افغان به معنی پشتون نیست/ داکتر حلیم تنویر

شواهد زیر مدارک و اسنادیست تاریخی، در رابطه با ریشه ها اصلی اصطلاح افغان که در مقدمۀ کتاب تاریخ هنر در افغانستان، اثر حامد نوید آمده است، این شواهد گواه بر این است که کلمهء افغان به معنی پشتون نیست. هرگاه از نگاه علم Etymology یا ریشه شناسی، ریشۀ های تاریخی واژۀ افغان را بررسی نمائیم در مییابیم که: کلمهء «افغان» به معنی پشتون نیست، بلکه این کلمه ریشه یافته از واژۀ Asvakan درسانسیکریت Ashvakas درزبان هندوآریایی پراکریت، اسپکان درپهلوی اشاکانی، اشکانوی(Assakenoi= horseman) درمتون قدیمی گریکورومن، ابکان واپگان درپهلوی ساسانی که حرف (س) آن به مرور زمان افتاده، آمده است. ازآنجایکه حروف (پ) و (گ) درالفبای زبان عربی وجود ندارد معرب کلمه «اپگان» درادوار اسلامی «افغان» نگاشته و تلفظ شد. کلمه «افغان» به حواله مؤرخین وزبانشناسان معروفی چون جان مک کرندل J.W. McCrindle، ایریکلیوس É.Reclus فرانسوی، کریستن لیسن نارویجی Christian Lassen الکزاندرکوگنهام Alexander Cunningham برتانیوی؛ لقبی بود که از دير زمانه ها به سوارکارن و سلحشوران باختری و کامبوچه ها یا ساکنین قدیم اطراف کابل که آئین اوستایی داشتند تعلق میگرفت. سلسله شاهان اسپه یا اسپه گان باختر در جلگه های شمال هندوکش جایکه پرورشگاه اسپان اصیل وتازنده بود نخستین مقرفرمانروایی شانرا اساس گزارده ودامنه اقتدارشان را درنیمه هزاره دوم پیش ازمیلاد تا کابل وسرزمینهای دیگرجنوب هندوکش گسترش دادند. درفرهنگ اوستایی کیشاهان سوارکاری وداشتن اسپان ممتازعلامه سلحشوری ودلیری بود وشاهان قدیم بلخ کلمه اسپ را پساوند نام خویش میساختند مانند گشتاسپ، زراسپ، لهرساپ، ارجاسپ و وامثال آن که بیورآسپ لقب ضحاک بود و پورشاسپ لقب پدرزردشت. به اساس تحقیق در متون اوستایی کلمه آبگان یا آوگان به معن کوبنده مترادف به جنگجو آمده است که این کمله در کتیبه های شاهپور اول و دوم ساسانی در نقش رستم بصورت اپگان و ابگان ذکر است. چناچه فردوسی در شهنامه چنین گفته: سـپـهـــدار چـون قـارن كاو گـــان — سپه كش چو شيروى و چون آوگان آریان تاریخ نگار به حوله یاداشتهای همرهان اسکندر ازجنگهای وی با اشکانوی ها یعنی سوارکاران افغان دراطراف کابل گزارش میدهد. بهمین ترتیب ابن بطوطه واقعه نگار وسياح معروف مراکشی عربی زبان، دریادشتهای سفریکه درسال ۱۳۲۸ میلادی به کشورهای شرقی اسلامی نموده مینگارد درکابل به مردمانی برخورده است که به زبان فارسی تکلم نموده وخود را افغان مینامیدند. مقوله های دیگری نیزدرمورد وجه تسمیه کلمه اففان وجود دارد که مانند نظریات نعمت الله هروی نویسنده مخزن الافغان دربارمغلی هند بخاطر جنبه افسانوی بودن آن ثبوت نیافته است. ازینرو اکثر محققین و زبانشاسان به این امرمتفق الاقول اند که اصطلاح افغان لقب ومرتبتی بوده که به سوارکاران اتلاق میافت، نه به قوم ویا قبیله خاصی. گرچه عدهٔ با گرایش های سیاسی ایکه دارند، کلمات افغان وپشتون را مترادف هم میدانند وازینرودرمقابل آن ابرازمخالفت مینمایند، اما درمیان ۲۵ یا ۲۶ قبیله پشتون چون افریدی، مهمند، احمدزی، یوسف زی پوپل زی امرخیل وقبایل دیگر، قومی بنام افغان زی ویا افغان خیل و جود ندارد. البته هرکسی حق دارد که هویتی را برای خود اختیار کند ویا با نظری مواقفق نباشد، اما ازنگاه پذیرش معیارهای علمی و بالاتر ازآن، با توجه به ارزشهای والای تعالیم اسلامی اهانت به هیچ قومی مجاز نیست، بخصوص به ملتیکه به قول هموطن فرهیخته محترم بخت بیک میرزاده به التیام زخم های زاده ازجنگ نیازمندی مبرمی داشته باشد. Naser Gulrani داكتر حليم تنوير

فهرست گزیده از منابع درمورد کلمه افغان: 1. “Afghans are Assakani of the Greeks; this word being the Sanskrit Ashvaka meaning ‘horsemen’ ” (Ref: Sva, 1915, p 113, Christopher Molesworth Birdwood). 2. Their name (Afghan) means “cavalier” being derived from the Sanskrit, Asva, or Asvaka, a horse, and shows that their country must have been noted in ancient times, as it is at the present day, for its superior breed of horses. Asvaka was an important tribe settled north to Kabul river, which offered a gallant resistance but ineffectual resistance to the arms of Alexander “(Ref: Scottish Geographical Magazine, 1999, p 275, Royal Scottish Geographical Society) 3. An Inquiry Into the Ethnography of Afghanistan, 1893, p 75, Henry Walter Bellew 4. Gankovsky, Yu. V., et al. “A History of Afghanistan.” Moscow: Progress Publishers, 1982. 8vo. Cloth. 359 p. 100, Royal Numismatic Society (Great Britain); Awq, 1983, p 5 5. Alexander, p 87, Alexander Cunningham; India as Seen in the Brhatsamhita of Varahamihira, 1969, p 70, Dr Ajay Mitra Shastri. 6. ^ Journal of American Oriental society, 1889, p 257, American Oriental Society; Mahabharata 10.18.13. 7. Kambojo assa.nam ayata.nam i.e Kamboja the birthplace of horse Samangalavilasini, Vol I, p 124. 8. ^ In the Anushasnaparava section of Mahabharata, the Kambojas are specifically designated as Ashava.yuddha.kushalah (expert Cavalrymen). 9. Dr Michael Witzel: “The Kambojas, located somewhere in east Afghanistan, spoke Iranian language and followed Zoroastrian habits” 10. Persica-9, 1980, fn 81, p 114; Electronic Journal of Vedic Studies, Vol. 7 (2001), issue 3 (May 25), Art. 9). 11. J. W. McCrindle says that the modern Afghanistan — the Kaofu (Kambu) of Hiun Tsang was ancient Kamboja, and the name Afghan evidently derives from the Ashavakan, the Assakenoi of Arrian 12. Asvaka = Afghan: The Numismatic Chronicle, 1893, p 13. (Alexandra’s Invasion of India, p 38;

Categories: اجتماعي سیاسي,صفحه دري