روز جهانی مهاجرت/ملالی موسی نظام

0 38

روز جهانی مهاجرت

International Migrants Day

۱۸ دسمبر

به مناسبت موجودیت کتله های بزرگ مهاجرین در جهان و ازدیاد غیر قابل وقفه و روز افزون آنان، اسامبلۀ عمومی ملل متحد به تأریخ 4 دسمبر 2000، روز 18 دسمبر را به نام روز بین المللی مهاجرین رسمیت بخشید. در آنروز در سال 1990  اسامبلۀ عمومی همچنان کانوینشن حمایه از حقوق همه مهاجرین کارگر و فامیل های آنان را به رسمیت شناخته بود.

طوریکه مشاهده می گردد مهاجرت های بین المللی در حال ازدیاد بوده و تقریباً  به تعداد 175 ملیون مهاجر، در سال 2000 و 244 ملیون در سال 2015  اضافه گردید. در حدود دو بر سه مهاجرین«76 ملیون» در اروپا و «7۵ملیون» در آسیا زندگی میکنند و البته که بر تعداد مهاجرین ممالک دیگر نیز بسیارافزوده گردیده است. امروز ده مملکت درجه اول پذیرش مهاجرین در جهان، از سال 2000 به اینطرف بسیار سهم کمتری نسبت به ممالک دیگر برای خود ها تعیین نموده اند.

احصائیه نشان میدهد که از هر ده مهاجر، یکی زیر سن 15 قرار دارد. با سیل و هجوم اجباری  مردم ممالک در گیر جنگ های آتشین، ازدیاد فوق العادۀ مهاجرین، تا سال 2014 تعداد آنان به 436 بیلیون بالغ می گردد.

در تاریخ بشریت مهاجرت یک عنصر شناخته شده و تکراری بوده است که به علل گوناگون برای تلاش رسیدن به یک حیات بهتر با جبر زمان و یا اختیاری صورت می گیرد. جوامع بشری در زمینۀ حالات گوناگون مهاجرت از قرن ها مثال های مختلفی را شاهد بوده اند که حتی در عهد عتیق با وجود نبود وسائل مسافرتسریع و قابل اعتماد، مشاهده گردیده است که اقوام زیادی با تقابل با اوضاع و احوال نا مساعد جوی، عدم معلومات جغرافیایی از خط سیر و تحمل رنج و تلفات جانی و مالی از منطقه ای به منطقۀ دیگر کوچ نموده است. یکی از مثال های قابل یاد آوری مهاجرت، پراگنده شدن و مسافرت های اقوام آریایی مقیم حوزۀ هندوکش بوده که قسماً به طرف شرق و غرب رحلت نمودند و با چنان روشی، مدنیت، هنر و تجارب اجتماعی خویش را هم چنان انتقال دادند. رحلت قوم حضرت موسی «ع» از مصر به منطقۀ بیت المقدس امروزی به مناسبت ظلم و ستم فراعنۀ مصر، خود مثال دیگری از مهاجرت یک کتلۀ بزرگ بشری در تأریخ، محسوب میگردد که با تحمل مصائب و نا ملایمی های فراوان بالاخره به «سرزمین موعود» رسیدند.

در جهان امروزی، مهاجرت ها هنوز هم برای جستجوی حیات بهتری صورت گرفته و روز افزون و رو به تزاید میباشد؛ دردا که با سپری شدن قرن های متمادی و شگوفایی وسایل ترانسپورتی و حمل نقل پیشرفتۀ امروزی، مشاهده می نماییم که کتله های بیشماری از جمیعت بشری به شمول اطفال و خانواده ها با مشقت زیادی با خطرات غیر قابل باور راه سعب مهاجرت را پیش میگیرند.

در قرن جدید میلادی چون خشونت، جنگ و ظلم و کشتار انسان بر انسان قوس سعودی را می پیماید و با بهانه های گوناگون اختلافات دینی، مذهبی، قومی، لسانی محیط زیست را برای سکنۀ بیگناه در اکثر نقاط عالم به دوزخی مبدل می نمایند، لاجرم تحت هر شرایط مشکلی، ساکنین آن دیار ترک خانه و کاشانه نموده و راه مهاجرت را با تقبل یک آیندۀ نا معلوم پیش می گیرند. بنابرآن پناه گزین و مهاجر در یک صف قرار گرفته و هردو برای رسیدن به حیات بهتری در تلاش هستند و برای رسیدن به چنین هدفی تا پای مرگ پیش می روند.

قبل ازینکه به سراغ مهاجرت در مملکت جنگ دیدۀ ویران خویش افغانستان برویم، بیاد می آوریم که در عراق و سوریه، دو تا از آباد ترین و خود کفا ترین ممالک شرق میانه، بیشتر از یک دهه جنگ و خون ریزی و کشتار جریان دارد که نه تنها برخورد اولیای امور با مخالفین دستگاه دولتی سبب ویرانی و بربادی شان گردیده است، بلکه دست ها و سیاست های ممالک مقتدر خارجی هم به نحوی با تقابل با همدیگر دوزخی را از آتش و گلوله و تخریب آن سرزمین ها بار آورده است. در اثر حالاتی که بر ملت های مذکور عارض گردید، یک کتلۀ بزرگ انسانی با شرایط دشوار را مهاجرت به غرب را پیش گرفتند که مشکلات زیادی برای ممالک میزبان هم فراهم شده است. 

سال 2016 سیل مهاجرین ناخواسته با وسائل نقلیۀ گوناگون به رسیدن به یونان و ترکیه به هر ده و قریه ایکه توانستند سرازیر گردیدند، درین مسافرت سهمناک تعداد زیادی از مردم سوریه و افغان ها در بحیرۀ ایژه در کشتی های کوچک پلاستیکی غرق شدند و فامیل های بی سرنوشت داغدار گردیدند. بعضی از ممالک اروپای جنوبی سرحدات شان را بر روی آنان بستند و در زمستان سرد، دیدار آن مظلومان بی سرنوشت در پرده های تلویزیون، نهایت رقت بار بود. بعد از سپری شدن مدتی آلمان شروع به ارسال افغانان دوباره به وطن شان نمود که این جریان ادامه دارد؛ در حالیکه این جمیعت با عودت به افغانستان، دیگر سرپناهی و کاری ندارند و همه را از دست داده اند.

امروز در چند کیلومتری جنوب شبه جزیرۀ عربستان با ایجاد یک تراژیدی بشری، دولت قدرتمند و سرمایه دار عربستان سعودی با همدستی چند مملکت متحد دیگر به بهانۀ مداخلۀ ایران در امور یمن، آن سرزمین اسلامی فقیر و کوچک را آماج بمباردمان های چپ و راست قرار میدهد که هیچ تناسبی با تلفاتی که وارد می نماید، در نظر گرفته نمی شود، دشمنی عربستان با ایران را ملت یمن به سختی می پردازد. تعداد طفل و بزرگی که کشته و زخمی میشوند برای انتقام گیری سعودی کافی نبوده با محاصرۀ اقتصادی حالت شیوع امراض و گرسنگی را هم بر آن ملت مظلوم فراهم مینماید؛ البته در چند کیلو متری خانۀ خدا و مرقد پیغمبر او! شکی نیست که چنین حالتی سبب میشود که سیل پناهگزیزنان یمنی راه غرب را پیش گیرند….چگونه، با کدام شرائط و کجا میروند،؟معلوم نیست.

با مبارزات مردم فلسطین از همان آغاز اعلامیۀ «بالفور» و تشکیل سرزمین اسرائیل در قلب مملکت عربی فلسطین، تا الآن در پهلوی کشتار و از دست دادن تدریجی مناطق مسکونی مردم آن دیار، با تصمیم «دونالد ترمپ» رئیس جمهور امریکا مبنی بر انتقال پایتخت اسرائیل به بیت المقدس و عواقب بعدی آن، سیل جدیدی از فلسطینیان به مهاجرت اجباری پناه آورده و به آواره گان آن البته می افزایند.

در سرزمین جنگ زدۀ ویران ما افغانستان، به جرأت می توان گفت که مهاجرت ها با اکثریت مطلق اجباری و از جور روزگاری که به مراحل مختلف حدود چهار دهۀ اخیر و ظلم تعدی از خود و بیگانه «آنهم البته به کمک از خود» صورت گرفته است؛ تهداب چنین حرکتی را در حالتی که مردم افغانستان امتحان علاقمندی وقناعت در بود و باش وطن را قرن ها داده بودند، بعد از اشغال سرزمین زیبای ما توسط اتحاد شوری و به کمک جمعی وطن فروش شرف باخته آغاز یافت. در چنین حالتی ملیون ها آوارۀ سرزمین های همسایه و دور تر از آن گردیدیند و بزرگترین کتلۀ پناه گزینان را در جهان تشکیل دادند؛ البته ملیون های دیگری هم جام شهادت را در وطن نوشیدند و هزاران ده و قریۀ شان هم با بمباردمان ها به خاک یک سان گردیده از بین رفت.

مهاجرین افغان در پاکستان و ایران با مصائبی دچار گردیدند و تا به حال می گردند که روی بشریت از پیش آمد اولیای امور آن دو همسایه، سیاه گردیده است. آوارگان مظلوم افغان در هردو مملکت با نا هنجاری هایی زیادی سردچار بوده و بر خلاف اصول پذیرفتۀ ملل متحد و کنوانسیون  های آن در قبال مهاجرین، مورد هر نوع مظالم و بیداد بشری قرار می گیرند.

در افغانستان یک نوع مهاجرت دیگری را جنگ های پیهم، بمباردمان ها، خشک سالی ها و تخریب  سرزمین های بیچارگان مهاجر به وجود آورده است که به ذات خود روز افزون است؛ این جریان در داخل افغانستان از بیجا شدگان مناطق پشتون نشین در جنوب و جنوب غرب آغاز گردید که نمونۀ کامل و بزرگ آن کمپ های بی سرنوشت مهاجرین در یکی از مناطق بسته به شهر کابل در «چهار راهی قنبر» است که به صد ها هزار آوارۀ بی پناه به امید نجات به پایتخت سرازیر گردیده و دیگر خانه و کاشانه و باغ و زمینی ندارند که به آن دل ببندند. این کتلۀ مهاجرین در حالت زاری در خیمه هایی که با تکه پاره های کهنه پینه خورده یا ساخته شده، بر روی زمین نمناک و سرد زندگی بد تر از مرگ را می گذرانند.

عدم وجود امنیت با حملات پیهم و مرگبار طالب و داعش از انسانیت و اسلامیت بیرون، علت دیگری برای مهاجرت و دربدری مردم افغانستان محسوب میگردد چون هر گوشه و کنار آن سرزمین زیبا مورد هجوم و تخریب و کشتار انسان توسط انسان قرار می گیرد. روزی نیست که خانواده ها از کنر، جلال آباد، قندز، هرات، بادغیس و امثالهم راه فرار از مناطق خویش را با امید واهی و سرنوشت نا معلوم در پیش نگیرند. در حالیکه پناه گاه و معیشت شان معلوم است. البته تلفات شان از جنگ ها و اشتباهات قوای خارجی حد و حصری ندارد.

بهر حال، به مناسبت روز جهانی مهاجرت، در حالیکه شرائط و قطع نامه هایی به نفع و حمایت از مهاجرین وضع گردیده است، در عمل روز به روز با قوانینی چون فیصله نامه های رئیس جمهور امریکا مبنی بر منع پذیرش مهاجرین«فسخ قانون پذیرش مهاجر از طریق لاتری» و یا پامال کنوانسیون های پذیرفتۀ بین المللی، حیات مهاجرین و راه رسیدن به یک سرنوشت بهتر برای آن بینوایان مشکل تر میگردد.

Comments
Loading...