زوایای مکدر صلح و بایست های حکومت

حشمت صمیم احمدزۍ, روزنامه نگار

0 12

از دیر باز نه دولتمردان و نه هم مردمان جرگه توانسته اند تا از کسانی که روزی برادران به جان برابر ما و روز دیگری برادران ناتنی و مزدوران ای اس ای میشوند تعریف مشخصی ارایه بکنند. در تمامی این مدت ما با درک دوگانه با کسانی که می جنگیم رو برو بوده ایم و بین برادر و مزدور نتوانسته ایم یکی را برگزینیم. عکس ما طالبان اما، جسورترند و تعریف مشخص از غیر خودی دارند، به باور آنها شمشیر اسلام و کفر با هم جمع نمیشود و به همین سادگی حکم تکفیر سربازان مان را صادر کرده و سر می برند.

طی این سالیان ما نتوانستیم مشخص کنیم با کی دست به گریبان هستیم و کش و گیر داریم؟
صلح و جنگ کنونی ما به قصانه فیل در مثنوی مولوی می ماند که هر کی به زعم خودش تصویری از ان در ذهن دارد که این خود پیچیدگی جنگ و صلح را در کشور نشان داده و به سادگی قابلیت درک را ندارد.

وقتی زنگ دروازه به صدا در می آید، دلیل بر این است که ان سوی در کسی این زنگ را فشار می دهد و یا اگر دود از جایی بلند میشود دال بر آتش است و اما وقتی خلیلزاد کلید صلح را در بیرون از افغانستان می جوید این به چی دلالت می کند؟

خلیلزاد امروز کمی ژرفتر به این غول پیگر می نگرد به همین دلیل هم بیم و امید ها نسبت به هر زمان دیگری بیشتر شده است که شاید سراغ این کلید را بشود این سو و یا انسوی مرز ها ردیابی کرد.

جنگ و صلح کشور کثیرالاضلاع است، اگر یک ضلع ان در قطر باشد دیگر ضلع های ان در پاکستان و عربستان و حتی چین و روسیه باید جستجو شود. به همین ملحوظ نسخه ای با قابلیت التهام به این درد به سادگی دست یافتنی نیست.

با این وجود، ضلع های از جنگ و صلح کشور بنا بر دلایلی یا نا دیده گرفته میشود و یا هم دست نیافتنی می ماند که به دو ضلع ان به گونه کوتاه اینجا اشاره می کنم و به دنبال ان به کار شیوه های که حکومت بایست بدان توجه کند پرداخته شده است.

جا طلبی قدرت ها- همین گونه که جنگ از افغانها نیست، بل علیه افغانهاست به همین گونه صلح و مدیریت صلح از دست افغانها به بیرون است. به همین منظور خلیلزاد سفر های بیشتر خارجی دارد تا داخلی و چندین دور گفتگو های خلیلزاد با طالبان و در پی ان سفر های خلیلزاد به کشور های به نحوی دخیل در جنگ کشور روشنی لازم را درین خصوص انداخته است که امروزه از درک کس خارج بوده نمیتوانند.

جا طلبی قدرت های بین المللی و منطقوی و دخیل بودن پای امریکا درین مهم امر انهم در شرایط که میانه خوبی با ایران و شماری دیگری از کشور های دور و نزدیک ما ندارد نمیتواند سایه شومش را از سر صلح بردارد.

امریکا بنا بر دلایل روشن، نمیخواهد طرف ایران در مورد جنگ و صلح افغانستان قرار گیرد هر چندی که روابط ایران و طالبان با یکدیگر شان هویداست و چندی پیش گزارش های تایید شده از سفر هیات طالبان به ایران به نشر رسید و حتی ناهنجاری های مناطق هم مرز با ایران را ربط به سیاست های مداخله جویانه ان کشور در خاک افغانستان می دانند. نا دیده گرفتن ایران در معادله جنگ و صلح دیر و یا زود رنگش را نشان میدهد و رسیدن ما را به صلح با دشواری هایی مواجه خواهد کرد. بیم ازین است که با آمدن صلح، گروهک های انشعابی طالبان بوجود آيد که هر کدام آنها خواسته های اضلاع نادیده گرفته شده را بازتاب دهد!

داعش و القاعده- هر چندی که طالبان نزدیک به موافقه با امریکا شده است که از القاعده و تروریست های جهانی می برد اما وجود القاعده با نفوذی که در میان افراد طالبان دارد تا مدتی میتواند حضور این گروه را درین مرز حفظ کند. امروز هر چندی که سر و کله القاعده معلوم نیست و این گروه با ظهور داعش و مرگ اسامه در حاشیه قرار گرفته است و اما این نه از دلیل همکاری نکردن طالبان با این گروه بل به دلیل ضعف ایمن الظواهری در رهبری این گروه و ظهور داعش در مرکز القاعده بوده است. ظواهری دیگر نمیتواند به مثابه اسامه از جایگاه ویژه برخوردار باشد و اما سر کشیدن پسر اسامه و شکست داعش میتواند به دوباره زنده شدن این گروه کمک کند. جدایی از ان امروز داعش جای القاعده را خالی نگذاشته و در پی بدست آوردن خراسان است. چی بسا که نوار تصویری البغدادی و گمانه زنی ها مبنی بر حضورش در مناطقی از کشور خطر این گروه را چندین برابر افزایش می دهد و دیر و یا زود شگفتن این گروه در زیر زنخ ما بدور از تصور نمی باشد.

به هر رخ، ازین گیر و دار ها اجتنابی نیست هر کشور رد منافع تعریف شده ای شان می باشد. این جاست که می بایست حکومت با اقدام های سنجیده شده، گام های منظمی در راستای منافع بلند مدت بردارد و سر صلح را از شومیت فاکتور های یاد شده بدور نگهدارد.

حکومت باید بداند که طالبان یکی از جمله فاکت های رسیدن ما به صلح است و در معامله های این شب و روزی اضلاع دیگر صلح را از قلم نیندازد.

 حکومت، امریکا را باید قانع سازد تا سیاست بازی های ان کشور مانع رسیدن ما به صلح نشود و نیز خود آستین بالا زده مانع بوجود امدن شکاف ها میان همسایه ها و قدرت های منطقه وی  و فرا منطقوی شوند.

از جانب دیگر؛ صلح با طالبان به معنی ریشه کن شدن جنگ و ترور نیست بنا بر این می بایست ریشه های داعش نیز خشکانیده شده و عوامل جذاب این سر زمین از روی همچو گروه ها برداشته شود که مستلزم پیکار و سیاست ورزی منظم و بیشتر حکومت همسو با کشور های دور و نزدیک می باشد.

Comments
Loading...