان ترمیم وتکمیل میکنند، که اهانات واتهامات بعدی این حلقه بعنوان من،  به افتخارات من خواهد افزود. قضاوت دراختیار مردم شریف افغانستان است – والسلام-

سیدخلیل الله هاشمیان -11 آگست  2017

Categories: اجتماعي سیاسي,صفحه دري

Pin It on Pinterest