به ګردانندګان سایت افغان سباوون (دعوت میډیا۲۴)/قاسم باز

قاسم باز                                                                           ۲۰۱۷ /۱۲/۸    

به ګردانندګان سایت افغان سباوون (دعوت میډیا۲۴)، نګذارید که سایت شما را سید خلیل الله هاشمیان در اذهان مردم پایین بیاورد !

      ( در زبان پشتو یک متل است که میګوید، ( زور می پر تا نه رسیږی مړ به دی پلار کړم )

جواب من به عارف عباسی و ډبل ایجنت روس و انګلیس دوزد ګردنبند خانم مرحوم مارشال شاه    ولی خان در لندن، سید خلیل الله هاشمیان. 

اقای عارف عباسی ، این مفتری بزرګ  و نویسنده عقده یی افغان هم به میخ میزند و هم به نعل.

خوانندګان ګرامی. غرور تنها به خداوند بزرګ  میزیبد ، من از خدا خود رازی هستم که وی  زره انرا برایم عنایت فرموده.

جناب اقای عارف عباسی.  من مثل شما و بعضی دوستان شما نیستم که واه ، ناله  فریاد و مثل مګس در هر جای پاک و نا پاکی که  بینشینم همیشه دو دست خود را بسایم، که وای وای، به امدن رژیم جمهوریت  این و ان عضو فامیلم امتیازات خود را از دست داد،  پدر و کاکایم این و ان کاره بود حالا خانه نشین شده، و یا یک عضو فامیلم در ان وقت برای مدت زندانی شد و غیره و غیر.

جناب مدیر صاحب مجله ویترنری وزارت زراعت.

اګر به نوشته های من متوجه شده باشید من تا این دم از حزب دیموکراتیک خلق بخاطر شهادت پدرم و سه برادر جوانم، و محبوسیت بی ګناه ام هیچ شکوه نکردم بخاطر نمی کنم که خوانندګان ګرامی این سایت فکر نکند که من اینقدر شخص زبون و ناتوان استم که بخاطر شهادت اعضای فامیلم  تمام اعضای ان حزب را توهین و تحقیر کنم، بلی این یک واقعیت است که  پدر و سه برادر جوانم توسط یک مشت از جنایت کاران ان حزب به شهادت رسیدند و انهایکه مرتکب این جنایت شده  امروز در بین ما نیستند. بد ګفتن من و دشنام من امروز به انها کدام درد من و فامیلم را دوا کرده نمی تواند ما انها را بخداوند انتقام ګیر سپردیم. من از خود می شرمم که امروز انهایکه در این جهان  نیستند من جملات ناشایسته را نثار شان کنم، من همیشه ګاهی اوقات از دست درد زیاد انها را بنام یک عده افراد ناقبت اندیش یاد میکنم. من مثل شما نیستم که هر لحظه در هر نوشته مانند شما درباریان،  ویش  و وای فریاد و ناله  و مانند یک عده مردان جټ که عادت شان بدګوی و دشنام است نثار شان کنم، و همیشه دو دست خود را در روی خود زده و مویهای فرق خود را  بکنم.

اقای مدیر صاحب مجله وزارت زراعت .

لطفآ از این زیاد نه وقت ما را ضایع سازید و نه وقت ګردانندګان سایت افغان ـ جرمن انلاین و نه وقت خوانندګان این سایت . شما یګانه تهمت ګر بودید که بار اول رفتنم را به روم ایتالیا نزد شاه اسبق که انهم به خواهش یک عده دوستان ان سفر که انها از من کرد و من هم به خواهش ان دوستان لبیک ګفتم و رفتم ، شما ان رفتنم را به انجا بخاطر کسب نمودن مقام و چوکی وانمود ساختید در حالیکه این ګونه قضاوت تان یک قضاوت واهی و دور از انصاف بود ، دوستان شاهد هستند وقتیکه بنده به همرای دوستان به ایتالیا رفتیم و وقتیکه من خود را به ظاهرشاه معرفی کردم شاه  بنده را در بغل ګرفته و برایم ګفت. که «  من از تمام مشکلات که به فامیل شما عاید ګردیده خبر دارم، وی انقدر صحبت  همرای من کرد که همرای هیچ یک عضو دیګر ان مجلس نکرد. جناب عارف عباسی . من بخاطر رد ان ادعا مزحرف و دروعین شما قبلآ در یکی از نوشته های خود جواب دادم و لی حالا میخواهم تا دوباره ان دروغ و تهمت ناحق تان که بالای من نموده بودید به روی زیبا؟ تان بکشم، جنابک عالی؟  زمانیکه خواهر ظاهر شاه در لندن بمرګ طبعی فوت نمود،  فامیل من بود که  تمام مصارف جنازه و فاتحه انرا بدوش خود ګرفت،  در ان وقت و زمان که خواهر شاه ظاهر شاه فوت نمود  سه سال قبل ظاهر شاه فوت نموده بود و یک سال قبل جنرال سردار عبدالولی، ما این کار را بخاطر چوکی و خشنودی ظاهر شاه و محمد شاه، شاه ولی و عبدالولی نکردیم بلکه ان کار ما اول بخاطر حلال نمکی و دوم بخاطر اینکه وظیفه ایمانی و وجدانی ما بود کردیم.

جناب مدیر مجله ویترنری حیوانات و حشرات.
یک موضوع را به اصطلاح ما افغانها برایتان پوستکنده میګویم ان اینکه، جنابان هر یک اقای احسان لمر و جناب ولی اریا از شما کرده فهم و درایت عالی و صاحب قلم هستند انها میتواند از خود مردانه وار دفاع نماید انها به شیطانیت و دو رنګی شما هیچ ضرورت ندارد، ګاهی اوقات که یک عده افراد خود غرض در این سایت موضوعات را مطرح میکند که باید نکند، ما مجبورم تا به اندازه فهم و دانش خود به ان جواب بګویم،  ګویند به یک سیلی ده روی درد میکند. من اګر از جنابان هر یک ولی اریا و اقای احسان لمر عفه خواستیم به همین خاطر بود، ولی زبونی و شیطانیت شما مرا بسیار خوش ساخت به این معنی که مردم حالا میتواند به بسیار اسانی و خوبی به  عقد درونی و روانی تان در حصه شهید سردار محمد داوود خان پی ببرده  و انها چهره فوتوژینک شما را خوب و خوبتر بشناسد.

راستی اقای عارف عباسی.  موضوع راوی که دوست شما بود چطور شد من تا حال منتظر نام ان راوی هستم. ای درغګو بی نظیر. این شما بودید که بار اول یک عده مسایل را دامن زدید و مقام اعلیحضرت محمد ظاهر شاه را زیر سوال بردید، اګر نی ما کجا و ظاهرشاه کجا.
خوانندګان محترم.

یکی از جفنګ نویسان زن طلاق جاسوس روس که برادرش بنام حیدر مسعود نام داشت وی در زمان ظاهرشاه به روسیه رفته و در کی جی بی کار میکند و ستیزن شیف روسی نیز دارد وی در دوره اقتدار پرچم بحیث وزیر اطلاعات و کلتور کار میکرد، امروز برادر دیګرش بنام خلیل الله هاشمیان که پدر و کاکا اش در زمان سلطنت نادرخان بجرم اعتشاش مردم شینوار ملک علم خان و افضل خان زندانی شدند و انها توسط پدرم از حبس رها شدند امروز پسر وی هاشمیان بی ننګ و بی غیرت به من دشنام میدهد، این شخصیت حرام نمک در هر سایت که رفته ان سایت را شرمانده و مسولین ان سایت ها وی را به چتیات ګفتن اخراج نموده که نمونه بارز ان سایت ازاد افغانستان، و سایت افغان جرمن انلاین است، این شخص بی سویه حالا میخواهد که سایت سباوون و دعوت را نیز در اذهان مردم پاین بیاورد که نمونه بارز ان نوشته فعلی وی تحت عنوان ((سقوط سویۀ تهذیب درپورتال افغان- جرمن )) مورح ۱۲ اګست  بر ضد من است، این بسویه وکیل هر ان کس که انها به شهید داوودخان نظر خوب ندارد همدست میشود، وی چند ماه قبل که در سایت افغان جرمن انلاین  پشت اقای ولی نوری مسول سایت اریانا و ظاهرشاه چی جفنګ نبود که نمی نوشت ، ولی امروز ان هاشمیان به چی چشم سفیدی دوباره به انها رجوع کرد، وانها هم مثل سګ وی را استعمال میکند، این شخص بی حیا و بی پرنسیپ در یکی از نوشته های خود متذکر شده که اګر کدام کس دیګر مانند این عکس ظاهر شاه که وی در سروبی همرای غلام سرور ناشر که پیش روی یک سماوار نشتسه و یک پیاله چای نوش جان میکند، میګوید که اګر کدام شخص مانند این عکس ظاهر شاه عکس از سردار محمد داوودخان داشته باشد انرا لطفآ نشر نماید،

من به این زن طلاق و ډبل جاسوس انګلیس و روس میګویم که ای بی شخصیت هاشمیان، هیچ کس در افغانستان پیدا نخواهد شد که بګوید مرحوم داوودخان شوق شکار، شوق ساز و سرود، شوق زندګی مجلل، شوق …. مانند دیګران داشت، وی شخصیت بود که همیشه در وقت غیر رسمی لباسهای عادی می پوشید و در خانه خشت خام زندګی میکرد و یک موتر عادی تیوتا داشت.

بلی مرحوم محمد داوودخان هم شوق و علاقه داشت البته شوق و علاقه اعمار پروژه های عام المنفعه  و دیدار از ان پروژه های عام المنفعه.  وی  صدها بار و در صدها جای همرای مردم دهاتی در اطراف و اکناف افغانستان مانند  کوچی ها و مردم بی بضاعت که در کوها و دره ها زندګی میکرد بالای زمین به یک ګیلم کهنه به سفره نان  نشسته. لطفآ به این عکس ذیل خوب توجو نماید  وقتیکه وی سینه کوه هندوکش را بخاطر اسودګی مردم کشور خود سراخ میکرد وی تا  فرق کوه هندوکش یعنی کوه سالنګ ګاهی پای پیاده و ګاهی بالای اسپ،  سروی و ډیزاین تونل سالنګ  را میکرد. ای هموطن وقتیکه ان شخصیت بزرګوار به ان کوه با غزمت بالا میشد در انجا در ان وقت نه هوتل کابل و نه اشپزخانه صدارت و نه از ارګ سلطنتی وجود نداشت. در انوقت وی مانند دیګران همرای دوغ و ماست نان خود را میخورد ،  اینست  تفاوت بین من و شما، تصویر سخن میګوید. یا تصویر خبری کوی.
یک خاطره فراموش ناشدنی از محمد داوود معظم اولین ریس جمهور افغانستان.
ګفتنیهای از محمد داوودخان که تا حال ګفته نشده، اینرا اکثره هموطنان محترم افغان من میداند که مرحوم محمد داوودخان از ملا سیاسی، روحانی سیاسی، حضرت و اخوندزاده سیاسی خوشش نمی امد.
پدرم بازمحمد خان و برادرم عبدالمجید و یک همصنفی دوران فاکولته ام که باشنده یکه توت کابل بود از رفتن داوودخان به زیارت ۱۲ امام در حصه یکه توت سرک کابل پلچرحی به ان زیارت قصه های داشته که اینک همرای شما وطنداران عزیز خود شریک میسازم. پدرم از دروران خانه نشینی و برادرم از دوران ریاست جمهوری هردو شان برای من چی که در انوقت به دوستان خود نیز این حکایت ها نموده . ان اینکه ، هر وقتیکه داوودخان بدون کار رسمی بطرف جلااباد و یا پلچرخی ګاهی همرای فامیل و ګاهی تنها میرفت در حصه یکه توت سرک کابل پلچرخی یک زیارت که بنام زیارت دوازده امام شهرت داشت محمد داودخان ګاهی همرای خانم و فامیل خود و ګاهی تنها هر وقتیکه از انجا عبور میکرد موتر خود را پیش روی ان زیارت استاده میکرد و عرض ادا احترام داخل محاویطه ان زیارت میشد و دعا خود را میکرد برادرم ګفت هر باریکه ما بطرف پلچرخی در وقت غیر رسمی میرفتیم وی به ان زیارت میرفت بعد از دعا از ملنګ ان مسجد جویا احوال وی میشد و یګان پرس و پال و احوال صحتمندی شان را میکرد، ان ملنګ نیز وی را خوب میشناخت داوودخان زمانیکه خانه نشینی بود به ان زیارت میرفت. برادرم برایم قصه کرد در ماه حمل سال ۱۳۵۷ یکی از روزها که من همرای داوودخان عرض دیدن کارهای ساختمانی محبس پلچرخی به محبس پلچرخی میرفتم طبق معمول داوودخان که خودش دریوری میکرد پیش روی ان زیارت موتر خود را استاده کرد وی داخل زیارت شد و من هم از نګاه وظیفوی داخل زیارت همرای وی میشدم، و همیشه متوجه ان ملنګ می بودم این بار بطور غیر مترقیبه  ملنګ ان مسجد وقتیکه داودخان را دید این بار مثل سابق به داودخان چیزی نګفت و سر خود را پاین کرد چادر بسر خود انداخته بود ، داوودخان بعد از ادا احترام به ان زیارت و دعا از ملنګ زیارت پرسان کرد که بابا چطور هستید، بابا ملنګ هیچ جواب نداد، باز داوودخان از ملنګ پرسان کرد که بابا ملنګ شما را میګویم که حال تان و صحت تان چطور است، برادرم ګفت که در این اثنا ان ملنګ چادر را ازروی خود پس کرد دیدم که از چشم ملنګ اشک میریزد و در حال ګریه است، برادرم به پدرم سوګند یاد کرد که پدراین بار ان ملنګ به داوودخان ګفت «  ګریانم بخاطر خودت است بسیار عمر کوتا پیش روی داری » یعنی عمرت کوتا است، برادرم ګفت که بعد از این جمله ګفتن ان ملنګ ، ملنګ از جای خود برخاست دستهای داوودخان را ګرفت میخواست دستهای داوودخان را ببوسد ولی داوودخان طبق عادت که داشت نمی خواست کسی دست وی را ببوسد وی ملنګ را نه ماند که دست وی را ببوسد. در این اثنا داوودخان به ان ملنګ ګفت که من به رضا خداوند خود تسلیم هستم هر چی که رضا وی است  قبول دارم. بعد از ان داوودخان همرای ملنګ خدا حافظی کرد و در موتر خودنشست و ما بطرف محبس رفتیم  برادرم ګفت که دو هفته بعد حادثه کودتا هفت ثور به وقوع پیوست.و پیش ګوی ان ملنګ جامه عمل پوشید.

در اخیر، از تمام بزرګان این سایت خواهشمندم که دیګر پشت ګپهای لهو و لعب این و ان نګردید حیف وقت ما که به جواب سوالهای بی ارزش و بی مفهوم انها وقت ګرانبهای خود را ضایع سازید.
در این عکس ذیل، جناب سردار محمد داوودخان بالای اسپ سفید و جناب انجینیر کبیرخان وزیر فوایدعامه در کوه هندوکش جایکه    تونل سالنګ را میساخت دید میشود. روح هردو خدمتګار وطن شاد و یاد شان ګرامی باد.

سردار محمد داوودخان بالای اسپ سفید و جناب انجینیر کبیرخان وزیر فوایدعامه در کوه هندوکش

Categories: اجتماعي سیاسي,صفحه دري

Pin It on Pinterest