خفته گان بیدار! جنرال برگشت؛ اما کی سود خواهد بُرد؟ /محمد زبید عالمیار

در این روزها که افغانستان وضعیت نه چندان خوبِ سیاسی و اقتصادی را تجربه می‌کند، آمدن جنرال عبدالرشید دوستم، معاون نخست ریاست جُمهوری از ترکیه هیاهوی را در جاده‌ها و پس کوچه های این سر زمین به راه انداخت و این وضعیت، همچو خبرهای سر چوک، بحث بسیاری از خانه‌ها نیز شد.
اکنون پرسش اینجاست که، برگشت جنرال دوستم چی تغییری در وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور خواهد داشت؟
طبق ادعای احمد ایشچی، معاون پیشین حزب جنبش ملی، مبنی بر تجاوز جنسی و بد رفتاری جنرال عبدالرشید دوستم بر او، سبب شد تا آقای دوستم به بهانه‌ی مریضی و تکمیل معاینات خود، رهسپار ترکیه شود.

جنرالِ که بسیاری مردم ولایت‌های شِمال، به خصوص اوزبیک‌ها او را قهرمان می گفتند و سر خم کرده و بوسه بر دستانش می‌زدند؛ اما از حدود یک سال دفتر و کاشانه‌ی خود را رها کرده و در ترکیه به سر می‌برد. از جانب دیگر مردم ولایت‌های فاریاب، سرپل و جوزجان به این باور اند که، با رفتن جنرال دوستم، وضعیت امنیتی ولایت‌های شان بدتر شده و هر ازگاهی، مِنطقه‌های شان به خط نبرد مبدل شده است.
کُمیسیون مستقل حقوق بشر و دیگر سازمان‌های حقوق بشری، هنوز هم آقای دوستم را در پرونده‌ی احمد ایشچی مقصر دانسته و خواهان پیگیری او در نهادهای عدلی و قضایی افغانستان اند، در بحث دیگر تشکیل ایتلاف نجات افغانستان بین عطا محمد نور، امپراتور افسانه‌ای بلخ، صلاح الدین ربانی، نشان صلح ملی و استاد محقق حزب وحدت مردم افغانستان، با جنرال دوستم، قصه را بیشتر رنگین تر می‌کند؛ اما اینکه این ایتلاف چی بازی‌های دیگر در پشت صحنه با ملت دارد زمان پاسخگوی آن خواهد بود.

از یک سوی، اوج این وضعیت زمانی بیشتر بحث بر انگیز شد که نهادهای امنیتی، نظام الدین قیصاری یکی از فرماندهان محَلی سَمت شِمال و یکی از افراد نزدیک به جنرال دوستم را بازداشت کند و از سوی دیگر، ملتی که امروز با فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم می‌کند و روز و شب در بساط چیزی ندارد به خاطر برگشت جنرال دوستم و رهایی فرمانده قیصاری در شِمال کشور، دست به تظاهرات زده و برخی اداره‌های دولتی و شاهراه های مهم را مسدود و شعارهای را بر ضد رهبران حکومت، سر دادند.
رهبران حکومت هم، با استفاده از بازی‌های سیاسی، مقام‌های ارشد حکومت را جهت بحث و گفتگو بر سر برگردان جنرال دوستم به ترکیه می‌فرستد و زمینه را برای برگشت او به کشور مساعد می‌سازند.

سود اصلی را کی خواهد برد؟
از گذشته‌ها به این سوی تاریخ هویدای آن است که، رهبران سیاسی و تشکیل ایتلاف‌ها نه دردی را دوا کرده و نه هم به خاطر منافع ملت، دست آستین برزده و کوچک‌ترین خدمتی را انجام داده اند؛ اما گفته اند: “ملت گوسفندی لایق حکومت گرگان است” یعنی ملتی که هنوز نمی‌تواند سرنوشت خود را تعیین کند و نمی تواند در مورد تاریخ و گذشته قضاوت کند، بعید است که در فکر ساختن خانه‌ی خود باشند.

باز هم، از چنین شرایط سردمداران همچو گرگ‌های درنده استفاده کرده و به خاطر منافع خود هر از گاهی در فکر آشوب و “آب را خت کن و ماهی بگیر” هستند؛ اما قربانی هر روز ملتی می شود که، قیمت یک کیلو پیاز آن در ولایت فراه به ” یک افغانی” رسیده و نمی‌دانند که، سرنوشت شان به کدام سمت و سوی در حرکت است.
دریک نگاه کوتاه، همان گونه که، برگشت گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی، نتوانست بر اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور تاثیر مثبتی داشته باشد، برگشت جنرال دوستم، نیز نمی‌تواند اوضاع جاری را مِهار کند و این همه، بازی های است که، هر روز از خون ملت قربانی می‌گیرد.

Categories: اجتماعي سیاسي,صفحه دري,مقالې-روانې چارې /ټولنیزې/ سیاسي

Tags: ,